مادر

 

 

***************۸۸۸۸۸۸۸*************

               مادر اي روياي سبز غنچه ها

مادر اي پرواز نرم قاصدک
               مادر اي معناي عشق شاهپرک

گونه هايت کاش مهتابي نبود
               تا دلم در بند بي تابي نبود

اي تمام ناله هايت بي صدا
              مادر اي زيباترين شعر خدا 

**************************

سرود مادر

 

در بوسه هاي مادر
خورشيد نور باران
آغاز روز تازه
لبخند بامدادان


در خنده هاي مادر
عطر خوش گلستان
زيبايي طبيعت
شادابي بهاران.
 
مادر تو روح و جاني
مادر تو جاوداني
با من تو مهرباني
با من تو همزباني


مادر تو بهتريني
مادر تو نازنيني
مادر تو دلنشيني
بر حلقه ام نگيني.
 
مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.
 
در چشم هاي مادر
آبي آسماني
روًياي سبز نوروز
معناي زندگاني


در اشك هاي مادر
پاكي آب باران
رنگين كمان روشن
آواي چشمه ساران.
 
مادر زعشق سرشار
روح نثار و ايثار
در راه كودكانش
مادر بود فداكار


مادر چراغ خانه
گرماي آشيانه
مهرش درون قلبم
ماناست جاودانه.
 
مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.
 
در نغمه هاي مادر
لالايي محبت
شعر بلند پيوند
آواي انس و الفت


در پند هاي مادر
شيريني سعادت
آسايش دو گيتي
شادي بينهايت.
 
مادر تو صبح پاكي
برتر ز آب و خاكي
در مشرق محبت
خورشيد تابناكي


تو مايهً غروري
سرچشمهً سروري
سرشار شعر و شوري
بخشندهً شعوري.
 
مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.
 
مادر دلش رحيم است
قلبش مرا حريم است
روحش پناهگاهم
در لحظه هاي بيم است


قلبش طپد برايم
خود را كند فدايم
پر ميشوم ز شادي
چون ميكند صدايم.
 
بخشندهً جوانيست
معناي زندگانيست
لبخندش آسمانيست
شادي جاودانيست


آرامش نسيم است
بخشنده و كريم است
در بوستان هستي
چون گل پر از شميم است.
 
مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

 

آمينوها

 

آمينوها

Amino 1000

آمينوها در بازار بصورت قرص در بسته هاي 190 تايي موجود است. اين ماده در موارد ذيل مورد استفاده قرار مي گيرد:

1. جبران كمبود پروتئين بدن و درمان سوء تغذيه

2. افزايش حجم عضلات ورزشكاران

3. در موارد خاصي كه فرد بنا به دلايلي پروتئين بدن خود را از دست مي دهد مانند اعمال جراحي- سوختگي ها و برخي بيماريهاي مزمن.

نكته قابل توجه اينست كه: اگر دقت نموده باشيد در مورد شماره 2 يكي از موارد مصرف آمينو افزايش حجم عضلات در ورزشكاران ذكر شده و بديهي است اين ماده در افزايش حجم عضلات افرادي كه هنگام مصرف به ورزشهاي مناسب نمي پردازند، هيچ تأثيري ندارد و لازمه تأثير اين ماده، پرداختن به ورزشهاي مناسب جهت افزايش حجم مي باشد.

بهتر است اين مكمل پس از هر وعده غذايي و بلافاصله پس از تمرين مصرف شود.

 

آمينو 1200 ام اس سي          Amino 1200 MSC

موارد مصرف اين مكمل به شرح ذيل مي باشد:

1. بالا بردن استقامت بدن

2. افزايش قدرت و توده عضلات

3. بازسازي ذخاير انرژي بدن

4. ساخت پروتئين

در بازار بصورت كپسول و معمولاً در بسته هاي 120 و 240 تايي يافت مي شود.

مقادير مصرف آن در ورزشكاران روزي دو كپسول مي باشد.

 

آمينو1700       Amino 1700

اين مكمل از سفيده تخم مرغ تهيه مي شود و هر قرص آن بيش از 1500 ميلي گرم اسيد آمينه وارد بدن مي نمايد. بنابراين در اين مكمل اسيدهاي آمينه والين، لوسين و ايزولوسين كه به اسيدهاي آمينه شاخه دار BCAA معروف مي باشند، به مقدار لازم و كافي وجود دارد كه كار اصلي اين اسيدهاي آمينه، ساخت توده عضلاني و افزايش وزن بدون چربي مي باشد.

موارد مصرف اين مكمل به شرح ذيل مي باشد:

1. ساخت پروتئين و در نتيجه افزايش توده عضلاني

2. بازسازي ذخاير انرژي

3. افزايش وزن بدون چربي

در بازار اين مكمل بصورت قرص و در بسته هاي 250 تايي موجود بوده و مقدار مصرف آن براي ورزشكاران روزي 2 قرص توصيه شده است.

 

آمينو1900      Amino 1900

اين مكمل نيز مانند مورد قبل داراي مقادير زيادي از اسيدهاي آمينه والين، ايزولوسين و لوسين مي باشد.

اين مكمل بصورت قرص در بسته هاي 110 و 325 تايي يافت شده و هر قرص 1900 ميلي گرم اسيدآمينه را وارد بدن مي كند. مقدار مصرف آن نيز روزي 2 قرص براي ورزشكاران توصيده شده. موارد مصرف اين مكمل به شرح ذيل مي باشد.

1. افزايش توده و حجم عضلات

2. افزايش قدرت عضلاني

3. ساخت پروتئين در بدن

4. بازسازي ذخيره انرژي

 

آمينو 2400 ام اس سي                  Amino 2400 MSC

موارد مصرف اين مكمل نيز به شرح ذيل مي باشد:

1.افزايش توده عضلاني

2. بالابردن استقامت بدن

3. بازسازي ذخاير انرژي بدن

4. ساخت پروتئين در بدن

5. افزايش قدرت بدن

اين مكمل در بازار بصورت كپسول در بسته هاي 120 و 240 تايي يافت شده و مقدار مصرف آن براي ورزشكاران روزانه 4 كپسول است.

 

 

آمينو 2500             Amino 2500

نكته قابل توجه در مصرف اين مكمل اينست كه هرگز اين مكمل را با معده خالي مصرف نكنيد. اين مكمل در بازار بصورت قرص در بسته هاي 325 تايي يافت مي شود و موارد مصرف آن براي:

1. افزايش حجم و توده عضلات

2. ساختن پروتئين در بدن مي باشد

مقدار مصرف آن براي ورزشكاران آماتور روزانه 5 قرص و براي ورزشكاران حرفه اي تا روزي 10 قرص مي باشد.

 

آمينو 3000             Amino 3000

شكل ظاهري اين مكمل با اكثر مكملهاي هم خانواده كمي متفاوت بوده و بصورت كپسول ژله اي در بسته هاي 150 تايي ديده مي شود.

اين كپسول بايد با معده خالي مصرف شود. مقدار مصرف آن روزانه 3 كپسول به ترتيب: قبل از صبحانه يك عدد، يك عدد پس از تمرين و يك عدد حدود 5 ساعت پس از نهار.

 موارد مصرف اين مكمل:

 1. افزايش حجم و توده عضلات بدن

2. تأمين انرژي لازم در طول تمرينات سنگين

3. تأمين پروتئين بدن مصرف اين مكمل براي كودكان و زنان باردار و در دوران شيردهي خطرناك است.

 

آمينو 3100             Amino 3100

مقدار مصرف اين مكمل روزانه يك قرص مي باشد. اين مكمل نيز داراي اسيدهاي آمينه شاخه دار به مقدار كافي مي باشد.

در بسته هاي 85 و 165 تايي و بصورت قرص موجود است. موارد مصرف آن به شرح ذيل است:

1. ساختن پروتئين بدن

2. افزايش حجم عضلات

3. افزايش قدرت عضلات بدن

4. بازسازي ذخاير انرژي بدن

5. افزايش متابوليسم بدن( سوخت و ساز)

6. افزايش كارآيي ورزشي

 

 

آمينو فول       2000          Amino Fuel 2000

اين مكمل تركيب نسبتاً جديدي به شمار مي آيد و مقادير اسيدهاي آمينه شاخه دار(BCAA) و ساير تركيبات آن با توجه به نياز بدن افزايش يافته و با توجه به نياز بيشتر ورزشكاران به اين مواد تهيه و توليد مي شود.

اين مكمل بايد با معده خالي و مقدار آب و مايعات زياد مصرف شود.

چون اندازه قرصهاي اين مكمل كمي بزرگتر از حد معمول است در صورت ايجاد مشكل در بلع آن مي توانيد قرصها را چند تكه كرده و با آب زياد ميل نماييد.

اين مكمل در بازار بصورت قرص در بسته هاي 100 تايي موجود است.

موارد مصرف آن به شرح ذيل است:

1. افزايش توده و حجم عضلات

2. جبران كمبود پروتئين بدن

3. جلوگيري و جبران تحليل عضلات بدن

4. بالابردن توان و استقامت بدن

 ورزشكاران آماتور تا روزي 2 قرص و ورزشكاران حرفه اي تا روزي 6 قرص مي توانند بسته به فعاليت خود از اين مكمل استفاده نمايند.

 

 

آمينو تك       Amino Tech

اين مكمل به دليل داشتن مقادير كافي از اسيدهاي آمينه شاخه دار( BCAA)، ادنوزين تري فسفات(ATP يا انرژي) و عوامل مؤثر و تشديد كننده رشد، داراي طرفداران زيادي بين ورزشكاران است.

اين مكمل به شكل قرص و در بسته هاي 375 تايي موجود بوده و توليد مي شود.

مقدار مصرف آن براي ورزشكاران آماتور روزانه تا 5 قرص و ورزشكاران حرفه اي تا روزي 12 قرص مي باشد.

موارد مصرف آن نيز در:

1. كمبود شديد پروتئين در بدن

2. كمبود شديد اسيدهاي آمينه

3. افزايش استقامت و قدرت بدن حين تمرينات سنگين و مسابقه

4. افزايش و تشديد رشد قدي در افراد كوتاه قد و لاغر

5. افزايش حجم و توده عضلات

كارشناس و مشاور ورزشي تبيان

 

گلوكزآمين   Glucosamine

 

بسياري از ورزشكاران تصور مي كنند كه گلوكز آمين تركيبي از گلوكز و اسيدآمينه است. در حالي كه اين تصور غلطي مي باشد.

گلوكزآمين نوعي مكمل است كه در ترميم غضروفهاي آسيب ديده كمك شاياني مي كند.

گلوكزآمين را به عبارتي پدربزرگ مكملهاي غذايي ضروري براي مفاصل بدن مي نامند.

اين ماده در اثر ضدالتهابي مستقيم كمي دارد و هيچ گونه خاصيت فوري ضد درد ندارد و فقط به ترميم و بازسازي غضروف مفاصل بدن كمك مي كند.

امروزه در درمان بيماريهايي مانند آرتروز از داروهايي مانند ايبوپروفن جهت تسكين درد استفاده مي شود كه اين دارو اگرچه در مدت كوتاهي سبب تسكين درد مي شود ولي در دراز مدت داراي عوارض جانبي مي باشد و به ترميم غضروف هيچ كمكي نمي كند. از مصرف دراز مدت گلوكز آمين تا به حال عارضه خاصي گزارش نشده، در حاليكه ضمن تسكين درد به ترميم و بازسازي غضروف مفصل كمك مي كند.

معمولاً براي تأثيرگذاري بيشتر گلوكزآمين، نوعي ماده تركيبي ديگر بنام كندرويتين به اين ماده اضافه مي شود.

گلوكزآمين هيچگونه خاصيت انرژي زايي، عضله سازي و آنابوليكي ندارد در حاليكه نام آن براي غالب ورزشكاران گول زننده است.

اين مكمل در بازار بصورت قرص و پودر و كپسول در بسته هاي 60 تا 150 تايي يافت مي شود و از آن در اكثر مكملهاي جديد استفاده مي شود.

 

موارد مصرف گلوكز آمين:

1. صدمات و آسيبهاي غضروفي مفصلي در ورزشكاران

2. تسكين و درمان بيماريهاي تخريبي مفاصل مانند آرتروز

3. ساييدگي و صداهاي مفصلي كه معمولاً در اثر كارزياد و فعاليتهاي سنگين ورزشي ايجاد مي شود.

 

    

كراتين منوهيدرات Creatine monohydrate

اين نوع مكمل در بازار به صورت پودر، كپسول، قرص جويدني و قطره يافت مي شود. ولي در ايران اغلب به صورت پودر در بسته هاي 120 تا 1000 گرمي ديده مي شود. مقدار كراتين منوهيدرات موجود در يك قاشق پودر كراتين حدود 5 گرم مي باشد.

كراتين چيست؟

كراتين ماده اي است كه در بدن انسان در طي سوخت و ساز پروتئين توليد مي شود. اين ماده در غذاها و مكملهاي به همين نام وجود دارد.

كراتين منو هيدرات جهت افزايش ذخاير كراتين و كراتين فسفات (CP) بدن مصرف مي شود.

CP در بدن انسان از تركيب كراتين و فسفات توليد شده و همراه با آدرنالين تري فسفات (ATP)  در بافت عضله ذخيره مي شود. در واقع CP در دسترس ترين و سريعترين منبع سوختي جايگزين ATP است.

ولي نقطه ضعف آن توانايي كم بدن در ذخيره اين ماده مي باشد. كراتين در بدن از سوختن پروتئينها و اسيدهاي آمينه ي آرژي نين، گليسين و متيونين بدست مي آيد. اين ماده بطور طبيعي در گوشت قرمز و ماهي يافت مي شود. هر يك كيلو گرم گوشت قرمز حدود 5 گرم كراتين دارد.

از عمده اثرات كراتين مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:

1- افزايش قدرت عضله

2- در فواصل بين تمرينات سنگين ورزشي بازسازي ذخاير انرژي را سرعت مي بخشد.

3- بدون افزايش چربي بدن، در افزايش توده عضلات بدن نقش قابل توجهي دارد.

4- آستانه بي هوازي را در بدن افزايش مي دهد.

5- در تمرينات ورزشي سرعتي و شديد، ضمن كاهش توليد اسيد لاكتيك، مانع از خستگي شده و مدت تمرين شديد را طولاني تر مي كند.

پس به طور كلي مي توان هنگام نياز به افزايش وزن و توده عضلات، افزايش قدرت و سرعت در حركات انفجاري و كمك به توليد ATP در بدن از اين ماده استفاده نمود.

مقدار مصرف:

اصولاً جهت نتيجه گيري كامل و صحيح لازم است مصرف كراتين را به دو مرحله ي بارگيري و نگهدارنده تقسيم كرد.

مدت مرحله بارگيري 5 روز است و مرحله نگهدارنده از روز ششم آغاز مي شود. مقدار مصرف اين ماده را در هر دو مرحله و براي زنان و مردان مي توان از جداول ذيل استخراج نمود:

جدول 1- طرز مصرف كراتين منوهيدرات در ورزشكاران مرد
 

مرحله نگهدارنده

مرحله بارگيري

وزن بدن

4-2 گرم

9 گرم

كمتر از 36 كيلوگرم

5-3 گرم

10 گرم

41-36 كيلوگرم

6-3 گرم

11 گرم

45-42 كيلوگرم

7-4 گرم

13 گرم

50-46 كيلوگرم

7-4 گرم

14 گرم

55-51 كيلوگرم

8-4 گرم

15 گرم

59-56 كيلوگرم

8-4 گرم

16 گرم

64-60 كيلوگرم

9-5 گرم

17 گرم

68-65 كيلوگرم

9-5 گرم

18 گرم

73-69 كيلوگرم

10-5 گرم

19 گرم

77-74 كيلوگرم

10-5 گرم

20 گرم

82-78 كيلوگرم

11-6 گرم

22 گرم

86-83 كيلوگرم

12-6 گرم

23 گرم

91-87 كيلوگرم

12-6 گرم

24 گرم

95-92 كيلوگرم

13-7 گرم

25 گرم

بيشتر از 95 كيلوگرم

 

 

 

جدول 2- طرز مصرف كراتين منوهيدرات در ورزشكاران زن
 

مرحله نگهدارنده

مرحله بارگيري

وزن بدن

3-2 گرم

6 گرم

كمتر از 36 كيلوگرم

4-2 گرم

7 گرم

41-36 كيلوگرم

4-2 گرم

8 گرم

45-42 كيلوگرم

5-3 گرم

9 گرم

50-46 كيلوگرم

5-3 گرم

10 گرم

55-51 كيلوگرم

5-3 گرم

10 گرم

59-56 كيلوگرم

6-3 گرم

11گرم

64-60 كيلوگرم

6-3 گرم

12 گرم

68-65 كيلوگرم

7-4 گرم

13 گرم

73-69 كيلوگرم

7-4 گرم

14 گرم

77-74 كيلوگرم

7-4 گرم

14 گرم

82-78 كيلوگرم

8-4 گرم

15 گرم

86-83 كيلوگرم

8-4 گرم

16 گرم

91-87 كيلوگرم

9-5 گرم

17 گرم

95-92 كيلوگرم

9-5 گرم

18 گرم

بيشتر از 95 كيلوگرم

 

توصيه هاي مهم هنگام مصرف كراتين:

اگر در مرحله نگهدارنده وقفه اي 5 روزه يا بيشتر ايجاد شود، بايد مراحل بارگيري و نگهداري را مجدداً از اول شروع كنيد براي كسب نتيجه ايده آل بهتر است حداقل 6 ماه كراتين را مصرف كنيد.

كراتين زماني بهترين اثر را دارد كه همراه مواده قندي مصرف شود. هنگام استفاده از كراتين آب و مايعات به مقدار زياد بنوشيد در كنار مصرف كراتين مي توانيد از مكملهاي فولات، ويتامينهاي B6 و B12 نيز استفاده نماييد.

مكملهاي ديگر چون فسفاژن Phosphagen و فسفاژن اچ پي Phosphagen HP نيز دقيقاً مانند كراتين منو هيدرات عمل كرده و دستور مصرف و موارد استفاده آنها نيز مانند كراتين منوهيدرات مي باشد. فقط فسفاژن اچ پي را مي توان به طريقه ذيل نيز مصرف نمود:

5 روز اول روزانه 4 بار و هر بار يك پيمانه و بعد از 5 روز، روزانه 1 تا 2 بار هر بار يك پيمانه.

 

نام‌های مستعار باشگاه‌های اروپائی

نام‌های مستعار باشگاه‌های اروپائی
دانستنیهای فوتبال
این نام‌ها برخی اوقات حتی از نام‌های واقعی نیز محبوب‌تر و پرکاربردتر هستند، به‌گونه‌ای که جایگزین اسامی واقعی می‌شوند. اسامی مستعار می‌توانند خنده‌دار و مضحک و یا توهین‌آمیز و غیرمؤدبانه باشند.

شاید تا حالا فکر می‌کردید تنها بازیکنان دارای اسامی مستعار هستند اما کاملاً در اشتباه بوده‌اید؛ چون باشگاه‌ها نیز می‌توانند دارای نام‌هائی غیر از نام واقعی خود داشته باشند! این نام‌ها برخی اوقات حتی از نام‌های واقعی نیز محبوب‌تر و پرکاربردتر هستند، به‌گونه‌ای که جایگزین اسامی واقعی می‌شوند. اسامی مستعار می‌توانند خنده‌دار و مضحک و یا توهین‌آمیز و غیرمؤدبانه باشند.

اکثر اوقات این تماشاگران یک تیم و یا هواداران تیم مقابل هستند که این نام‌ها را می‌سازند. آنها برای این‌کار از اسامی حیوانات، رنگ پیراهن تیم‌ها، اسامی مناطق و نواحی مختلف و مواردی از این قبیل استفاده می‌کنند. برای آشنائی شما با اسامی و القاب مورد استفاده در فوتبال باشگاهی و ملی اروپا، پاره‌ای از این اسامی را ارائه می‌کنیم.

● آلمان
▪ اف.ث.هالیوود ............. بایرن‌مونیخ‌
▪ کره‌اسب‌ها ............... بروسیا دورتموند
▪ شیاطین سرخ ........... کایزرسلاترن
▪ بزها ........................ اف. ث. کلن
▪ شیرها ..................... مونیخ ۱۸۶۰
▪ معدنچی‌ها ................ شالکه ۰۴

● فرانسه
▪ خروس‌ها .................. تیم ملی فوتبال فرانسه
▪ قناری‌ها ................... باشگاه نانت
▪ شیرها ..................... باشگاه لیون
▪ پسرها ..................... باشگاه مارسی
▪ شاهزاده‌ها ............... باشگاه موناکو
▪ عقاب‌ها ................... باشگاه نیس
▪ لک‌لک‌ها .................. باشگاه استراسبورگ

● اسپانیا
▪ آزلگرونا ...................... باشگاه بارسلونا
▪ کهکشانی‌ها، اشباح .............. باشگاه رئال‌مادرید
▪ شیرها ...................... باشگاه آتلتیک بیلبائو
▪ پرنده‌های عاشق ......... باشگاه اسپانیول
▪ خفاش‌ها ................... باشگاه کاستلون
▪ پسران ماتریس ........... باشگاه آتلتیکو مادرید
▪ آشوبگران ................... تیم ملی فوتبال اسپانیا

● هلند
▪ پسران خوب ................ باشگاه آژاکس آمستردام
▪ موش‌های صحرائی ....... باشگاه بره‌دا
▪ کشاورزان با کلاس ........ باشگاه گراف شاپ
▪ نارنجی‌پوشان ............... تیم ملی فوتبال هلند

● پرتغال
▪ عقاب‌ها ...................... باشگاه بنفیکا لیسیون
▪ اژدهاها ...................... باشگاه پورتو
▪ شیرها ........................ باشگاه اسپورتینگ لیسیون

● رومانی
▪ گرگ‌های قرمز ............... دینامو بخارست
▪ آسمان پرستاره ............. باشگاه استوا بخارست
▪ ۳ رنگی‌ها ..................... تیم ملی فوتبال رومانی

● ترکیه
▪ عقاب‌های سیاه .............. باشگاه بشیکتاش
▪ قناری‌ها ........................ باشگاه فنر باغچه
▪ شیرها .......................... باشگاه گالاتاسرای

● انگلستان
▪ گربه‌های سیاه ................. ساندرند
▪ بدذات‌ها ......................... آستون ویلا
▪ کنار رودی‌ها .................... بلکبرن روورز
▪ آواره‌ها ........................... بولتون واندررز
▪ دلاوران ........................... چارلتون آتلتیک
▪ بازنشسته‌ها .................... چلسی
▪ آب‌نبات‌سازها .................... اورتون
▪ کلبه‌نشین‌ها .................... فولهام
▪ قرمزها ............................ لیورپول، تاتینگهام فارست
▪ آبی‌های آسمانی .............. منچسترسیتی
▪ بورو ................................. میدلزبورو
▪ سیاه و سفیدها، زاغ‌ها ........ نیوکاسل
▪ سفیدهای زنبقی ................ تاتنهام هانسپرز
▪ توپچی‌های لندن ................. آرسنال
▪ زنبورهای سرخ ................... واتفورد
▪ چکش‌ها ........................... وستهام یونایتد
▪ بیسکویت‌سازها .................. ریدینگ
▪ بچه‌های تخس .................... بارنزلی
▪ آبی‌ها ............................... بیرمنگام سیتی
▪ پرنده‌های آبی ...................... کاردیف سیتی
▪ عقاب‌ها .............................. کریستال پالاس
▪ ببرها .................................. هال سیتی
▪ تراکتورسازان ........................ ایپسویچ
▪ سفیدها .............................. لیدزیونایتد
▪ روباه‌ها ................................ لستر سیتی
▪ کلاه‌دوزها ............................. لوتون تاون
▪ قناری‌ها ............................... نورویچ سیتی
▪ جغدها ................................. شفیلد ونزدی
▪ پرهیزکاران ............................ ساوتهمپتون
▪ کوزه‌گران .............................. استوک سیتی
▪ گرگ‌ها ................................ ولورهمپتون
▪ نارنجی‌پوشان ........................ بلکبرن
▪ خروس‌جنگی‌ها ..................... برادفورد سیتی
▪ زنبورها ................................. برنت فورد
▪ سینه‌سرخ‌ها ......................... بریستول سیتی
▪ ارواح .................................... چسترفیلد
▪ وابکینگ‌ها ............................. دونکاستر
▪ شیرها .................................. میلوال
▪ سگ‌های شکاری ................... هادرز فیلد تاون
▪ پینه‌دوزها .............................. نورئهمپتون
▪ آسیابان‌ها ............................. روترهام یونایتد
▪ قوها .................................... سوانسی سیتی
▪ تبعیدشدگان .......................... مچسترسیتی
▪ دزدان دریائی .......................... بریستول روورز
▪ دریانوردان .............................. گریمس تاون
▪ گاوهای نر ............................. هرفورد یونایتد
▪ بچه‌های شرور ........................ لینکلن سیتی
▪ اژدهای قرمز .......................... رکسهام
▪ شیاطین سرخ ....................... منچستریونایتد

● سوئد
▪ فرشته‌ها ................................. باشگاه گوتبرگ
● دانمارک
▪ دینامیت ................................... تیم ملی فوتبال دانمارک

● اسکاتلند
▪ خرس‌های پشمالو ....................... باشگاه گلاسکو رنجرز
▪ ارتش عصبانی ............................ تیم ملی فوتبال بلژیک
▪ گورخرها .................................... باشگاه شارلروا

● اتریش
▪ بنفشه‌ها .................................... باشگاه آستریاوین

● کرواسی
▪ شیرهای آبی ................................ دینامو زاگرب

● صربستان
▪ پسران خشمگین ........................... تیم ملی فوتبال صربستان

● ایتالیا
▪ لاجوردی‌پوشان ................................ تیم ملی فوتبال ایتالیا
▪ بانوی پیر ........................................ باشگاه یوونتوس
▪ پرستوها ......................................... باشگاه بره‌شا
▪ جزیره‌نشینان ................................... باشگاه کالیاری
▪ بنفشه‌ها ........................................ باشگاه فیورنتینا
▪ افعی‌ها .......................................... باشگاه اینتر
▪ عقاب‌ها .......................................... باشگاه لاتزیو
▪ شیاطین سرخ و مشکی ..................... باشگاه میلان
▪ زرافه‌ها ........................................... باشگاه پروجا
▪ گاوهای نر ........................................ باشگاه تورینو
▪ گرگ‌ها ............................................ باشگاه رم
▪ الاغ‌های پرنده ................................... باشگاه کیه‌وو

زندگی نامه رونالدینهو

زندگی نامه رونالدینهو
ستارگان فوتبال اروپا
یوفا: در دنیای توپ گرد و در یک برهه از زمان نام یک بازیکن خاص در دنیا و سر زبان ها می افتد , همه جهانیان به او قبطه می خورند و لب به ستایش او می گشایند.
از بارز ترین این نمونه ها می توان به بزرگانی چون پله , زیکو, دی استفانو, فان باستن , یان رایت , جورج بست , پلاتینی , گرد مولر , مارادونا , بکن بائر , کرایوف , رونالدو و زیدان یاد کرد.
اما در حال حاضر بازیکنی از پورتو آلگرا ی برزیل ظهور کرده که قریب به دو سال و نیم است همگان را به تماشای بازی اش هیپنوتیزم می کند. او کسی نیست جز ابر قدرت بارسا , تک ستاره ی جهان رونالدینهو گائوچو .



او در تاریخ 21/03/1980 در پورتو آلگرای برزیل به دنیا آمد.
در سرزمین فوتبال رشد یافت و از ادوار کودکی و در سواحل گرمیو با توپ نفس می کشید.
در خانواده ی تقریبا فقیری رشد کرد و با از دست دادن پدر نه تنها ضربه ی روحی بزرگی را خورد بلکه مشکلات زندگی بر خانواده تاثیرات بسیار بدی گذاشت.
در این دوران سخت بود که برادر بزرگتر رونی کوچک سرپرستی خانواده را در اختیار گرفت. آسیس کوچک شب و روز در ماسه های داغ و سوزان توپ را با خود می دواند و وقتی شب گرسنه و کوفته به خانه می آمد با شرمندگی مادرش روبه رو می شد.
مادرش نمی توانست آنگونه که شایسته است او را تامین کند ولی رونی کوچک به این مسئله خو گرفته بود و فوتبال غذای روح و جان اش بود.مادرش می گوید : در آن دوران به غیر از خواب همواره با توپ دیده می شده و اگر در جمعی قرار می گرفت که مجبور به محرومیت از توپ می شد بسیار مضطرب و غمگین به نظر می رسید.
این گفته ها همه چیز را در مورد عشق حقیقی او به فوتبال بیان می کند.
ابتدا به طور آماتور در یک تیم سالنی بازی می کرد.در آنجا همه ی هم سن های خود را به راحتی جا می گذاشت و گاهی دیده شده که با چندین دریبل سرپای پشت سر هم چهار پنج نفر را به سرسام می آورده! وقتی دید در آنجا رقیبان درخور ندارد به کمک برادرش به عضویت تیم شهر زادگاهش یعنی گرمیو در آمد.
در ابتدا زیاد به بازی گرفته نمی شد ولی در زمان اندکی که به میدان می آمد درخششی خاص داشت.در سال 1997 به عضویت تیم ملی جوانان در آمد و در جام جهانی مصر قهرمانی برزیل را با آقای گلی اش به ارمغان آورد.
این عنوان سکوی پرتاب بلندی برای وی محسوب می شد.
در همین بینابین بود که چشم سوئیسی ها به وی خیره شد و آنها با پیشنهاد مالی قابل توجهی به وی پیشنهاد کردند که با پذیرفتن تابعیت این کشور در تیم ملی شان توپ بزند.
ولی عشق او به برزیل توامان با مخالفت برادرش مانع از این خرید و پیشنهاد کثیف شد.

و سر انجام در سال 1999 در حالی که حدود 19 سال داشت به تیم ملی دعوت شد و در همین سال به مقام قهرمانی کوپا آمریکا رسید.
پس از ارائه ی بازیهای بسیار جالب مسئولان برزیلی را مجاب کرد تا او را برای جام کنفدراسیون ها به تیم ملی دعوت کنند.
او پاسخ این اعتماد را به بهترین وجه ممکن داد و با وجود ناکامی برزیل آقای گل شد. اینجا بود که کلید شهرت او زده شد و دیدگان اروپاییان متوجه این استعداد ناب شد.

وقتی در سال 2001 با پیشنهاد خوبی از باشگاهی چون پاریسن ژرمن مواجه شد فرصت را غنیمت شمرد و راهی تیم محبوب پایتخت فرانسه شد.
هواداران گریمیو در این زمان به او لقب پول پرست دادند ولی اگر چشمهاشان را باز می کردند می فهمیدند که اگر او پول پرست بود به درخواست سوئیسی ها تن در می داد
در لیگ فرانسه و با شماره ی 10 چنان حرکاتی را با توپ انجام می داد که برخی از آنها در آن زمان جدید بودند .
روحیه ی بالایش در آن تیم سایر یاران را به وجد می آورد. باور نکردنی بود ولی با توجه به دوسال حضور موثر او در پاریسن ژرمن این تیم به موفقیت خاصی دست نیافت !
البته ناکامی او در این تیم فرانسوی با کسب قهرمانی جام جهانی 2002 کره و ژاپن محو شد , چنانکه رونالدینهو ی 21 ساله عضو 11 نفره ی اصلی تیم بود و اکثر ضربات پنالتی را هم خودش می زد.او به دلیل حضور بازیکنانی چون رونالدی و ریوالدو به نوعی هافبک بازی ساز به شمار می رفت و حقا که خوب از پس این مسئولیت برآمد .
در دیدار مقابل انگلستان او تک ستاره ی آبی پوشان در آن بازی بود. گل اول برزیل را از فاصله ای در حدود 35 متر به تور دروازه ی دیوید سیمن چسباند و بازی طلایی اش را در نیمه ی دوم تکمیل کرد. پا عوض کردن اش اشلی کول را سرگردان کرد سپس بدون خود خواهی پاسی را به ریوالدو داد و چپ پای هنرمند برزیل باخت 1 بر صفر برزیل را به برد 2 بر 1 تغییر داد.
در نهایت برزیل برای پنجمین بار قهرمان جام جهانی شد , بنابراین او در این سن به بزرگترین آرزوی یک فوتبالیست حرفه ای رسید
او در حال حاضر بازيكن منچستر سيتي است.

زندگی نامه فابرگاس

زندگی نامه فابرگاس
ستارگان فوتبال اروپا
یوفا: سس فابرگاس در 4 مِی سال 1987 میلادی در آرنا دِمار ایالت کاتالونیای اسپانیا متولد شد.
فوتبال حرفه ایش را از تیم ب بارسلونا شروع کرد.وی با تیم زیر 17 سال اسپانیا قهرمان جام جهانی زیر 17 ساله های جهان شده است.
او در این جام به عنوان بهترین بازیکن و بهترین گلزن انتخاب شد.هنگامیکه او تنها 16 سال بیشتر نداشت با مبلغ قرارداد 2.25 میلیون یورو به انگلیس رفت تا فوتبال حرفه ایش را در آرسنال دنبال کند.
او در حالیکه 16 سال و 177 روز داشت به عنوان جوانترین هافبک تاریخ باشگاه آرسنال به میدان رفت.او در اولین بازی اش که در تاریخ 23 اکتبر سال 2003 بود برای آرسنال خوش یمن بود و آرسنال در آن روز بعد از تساوی 1-1 موفق شد در ضربات پنالتی در جام حذفی انگلیس به پیروزی برسد.
نبوغ بعدی وی هنگامیکه بود که پای وی در برد 5-1 آرسنال مقابل ولورهمپتون به گل باز شد.وی نگاه ها را هنگامیکه که در جام خیریه انگلیس در برابر منچستر یونایتد به میدان رفت به خود اختصاص داد.آرسنال در آن بازی 3 بر 1 پیروز شد.
هنگامی او در لیگ برتر به میدان رفت تا جای خالی پاتریک ویرا را پر کند.در آن بازی آرسنال در خارج از خانه اورتون را 4 بر 1 در هم کوبید.سس به عنوان بازیکن فیکس در بازی بعد و بعد تر به میدان رفت.اولین گل لیگ برتری وی در مقابل بلک برن بود که آرسنال با نتیجه 3 بر صفر بازی را به سود خود به پایان رساند.
متاسفانه پاتریک ویرا از بند مصدومیت رها شده به ترکیب اصلی بازگشت و جای سس جوان را گرفت و وی به نیمکت ذخیره ها روانه شد.اما چند بازی بعد وی در کنار پاتریک ویرا به میدان رفت.چند بازی بعد در حالیکه پاتریک ویرا غایب بود وی در جام باشگاه های اروپا در مقابل پاناتینایکوس به میدان رفت و آن باری با حساب 2-2 به پایان رسید و اولین بازی وی در جام باشگاه های اروپا انجام شد.
وی در آن سال اولین جام قهرمانی خود به همراه آرسنال را در جام حذفی انگلیس کسب کرد.
تابستان سال بعد پاتریک ویرا به یوونتوس پیوست و راه را برای این جوان اسپانیایی کاملاً باز گذاشت.وی با درخشش در بازی مقابل یوونتوس در جام باشگاه های اروپا که با گلزنی و گل سازی او برای آنری همراه بود، آرسنال را با نتیجه 2 بر صفر به پیروزی رساند و نگاه مردم و رسانه های جهان رو به خود جلب کرد.
آرسنال در آن سال با بازی های او نائب قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.وی به تیم ملی اسپانیا دعوت شد و اولین بازی اش را مقابل لیختنشتاین که با حساب 4 بر صفر به نفع اسپانیا به پایان رسید را انجام داد.
سِس هم اکنون علی رقم سن کم ، از رکن های اصلی آرسنال به حساب می آید و همگان بر این باورند که آینده ای درخشان تر در انتظار اوست.

منبع: یوفا

زندگی نامه فرانک لمپارد

زندگی نامه فرانک لمپارد
ستارگان فوتبال اروپا
یوفا: فرانک جمیمز لمپارد جونیور متولد 25 ژوئن 1978 در رامفورد انگلستان . او فرزند فرانک لمپارد سینیور مدافع سابق انگلیس و بازیکن پیشین تیم وستهام یونایتد . مادر او نیز از یک خانواده معروف فوتبالی است .

لمپارد در سال 1994 به عنوان کار آموز به باشگاه وستهام یونایتد پیوست . همان باشگاهی که پدرش دستیار سرپرست آن بود و در سال 1995 به طور رسمی با این باشگاه قرار داد بست . در اکتبر سال 1995 به تیم سی سیتی قرض داده شد و در همان باشگاه در نخستین بازی لیگ خود شرکت کرد و یک گل به ثمر رساند و در ژانویه سال 1996 دوباره به وستهام بازگشت . لمپارد بازیکن ثابت تیم جوانان وستهام بود و در کاپ قهرمانی جوانان 1996 کاپیتان تیم شد .

در سال 1998 لمپارد به تیم بزرگسالان وستهام پیوست و در کنار بزرگانی چون ( جوکول ) ، ( مایکل کاریک ) و ( ریوفردیناند ) به یکی از مهرهای با ارزش این تیم بدل گشت .

لمپارد در 15 می 2001 با یازده میلیون پوند به باشگاه ثروتمند چلسی نقل مکان کرد . او در فصل نخست حضور خود بازیکن فیکس تیم بود اما در فصل دوم حضورش تحت شعاع بازی خوب ( جیانفرانکوزولا ) قرار گرفت و افت کرد اما با آمدن آبراموویچ ملیاردر معروف روسی به باشگاه ، لمپارد دوباره شکوفا شد و خود را به عنوان بهترین هافبک تیم شناساند .

در سال 2004 ، 2005 لمپارد توانست در همه 38 بازی لیک بازی کند و 13 گل به ثمر برساند و با تیم چلسی قهرمان لیگ برتر شود . بازی او آنقدر زیبا بود که ( کارلوس البرتو ) و ( یوهان کرایف ) بازکنان مطرح جهان هر دو او را ستودند و لمپارد را بازیکن برتر جهان خواندند لمپارد موفق شد در آن فصل جایزه فوتبالیست سال FWA را از آن خود کند . او در سال بعد بهتر ظاهر شد به طوری که خوزه مورینیو ( مربی آن دوران چلسی ) او را بهترین بازیکن دنیا لقب داد .

لمپارد در سال 2003 با ( النارایوز ) ازدواج کرد و ثمره این ازدواج یک دختر به نام ( لوناکوکو پاتریشیا لمپارد ) است ، لونا 22 آگوست سال 2005 به دنیا آمد . چندی پیش فرانک اظهار داشت که او و والنا در انتظار دومین فرزند خود به سر می برند . فرانک لمپارد در حال فراگیری زبان اسپانیایی است که به گفته برخی به خاطر احتمال پیوستن او به لالیگا اسپانیاست . ولی لمپارد اظهار کرد که آموزش زبان اسپانیایی او صرفا دلایل خانوادگی دارد ، زیرا انارایوز اسپانیایی است و او دوست دارد دخترشان و البته کودک آینده آنها دو زبانه بزرگ شود .

لمپارد در ماه های سپتامبر و اکتبر سال 2005 در مسابقه گل برتر روزنامه THE SUN حضور داشت . در جولای سال 2006 THE SUN کتاب زندگینامه لمپارد با نام ( همه چیز از فرانک ) را به صورت دنباله دار به چاپ رساند . این کتاب اسرار زندگی خانوادگی و خصوصی فرانک لمپارد و عکس العمل هایش را نسبت به نا امیدی های جام جهانی افشا کرده است .

لمپارد تا کنون توانسته است با چلسی 2 بار قهرمان لیگ برتر شود ، در نوامبر سال 2005 به عنوان دومین فوتبالیست برتر اروپا شناخته شد و جایزه فوتبالیست سال قاره خود را به هافبک برزیلی ( رونالدینیو ) سپرد . یک ماه بعد رنالدینیو عنوان بازیکن سال دنیا را از آن خود کرد و بار دیگر فرانک لمپارد به مقام دوم بسنده کرد .

منبع:یوفا

باشگاه آرسنال

باشگاه آرسنال

انگلستان
باشگاه فوتبال آرسنال در سال 1886 در محله وول ویچ واقع در جنوب شرقی لندن شکل گرفت. پس از انتقال باشگاه به هایبری واقع در شمال لندن در سال 1914، آرسنال به عنوان نام تیم آنها برگزیده شد. باشگاه لندنی در سال 1891 حرفه ای شد و در سال 1904 به دسته یک راه یافت.

توپچی ها تا انتهای فصل 05-2004، 79 فصل متوالی در لیگ یک و لیگ برتر حضور داشته و موفق به کسب 13 قهرمانی شده اند.

آنها با جرج گراهام 6 جام مهم را در نه سال ( 87-1986 تا 95-1994 ) فتح کردند.

در سال 1996، آرسن ونگر فرانسوی هدایت توپچی ها را به عهده گرفت.

در کنار او آرسنال توانست به سه عنوان قهرمانی در سال های 1998، 2002 و 2004 دست یابد.

آرسنال فصل 06-2005 توانست با انجام بازی های درخشان به فینال جام باشگاه های اروپا راه یابد، اما مغلوب بارسلونا شد و به عنوان نایب قهرمانی این جام رضایت داد. توپچی ها در فصل گذشته لیگ برتر نتوانستند به عنوانی بهتر از چهارمی دست یابند.

نام باشگاه : آرسنال
لقب باشگاه : Gunners توپچیها
سال تاسيس : 1886
رئيس باشگاه : پیتر هیل وود
آدرس :
Avenell road highbury Arsenal Stadium GB -London N5 1BU
+44-20-77044000 : تلفن
+44-20-77044001 : فكس
سايت : www.arsenal.com
ايميل : info@arsenal.co.uk

لباس : اناری

اسپانسر : O2
اسپانسر ورزشي : Nike
ورزشگاه : Highbury

آدرس ورزشگاه :

Avenell road highbury Arsenal Stadium GB -London N5 1BU
ظرفيت ورزشگاه : 38500
ابعاد زمين : 110yd x 73yd

ورزشگاه جدید امارات درست کنار ورزشگاه قدیمی


ركورد حضور تماشاگر : 73295
منشي باشگاه : مایکل ا برین
مدير مطبوعاتي : آماندا داچرتی


افتخارات

1993

1931,1933,1934,1935,1938,
1948,1953,1971,1989,1991,
1998,2002,2004

1987,1993



ركوردها
یک فصل بدون شکست

۴۹ بازی بدون باخت


بهترین گلزن یک فصل :
تد دریک 42 گل فصل 1935-1934

Arsenal's top scorers in the Premier League                                     

Season

player

+

IN lege

1992/93

Ian Wright

30

15

1993/94

Ian Wright

35

23

1994/95

Ian Wright

30

18

1995/96

Ian Wright

23

15

1996/97

Ian Wright

30

23

1997/98

Dennis Bergkamp

22

16

1998/99

Nicolas Anelka

19

17

1999/00

Thierry Henry

26

17

2000/01

Thierry Henry

22

17

2001/02

Thierry Henry

32

24

2002/03

Thierry Henry

32

24

2003/04

Thierry Henry

39

30

2004/05

Thierry Henry

30

25

2005/06

Thierry Henry

33

27

2006/07

Robin van Persie

13

11

2007/08

Emmanuel Adebayor

30

24


بزرگترین خرید :
13 میلیون پوند سال 2000 بوردو

بزرگترین فروش :
نیکلاس آنلکا 23.5 میلیون پوند سال 1999 رئال مادرید

تیری آنری که مبلغ واقعی آن فاش نشد


بیشترین حضور تماشاگر :
73295 نفر در مقابل ساندرلند در مسابقات دسته یک، 9 مارچ 1935

۸۸۳۲۵ نفر در مقابل چلسی۲۰۰۷

برنامه کامل یورو 2008

 

 

                                          کلیک کنید    برنامه کامل یورو2008

 

نحوه خود هیپنوتیزمی

 

مقدمه:

تعلق و وابستگي به جسمانيت وعادت کردن به آن ، دليل بسياري از مشکلات روحي يا حتي از دست دادن لذتهاي بي نهايتي است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولين مرحله و گام در رسيدن به عالم آرامش و در واقع رسيدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .
مقاله زير آموزش ساده ترين نوع خود هيپنوتيزم به عنوان Relaxation ، مقدمه اي براي کنترل ذهن ، راز اصلي تمرکز قوا و حذف تنشهاي غير ضروري و زيانبار بدن است .

 

 


مراحل يازده گانه:

1>شروع خواب مصنوعي> مکاني ساکت و دنج پيدا کنيد ، آرام روي صندلي اي راحت بنشينيد و يا در جايي نرم دراز بکشيد (گذاشتن موسيقي اي آرام يا صداي طبيعت مي تواند کيفيت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشماريد به طوريکه شماره ها يک در ميان با دم و بازدم تنظيم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسي عميق بکشيد و 15 ثانيه نگهداريد سپس با شماره 9 بيرون دهيد و همينطور الي آخر. . . در ضمن تصور کنيد لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگينتر مي شود.

2>رها سازي پاها> ابتدا پاي راست خود را از انگشتانش تا کمر(يا تا زانو)در ذهن مجسم کنيد . آن را احساس کنيد و در ذهن خود تصور کنيد که تمام اجزاي آن مثل خمير شل ، گرم و سنگين شود ؛ سنگين سنگين ،اين کلمه را 5 بار تکرار کنيد ؛ وارد جزئيات شويد و سعي کنيد به ترتيب عمل کنيد يعني به خود القا کنيد که پاي راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگين و گرم شده اند بعد همينطور پاي چپ(براي اينکار مي توانيد در ذهن خود 5 بار به پاهايتان دستور بدهيد که آرام سنگين و گرم شو و بگوييد لحظه به لحظه پاهايم گرمتر و سنگينتر و شل تر مي شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگين و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنيد .)

3>رها سازي تنه> يک نفس نيمه عميق و آرام بکشيد و همه بدنتان را رها کنيد.حالا عضلات شکم ، سينه ، سرسينه ها و پهلوها را رها کنيد ؛ تصور کنيد تمام قسمتهاي بدنتان شل شده اند لذا اين قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگين و گرم شده باور کنيد ، مي توانيد 5 بار ذهني بگوييد از کمر تا کتفم شل و سنگين شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر مي شود .(به تصوير کشيدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده اي مثل خمير يا هر ماده اي که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسيار کمکتان مي کند)

4>رها سازي دستها> منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان مي باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنيد ،دقيقا مانند مراحل قبل ؛يعني تصورکنيد تمام اجزاي دست مورد نظر شل و سنگين شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنيد و 5 بار به خود بگوييد دست چپم شل و سنگين شده است ،آرام و رها .

5>رها سازي کتفها و بازوها> کتفها و بازوهايتان را شل ، سنگين و بدون هيچ انقباضي قرار دهيد (همانطور که با اعضاي قبلي رفتار کرديد) ، مي توانيد تصور کنيد همينطور که بازوهاي شما سنگين، شل و گرم مي شوند به تدريج مثل خميري نرم ، روان به سوي پاهايتان در جريان است .

6>رها سازي سر> حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پيشاني ، گوشها ، ماهيچه هاي زير چشم و موها رسيده است .تصور کنيد اختيار اين قسمتها دست شما نيست و همه شان شل ، گرم ، سنگين و مايع شده اند ؛ رهايشان کنيد و در ذهن ببينيد صورتتان آرام و آسوده شل شده است .

7>چسباندن پلکها> اکنون تصور کنيد پلکهايتان شديداً به هم چسبيده اند ، يعني تصور کنيد آنها را با قويترين چسب دنيا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنيد که نمي توانيد چشمهايتانرا باز کنيد آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهايشان کنيد .

8>پاکسازي آلودگيها> در اين مرحله در ذهن و خيال خود تصور کنيد هوايي زلال و شفاف (ترجيحا قابل رويت) به درون ريه هايتان مي فرستيد به طوريکه اين هوا علاوه بر ريه ها ، به تمام سلولها و اتمهاي اجزاي ديگربدن نيز وارد شده و همه عضلات داخلي و ماهيچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف مي کند و به همين دليل هواي وارد شده سياه رنگ مي شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سياه که در واقع بيماريها ، نقطه ضعفها ، ناراحتي ها و مشکلاتتان است بيرون مي رود . اين تنفس شامل دم پاک و بازدم سياه رنگ را مرتب تکرار کنيد و تصور کنيد که با بيرون رفتن تنشها و بيماريها به صورت دود سياه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر مي شويد و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نيز کمتر مي شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک مي شوند و در واقع تمام سلولهاي بدنتان را پاک و تميز و جوانتر شده مي بينيد .

9>افزايش کيفيت آرامش> تصور کنيد کنار دريا در ساحلي بسيار زيبا يا کنار رودخانه اي جنگلي يا در باغي سرسبز و آرام يا روي تشکي نرم و لطيف يا قايقي راحت در وسط اقيانوسي آرام زير گرماي مطلوب خورشيد ونسيم خنک پرطراوتي(و خلاصه هر مکان و فضاي آرامشبخشي که بودن در آنجا را دوست داريد )دراز کشيده ايد ؛ احساس کنيد که نسيم دريا يا صداي آب شما را آرام و آرامتر مي کند ، خورشيد به صورت حرارتي مطبوع بر شما مي تابد و بدنتان را نوازش و گرم مي کند . حالا در ذهن بگوييد لحظه به لحظه آرامتر مي شوم ، دستهايم ، پاهايم ،کمرم ،سينه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگين و سنگين تر مي شوند .دست چپم ، سنگين شده سنگين سنگين ، دست راستم شل و آرام شده سنگين سنگين ، گرم گرم ؛ هر نفسي که مي کشم مشکلات ، تنشها ،بيماريها و انقباضها از بدنم حذف ميشود و من آرام و راحتم ، پاهايم ، سينه ام و سرم سنگين و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و اميدوار .(دقت کنيد که تکرار اين کلمات و تصور کردن دوباره اجزاي بدن به صورتي آرام در افزايش کيفت آرامش شما بسيار مهم است).

10>تلقين خواسته ها> اين مرحله ، مرحله تلقين دقيقتر آمال است ؛ هر چه مي خواهيد و هر آرزوئي که داريد به صورت جمله اي کوتاه در ذهن خود بيان کنيد مثلا بگوئيد من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر مي شوم يا من در درسها يا کارم موفق هستم ،يا من ثروتمندم ،يا من سالمم . حتما اين جملات را به زبان حال (نه اينکه از اين به بعد مي خواهم باشم)و با ساختاري مثبت بيان کنيد (ا زکلمات منفي و کلمه نه خودداري کنيد) . جملات را چندين بار تکرار کنيد و تصور کنيد که به هدف خود رسيده ايد .دوستان را ببينيد که برايتان شادماني مي کنند ، صداها را بشنويد که به شما تبريک مي گويند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده مي بوسند و موفقيتتان را تبريک ميگويند ، احساس بسيار بسيار خوبي داريد .خوش به حالتان.

11>بيدار شدن از خواب مصنوعي> آرام آرام از 1 تا 10 بشماريد ، با هر شماره تنفس را تندتر کنيد کوتاه و سريع ، و به خود بگوييد وقتي به 10 رسيدم چشمهايم را باز مي کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژي . انگشتان پاي راست را تکان بدهيد ، آنگاه انگشتان پاي چپ ،ساق پاي راست و ساق پاي چپ ؛رانها را به حرکت درآوريد ؛ پاها را بالا بياوريد ؛ دستهايتان را تکان دهيد ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنيد ، تکان بخوريد ، شاد و سر حال چشمها را باز کنيد و بعد از 30 ثانيه بنشينيد با اين عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال مي کنيد .( تذکر مهم اينکه در مرحله 11 حتما با تلقين معکوس ، حالت سنگيني و کرختي بدنتان را حذف کنيد مثلا بگوييد پاي چپم سبک شده ، دمايش عاليست و راحتم ، همچنين حتما تلقين کنيد من بعد از بيداري شاد و سرحال و پر انرژي مي شوم ، تمام اعضاي بدنم در حالت عادي راحتتر و پر انرژي اند.)

 


نکاتي بيشتر:

> تقسيم کردن بدن به اجزاي بيشتربدين منظور است که عمل تن آرامي به آساني امکانپذير شود .زيرا مغز فرمانهاي جزئي را سريعتر از فرمانهاي کلي به اجرا مي گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنيد تا به مرحله مفيد و موثر تن آرامي برسيد.

> مثالها ، ترتيب و جملاتي که در اين مراحل آورده شده بود بي شک ثابت نيستند ؛ بخصوص در مراحل 8 ،9 و 10 تا آنجا که مي توانيد قوه تخيلتان را به کار بگيرد .طبيعتا پس از انجام يکي دو بار مي توانيد متناسب سيستم روحي ، جسمي و نيازهاي خود آنها را تغيير دهيد و سعي کنيد تمام مراحل را براي خود سفارشي(Customize)کنيد .

> با توجه به تکنيکهاي NAC (علم تداعي عصبي شرطي ) در ابتداي مرحله 11 که شروع به برگشت به حالت عادي مي کنيد در ذهن خود تصور کنيد مثلا دست چپتان را مشت کرده ايد . بعدها در مواقع ضروري ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشين و محيطي شلوغ يا پرتنش که شما اين کار يعني مشت کردن دست چپتان را انجام دهيد و چشمهايتان را ببنديد ، بلافاصله احساس آرامش مي کنيد و امواج آلفا ، مغز شما را شاد مي کنند.

> در ضمن ذکر اين نکته نيز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نيست که آنها را به زبان بياوريد بلکه بايد طوري بيان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فرياد کند.

> مي توانيد جملات مورد نظر را با تنظيم زمانبندي مناسب ،همراه موسيقي اي ملايم بر روي يک نوار کاست ذخيره کرده و از آن در حين انجام دادن مراحل استفاده کنيد .

> مسلما رفتن به حالت Relaxation و اعمال مشابه براي عوض کردن اجتماع يا آدمهاي اطرافتان نيست بلکه روشي است تا شما را با روحتان آشتي دهد و قدرتهاي نامتناهي اي که خداوند متعال در اختيارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوسيله آنها بتوانيد در برابر محيط ، موقعيتها ، فرصتها و افراد پيرامونتان بهترين تصميم و عکس العمل را به کا بنديد ...

 

Farewell

ديدن آرامش و شادي ديگران هميشه براي من انرژي بخش است
لذا با آرزوي رها شدن همه انسانها از بندها و زنجيرهايي که در واقع خود به جسم و روح خود کشيده اند شما را به يگانه منبع بي نهايت انرژي ، ايزد بزرگ ، مي سپارم...
تا خود نخواهيد هيچ تغييري رخ نمي دهد ...
اميدوارم در نهايت آرامش و اطمينان باشيد درحالي که سرشار از انرژي ، نشاط و اشتياق هستيد...

احضار ارواح........×××........(×_×)

بهترین کاری که می شود برای ارواح کرد طلب آمرزش برای آنها است

ارواح انسان بد بعد از مرگ انسان به مکانی بسیار سرد و تاریک در عالم روحی می روند ودر آنجا ارواح نیک به آنها آموزش میدهند که خوب شوند در صورت خوب شدن ارواح انها به محل خوبی می روند در صورت خوب نشدن در کالبد شخصی که می خواهد متولد شود حلول می کنند این موضوع را روحشناسان معتقد به تناسخ از ارواح دریافت کرده اند ( ذكر فاتحه يادتون نره)

 آموزش احضار روح
روش اول:همگی دور یک میز دایره ای شکل بنشینید که چوبی باشد و سه پایه هم داشته باشد و تعداد نشستنگاه ار 2 تا 6 نفر باشد حروف الفبا را جدا جدا تهیه کنید و بطور دایره به اطراف میز بچسبانید و ارقام را هم از یک تا ده جدا جدا زیز همان حروف الفبا بنویسید بعد هم کلمه بلی یا خیر را هم نوشته بمیز بچسبانید بلی یا خیر باید در دور میز مقابل هم چسابنده شود .
بعد بک لیوان ابخوری سبک در مرکز دایره میان بلی وخیر وارونه بگذارید. حاضرین بشکل دایره دور میز بنشینند و هر یک انگشت سبابه دست راست خود را به اطراف لیوان بچسباند بدون فشار. محل بوسیله نور خفیف و یا لامپ قرمز کوچکی روشن شود.
یکی سوره فاتحه یا دعایی را بخواند موسیقی ارام بدون مانع است قبل از جلسه حاضرین مدت ربع ساعت در خلسه و سکوت وتفکر دزباره ارواح باشند و هر گونه فکر دیگری را از خود دور کنند.
در این هنگام که لیوان شروع به حرکت میکندیا صدای ضربه میاید ارواح حاضرند.
رییس چلسه نام روح را میپرسد وفنجان شروع به حرکت بطرف نام ان روح میکند بترتیب حروف اسم
بعد هم سوالهارا بپرسید
***************************

احضـــــــــــــــار روح


    
    آيا تاكنون نام (وي‌يا) يا تخته احضار روح را شنيده‌ايد؟ تخته و يا كاغذي كه روي آن حروف الفبا نوشته شده است و بعضي از انسان‌ها از طريق آن با ارواح صحبت و آنها را احضار مي‌‌كنند. حرف و حديث‌ها درباره (تخته وي‌يا) بسيار است. بعضي‌ها اصلا قدرت اين تخته را واقعي نمي‌‌دانند و به آن اعتقادي ندارند ولي بعضي‌ها معتقدند (وي‌يا) واقعا مي‌‌تواند روح را به محل مورد‌نظر بكشاند و انسان به واقع قادر است با ارواح ارتباط برقرار و حتي از آنها اطلاعات بگيرد. (وي‌يا) از دو كلمه (وي) كه به زبان فرانسه به معناي (بله) است و (يا) كه در زبان آلماني به همين معنا مي‌‌باشد، گرفته شده است. وجه تسميه اين وسيله به اين خاطر است كه روح اغلب با اشاره به كلمه (بله) يا (خير) كه روي اين تخته نوشته شده است، به احضار كننده پاسخ مي‌‌دهد. نظريه‌ها درباره تخته (وي‌يا) متفاوت است. برخي مي‌‌گويند اين وسيله بي‌‌نهايت خطرناك است و مي‌‌تواند مدخلي براي ورود ارواح خبيث و ماندگار شدن آنها در خانه ما شود. دسته ديگر از مردم معتقدند (وي‌يا) تنها زماني خطرناك مي‌‌شود كه افراد بي‌‌تجربه و بي‌‌اطلاع با آن به احضار روح بپردازند و (مديوم)‌هاي مجرب مي‌‌توانند از اين وسيله استفاده‌هاي خوبي ببرند و بالاخره دسته سوم مي‌‌گويند (وي‌يا) هيچ خطري ندارد و ضرري نيز به كسي
نمي‌‌رساند. ولي كدام دسته درست مي‌‌گويند. واقعيت اين است كه شصت و پنج درصد كساني كه از اين وسيله استفاده كرده‌اند از كار خود پشيمان هستند. تقريبا تمام رهبران مذهبي دنيا با هر دين و مذهبي شديدا مخالف احضار روح و به ويژه استفاده (وي‌يا) هستند و بسياري از محققين مسائل ماوراءالطبيعه نيز تخته وي‌يا را وسيله‌اي خطرناك مي‌‌دانند كه مردم بايد به شدت از آن اجتناب كنند. (براد استينجر) يكي از سرشناس‌ترين نويسندگان موضوعات متافيزيكي موكدا اظهار مي‌‌دارد كه كسي نبايد از تخته (وي‌يا) استفاده كند و يا حتي آن را در خانه خود نگه دارد. او در مقاله‌اي تحت عنوان (مادران! نگذاريد فرزندانتان با وي‌يا بازي كنند.) از دختر هفده ساله‌اي سخن به ميان مي‌‌آورد كه كار با (وي‌يا) عواقب تلخي برايش به همراه داشت. او مي‌‌نويسد: (دخترك فكر مي‌‌كرد مي‌‌داند چطور با اين وسيله با ارواح ارتباط برقرار كند ولي متاسفانه اعتقاد مقدس مذهبي را براي حفاظت در برابر تاثيرات شوم آن فراموش كرده بود.)
    (ديل كاكزمارك) موسس سازمان تحقيقات مربوط به روح مي‌‌گويد: (قويا توصيه مي‌كنم كه از وي‌يا استفاده نكنيد.) و در مقاله (وي‌يا اسباب‌بازي نيست) اظهار مي‌دارد كه در اغلب مواقع ارواحي كه از طريق وي‌يا با انسان‌ها ارتباط برقرار مي‌كنند، ارواح خبيث و گناهكار هستند.
    (هانس هانرر) يكي از محترم‌ترين و معروف‌ترين محققان مسائل ماوراءالطبيعه در كتاب خود تحت عنوان (تخته وي يا؛ دريچه‌اي به سوي مكنونات) نسبت به استفاده از وي‌يا هشدار مي‌دهد و مي‌نويسد: (به آن دسته از كساني كه مي‌خواهند تخته وي‌يا را به خانه ببرند و به احضار روح بپردازند، نصيحت مي‌كنم در تصميم خود تجديدنظر كنند، زيرا هميشه اين امكان وجود دارد (هر چند اندك) كه شخص احضاركننده آماتور در حقيقت يك مديوم باشد و خود از اين موضوع اطلاع نداشته باشد. در اين صورت اين تخته، وسيله ساده‌اي بر احضار واقعي روح مي‌شود. روحي كه بعدها تمام شخصيت آن مديوم را در دست مي‌گيرد و در شرايط خاصي در جسم او حلول مي‌كند و در اين هنگام هيچ كنترلي در دست خود آن مديوم نيست و هر اتفاقي امكان‌پذير است.)
    بسيار بوده‌اند كساني كه وي‌يا را به شوخي گرفتند و به تجارب تلخ و شومي دست يافتند. يكي از اين افراد مي‌گفت: (فكر نمي‌كنم كسي به اندازه من از وحشتناك بودن وي‌يا اطلاع داشته باشد. مدت‌ها پيش وقتي من سيزده ساله بودم، تجربه تلخي از آن داشتم. خلاصه بگويم من با خود شيطان روبه‌رو شدم.) و فرد ديگري مي‌گفت: (هيچ ترديدي ندارم كه تخته وي‌يا يك دريچه باز به دنياي ارواح است. بايد بگويم روحي كه ما با وي‌يا احضار كرديم به جسم مادر دوستم رفت. واقعا وحشتناك بود.)
    
    تجربه عجيب
    يك روز دوست همكارم (لورا) از من خواست همراهش به فروشگاه و دفتر يك فالگير بروم. من هم كه تا آن زمان به چنين جايي نرفته بودم قبول كردم و با اتومبيل او به راه افتاديم. وقتي به فروشگاه رسيديم لورا داخل دفتر رفت تا در خصوص مسائل خصوصي با فالگير مشاوره كند. من هم در قسمت فروشگاه ماندم و به لوازم گوناگوني كه اغلب مربوط به كف بيني، فال و... بود نگاه كردم. وسايل جالبي آن جا پيدا مي‌شد. ناگهان چشمم به يك گوي بلورين افتاد كه بسيار زيبا بود. تصميم گرفتم آن را بخرم. دسته چكم را بيرون آوردم و يك برگه از آن را پر كردم و كندم البته براي خريد با چك بايد به فروشنده كارت شناسايي نشان مي‌دادم. من هم گواهينامه رانندگي‌ام را از كيف پولم بيرون آوردم و به او نشان دادم و درست مثل هميشه دوباره آن را با دقت سر جايش گذاشتم. ملاقات لورا با فالگير طولاني شد و من براي اين‌كه سرم را گرم كنم چند بار از اول تا آخر فروشگاه را تماشا كردم. ناگهان براي نخستين بار چشمم به يك (تخته وي‌يا)ي مدور افتاد. شكل عجيبي داشت، انگار مرا به سوي خود فرا مي‌خواند. روي آن دستي كشيدم هيچ اتفاقي نيفتاد ولي احساس مي‌كردم بايد از آن دور شوم. يادم افتاد كه بايد خداحافظي كنم. تا آن زمان تخته وي‌يا نديده بودم ولي در جايي خوانده بودم كه وقتي كارمان با آن تمام مي‌شود بايد بگوييم (خداحافظ) و اين خيلي مهم است. دوباره با صداي بلندتري گفتم (خداحافظ.) درست بالاي تخته، يك موبايل آويزان بود. متوجه شدم كه وقتي خداحافظي كردم موبايل تكان خورد. اهميتي به آن ندادم. فكر كردم حتما باد آن را تكان داده است هر چند كه هيچ نسيمي را احساس نكرده بودم. به هر حال به قسمت جلويي فروشگاه رفتم و با فروشنده كمي حرف زدم. چيز ديگري توجهم را جلب كرد و خواستم آن را هم بخرم ولي در كمال تعجب متوجه شدم گواهينامه‌ام در كيف پولم نيست. از خريد منصرف شدم و به دنبال گواهينامه گشتم ولي اثري از آن نبود. بالاخره جلسه ملاقات لورا تمام شد و از آن فروشگاه عجيب خارج شديم. بايد دوباره به محل كارمان باز‌مي‌گشتيم چون اتومبيل من در پاركينگ آن جا پارك بود. در طول راه بازگشت، با اين‌كه تمام شيشه‌ها كاملا بسته بودند و راديو هم روشن نبود ولي صداي هياهومانندي در فضاي اتومبيل مي‌پيچيد به طوري كه براي شنيدن حرف‌هاي يكديگر بايد تقريبا داد مي‌زديم. لورا كه حسابي تعجب كرده بود، گفت: (چرا اين طوري شده است؟) گفتم: (حتما باد است.) ولي او جواب داد: (نه من صدايي شبيه به صداي فلوت يا سوت مي‌شنوم.) از حرفش تعجب كردم ولي در همان زمان از سمت راست سرم صداي فلوت به گوشم خورد. برگشتم ببينم كسي آن پشت نشسته است ولي كسي نبود. ترسيدم ولي با تحكم گفتم: (همين الان بس كن.) صداي فلوت و صداهاي ديگر يك دفعه قطع شدند. لورا مي‌گفت تا به حال چنين چيزي را نديده است. من هم نمي‌دانستم آن چه بود ولي هر چه بود تن ما را حسابي لرزاند.به محل كارمان رسيديم و از يكديگر خداحافظي كرديم. من هم سوار اتومبيل خودم شدم و به سمت خانه حركت كردم. در تمام مدت احساس مي‌كردم تنها نيستم و كسي خيره به من نگاه مي‌كند. وقتي به خانه رسيديم داشبورد اتومبيل را باز كردم تا تقويم كارهاي روزانه‌ام را بردارم و در كمال تعجب ديدم گواهينامه‌ام آن جا لاي تقويم است. چطور سر از داخل داشبورد درآورده بود، هرگز نفهميدم. ولي هميشه احساس مي‌كنم اين موضوع و آن صداها به تخته وي‌ياي درون فروشگاه مربوط مي‌شود. وقتي بار ديگر لورا از من خواست همراه او پيش فالگير بروم مودبانه پيشنهادش را رد كردم.
    
    ميز متحرك
    مي‌خواهم داستاني واقعي را تعريف كنم. داستاني كه چند سال پيش براي خواهرم اتفاق افتاد. بايد بگويم تخته وي‌يا آن‌قدر قدرت دارد كه حتي مي‌تواند مبلمان خانه را حركت دهد. خواهرم تعريف مي‌كرد كه يك شب او و دو زن ديگر در خانه يكي از آنها جمع بودند و مي‌خواستند سرشان را با بازي با يك تخته وي‌يا گرم كنند. آن دو زن، مادر و دختر بودند و زن جوان‌تر خود دو فرزند كوچك داشت كه در اتاق خواب خوابيده بودند و در واقع زن مسن‌تر مادربزرگ آن بچه‌ها بود. آنها مي‌گفتند، مي‌خنديدند و از بازي با تخته احضار ارواح لذت مي‌بردند و در كل همه چيز را به شوخي گرفته بودند. ولي ناگهان خواهرم احساس كرد (چيزي) با آنها ارتباط برقرار كرده است. زن جوان‌تر به شوخي گفت: اگر واقعا يك روح در اين خانه است بايد يك جوري خودش را به ما نشان دهد آن هم به طور فيزيكي.
     ابتدا هيچ اتفاقي نيفتاد. زن‌ها به يكديگر نگاه كردند و آماده شدند دوباره همه چيز را به مسخره بگيرند كه ناگهان صداي سنگيني به گوششان رسيد. انگار كسي چيزي را روي زمين مي‌كشيد و حركت مي‌داد. صدايي آرام و مداوم كه از اتاق كناري مي‌آمد ولي در بسته بود و چيزي ديده نمي‌شد. زن‌ها به روي صندلي ميخكوب شده بودند و فقط گوش مي‌دادند. ناگاه چشم‌هاي وحشت‌زده‌شان به در اتاق خيره ماند. در خود به خود باز شد و ميز سنگين چوب بلوط كه در اتاق مجاور قرار داشت، به خودي خود روي زمين كشيده و آرام آرام وارد اتاق آنها مي‌‌شد. كم‌كم سر و صداها بلندتر شدند و حركت ميز به پرتاب بدل شد. ميز تكان‌هاي شديدي مي‌خورد و صداهاي وحشتناكي به گوش مي‌رسيد. مادربزرگ جيغ كشيد و با وحشت به سوي اتاق خواب بچه‌ها دويد چون مطمئن شده بود كه روح عصيانگر در خانه است و ممكن است به بچه‌ها آسيب برساند ولي با صداي جيغ او حركت ميز متوقف شد و همه چيز به حالت طبيعي برگشت. اما اين خاطره هيچ وقت از ذهن آن سه زن پاك نشد. آنها شنيده بودند كه ممكن است يك روح خبيث به سراغشان بيايد ولي آن را باور نكرده بودند. با اين اتفاق زن صاحبخانه تخته وي‌يا را سر به نيست كرد و آن ميز چوب بلوط را نيز دور انداخت.
    
    صداهاي غيرعادي
    سال 1991 بود و من با يكي از هم‌دانشگاهي‌هايم هم‌خانه شده بودم. بايد بگويم دوستم در يك خانه ارواح زندگي مي‌كرد و من بدون اين‌كه بدانم، با او هم‌خانه شدم. اتاق خواب آن خانه در زيرزمين قرار داشت و يك پنجره كوچك در آن تعبيه شده بود تا نور را به داخل برساند ولي همان پنجره هم با يك پشت دري چوبي كاملا پوشيده شده بود به طوري كه وقتي برق خاموش مي‌شد ديگر چشم، چشم را نمي‌ديد.يك شب وقتي داشتم آماده مي‌شدم كه بخوابم، برق رفت. در بسته بود و ذره‌اي نور به داخل نمي‌تابيد. هنوز خوابم نبرده بود و با چشم‌هاي گشاد شده به اطراف نگاه مي‌كردم و البته چيزي نمي‌ديدم. وقتي به ديوار اتاق كه كنار تختم بود نگاه كردم چيز سفيد رنگي را ديدم. به پنجره نگاه كردم گفتم شايد انعكاس نور در آينه باشد ولي هيچ نوري از پنجره نمي‌آمد. از دوستم پرسيدم او هم آن چيز سفيد را روي ديوار مي‌بيند؟ او خواب‌آلوده جواب منفي داد. همان وقت برق آمد ولي چيزي روي ديوار ديده نمي‌شد. از آن شب به بعد هميشه چراغ خواب را روشن مي‌گذاشتيم. دو ماه گذشت و اتفاق خاصي نيفتاد به طوري كه من حادثه آن شب را فراموش كرده بودم تا اين‌كه يك روز يكي از دوستانم را ديدم. او كه به تازگي خانه‌تكاني كرده بود مي‌خواست (تخته وي‌يا)ي خود را دور بيندازد چون مي‌گفت چيز نحسي است و نمي‌خواهد آن را در خانه‌اش نگه دارد. دوستم گفت من تا به حال چند بار صداهاي عجيبي را در خانه شنيده‌ام. مثلا وقتي تنها بودم شنيدم كسي مرا صدا مي‌كند و يا صداي گريه بچه مي‌آيد و ما تصميم گرفتيم تخته وي‌يا را به خانه ببريم و آن را در آنجا امتحان كنيم. آن شب روي كف زيرزمين نشستيم. در اتاق خواب سمت چپ من قرار داشت احساس مي‌كردم چيزي در اتاق خواب است كه حس بدي به من مي‌دهد. به همين خاطر بلند شدم و در را بستم. بعد نشستيم و انگشت‌هايمان را روي تخته گذاشتيم و تمركز گرفتيم و منتظر شديم اتفاقي بيفتد. ولي نشانگر وي‌يا حركت نكرد. پس از چند دقيقه صداهايي را از درون اتاق خواب شنيديم. مطمئن نبوديم چيزي كه مي‌شنيديم واقعيت بود يا خيال. دوباره تمركز گرفتيم و در تمام مدت هر دو به اتاق خيره شده بوديم. صداهاي درون اتاق بيشتر و بيشتر مي‌شد. صداهايي شبيه به زوزه حيوانات وحشي به گوش مي‌رسيد. انگار مي‌خواستند از اتاق بيرون بيايند ولي نمي‌توانستند. ترسيده بودم. آن صداهاي دلهره‌آور گويي تمام خانه را مي‌لرزاند. دوستم بلند شد و به سوي در اتاق رفت و با ترس آن را گشود ولي تنها چيزي كه از آن بيرون آمد موجي از هواي سرد بود. بعد از اين‌كه در باز شد گويي صلح برقرار شد. ديگر صدايي به گوش نرسيد و هيچ اتفاقي نيفتاد. ولي بايد بگويم كار در همان شب تمام نشد. از آن به بعد هر وقت كه برق را خاموش مي‌كرديم يك دسته از هيكل‌هاي سفيد و غبار مانند را همه جا مي‌ديديم. حتي يك بار وقتي دوستم به اتاق خوابش رفت در روشنايي روز ديد كه غبار متراكم و سفيدرنگي بر روي تختش دراز كشيده است. من ديگر طاقت نياوردم و از دوستم جدا شدم و از آن خانه رفتم و با خود عهد بستم ديگر به سمت تخته وي‌يا و احضار ارواح نروم.
    
    منبع: about.com
 
 
***************************
 
آلبرت انیشتین می گوید

مرگ به منزله جواز عبور و مسافرت به جهان های دیگر است

مرگ بسیار شبیه به بیداری ما انسان پس از یک خواب عمیق است

مرگ نوید جاودانگی انسان در مقابل تشویش و نگرانی عدم است

مرگ تولدی است دیگر و تکاملی که تکرار این تجربه را بارها و بارها به صورت انتقال و

تغییر حالت آزمایش و تجربه می نماییم

انسان زنده مانند گنجشکی است که به پایش سنگ بسته اند و نمی تواند پرواز کند و با فرا

رسیدن مرگ آن سنگ باز شده و گنجشک به راحتی پرواز می کند

مرگ یکی از بزرگترین نعمتهای خدای کریم می باشد

موجودات فرا زمینی!!! جن

یوفوها!!!.......................

Sunday, February 24, 2008, 3:48:18 AM | ajayeb2008
 امروز میخوام در مورد موجودات فرازمینی واستون مطلب بذارم راستش من خودمم اولش باورم نشد ولی وقتی خوب در مورد این موجودات که اصطلاحا بهشون یوفو میگن تحقیق کردم به این نتیجه رسیدم که مثل اینکه این موجودات واقعا وجود دارن میگی نه مطلب زیرو بخون:

یوفو چیست ؟

به هر گونه پدیده دیداری در آسمان که قابل شناسایی نباشد شیء ناشناس پرنده یا یوفو گفته می‌شود. مشاهده اشیاء ناشناس پرنده که بیشتر با نام بشقاب پرنده شناخته می‌شوند مدت‌هاست از سوی افراد بسیاری (بیش از شصت هزار مورد) گزارش می‌شود.

اشیای مشاهده شده در آسمان یا در روی زمین را که تعبیر و تفسیر رفتار، حرکت، نمای ظاهری، نورافشانی و سایر ویژگیهایشان در چارچوب دانش ما، مشکل یا غیر ممکن به نظر آید و یا ظاهرا چنان نشان دهد که فناوری آنها نتواند فناوری زمین باشد یوفو (UFO) می‌نامند. کلمه یوفو از ترکیب حرق اول نام انگلیسی این اشیاء یعنی Unidentified Flying Objects، گرفته شده و برابر فارسی آن «اشیای پرنده ناشناخته» است.

 

نگاره‌ای از یک «بشقاب پرنده» که بوسیلهٔ یک چراغ قوه و برنامه کورل درست شده‌است.

              

تصویری از یک «بشقاب پرنده» که بوسیله یک چراغ قوه و برنامه Corel درست شده‌است.

این اشیاء را بشقابهای پرنده، اشیاء مرموز آسمان، اشیاء فضایی نامتعارف و نامهای دیگر نامیده‌اند. این نامها بویژه اصلاح بشقاب پرنده و برداشت مردم از ماهیت و منشأ آن توسط مطبوعات عنوان و منتشر و متداول شده‌است. در جامعه علمی از اصلاح بشقاب پرنده برای اشیاء یاد شده استفاده نمی‌شود، زیرا همه آنها به شکل بشقاب نیستند. اطلاعات جمع آوری شده درباره بشقابهای پرنده در چند دهه گذشته، شامل عکس، مشاهده راداری، شواهد عینی و اثرهای بجای مانده روی زمین یا محیط اطراف محل فرود این شی پرنده، همه دلالت بر وجود آن می‌کنند.

تاریخچه گزارش بشقاب‌های پرنده

در اسناد تاریخی بطور وضوح، مطلبی درباره بشقاب پرنده یافت نمی‌شود، مطالبی که در اسناد تاریخی به عنوان پدیده‌های غیر متعارف نام برده شده‌اند، همان پدیده‌های آسمانی هستند. اگر چه باستان شناسان، در گوشه و کنار جهان، اشکالی را یافته‌اند که تا آنها را به عنوان تصویر سفینه‌های انسان ماورا زمین قلمداد می‌کنند، این برداشتها درست نیست. بشقاب پرنده‌های زیادی در سال ۱۲۷۶ (۱۸۹۷) در آمریکا دیده شده‌اند. مردم آنها را کشتی هوایی (Air ship) می‌نامیدند، که شبیه دیریژابل بودند (Dirigeable) بودند. بشقابهای پرنده به مفهوم امروزی آنها، ابتدا از سال ۱۳۲۲ (۱۹۴۳) تا پایان جنگ جهانی دوم مشاهده شده‌اند که همان فوفایتر (Foo Fighter) آلمانیها بودند.

در روزنامه‌های ۲۲ آذر ۱۳۲۷ (۱۳ دسامبر ۱۹۴۴)، گلوله‌های نقره‌ای شناور در هوا، که متناوبا خاموش و روشن می‌شدند و هواپیماهای شکاری و بمب افکنها را تعقیب می‌کردند، سلاحهای جنگی نازیها معرفی شدند. درست در زمانی که فناوری ساخت موشک و هواپیما به مرحله‌ای رسید که امکان سفرهای فضایی را بطور واقعی متصور کرد، فعالیت بشقابهای پرنده بطور ناگهانی افزیش یافت. روز جهانی بشقاب پرنده را باید ۲ تیر ۱۳۲۶ (۱۴ ژوئن ۱۹۴۷) در نظر گرفت، زیرا در بعد از ظهر این روز بود برای نخستین بار بعد از جنگ جهانی دوم، گزارش مشاهده بشقاب پرنده در مطبوعات ایالات متحده آمریکا چاپ شد و از این روز صحبت بشقاب پرنده میان مردم شایع شد. مشاهده بیش از بیش بشقاب پرنده در کشورهای مختلف جهان در سال ۱۳۲۶ (۱۹۵۷) سبب شد تا این سال را «سال جهانی بشقاب پرنده» نام گذاری کنند.

 

نگاره‌ای از یک شیء ناشناس برفراز میرسبورگ آلمان

                             

  نگاره‌ای از یک شیء ناشناس برفراز میرسبورگ آلمان

 

                                                                                           

مشاهده اشیاء پرنده ناشناس در طول تاریخ

1500 سال قبل از ميلاد : فرعون تاتموس سوم دواير پليد و ناآرام درخشانی را در پهنه آسمان نظاره می کند.

329 سال قبل از ميلاد : اسکندر مقدوني اعلام مي کند که هنگامي که لشگريان وي در حال عبور از رودخانه جاکارتس بودند دو شی پرنده در آسمان ظاهر شده و چندين بار به سمت لشگريانش حمله بردند به طوری که  باعث رم کردن اسب ها و فيل ها و متواري شدن سربازان گرديدند. و سربازان تا روز بعد از عبور از رودخانه منصرف گشتند. آنها اين حادثه را حادثه ای شيطانی که باعث شکستشان خواهد شد پنداشتند.

170 سال قبل از ميلاد : ناوگاني تماشايی از کشتی هاي پرنده در آسمان لانوپيوم مشاهده گرديدند.

99 سال قبل از ميلاد : هنگامی که ليويوس تروسو مشغول خواندن اعلاميه جنگ در ابتداي شروع جنگ ايتاليا بود صداي عظيمی از اسمان شنيده شد و کره اي از اتش در اسمان شمالي در قلمرو اسپولتوم ظاهر می شود که رنگ طلايي دارد. سپس به نظر مي رسد که بزرگ تر شده و از زمين به سمت آسمان مي رود. درخشندگي اش طوري است که خورشيد را تحت الشعاع خود قرار مي دهد. پس از آن به سمت مشرق رفته و ناپديد می شود.

42 سال قبل از ميلاد : از روم گزارش مي رسد که چيزي شبيه به يک نوع سلاح با صدايی عظيم از زمين بر مي خيزد و به اسمان ميرود! (ايا نوعي موشک رويت شده بود يا نوعی سفينه؟)

 70 ميلادي : در 21 ماه May اين سال يک شبح شيطانی در ابعادی باور نکردنی قبل از غروب آفتاب در آسمان ظاهر گشت. نيروهای نظامی شهرها را محاصره کردند و سلاح هايشان را به سمت ّسمان نشانه رفتند.

80 ميلادي : هنگامي که امپراتور روم اگريکولا در سفر اسکاتلند بود در شبی زمستاني شعله هاي عجيبی در آسمان بر فراز جنگل کالدون مشاهده مي کند. تمام آسمان روشن شده بود و زمانی که هوا صاف بود يک کشتی آسمانی هر شب با سرعتی زياد در آسمان پرواز می کرد!

98 ميلادي :هنگام  غروب آفتاب در آسمان رم صفحه ای درخشنده  ظاهر گشت و سپس به سمت مشرق رفت!

398  ميلادي :چيزي شبيه به کره ای سوزان که شمشيری از ان خارج شده بود بر فراز اسمان شهر بيزانس مشاهده شد. به نظر مي رسيد که اين جسم پرنده از بالاترين نقطه آسمان زمين را لمس می کرد. چيزی که تا کنون ديده نشده.

776 ميلادي : افرادی که در بيرون کليسا ايستاده بودند دو صفحه درخشان بزرگ قرمز رنگ را بر فراز کليسا مشاهده کردند که در حال مانور بودند. بسياري از مردم با ديدن آنها وحشت زده شدند و از قلعه فرار کردند!

810  ميلادي : سنت گريگوری به نقل از الکويين منشی و مورخ شارل مگنه و مولف کتاب ويتا کارولی در قسمت سی و يکم کتابش اظهار داشته که در سال 810 هنگامی که از شهر اخن المان دور می شده يک شیء گرد و بزرگ درخشان را در اسمان مشاهده کرده که از سمت شرق به غرب پرواز مي کرده است. اين شیء آنقدر بزرگ بوده که اسبهاي سلطنتی رم کرده و باعث زمين خوردن و زخمي شدن شارل مگنه می شوند!

1235 ميلادي : ژنرال يوريتسوم ژاپنی در روز 24 سپتامبر اين سال در کمپ نظامی خود بود که واقعه ای عجيب روی داد. در هنگام شب و صبح روز بعد نورهايی در آسمان مشاهده مي گردند که مانورهايی را در آسمان انجام مي دادند. ژنرال از طالع بينانی که همراه او بودند علت ان واقعه را جويا می شود و آن ستاره شناسان دانشمند با خونسردی باشخ ميدهند که اين وقايع طبيعی هستند و وزش باد هنگام سحرگاهان باعث می شود ستارگان در آسمان به رقص درآيند!!

1239 ميلادي : 24 جولاي – انگلستان  قبل از دميده شدن ستارگان يک شیء درخشان در آسمان ظاهر شد و به نظر مي رسيد که می تواند بروی هر دو سمت خود پرواز کند. اين جسم بزرگ ابتدا از جنوب به سمت بالا پرواز کرد و فورا با گردشی سريع به سمت شمال پرواز مي کند. ان جسم طوري پرواز مي کرد که به نظر مي رسيد با هر سرعتی که بخواهد می تواند پرواز کند. بدين ترتيب به اعماق آسمان پرواز نمود!

1254 ميلادي : در نميه شب هشتم ماه يک شب پر ستاره ناگهان يک کشتی عظيم در آسمان ظاهر گشت. اين کشتی مجلل با نورهاي رنگی بود. راهبان سنت البان براي مدتی طولانی اين کشتي را مشاهده کردند اما آن جسم از نظر ناپديد شد!

1290 ميلادي : در بايلند يورک شاير شمالي در انگلستان هنگامی که راهب بزرگ و ديگر راهبان مشغول خوردن غذا بودند يک شیء مسطح و دايره ای شکل نقره ای رنگ و درخشان بر فراز کليسا به پرواز درآمد و باعث وحشت راهبان گرديد!

1332 ميلادي : در ساعات اوليه شب در اگزبريچ انگلستان ستونی نورانی در آسمان مشاهده شد. اين شیء از آسمان جنوب برخاست وبا حرکتی آرام به سمت شمال رفت. در جلوی اين شیء عجيب دوکی شکل نوري قرمز رنگ به سمت جلو ساطع می شد. سپس آن جسم سرعت گرفت و در اعماق آسمان ناپديد گشت!

1492 ميلادي : ساعت 10 شب 11 اکتبر کريستوف کلمب و همسفرش پدرو گوتيرز هنگامی که بر عرشه کشتي سانتا ماريا ايستاده بودند شیء درخشانی را در دوردست مشاهده کردند. اين شیء در تمام طول شب چندين بار مشاهده شد و مرتبا بالا و پايين مي رفت. کريستف کلمب قبل از اينکه به خشکي برسد به مدت چهار ساعت شاهد پرواز آن شیء بود.  به نظر او اين نشانه  رسيدن آنها به خشکی بود!

1528 ميلادي : مردم شهر سيژ در اوتريخت هلند با ديدن يک صليب زرد رنگ و پرنده وحشت زده شدند. چرا که آنها تصور مي کردند دشمن به شهر حمله کرده است.

1554 ميلادي : در ساعات 6 تا 8 صبح 10 مارس در فرانسه در اطراف ماه يک نقطه نوراني ديده شد که از خود نورهايی پخش مي کرد و صدايی گوشخراش داشت و مانند نوک يک پيکان به نظر مي رسيد که از يک پهلوي خود به پهلوي ديگر می چرخيد!

1643 ميلادي :11 مارس اين سال وقايع نگاری به نام جان ايولين درانگلستان گزارش مي دهد که :  من نبايد فراموش کنم که چه چيز مارا در شب قبل بی نهايت و حيرت زده کرد. جسمی نوراني مانند ابر و به شکل يک شمشير که نوک آن سمت شمال بود در آسمان مشاهده شد. اين شیء مانند ماه آرام بود و بقيه آسمان نيز صاف و آرام بود. اين جسم ساعت 11 شب تا 1 بامداد در آسمان ديده شد و در نهايت به سمت جنوب انگلستان پرواز نمود!

1700 ميلادي : از تمدن سرخپوستان آمريکا گزارش مي رسد که موجودات انسان گونه درخشانی وجود داشته اند که سرخپوستان را با يک لوله مخصوص!(سلاح اشعه ای) فلج می کردند. و نيز در تاريخ اين سرخپوستان آمده است که برخی از زنان سرخپوست با گروهی از اين مردان ستاره ای ازدواج کرده اند!

1742 ميلادي : يکی از اعضای انجمن سلطنتی انگلستان می نويسد : در 16 دسامبر اين سال من از منطقه جيمز پارک عبور می کردم که ناگهان نوری از پشت درختان و خانه ها از سمت غرب و جنوب به آسمان برخاست که مانند يک موشک بزرگ به نظر می رسيد. وقتي که آن شیء تا 20 درجه از ديد من اوج گرفت به حالت افقي در آمده و به سمت شمال و شرق به پرواز کرد. آن شیء بسيار نزديک به نظر می رسيد و حرکتش آرام بود. من حدود نيم مايل آنرا با چشمانم تعقيب کردم. يک شعله در قسمت عقب آن نمايان بود. انتهای آن مانند رديفی از ميله های آهنين به نظر می رسيد. و در يک نقطه از آن شیء سيلندر مانند دنباله هاي نور ساطع می شد. به طوری که نيمی از طول آن کاملا شفاف به نظر می رسيد. سر آن شیء به اندازه 3 درجه نسبت به قطر آن و دم آن نيز به اندازه سه درجه نسبت به طول تخمين زده می شد.

1790 ميلادي : از فرانسه چنين گزارش شده که در خلال تابستان يک بازرس پليس به نام ليابوف شاهد بود که يک کره نورانی بزرگ بر فراز فارملند در حال پرواز است. اين کره نورانی سپس فرود آمد و مردی از آن خارج شد که به زبانی نا مفهوم سخن می گفت. بعد از اين حادثه آن کره ناگهان منفجر شد و آن مرد نيز ناپديد گرديد! اين واقعه توسط بسياری از مردم ان زمان رويت شده و به خوبی نيز ثبت گرديده است.

1870 ميلادي : اين واقعه از دفترچه ثبت يک کشتی و از قول کاپيتان ان اف.دبليو.بنر نقل گرديده است :

ملوانان کشتی يک شیء خيره کننده شبيه يک ابر را در آسمان می بينند. آن شیء شبيه به يک ابر مدور بوده که يک نيم دايره در درون آن به چهارقسمت تقسيم شده بود. محور مرکزي آن به بيرون زده بود و دوباره به عقب برگشته بود. اين شیء از نقطه ای با زاويه 20 درجه نسبت به افق تا زاويه 80 درجه رفت. سپس در ناحيه شمال شرقی مستقر گرديد و گاهي در نواحی جنوب و جنوب شرقی نيز مشاهده می گرديد. آن شیء در مقابل باد به حالت مورب قرار گرفت و برای مدت نيم ساعت به اين شکل مشاهده شد و در آخر ناپديد گرديد! 

          

مطالعات فوق سری آمریکا

اين تصوير فريمي است متعلق به يك قطعه فيلم معروف و جنجالي به مدت ۲ دقيقه و ۵۵ ثانيه كه توسط فردي كه خود را ((ويكتور)) معرفي كرده است و به صورت مخفيانه از پايگاه فوق سري (گروم ليك )واقع در منطقه ۵۱ مكاني كه به گفته بسياري از محققين مركز ازمايش هاي سري دولت امريكا در رابطه با بشقاب هاي پرنده است خارج شده است. در اين فيلم از يك موجود فرازميني - از نژاد خاكستري ها - تحقيقاتي به عمل مي ايد.

 

   

 

ویکتور اذعان كرد چنانچه هويت اصلي او فاش شود بلافاصله توسط دولت به قتل خواهد رسيد. (ادعاي وي درست بود چرا كه بسياري از كساني كه اقدام به افشاي اين مسايل كرده اند توسط دولت ايالات متحده به قتل رسيده اند.)او به بسياري از شبكه هاي خبري مراجعه كرد تا فيلم را براي عموم پخش كنند. ابتدا به شبكه خبري فاكس Fox TV مراجعه نمود. اما ان شبكه به علت مشكلاتي كه قبلا به خاطر پخش فيلم مستند كالبد شكافي موجود فرازميني برايش به وجود امده بود از قبول ان فيلم سر باز زد. ان مشكلات بخاطر ان بود كه پس از پخش فيلم جنجالي ميان موافقان و مخالفان ان فيلم به پا خاست و باعث شد اعتبار شبكه فاكس در نظر مخالفان صحت فيلم خدشه دار شود. و كمپاني فاكس نمي خواست بار ديگر متهم به دروغ پراكني شود. ضمن ان كه پخش چنين اخباري براي شبكه هاي معروف امريكا خشم دولت ان كشور را برايشان به ارمغان مي اورد.سر انجام شبكه اي مستقل در لوس انجلس به نام Rocket Home Pictures قبول كرد كه در حضور يك كارشناس بشقاب هاي پرنده - ديويد مورتون - ان را براي عموم پخش كند . پس از پخش فيلم مورتون فيلم را براي بينندگان اينگونه تحليل مي كند: 

    فيلم صامت در محيطي نيمه تاريك فيلم برداري شده است. نيم رخ دو مرد نمايان است كه يكي از انها يونيفرمي نظامي با يك درجه ستاره روي اپل شانه اش به تن دارد. و يك نفر ديگر كه صورت خود را پوشانده و دست وي در تصوير مشخص است و به نظر مي رسد كه يك پزشك است. انها در محلي نشسته اند كه سيمها ميكروفونها و وسايل پزشكي در ان اتاق به چشم مي خورد. نورهاي ضعيفي نيز روي يك دستگاه چشمك مي زند كه به نظر ميرسد ضربان يك قلب ضعيف را نشان مي دهند. كل صحنه از پشت يك ديوار شيشه اي فيلم برداري شده است. طرف ديگر ميز موجود كوچك قهوه اي رنگي با سر بزرگ و چشمان سياه وجود دارد كه چهره او براي هزاران نفر از ربوده شدگان اشناست. يك فرازميني! وي سپس با بيان چند نشانه در حركات ان موجود احتمال بيمار بودن ان را مطرح مي سازد. ان گونه كه از چهره ي وي پيداست دچار نوعي ناراحتي نيز مي باشد.

 وي ادامه مي دهد : پوستش صورتي مايل به قهوه ايست اما قسمت سر ان موجود بنفش رنگ است و اثراتي از كوبيدگي روی ان ديده مي شود به طوري كه احتمالا از نوعي ناراحتي در قسمت جمجمه رنج مي برد. فيلم ادامه پيدا ميكند و در ادامه شاهد نوعي تشنج شديد در ان موجود مي شويم. در لحظه اي از فيلم دهان ان موجود به خاطر اعمال پزشكان باز شده و مقداري از محتواي اب دهانش به بيرون ميريزد. در اين لحظه دستگاه نمايش ضربان قلب ان موجود ناگهان به طرز عجيبي يك نوسان شديد را نشان ميدهد. در اين لحظه مردي كه لباس نظامي به تن دارد علامتي مي دهد و دو پزشك ديگر بلافاصله به كمك مي ايند. اين قطعه فيلم ناگهان در قسمتي كه پزشكان مشغول مداواي ان موجود هستند به پايان مي رسد

دانشمندان روسي، بقاياي يك سفينه فضايي را يافته‌اند كه ساخته دست بشر نيست

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، يوري لافبن، پژوهشگر روسي و رييس موزه «شهاب‌سنگ تونگوسكا و اجسام فضايي»، از كشف دو ميله فلزي سنگين توسط تيم تحقيقاتي خود خبر داد كه مدعي است، ساخته دست بشر نيست.


روزنامه «الشرق‌الاوسط» ـ چاپ لندن ـ با اعلام اين خبر افزود: اين دو ميله در نزديكي روستاي «واناوارا» كشف شده است؛ يكي از اين ميله‌ها در عمق 5/1 متري و در ميان جسمي يافت شده كه متعلق به يك ستاره دنباله‌دار بوده و ميله دوم نيز در ميان آهن قراضه‌هاي موجود در نزديكي ريل راه‌آهن پيدا شده است.

پيش از اين نيز روس‌ها در سال 1908 ادعا كرده بودند كه در محل سقوط شهاب‌سنگ «تونگوسكا» در سيبری بقايای يك سفينه فضايي را يافته‌اند كه ساخته دست بشر نيست.

ساكنان نزديك به محل سقوط اين شهاب‌سنگ، اين منطقه را بديمن مي‌دانند، اما آنچه كه موضوع را جدي‌تر مي‌سازد، اين است كه دانشمندان نيز وجود برخي چيزهاي بديمن در اين محل را نفي نمي‌كنند، به گونه‌اي كه برخي از اين دانشمندان مي‌گويند، در يكي از مناطق نزديك به محل مذكور در سيبري، عقربه‌هاي ساعت كندتر حركت مي‌كند و اين پديده ناشناخته‌اي است كه هنوز مطالعه و بررسي نشده است. مورد عجيب ديگر در اين محل، مشاهده اشباحي است كه به صورت آشكار حركت مي‌كنند.


دانشمندان مذكور تصريح كردند، آنان با چشمان خود ديده‌اند، افرادي كه از اين محل عبور مي‌كنند، به محض رسيدن به محل مورد نظر، نامرئي مي‌شوند و نمي‌توان آنان را ديد.

یکی از دانشمندان روسي مي‌افزايد:

ساكنان محلي اين منطقه تأكيد مي‌كردند كه آنان پس از جنگ جهاني دوم، در اعماق رودخانه تونگوسكا، يك‌سري قطعات فلزي صيقلي يافته‌اند كه داراي اشکال هندسی منظمی بوده و از ماده سياه‌رنگ عجيبي ساخته شده است. سپس ما به رغم آنكه از آن زمان تاكنون، طبيعت دچار تغييرات بسياري شده است، با اين حال آغاز به جستجو كرديم و سرانجام يكي از اين قطعات را يافتيم كه شكل و رنگ آن با هر ماده خام ديگر فرق دارد.


دانشمندان زمين‌شناسي گمان مي‌كنند كه اين ماده، متعلق به يك سفينه فضايي بوده كه ويژگي‌هاي مغناطيسي ندارد و قادر به تحمل گرمايي تا 3000 درجه و نيز تحمل برخورد با شهاب‌سنگ‌ها است.


اين منطقه كه قطعه مذكور در آن يافت شده و حدود 25 كيلومترمربع مساحت دارد، داراي ويژگي‌هاي خاص و استثنايي است. انسان در اين منطقه نمي‌تواند بايستد، چون احساس مي‌كند حلقه‌اي سر او را مي‌فشارد. در اين منطقه قانون حرارتي نيز صادق نيست، چراكه در روز دماي حرارت هوا به 30 درجه بالاي صفر و در شب به 7 درجه زير صفر مي‌رسد، به گونه‌اي كه آب يخ مي‌زند. سطح پرتوافكني نيز در اين منطقه نسبت به ديگر مناطق 12 الي 15 درصد كمتر از ميزان طبيعي‌اش است. اين دانشمند روسي معتقد است، سفينه فضايي منهدم‌شده، از روي زمين بلند شده است.

وی می‌افزايد: اين سفينه در 30 ژوئن سال 1908، يعني زماني كه انسان هنوز سفينه فضايي نداشت براي منهدم كردن يك ستاره دنباله‌دار 200 ميليون تني بلند شده و آن را در فضاي سيبري منهدم كرده، به اين ترتيب حيات بشر را نجات داده است.


لافبن در پايان مي‌پرسد: آيا اين مخلوقات غيربشري خودشان را فداي انسان كرده‌اند؟؟
گفتني است، عكس‌هاي گرفته‌شده از محل اين انفجار 8 حفره بزرگ را نشان مي‌دهد و مقادير متنابهي نيز اريديوم ـ كه يك ماده فضايي است ـ در اين محل كشف شده است.

قدرت و مانور باورنکردنی یک بشقاب پرنده

در سال 1990 یک بشقاب پرنده مثلثی شکل در شرق بروکسل ظاهر شد و پس از مشاهده ی آن دو فروند جنگده ی اف 16 برای تعقیب آن اعزام شدند. اما متاسفانه این تعقیب و گریز بدون نتیجه پایان یافت.در حین این عملیات حادثه بسیار حیرت انگیزی رخ داد:

خلبانانی که بشقاب پرنده را تعقیب می کردند اظهار داشتند که آن در مدت زمان یک ثانیه از ارتفاع 7000 فوتی (2000) به ارتفاع 600 فوتی (180 متری) سقوط کرد و در آن ارتفاع به پرواز خود ادامه داد!!!

این تغییر فشار ناگهانی فشاری برابر 40 جی (40 هزار برابر جاذبه ی زمین) به بشقاب پرنده وارد می کند. {جالبه بدونیم حداکثر فشاری که فضانوردان تا به امروز تجربه کرده اند 6/3 جی بوده که تازه به تدریج بر اونها وارد می شده نه یک باره و در عرض یک ثانیه! }

دانشمندان و کارشناسان با تحقیقات آزمایشگاهی پیش بینی می کنند که اگر دانش بشری بسیار پیشرفت کند و بتواند شرایط اضطراری را مهیا کند انسان قادر خواهد بود 8 جی فشار را تحمل کند.{در این فشار بدون تهیه شرایط و تجهیزات پیشرفته تمام ارگان ها داخلی بدن انسان از هم می پاشد و متلاشی می شود.}

کارشناسان می گویند : از نظر مقاومت فلزات در برابر فشار هیچ هواپیمایی قادر نیست بیشتر از 15 جی فشار را تحمل کند که آن هم مستلزم تجهیز بدمه ی هواپیما با آلیازی است که تا کنون ساخته و آزمایش نشده است.در عین حال مشاهده شده که بشقاب پرنده ها تا 400 جی فشار را هم می توانند تحمل کنند!

از طرفی این تغیر ارتفاع ناگهانی بشقاب پرنده از یک بعد دیگر هم قابل مطالعه است.بشقاب پرنده در زمان تنها یک ثانیه از ارتفاع 7000فوتی به 600 فوتی سقوط کرد. یعنی با سرعت حیرت انگیز 6500 کیلومتر در ساعت!! در چنین سرعتی در اثر برخورد هوا با بدنه ی هواپیما 4500 درجه گرما حاصل می شود. هیچ فلزی نیست که بتواند چنین دمایی را تحمل کند. بدنه ی هواپیما از هر فلزی که باشد اگر در این سرعت پرواز کند بدنه ی آن ذوب می شود. ضمن این که هیچ هواپیمایی تا کنون ساخته نشده که بتواند به چنین سرعتی دست یابد.

 نتیجه...

از موارد فوق می توان دو نتیجه گیری کرد :

1- جنس این بشقاب پرنده از فلزی است که در کره ی زمین یافت نمی شود.

2-سیستم حرکتی آن فوق العاده پیشرفته است به طوری که از ایجاد اصطکاک بین هوا و بدنه ی هواپیما جلوگیری می کند.یکی از فرضیه های جالب در باره ی سیستم حرکتی آنها این است که این بشقاب ها مجهز به مولد پرتوی کاتدی می باشندو مولکولهای هوای اطراف سفینه را یونیزه می کنند. به این ترتیب در اطراف بشقاب پرنده خلاء ایجاد می شود .بنابر این دیگر اصطکاک معنایی ندارد و سفینه می تواند با سرعت سرسام آوری به حرکت در بیاید.در واقع با این کار بشقاب پرنده یک سپر نامرئی در مقابل هجوم ذرات هوا برای خود می سازد.  

درست در وسط سال شمسی یعنی پازدهم مرداد ماه همین امسال مردم شمال روسیه گزارش یه بشقاب پرنده را دادند. عده ی زیادی اعلام کردند که فرود یک شیء عجیب را در یکی از مزارع بیرون شهر دیده اند.پلیس گروهی را برای بررسی موضوع به مزرعه ی مذکوره فرستاد تا آنها اولین افرادی باشند که شاهد شگفت انگیز ترین منظره عمرشان باشند.دایره ای بزرگ در وسط مزرعه بوجود آمده و همه پوشش گیاهی زیرش از بین رفته.گیاهانی که در اطراف دایره بودند نیز تغییر رنگ دادند. از آنجا که امروزه پرواز هواپیماهای جاسوسی با اشکال مختلف در سراسر جهان رایج است، این واقع برای دولتمردان تعجبی به همراه نداشت. اما آنها می خواستند بدانند این جاسوس از کجا بوده و برای همین منظور تحقیقات عظیمی برای پی بردن به هویت شئی انجام دادند اما معلوم شد این شیء نه تنها از آمریکا نیست بلکه به هیچ نقطه ای از زمین تعلق ندارد. حدستون درسته. تغییر رنگ گیاهان مزرعه نمی تونسته بوسیله هیچ ماده ای بر روی کره زمین باشد .