X
تبلیغات
متولد مرداد
متولد مرداد

قمر در عقرب

قمر در عقرب

به اطلاع خوانندگان محترم برسانم كه دانستن ايام منحوس و قمر در عقرب ضروري است چراكه اگر قمر در عقرب باشد يا ايم منحوس باشد كار و عمل شما معكوس جواب مي دهد مثلا اگر براي كسي دعاي محبت و بخت گشايي بنويسيم آن دعا باعث جدايي مي شود. هر طالع در ماه چند روز قمر در عقرب و نحس دارد و اين ايام

منحوس هر طالع است:

حمل از روز 16 تا نصف روز 18

ثور از روز 13 تا نصف روز 15

جوزا از روز 11 تا نصف روز 13

سرطان از روز 8 تا نصف روز 10

اسد از روز 6 تا نصف روز 8

سنبله از روز 3 تا نصف روز 5

ميزان از روز 1 تا نصف روز 3

عقرب از روز 28 تا نصف روز 30

قوس از روز 26 تا نصف روز 28

جدي از روز 23 تا نصف روز 26

دلو از روز 21 تا نصف روز 23

حوت از روز 19 تا نصف روز 21

 

*****************۸

تبديل مختصات از يک دستگاه به دستگاه ديگر

بسيار اتفاق مي افتد که مختصات يک جرم سماوي در يکي از دستگاه ها را در اختيار داريم ولي به مختصات آن در دستگاه ديگري نيازمنديم. در اين موارد بايد از فرمول هاي ارايه شده براي تبديل دستگاه ها به يکديگر استفاده نماييم. ما در اينجا به ذکر سه فرمول از کتاب فرمول هاي ستاره شناسي براي محاسبها تاليف جين ميوس[1] بسنده مي کنيم. براي يافتن فرمول هاي بيشتر و اثبات هريک از فرمول ها مي توانيد به منابع مفصل نجومي ديگر[2] مراجعه نماييد. در فرمول هاي زير a و d بعد و ميل, l و b طول و عرض دايره البروجي, a و A ارتفاع و سمت, e تمايل دايره البروجي که براي سال 2000 معادل 4392911/23 درجه محاسبه شده است, j عرض جغرافيايي و H زاويه ساعتي محلي است که از جنوب به سمت غرب به ازاي هر 15 درجه يک ساعت محاسبه مي شود.
1-
تبديل مختصات استوايي به دايره البروجي:

tan l

sin a cos e +tan d sin e


cos a



  sin
b = sin d cos e - cos d sin e sin a  

2-
تبديل مختصات دايره البروجي به استوايي:

tan a

sin l cos e - tan b sin e


cos l



  sin
d = sin b cos e + cos b sin e sin l

3-
تبديل مختصات استوايي به مختصات افقي:

tan A = 

sin H


cos H sin j - tan d cos j



sin a = sin j sin d + cos j cos d cos H

توضيح بيشتري در مورد دايره البروج

چنانچه اشاره نموديم, خورشيد علاوه بر مسير ظاهري روزانه خود در آسمان, در طول يک سال شمسي مسير مشخصي را در ميان ستارگان مي پيمايد. چنانچه گفته شد, اين مسير زاويه اي حدود 5/23 درجه با استواي سماوي تشکيل مي دهد و در نتيجه خورشيد با زاويه ميلي بين 5/23+ و 5/23- درجه در آسمان پديدار مي گردد. مسير حرکت خورشيد در کره سماوي را دايره البروج مي نامند. پيشينيان ستارگان موجود در اين مسير را به دوازده صورت فلکي تقسيم نموده اند که خورشيد به ترتيب در هرکدام, حدود يک ماه توقف مي کند. نام هريک از اين صور, معادل فارسي آن, معادل ماه شمسي آن و نام اروپايي مربوط به آن, در جدول زير نمايش داده شده است.  

نام برج

معادل فارسي

ماه ايراني

نام اروپايي

حَمَل

بره

فروردين

Aries

ثَور

گاو

ارديبهشت

Taurus

جَوزا

دوپيکر

خرداد

Gemini

سرطان

خرچنگ

تير

Cancer

اَسَد

شير

مرداد

Leo

سُنبله

خوشه (دوشيزه)

شهريور

Virgo

ميزان

ترازو

مهر

Libra

عقرب

کژدم

آبان

Scorpio

قوس

کمان

آذر

Sagittarius

جَدي

بز

دي

Capricornus

دَلو

آبريز

بهمن

Aquarius

حوت

ماهي

اسفند

Pisces



 
در نيمه شب, هنگاميکه خورشيد در زير افق کاملا به نقطه مقابل نصف النهار ما رسيده است, صورت فلکي که روي نصف النهار ما ديده مي شود, همان صورت فلکي است که شش ماه پيش خورشيد در آن قرار داشته است, مثلا در ماه فروردين در نيمه شب, صورت فلکي ميزان در نصف النهار قرار مي گيرد. همينطور بعد از غروب آفتاب اولين صورت فلکي که در افق غربي رؤيت مي شود, صورت فلکي است که در برج (ماه) بعد, خورشيد در آن قرار خواهد گرفت, چنانچه قبل از طلوع, آخرين صورت فلکي که در افق شرقي ديده مي شود, صورتي است که خورشيد در ماه قبل در آن قرار داشته است.
شايد تا بحال احساس کرده باشيد که زمستان ها, نور مهتاب بهنگامي که بدر است, بيشتر از نور حالت مشابه در تابستان است, علت اين امر اينست که در زمستان خورشيد در قوس نزولي (?5/23- = d) دايره البروج قرار گرفته است و ماه که در حالت بدر, درست در مقابل خورشيد در بخش ديگر دايره البروج قرار دارد, قهرا در قوس صعودي قرار گرفته يعني (?5/23+ = d) بنابراين در نيمکره شمالي ماه به حداکثر ارتفاع خود مي رسد و همانگونه که در تابستان خورشيد بهنگام ظهر در بالاترين ارتفاع قرار مي گيرد, قرص ماه هم در نيمه شب زمستان در بالاترين ارتفاع قرار گرفته بيشترين نور را در آسمان ساطع مي کند.
بقيه سيارات واقع در منظومه شمسي هم در دايره البروج قابل رصد هستند, عطارد و زهره کمي قبل از طلوع آفتاب يا کمي پس از غروب آفتاب ديده مي شوند. مريخ و مشتري و زحل هم در مسير دايره البروج در حرکتند.
يک شعر عربي مي گويد هنگامي که ماه در حالت بدر در نزديکي ثريا (خوشه پروين که در نزديکي صورت فلکي ثور قرار گرفته است) قرار بگيرد, نشانه آغاز فصل سرما است. بعقيده شما توجيه نجومي اين پديده چيست؟1  

حرکت تقديمي

ميدانيد که زمين در مدار خود به دور خورشيد حالات چهارگانه اعتدالين و انقلابين را طي مي کند و چنانچه گفتيم در هر ماه, خورشيد را در يکي از صور فلکي دايره البروجي مي بينيم. در 2000 سال پيش هنگامي که اسامي اين صور ابداع شد, نقطه آغاز اعتدال بهاري به اول صورت فلکي حمل منطبق بود. ولي در طول اين مدت بشر دريافت که زمين در حاليکه در مدار خود مانند يک فرفره در حال گردش به دور خورشيد است, تحت جاذبه ماه و خورشيد با تغييرات جزيي در حرکت مداري خود روبروست. اين تغييرات اثر بسيار کندي در برخي مفاهيم به ظاهر ثابت ايفا مي کنند. از جمله نقطه اعتدال بهاري از ابتداي برج حمل به طرف برج حوت متمايل مي شود. توضيح آنکه هر ساله نقطه اعتدال بهاري در مقايسه با موقعيت ستارگان به مقدار اندکي زودتر اتفاق مي افتد. به اين حرکت زمين حرکت تقديمي گفته مي شود.
يک دوره کامل حرکت تقديمي 25800 سال طول مي کشد, يعني اگر فرض کنيم 2000 سال پيش اسامي صور فلکي دايره البروجي وضع شده باشد, 23800 سال بعد, دوباره زمين در وضعيت مشابه اوليه خود قرار مي گيرد. در طول اين مدت هر سال زمين حدود 50 ثانيه قوسي زودتر به اعتدال بهاري مي رسد. بنابراين در حال حاضر صور فلکي با اعتدالين و انقلابين يا بطور کلي با برج هاي دوازده گانه نجومي که مبين يک سال شمسي کامل هستند, تطبيق نمي نمايد. مثلا بجاي اينکه خورشيد در اول فروردين وارد صورت فلکي حمل شود, در 21 فروردين وارد صورت فلکي حمل مي شود. در حقيقت مي گوييم که خورشيد در اول فروردين وارد برج حمل شده ولي در 21 فروردين وارد صورت فلکي حمل مي شود.
 

مساله قمر در عقرب

ماه هر 32/27 روز يکبار به دور زمين مي گردد, به اين دوره يک ماه نجومي مي گويند ولي از آنجا که زمين نيز به نوبه خود در طي اين مدت حدود 30 درجه در مدار خود به گرد خورشيد تغيير مسير داده است, براي اينکه ماه, زاويه زمين ماه خورشيدي سابق خود را پيدا کند, بيش از دو روز ديگر بايد به دور زمين بگردد. اين مدت که در مجموع تقريبا 53/29 روز طول مي کشد يک ماه هلالي را تشکيل مي دهد. بنابراين در هر ماه هلالي ماه بيش از يک دور, دايره البروج را طي مي کند.
در روايات ما براي قرار گرفتن ماه در عقرب احکام خاصي وضع شده است. چنانچه در وسايل الشيعه با اسناد مختلف روايت مي کند که: "عن محمد بن حمران عن ابيه عن ابي عبد الله عليه السلام قال: من سافر او تزوج والقمر في العقرب لم ير الحسني".1
همينطور مرحوم طبرسي در مکارم الاخلاق از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم روايت مي کند که: "انه نهي عن الحجامه في يوم الاربعاء اذا کانت الشمس في العقرب."2
مشکلي که در اينجا قابل بحث است آن است که مراد از عقرب, صورت فلکي عقرب است يا برج عقرب. تفاوت اين دو اصطلاح به خاطر حرکت تقديمي است که به تفصيل در مورد آن بحث کرديم. بين فقها دو نظر مختلف مطرح شده است:
مرحوم مجلسي در اين باب مي فرمايد: "الظاهر ان المراد بکون القمر في العقرب هنا کونه محاذيا لکواکبه کما هو ادب(داب ظ) العرب في البوادي و غيرها, اذ لم يکن عندهم ضوابط البروج و الانتقالات اليها و الاستخراجات الشايعه في تلک الازمان و لم يکن دابهم عليهم السلام احاله الناس في الاحکام التي تحتاج اليها عامه الخلق علي ما لا يعرفه الا الآحاد من العلماء لاسيما اذا لم يکن شايعا في تلک الازمنه عند العلماء ايضا و الکواکب الثابته و الاشکال التي سميت البروج بها قد انتقلت في زماننا عن البروج التي عينوها بمقدار برج تقريبا فالعقرب في مکان القوس. فظهر ان ما في الشريعه ايضا لايوافق قواعدهم المقرره عندهم."3
در کشف اللثام در اين مورد نظر ديگري عنوان شده است. فاضل هندي مي فرمايد: "والظاهر ان لفظ الخبر مقول علي عرف اهل النجوم و لايرويدون بمثله الا الکون في البرج بالمعني المعروف عندهم مع الاصل في ما زاد."1
ممکن است قول اول , يعني اينکه مقصود صورت فلکي عقرب است, به وجوه زير تقويت شود:

·  در موقع صدور روايت (قرن نهم ميلادي) هم, برج و صورت فلکي تطابق کامل نداشتند و احاله عرف به "عقرب" به صورت فلکي منصرف بوده است.

·  اسامي صور فلکي نامبرده شده از ابداعات اقوام غير عرب است و اعراب براي تعيين موقعيت قمر از منازل بيست و هشتگانه استفاده مي کرده اند. از همينرو آيه شريفه : "والقمر قدرناه منازل حتي عاد کالعرجون القديم" 2 به منازل معروف نزد اعراب نسبت داده مي شود. بنابراين داب اعراب مشخص نمودن موقعيت قمر با ستارگان بوده است و اين عادت, اراده معناي صورت فلکي را تقويت مي نمايد.

·  وضع بروج براي احصاء فصول مختلف سال بوده و اين در مورد خورشيد موضوعيت دارد ولي در مورد ماه , فصول مختلف معني ندارد, بنابراين جايگاه ماه بين ستارگان مهم است نه زاويه دايره البروجي ماه.
از طرف ديگر قول دوم, يعني اينکه مقصود برج عقرب باشد, به وجوه ديگري تقويت مي شود, از جمله:

·  از آنجا که اصطلاح عقرب مثل بقيه صور فلکي دايره البروجي ريشه غير عربي دارد, اين اصطلاح طبق عرف اصلي بکار مي رود. پس بايد مراد همان برج نجومي باشد.

·  در سه ماه از سال که خورشيد در حوالي صورت فلکي عقرب قرار مي گيرد, يعني ماه هاي پاييز, اصولا صورت فلکي عقرب ديده نمي شود و تشخيص اينکه قمر در عقرب واقع شده احتياج به خبرويت و قدري محاسبه دارد. بنابراين در سه ماه از دوازده ماه قمري, وقوع قمر در عقرب کاملا وجهه نجومي دارد و در نه ماه ديگر هم اراده يک معني صرفا نجومي, و نه عرفي, امر دور از ذهني نيست.  


ارسال در تاريخ توسط سعید
.: :.