بهترين زمان ازدواج ومستحبات و مكروهات مراسم ازدواج و زفاف

بهترين زمان ازدواج

مباركترين شب و روز براي امر خطير ازدواج چيست؟

در پاسخ به سؤال شما دوست عزيز عرض مي شود، در اسناد اسلامي به امر مبارك ازدواج بسيار توجه شده و مورد تأكيد قرار گرفته است. در قرآن كريم ازدواج مايه آرامش خاطر زن و مرد دانسته شده، چنانچه مي فرمايد : "و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها..."(1)يعني "يكي از آيات الهي اينست كه براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريد كه در بر او آرامش يافته و با هم انس مي گيريد."
و حضرت علي ( مي فرمايند : "چون عروس وارد شد، داماد دو ركعت نماز گزارده دست بر پيشاني او كشد و بگويد خدايا همسرم را براي من و مرا براي او مبارك گردان و مادام كه بر ما توفيق خواسته اي زندگيمان را ميمون و مبارك قرار ده، و چنانچه كار به جدايي كشيد درمفارقت نيز خير و خوبي مقدّر فرما."(2)
اما دربارة‌اينكه مباركترين شب و روز براي ازدواج كدام است در آيات و روايات چنين چيزي به چشم نمي خورد و اگر اين مسأله سود قابل توجه يا ضرر غير قابل جبراني داشت، در آيات الهي يا گفته هاي معصومين به آنها اشاره مي شد، در حاليكه تنها چيزي كه در روايات آمده، اينست كه "شب عروسي كنيد، روز وليمه دهيد."(3)
اما از آنجا كه ائمه اطهار( فرموده اند كه در شاديهاي ما شاد بوده و در ماتم ما غمزده باشيد، بهتر است كه اين مراسم شادي در اعياد برگزار شود، اما منعي درباره اينكه اين مراسم حتي در ماههايي چون محرم و صفر برگزار شود نرسيده، اما ادب اسلامي اقتضاء مي كند كه اگر بخاطر ضرورتي اين مراسم در محرم يا صفر برگزار شد احترام اين ماههاي گرانقدر شديداً مراعات شود.
براي مطالعه بيشتري در اين زمينه به كتاب شريف حلية المتقين، ص69 و همچنين كتاب بهشت خانواده، كتاب ازدواج معصومين( و خيلي از كتابهاي ديگري كه در زمينه ازدواج مي باشند مراجعه نماييد.
منابع و مآخذ :
1. سوره مباركه روم / آيه21
2. ازدواج در اسلام، علي مشكيني، ترجمه احمد جنتي
3. وسائل الشيعه، باب40، خ1

******************

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

مستحبات و مكروهات مراسم ازدواج و زفاف


1. خواندن خطبه پيش از عقد مستحب است و بهتر است شامل حمد و ثناى خداوند و توصيه به تقوا باشد. شايسته است هر آنچه را زن و شوهر و حضار نياز دارند، مانند اصول دين و محاسن اخلاق و آداب در خطبه يادآورى شود.(55)
2. در حديثى از امام صادق عليه السلام منقول است كه هر گاه كسى اراده خواستگارى كرد، دو ركعت نماز بگزارد و حمد اللهى بگويد و دعاى وارده براى طلب ازدواج و همسر نيكو را بخواند.(56)
3. در حديثى معتبر آمده است كه مستحب است ازدواج در شب واقع شود.(57)
4. در حديثى آمده است كه خوب است عقد در ماه شوال خوانده شود.(58)
5. خوب است هنگام عقد، قمر در عقرب نباشد. چرا كه اگر چنين باشد، زن و مرد عاقبت نيكو نبينند.(59)
6. از اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه روز جمعه براى خواستگارى و نكاح خوب است . (60)
7. مستحب است كه در موقع ازدواج گواهانى را بر آن گرفت تا نسب و ارث ثابت گردد.(61)
8. مستحب است در ازدواج (آن هم به دور از زياده روى و ريا) وليمه داده شود و بايد از اين طعام به فقرا نيز داده شود و تنها به توانگران و شخصيت ها محدود نشود. از پيامبر صل الله عليه و آله روايت شده است كه فرمودند: اطعام هنگام ازدواج از سنتهاى پيامبران است . همچنين فرمودند: وليمه در روز نخست ، حق است ، در روز دوم نيكى و افزون بر آن ريا و شهرت طلبى است .
9. مستحب است كه دادن وليمه در روز و ازدواج در شب باشد.
10. اسلام خوش نمى دارد ساعات گرمى براى زفاف برگزيده شود.
11. ازدواج هنگام محاق ماه (روزهاى پايانى ماه هاى قمرى ) نيكو نيست . امام حسن عسگرى عليه السلام مى فرمايد:
كسى كه هنگام محاق ماه ازدواج كند بايد تسليم سقط جنين شود.
12. مستحب است كه مرد هنگام آميزش و دخول ، وضو داشته باشد و دعاهاى وارده را بخواند.
13. هنگام نزديكى شايسته نيست كه زن را به شتاب اندازد و تا وقتى كه نياز زن برآورده نشده ، نبايد او را رها سازد.
14. مستحب است اگر مردى با ديدن زنى ديگر غريزه اش به هيجان آمد، سراغ همسر خويش برود و از او كام بگيرد. امام على عليه السلام فرمودند:
هر گاه از شما زنى را ديد كه از او خوشش آمد، از زن خود كام گيرد. زيرا زن او همان دارد كه آن زن دارد. پس نبايد در قلبش براى شيطان راهى قرار دهد كه نگاه او را از زنش متوجه آن ديگرى كند.
پيامبر صل الله عليه و آله مى فرمايند:
اى على ! با شهوت زن ديگرى با همسرت نزديكى مكن . زيرا در اين صورت من بيم دارم كه اگر نطفه فرزندى منعقد گردد، كودك شما نامرد و بى عقل باشد.(62)
15. برخى از فقها هنگام ميل و رغبت زن ، آميزش با او را مستحب مى دانند و حديث پيامبر صل الله عليه و آله را مى آورند كه به مردى فرمود: آيا با روزه وارد صبح شدى ؟ عرض كرد: خير. فرمود: پس تهيدستى را اطعام كردى ؟ عرض كرد: خير. پيامبر صل الله عليه و آله فرمودند: پس نزد همسرت برو و با او آميزش كن كه آن براى تو به منزله صدقه است .
16. نگاه كردن به شرمگاه همسر در هنگام آميزش كراهت دارد.
17. سخن گفتن در حال آميزش كراهت دارد. چرا كه براى فرزند، لالى را در پى دارد.
18. نگاه كردن به فرج زن در هنگام آميزش مكروه است . زيرا براى فرزند، كورى به بار مى آورد.
19. آميزش در زير آسمان نيز مكروه است .
20. مستحب است كه هر يك از زن و شوهر پس از جماع براى پاك كردن خود از دستمالى جداگانه استفاده كنند و يك دستمال به كار نبندند. پيامبر اسلام صل الله عليه و آله به حضرت على عليه السلام مى فرمايند:
با همسرت نزديكى مكن مگر آن كه تو دستمالى داشته باشى و او دستمالى و خود را با يك دستمال تميز نكنيد تا مبادا شهوت روى شهوت قرار نگيرد كه اين كار دشمنى ميان شما را در پى دارد.
21. به هنگام حصر- يعنى نيازى كه انسان را به شتاب اندازد - جماع كراهت دارد. امام صادق عليه السلام فرمودند:
انسانى كه خضاب كرده جماع نمى كند. راوى عرض كرد: فدايت گردم ! چرا انسان خضاب كرده جماع نمى كند؟ فرمودند: زيرا در حصر است .
22. بلافاصله بعد از خوردن غذا و با شكم پر نبايد همبستر شد. امام صادق عليه السلام فرمودند:
سه چيز بدن را ويران مى كند و چه بسا آدمى را بكشد: با شكم پر به حمام رفتن ، با شكم پر با همسر آميزش كردن و ازدواج با پيرزنان .(63)
23. از امام باقر عليه السلام پرسيدند: آيا زمانى وجود دارد كه جماع حلال در آن مكروه باشد؟ حضرت عليه السلام فرمودند: آرى ، بين طلوع فجر و طلوع آفتاب ، از غروب آفتاب تا غروب شفق (سرخى آسمان )، در شب و روز خسوف و كسوف (ماه گرفتگى و خورشيد گرفتگى )، در شب يا روزى كه باد سياه يا سرخ يا زرد بوزد و هنگامى كه زمين لرزه پيش آيد، جماع حلال مكروه است .
24. پيامبر صل الله عليه و آله از اين كه در شب اول ماه هاى قمرى همبسترى كنند، نهى مى فرمايد و به على عليه السلام مى فرمايند:
اى على ! در شب اول ماه ، شب نيمه ماه و شب آخر ماه همبسترى مكن ! زيرا هر كس چنين كند، بيم آن مى رود كه فرزندش كودن گردد.
25. از نظر اسلام كراهت دارد كه مرد بلافاصله بعد از بازگشت از سفر، شبانگاه بر خانواده اش وارد شود. پس بهتر است تا صبح شكيبايى كند.
26. كراهت دارد كه مرد شب مسافرت كه غالبا با اضطراب همراه است و احتمال ضعف مى رود با همسرش همبستر شود. پيامبر صل الله عليه و آله فرمودند:
اى على هنگامى كه براى سفرهاى كوتاه به مدت سه شبانه روز از خانه خارج مى شوى با همسرت درنياميز كه اگر فرزندى از شما پديد آيد، يار ستمگر خواهد شد.
27. اسلام دستور مى دهد كه همبستر شدن در پنهان صورت پذيرد، نه در حضور هوو يا فرزندى كه صداى آنها را مى شنود و اندامشان را مى بيند.
از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند:
پيامبر صل الله عليه و آله فرموده است : سوگند به خدايى كه جان من در يد قدرت اوست ، اگر مردى با زنش درآميزد در حالى كه كودكى بيدار آن دو را مى بيند و صدايشان را مى شنود و صداى نفسهاى زن و شوهر به گوش او مى رسد، اين كودك روى رستگارى نخواهد ديد؛ پس اگر پسر باشد، زناكار خواهد شد، و اگر دختر شد، زانيه خواهد شد. اين حديث مى افزايد: هر گاه على بن الحسين عليه السلام آهنگ همبستر شدن داشت ، در را مى بست و پرده ها را مى انداخت و خدمتگزاران را بيرون مى كرد.
28. جماع كردن روى بام ساختمان يا در برابر خورشيد يا زير درختان ميوه دار مكروه است .
29. همبستر شدن رو به قبله يا پشت به قبله ، و در حال برهنگى كامل و در كشتى يا بر سر راه كراهت دارد.
30. جماع كردن در حالت ايستاده نيز مكروه است . زيرا در احاديث آمده است كه اين عمل ، كار دراز گوشهاست .
31. جماع كردن پس از احتلام (جنب شدن ) نيز مكروه است . از احاديث استفاده مى شود كه اين كار باعث پديد آمدن فرزند ديوانه مى شود.
32. اسلام دستور مى دهد كه هنگام مباشرت و جماع به خدا توجه شود و از شر شيطان به او پناه برده شود.
33. اسلام توصيه مى كند كه پيش از مباشرت با زن حامله ، وضو گرفته شود.
34. اسلام از اين كه مرد براى مدتى با همسرش آميزش جنسى نداشته باشد، نهى كرده است . چه بسا اين كار موجب فساد و تباهى زن گردد.
35. نزديكى كردن از پشت زنان كراهت دارد.
(64)
36. جماع كردن در شب اول ماه رمضان مستحب است .
37. جماع كردن در شب عيد فطر كراهت دارد كه اگر فرزندى بوجود آيد، شرى بسيار از او ظاهر شود.
38. جماع كردن در شب عيد قربان كراهت دارد كه اگر فرزندى بوجود آيد، شش انگشت يا چهار انگشت در دست خواهد داشت .
39. جماع كردن در بين اذان و اقامه مكروه است كه اگر فرزندى بوجود آيد، در ريختن خون جرى خواهد شد.
40. جماع كردن در شب مكروه است كه اگر فرزندى حاصل شود، شوم باشد و در رويش نشان سياهى پديد آيد.
41. آميزش در شب دوشنبه مستحب است ، چرا كه اگر فرزندى پديد آيد، حافظ قرآن و راضى به قسمت خدا باشد.
42. نزديكى نمودن در شب سه شنبه استحباب دارد. زيرا اگر فرزندى حاصل شود، دهانش خوشبو، دلش رحيم ، دستش جوانمرد و زبانش از غيبت و بهتان پاك باشد.
43. آميزش و نزديكى در شب پنج شنبه مستحب است و اگر فرزندى حاصل شود، حاكمى از حكام شريعت يا عالمى از علما باشد و اگر در روز پنج شنبه ، وقتى كه آفتاب در ميان آسمان باشد نزديكى شود و فرزندى پديد آيد، شيطان نزديك او نشود تا پير شود و خداوند سلامتى در دنيا و دين را به او روزى مى كند.
44. مجامعت در شب جمعه مستحب است و اگر فرزندى حاصل شود، خطيب و سخنگو گردد و اگر در روز جمعه بعد از عصر جماع شود و فرزندى به وجود آيد از دانايان مشهور شود.
45. جماع كردن در ساعات اول شب كراهت دارد. زيرا اگر اگر فرزندى به وجود آيد، بيم آن است كه ساحر شود و دنيا را بر آخرت ترجيح دهد.
46. در حديثى از اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه هر گاه كسى را دردى در بدن به هم رسد يا حرارت بر مزاجش غالب شود، پس با زن خود جماع كند تا ساكن شود.
47. جماع كردن در حالى كه انگشترى همراه مرد يا زن باشد كه نام خدا بر آن نقش كرده باشند، كراهت دارد.
(65)
48. جماع كردن در سفر در صورتى كه آب غسل نداشته باشند، مكروه است .(66) لازم به ذكر است كه اسلام در دوران باردارى مراقبتهاى زيادى را را براى مادر چه از نظر معنوى ، چه بهداشتى و چه تغذيه سفارش كرده است ؛ همچنين اسلام سفارشاتى از نظر معنوى و تغذيه پدر، جهت پدر شدن دارد

رابطه قمر در عقرب ازدواج

قمر در عقرب

قمر در عقرب

به اطلاع خوانندگان محترم برسانم كه دانستن ايام منحوس و قمر در عقرب ضروري است چراكه اگر قمر در عقرب باشد يا ايم منحوس باشد كار و عمل شما معكوس جواب مي دهد مثلا اگر براي كسي دعاي محبت و بخت گشايي بنويسيم آن دعا باعث جدايي مي شود. هر طالع در ماه چند روز قمر در عقرب و نحس دارد و اين ايام

منحوس هر طالع است:

حمل از روز 16 تا نصف روز 18

ثور از روز 13 تا نصف روز 15

جوزا از روز 11 تا نصف روز 13

سرطان از روز 8 تا نصف روز 10

اسد از روز 6 تا نصف روز 8

سنبله از روز 3 تا نصف روز 5

ميزان از روز 1 تا نصف روز 3

عقرب از روز 28 تا نصف روز 30

قوس از روز 26 تا نصف روز 28

جدي از روز 23 تا نصف روز 26

دلو از روز 21 تا نصف روز 23

حوت از روز 19 تا نصف روز 21

 

*****************۸

تبديل مختصات از يک دستگاه به دستگاه ديگر

بسيار اتفاق مي افتد که مختصات يک جرم سماوي در يکي از دستگاه ها را در اختيار داريم ولي به مختصات آن در دستگاه ديگري نيازمنديم. در اين موارد بايد از فرمول هاي ارايه شده براي تبديل دستگاه ها به يکديگر استفاده نماييم. ما در اينجا به ذکر سه فرمول از کتاب فرمول هاي ستاره شناسي براي محاسبها تاليف جين ميوس[1] بسنده مي کنيم. براي يافتن فرمول هاي بيشتر و اثبات هريک از فرمول ها مي توانيد به منابع مفصل نجومي ديگر[2] مراجعه نماييد. در فرمول هاي زير a و d بعد و ميل, l و b طول و عرض دايره البروجي, a و A ارتفاع و سمت, e تمايل دايره البروجي که براي سال 2000 معادل 4392911/23 درجه محاسبه شده است, j عرض جغرافيايي و H زاويه ساعتي محلي است که از جنوب به سمت غرب به ازاي هر 15 درجه يک ساعت محاسبه مي شود.
1-
تبديل مختصات استوايي به دايره البروجي:

tan l

sin a cos e +tan d sin e


cos a



  sin
b = sin d cos e - cos d sin e sin a  

2-
تبديل مختصات دايره البروجي به استوايي:

tan a

sin l cos e - tan b sin e


cos l



  sin
d = sin b cos e + cos b sin e sin l

3-
تبديل مختصات استوايي به مختصات افقي:

tan A = 

sin H


cos H sin j - tan d cos j



sin a = sin j sin d + cos j cos d cos H

توضيح بيشتري در مورد دايره البروج

چنانچه اشاره نموديم, خورشيد علاوه بر مسير ظاهري روزانه خود در آسمان, در طول يک سال شمسي مسير مشخصي را در ميان ستارگان مي پيمايد. چنانچه گفته شد, اين مسير زاويه اي حدود 5/23 درجه با استواي سماوي تشکيل مي دهد و در نتيجه خورشيد با زاويه ميلي بين 5/23+ و 5/23- درجه در آسمان پديدار مي گردد. مسير حرکت خورشيد در کره سماوي را دايره البروج مي نامند. پيشينيان ستارگان موجود در اين مسير را به دوازده صورت فلکي تقسيم نموده اند که خورشيد به ترتيب در هرکدام, حدود يک ماه توقف مي کند. نام هريک از اين صور, معادل فارسي آن, معادل ماه شمسي آن و نام اروپايي مربوط به آن, در جدول زير نمايش داده شده است.  

نام برج

معادل فارسي

ماه ايراني

نام اروپايي

حَمَل

بره

فروردين

Aries

ثَور

گاو

ارديبهشت

Taurus

جَوزا

دوپيکر

خرداد

Gemini

سرطان

خرچنگ

تير

Cancer

اَسَد

شير

مرداد

Leo

سُنبله

خوشه (دوشيزه)

شهريور

Virgo

ميزان

ترازو

مهر

Libra

عقرب

کژدم

آبان

Scorpio

قوس

کمان

آذر

Sagittarius

جَدي

بز

دي

Capricornus

دَلو

آبريز

بهمن

Aquarius

حوت

ماهي

اسفند

Pisces



 
در نيمه شب, هنگاميکه خورشيد در زير افق کاملا به نقطه مقابل نصف النهار ما رسيده است, صورت فلکي که روي نصف النهار ما ديده مي شود, همان صورت فلکي است که شش ماه پيش خورشيد در آن قرار داشته است, مثلا در ماه فروردين در نيمه شب, صورت فلکي ميزان در نصف النهار قرار مي گيرد. همينطور بعد از غروب آفتاب اولين صورت فلکي که در افق غربي رؤيت مي شود, صورت فلکي است که در برج (ماه) بعد, خورشيد در آن قرار خواهد گرفت, چنانچه قبل از طلوع, آخرين صورت فلکي که در افق شرقي ديده مي شود, صورتي است که خورشيد در ماه قبل در آن قرار داشته است.
شايد تا بحال احساس کرده باشيد که زمستان ها, نور مهتاب بهنگامي که بدر است, بيشتر از نور حالت مشابه در تابستان است, علت اين امر اينست که در زمستان خورشيد در قوس نزولي (?5/23- = d) دايره البروج قرار گرفته است و ماه که در حالت بدر, درست در مقابل خورشيد در بخش ديگر دايره البروج قرار دارد, قهرا در قوس صعودي قرار گرفته يعني (?5/23+ = d) بنابراين در نيمکره شمالي ماه به حداکثر ارتفاع خود مي رسد و همانگونه که در تابستان خورشيد بهنگام ظهر در بالاترين ارتفاع قرار مي گيرد, قرص ماه هم در نيمه شب زمستان در بالاترين ارتفاع قرار گرفته بيشترين نور را در آسمان ساطع مي کند.
بقيه سيارات واقع در منظومه شمسي هم در دايره البروج قابل رصد هستند, عطارد و زهره کمي قبل از طلوع آفتاب يا کمي پس از غروب آفتاب ديده مي شوند. مريخ و مشتري و زحل هم در مسير دايره البروج در حرکتند.
يک شعر عربي مي گويد هنگامي که ماه در حالت بدر در نزديکي ثريا (خوشه پروين که در نزديکي صورت فلکي ثور قرار گرفته است) قرار بگيرد, نشانه آغاز فصل سرما است. بعقيده شما توجيه نجومي اين پديده چيست؟1  

حرکت تقديمي

ميدانيد که زمين در مدار خود به دور خورشيد حالات چهارگانه اعتدالين و انقلابين را طي مي کند و چنانچه گفتيم در هر ماه, خورشيد را در يکي از صور فلکي دايره البروجي مي بينيم. در 2000 سال پيش هنگامي که اسامي اين صور ابداع شد, نقطه آغاز اعتدال بهاري به اول صورت فلکي حمل منطبق بود. ولي در طول اين مدت بشر دريافت که زمين در حاليکه در مدار خود مانند يک فرفره در حال گردش به دور خورشيد است, تحت جاذبه ماه و خورشيد با تغييرات جزيي در حرکت مداري خود روبروست. اين تغييرات اثر بسيار کندي در برخي مفاهيم به ظاهر ثابت ايفا مي کنند. از جمله نقطه اعتدال بهاري از ابتداي برج حمل به طرف برج حوت متمايل مي شود. توضيح آنکه هر ساله نقطه اعتدال بهاري در مقايسه با موقعيت ستارگان به مقدار اندکي زودتر اتفاق مي افتد. به اين حرکت زمين حرکت تقديمي گفته مي شود.
يک دوره کامل حرکت تقديمي 25800 سال طول مي کشد, يعني اگر فرض کنيم 2000 سال پيش اسامي صور فلکي دايره البروجي وضع شده باشد, 23800 سال بعد, دوباره زمين در وضعيت مشابه اوليه خود قرار مي گيرد. در طول اين مدت هر سال زمين حدود 50 ثانيه قوسي زودتر به اعتدال بهاري مي رسد. بنابراين در حال حاضر صور فلکي با اعتدالين و انقلابين يا بطور کلي با برج هاي دوازده گانه نجومي که مبين يک سال شمسي کامل هستند, تطبيق نمي نمايد. مثلا بجاي اينکه خورشيد در اول فروردين وارد صورت فلکي حمل شود, در 21 فروردين وارد صورت فلکي حمل مي شود. در حقيقت مي گوييم که خورشيد در اول فروردين وارد برج حمل شده ولي در 21 فروردين وارد صورت فلکي حمل مي شود.
 

مساله قمر در عقرب

ماه هر 32/27 روز يکبار به دور زمين مي گردد, به اين دوره يک ماه نجومي مي گويند ولي از آنجا که زمين نيز به نوبه خود در طي اين مدت حدود 30 درجه در مدار خود به گرد خورشيد تغيير مسير داده است, براي اينکه ماه, زاويه زمين ماه خورشيدي سابق خود را پيدا کند, بيش از دو روز ديگر بايد به دور زمين بگردد. اين مدت که در مجموع تقريبا 53/29 روز طول مي کشد يک ماه هلالي را تشکيل مي دهد. بنابراين در هر ماه هلالي ماه بيش از يک دور, دايره البروج را طي مي کند.
در روايات ما براي قرار گرفتن ماه در عقرب احکام خاصي وضع شده است. چنانچه در وسايل الشيعه با اسناد مختلف روايت مي کند که: "عن محمد بن حمران عن ابيه عن ابي عبد الله عليه السلام قال: من سافر او تزوج والقمر في العقرب لم ير الحسني".1
همينطور مرحوم طبرسي در مکارم الاخلاق از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم روايت مي کند که: "انه نهي عن الحجامه في يوم الاربعاء اذا کانت الشمس في العقرب."2
مشکلي که در اينجا قابل بحث است آن است که مراد از عقرب, صورت فلکي عقرب است يا برج عقرب. تفاوت اين دو اصطلاح به خاطر حرکت تقديمي است که به تفصيل در مورد آن بحث کرديم. بين فقها دو نظر مختلف مطرح شده است:
مرحوم مجلسي در اين باب مي فرمايد: "الظاهر ان المراد بکون القمر في العقرب هنا کونه محاذيا لکواکبه کما هو ادب(داب ظ) العرب في البوادي و غيرها, اذ لم يکن عندهم ضوابط البروج و الانتقالات اليها و الاستخراجات الشايعه في تلک الازمان و لم يکن دابهم عليهم السلام احاله الناس في الاحکام التي تحتاج اليها عامه الخلق علي ما لا يعرفه الا الآحاد من العلماء لاسيما اذا لم يکن شايعا في تلک الازمنه عند العلماء ايضا و الکواکب الثابته و الاشکال التي سميت البروج بها قد انتقلت في زماننا عن البروج التي عينوها بمقدار برج تقريبا فالعقرب في مکان القوس. فظهر ان ما في الشريعه ايضا لايوافق قواعدهم المقرره عندهم."3
در کشف اللثام در اين مورد نظر ديگري عنوان شده است. فاضل هندي مي فرمايد: "والظاهر ان لفظ الخبر مقول علي عرف اهل النجوم و لايرويدون بمثله الا الکون في البرج بالمعني المعروف عندهم مع الاصل في ما زاد."1
ممکن است قول اول , يعني اينکه مقصود صورت فلکي عقرب است, به وجوه زير تقويت شود:

·  در موقع صدور روايت (قرن نهم ميلادي) هم, برج و صورت فلکي تطابق کامل نداشتند و احاله عرف به "عقرب" به صورت فلکي منصرف بوده است.

·  اسامي صور فلکي نامبرده شده از ابداعات اقوام غير عرب است و اعراب براي تعيين موقعيت قمر از منازل بيست و هشتگانه استفاده مي کرده اند. از همينرو آيه شريفه : "والقمر قدرناه منازل حتي عاد کالعرجون القديم" 2 به منازل معروف نزد اعراب نسبت داده مي شود. بنابراين داب اعراب مشخص نمودن موقعيت قمر با ستارگان بوده است و اين عادت, اراده معناي صورت فلکي را تقويت مي نمايد.

·  وضع بروج براي احصاء فصول مختلف سال بوده و اين در مورد خورشيد موضوعيت دارد ولي در مورد ماه , فصول مختلف معني ندارد, بنابراين جايگاه ماه بين ستارگان مهم است نه زاويه دايره البروجي ماه.
از طرف ديگر قول دوم, يعني اينکه مقصود برج عقرب باشد, به وجوه ديگري تقويت مي شود, از جمله:

·  از آنجا که اصطلاح عقرب مثل بقيه صور فلکي دايره البروجي ريشه غير عربي دارد, اين اصطلاح طبق عرف اصلي بکار مي رود. پس بايد مراد همان برج نجومي باشد.

·  در سه ماه از سال که خورشيد در حوالي صورت فلکي عقرب قرار مي گيرد, يعني ماه هاي پاييز, اصولا صورت فلکي عقرب ديده نمي شود و تشخيص اينکه قمر در عقرب واقع شده احتياج به خبرويت و قدري محاسبه دارد. بنابراين در سه ماه از دوازده ماه قمري, وقوع قمر در عقرب کاملا وجهه نجومي دارد و در نه ماه ديگر هم اراده يک معني صرفا نجومي, و نه عرفي, امر دور از ذهني نيست.  


نگاهي به زندگي سيد حسن نصرالله

نگاهي به زندگي سيد حسن نصرالله 
 
 


سید حسن نصرالله

پس از آن كه امام موسي صدر در ليبي به صورت مرموزي ربوده شد، اختلافات بسياري در سطح رهبري جنبش امل به وجود آمد كه در اثر آن و خروج عده‌اي از رهبران از اين جنبش، حزب‌الله لبنان تأسيس شد. سيد حسن در حزب‌الله نيز مسئوليت‌هاي مختلفي را عهده‌دار شد؛ از جمله عضويت در شوراي رهبري حزب‌الله، اما از فضاي درس و بحث فاصله نگرفت و به تحصيلات علمي خود ادامه داد.

سید حسن نصرالله

شما نمي‌دانيد، امروز با چه كسي مي‌جنگيد. شما با فرزندان محمد (ص)، علي، حسن و حسين(ع) و با اهل بيت رسول خدا (ص) و اصحاب او وارد جنگ شده‌ايد. شما با قومي مي‌جنگيد كه ايماني فراتر و برتر از همه انسان‌هاي اين كره خاكي دارند.«پيام سيد حسن نصرالله پس از حمله اسراييل به لبنان» امام موسي صدر نخستين جرقه مبارزه سيد حسن نصرالله متولد 31 اگوست 1960 روستاي «البزوريه» در جنوب لبنان است. پدرش «عبدالكريم»، سبزي و ميوه‌فروشي مي‌كرد و حسن براي كمك به پدر به دكان وي رفت‌ و آمد داشت. در دكان و بر سينه ديوار آن، عكس امام موسي‌صدر آويزان بود؛ عكسي كه نخستين جرقه‌هاي محبت موسي صدر و جنبش امل را كه آن زمان به جنبش محرومان معروف بود، در دل سيد حسن روشن كرد. با اين كه با هيچ‌يك از علماي ديني آن‌وقت در ارتباط نبود و خانواده‌اش هم، يك خانواده ديني شاخص نبود، ولي سيدحسن نوجوان، علاقه‌مند به دين بود و اين علاقه در حيطه انجام فرايض معمول مانند نماز و روزه محدود نبود، او فراتر از اين‌ها هم مي‌رفت. اين علاقه وي را واداشت كه با سن اندكش در سال 1976 به نجف برود و تحصيلات حوزوي خود را در آنجا آغاز كند.در سال 1978 به لبنان بازگشت و در مدرسه الامام المنتظر(عج)، كه شهيد سيد عباس موسوي آن را تأسيس كرده بود، تحصيلات حوزوي خود را پي گرفت و در همان حال، به فعاليت‌هاي سياسي در جنبش امل مشغول و مسئول سياسي جنبش امل در منطقه بقاع شد. تأسيس حزب‌الله پس از آن كه امام موسي صدر در ليبي به صورت مرموزي ربوده شد، اختلافات بسياري در سطح رهبري جنبش امل به وجود آمد كه در اثر آن و خروج عده‌اي از رهبران از اين جنبش، حزب‌الله لبنان تأسيس شد. سيد حسن در حزب‌الله نيز مسئوليت‌هاي مختلفي را عهده‌دار شد؛ از جمله عضويت در شوراي رهبري حزب‌الله، اما از فضاي درس و بحث فاصله نگرفت و به تحصيلات علمي خود ادامه داد تا جايي كه در سال 1989 براي تكميل تحصيلات خود به قم مسافرت كرد، اما حملات گسترده اسراييل به لبنان و مبارزات حزب‌الله به او اجازه نداد، بيش از يك سال در قم بماند و بار ديگر به لبنان بازگشت، تا در كنار برادرانش به مبارزه با رژيم صهيونيستي بپردازد.

کودکی سید حسن نصرالله 



شهادت سيد عباس موسوي

در سال 1992 و پس از شهادت سيد عباس موسوي، دبيركل وقت حزب‌الله لبنان، با اجماع شوراي رهبري حزب‌الله سيد حسن نصرالله، دبيركل جديد اين جنبش شناخته شد. شهادت سيد عباس موسوي به همراه خانواده‌اش، تأثير بسزايي در روحيه مردم لبنان و به وي‍ژه رزمندگان حزب‌الله گذاشت و پس از آن بود كه مبارزات و حملات حزب‌الله شكل جديدي به خود گرفت و حمايت عمومي در ميان مردم لبنان از حزب‌الله رو به فزوني نهاد. در اين ميان، اسراييل نيز در سال‌هاي 1993 و 1996 عمليات‌هاي خوشه‌هاي خشم و تسويه حساب را به اجرا گذاشت كه با مقاومت سرسختانه حزب‌الله، كه از كم‌ترين امكانات نظامي برخوردار بود، روبه‌رو شد.

شهادت فرزند ارشد

فرزند سید حسن نصرالله

سپتامبر 1997 دو تن از رزمندگان حزب‌الله در حمله به يكي از مواضع ارتش اسرائيل در منطقه جبل‌الرفيع در جنوب لبنان به شهادت رسيده و پيكر آنان به دست نيروهاي اسرائيلي افتاد. تلويزيون اسرائيل بدون اطلاع از هويت اين دو نفر، تصوير خون‌آلود آنان را به نمايش گذاشت، به سرعت مشخص شد كه يكي از اين دو تن، سيد هادي، فرزند سيد حسن نصر‌الله، دبير كل حزب‌الله است. انتشار اين خبر همانند بمبي در جامعه لبنان صدا كرد و تحول بسيار مهمي در پي داشت. در تاريخ لبنان، چه در زمان جنگ داخلي و چه در مقابله با تجاوز نظامي اسرائيل، هيچ‌گاه ديده نشد كه فرزند يكي از رهبران گروهاي سياسي و يا شبه نظاميان در راه مبارزه كشته شده باشد. اين واقعه، موجي از احساسات جوشان همدردي، احترام و شيفتگي را نسبت به دبير كل حزب‌الله در ميان همه طوايف مذهبي لبنان در پي داشت، به گونه‌اي كه همه آحاد ملت لبنان از هر دين و مذهبي، تحت تأثير شديد اين واقعه قرار گرفتند. رهبران سياسي لبنان نيز يكي پس از ديگري به ديدار سيد حسن نصر‌الله رفته و ضمن گفتن تبريك و تسليت به مناسبت شهادت سيد هادي نسبت به شخصيت مبارز و صادق دبير كل حزب‌الله، مراتب قدرداني و احترام خود را ابراز داشتند. اين ابراز همدردي و احترام منحصر به لبنان نبود و افرادي چون امير عبد‌الله، وليعهد عربستان نيز براي نخستين بار در تاريخ حزب‌الله، با ارسال پيام تسليت براي دبير كل حزب‌الله، حمايت خود را از مقاومت اسلامي اعلام نمود.

سال2000 طعم شيرين پيروزي

در سال 2000 و در زماني كه مذاكرات عرفات و مسئولان آمريكايي و اسراييلي براي حل كشمكش خاورميانه، راه به جايي نبرده بود، ارتش اسراييل در حركتي يك‌جانبه و بدون گرفتن كمترين امتيازي از حزب‌الله، از اراضي اشغالي جنوب لبنان عقب نشيني كرد و به جز مناطق محدود مزارع شبعا، نيروهاي خود را از همه مناطق تحت اشغال عقب كشيد. اين شكست مفتضحانه، علاوه بر استحكام بخشيدن به مواضع حزب‌الله، مبتني بر مقاومت، باعث شد تا سيد حسن نصرالله به موفقيتي بي‌سابقه در ميان اعراب دست يابد، تا اين كه به عنوان مهم‌ترين شخصيت جهان عرب شناخته شود.
از سوي ديگر، حزب‌الله لبنان با تكيه بر اين موفقيت، توانست حضور خود را در عرصه سياسي لبنان تقويت كند تا جايي كه علاوه بر حضور پرتعداد در پارلمان لبنان، سكان تعدادي از وزارتخانه‌ها را نيز به دست گيرد.

انتفاضه، درسي از حزب‌الله

پيروزي‌هاي پي در پي حزب‌الله در عرصه‌هاي مختلف سياسي و نظامي در ميان فلسطينيان نيز تأثير خود را بر جاي گذاشت. مردم آواره فلسطين به ويژه جوانان، كه سال‌ها دل به روند مذاكرات صلح خاورميانه بسته بودند، دريافتند كه مشكل فلسطينيان، با مذاكره و رژيم اشغالگر، حل نمي شود و با اين پيش‌زمينه، انتفاضه دوم مسجدالاقصي شكل گرفت؛ انتفاضه‌اي كه به حماس قدرتي ديگر بخشيد و با پيروزي حماس در انتخابات فلسطين وارد مرحله‌اي جديد شد؛ مرحله‌اي كه ديگر با جنگ شش روزه اعراب و اسراييل پايان نمي‌يابد، چه آن كه نصرالله در پيام خود چنين گفت:

از حالا به بعد، شما جنگي تمام‌عيار خواستيد، پس اين هم جنگ تمام عيار شما. اين را خواستيد. حكومت شما خواست قواعد بازي تغيير كند، پس قواعد بازي تغيير مي‌كند. شما نمي‌دانيد امروز با چه كسي مي‌جنگيد. شما با فرزندان محمد (ص)، علي، حسن و حسين (ع) و با اهل بيت رسول خدا (ص) و اصحاب او وارد جنگ شده‌ايد. شما با قومي مي‌جنگيد كه ايماني فراتر و برتر از همه انسان‌هاي اين كره خاكي دارد. شما خواستار جنگي تمام‌عيار با قومي شديد كه به تاريخ، و فرهنگ خود افتخار مي‌كند و قدرت مادي، امكانات، مهارت، خرد، آرامش، رويا، عزم، ثبات و شجاعت دارد و به اميد و ياري خدا روزهاي آينده را ميان ما و شما خواهيم ديد.

شهید چمران

بِسْمِ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ

من‏المؤمنين‏رجال‏صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي‏نحبه و منهم من ينتظر و مابدلوا تبديلا.

«قرآن كريم- الاحزاب آيه23»

سخن گفتن از شهيدي با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏اي كه جمع اضداد بود، از آهن و اشك، ‌از شير بيشة نبرد و عارف شب‏هاي قيرگون، از پدر يتيمان و دشمن سرسخت كافران بسيار سخت بلكه محال است.

سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علي(ع)، اين مالك‏اشتر جنوب لبنان و حمزة كربلاي خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتي نمي‏توان يكي از ابعاد وجودي او را آنگونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملي در اين مختصر از او ترسيم نمايئم، كه مردان و رهروان راه علي(ع) و حسين(ع) را با اين كلمات مادي و معيارهاي خاكي نمي‏شود توصيف نمود و سنجيد.

اين مروري است گذرا و سريع، بر حيات كوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاري شهيد دكتر مصطفي چمران.

تـولد:

دكتر مصطفي چمران در سال 1311 در تهران، خيابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد.

تحصيـلات:

وي تحصيلات خود را در مدرسه انتصاريه، نزديك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد و در سال 1336 در رشتة الكترومكانيك فارغ‏التحصيل شد و يك‏سال به تدريس در دانشكدة‌ فني پرداخت.

وي در همة دوران تحصيل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصيلي شاگردان ممتاز به امريكا اعزام شد و پس از تحقيقات‏علمي در جمع معروف‏ترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريكا بركلي- با ممتازترين درجة علمي موفق به اخذ دكتراي الكترونيك و فيزيك پلاسما گرديد.


فعـاليت‏هاي اجتماعي
:

از 15سالگي در درس تفسير قرآن مرحوم آيت‏الله طالقاني، در مسجد هدايت، و درس فلسفه و منطق استاد شهيد مرتضي مطهري و بعضي از اساتيد ديگر شركت مي‏كرد و از اولين اعضاء انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سياسي دوران دكتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملي شدن صنعت‏نفت شركت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداري از نهضت‏ملي ايران در كشمكش‏هاي مرگ و حيات اين دوره بود. بعد از كودتاي ننگين 28 مرداد و سقوط حكومت دكتر مصدق،‌ به نهضت مقاومت ملي ايران پيوست و سخت‏ترين مبارزه‏ها و مسئوليت‏هاي او عليه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ايران، بدون خستگي و با همه قدرت خود، عليه نظام طاغوتي شاه جنگيد و خطرناك‏ترين مأموريت‏ها را در سخت‏‏ترين شرايط با پيروزي به انجام رسانيد.

در امريكا، با همكاري بعضي از دوستانش، براي اولين‏بار انجمن اسلامي دانشجويان امريكا را پايه‏ريزي كرد و از مؤسسين انجمن دانشجويان ايراني در كاليفرنيا و از فعالين انجمن دانشجويان ايراني در امريكا به شمار مي‏رفت كه به دليل اين فعاليت‏ها، بورس تحصيلي شاگرد ممتازي وي از سوي رژيم شاه قطع مي‏شود. پس از قيام خونين 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهري مبارزات مردم مسلمان به رهبري امام‏خميني(ره) دست به اقدامي جسورانه و سرنوشت‏ساز مي‏زند و همه پل‏ها را پشت‏سر خود خراب مي‏كند و به همراه بعضي از دوستان مؤمن و هم‏فكر، رهسپار مصر مي‏شود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر،‌ سخت‏ترين دوره‏هاي چريكي و جنگ‏هاي پارتيزاني را مي‏آموزد و به عنوان بهترين شاگرد اين دوره شناخته مي‏شود و فوراً مسئوليت تعليم چريكي مبارزان ايراني به عهدة او گذارده مي‏شود.

به علت برخورداري از بينش عميق مذهبي، از ملي‏گرايي وراي اسلام گريزان بود و وقتي در مصر مشاهده كرد كه جريان ناسيوناليسم عربي باعث تفرقة مسلمين مي‏شود، به جمال عبدالناصر اعتراض كرد و ناصر ضمن پذيرش اين اعتراض گفت كه جريان ناسيوناليسم عربي آنقدر قوي است كه نمي‏توان به راحتي با آن مقابله كرد و با تأسف تأكيد مي‏كند كه مات هنوز نمي‏دانيم كه بيشتر اين تحريكات از ناحية دشمن و براي ايجاد تفرقه در بين مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و يارانش اجازه مي‏دهد كه در مصر نظرات خود را بيان كنند.

در لبنـان:

بعد از وفات عبدالناصر، ايجاد پايگاه چريكي مستقل، براي تعليم مبارزان ايراني، ضرورت پيدا مي‏كند و لذا دكتر چمران رهسپار لبنان مي‏شود تا چنين پايگاهي را تأسيس كند.

او به كمك امام موسي‏صدر، رهبر شيعيان لبنان، حركت محرومين و سپس جناح نظامي آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مباني اسلامي پي‏ريزي نموده كه در ميان توطئه‏ها و دشمني‏هاي چپ و راست، با تكيه بر ايمان به خدا و با اسلحة شهادت، خط راستين اسلام انقلابي را پياده مي‏كند و علي‏گونه در معركه‏هاي مرگ و حيات به آغوش گرداب خطر فرو مي‏رود و در طوفان‏هاي سهمناك سرنوشت، حسين‏وار به استقبال شهادت مي‏تازد و پرچم خونين تشيع را در برابر جبارترين ستم‏گران روزگار، صهيونيزم اشغال‏گر و هم‏دستان خونخوار آنها، راست‏گرايان «فالانژ»، به اهتزاز درمي‏آورد و از قلب بيروت سوخته و خراب تا قله‏هاي بلند كوه‏هاي جبل‏عامل و در مرزهاي فلسطين اشغال شده از خود قهرماني‏ها به يادگار گذاشته؛ در قلب محرومين و مستضعفين شيعه جاي گرفته و شرح اين مبارزات افتخارآميز با قلمي سرخ و به شهادت خون پاك شهداي لبنان، بر كف خيابان‏هاي داغ و بر دامنة كوه‏هاي مرزي اسرائيل براي ابد ثبت گرديده است.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران:

دكتر چمران با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز مي‏گردد. همه تجربيات انقلابي و علمي خود را در خدمت انقلاب مي‏گذارد؛ خاموش و آرام ولي فعالانه و قاطعانه به سازندگي مي‏پردازد و همة تلاش خود را صرف تربيت اولين گروه‏هاي پاسداران انقلاب در سعدآباد مي‏كند. سپس در شغل معاونت نخست‏وزير در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر مي‏اندازد تا سريع‏تر و قاطعانه‏تر مسئله كردستان را فيصله دهد تا اينكه بالاخره در قضية فراموش ناشدني «پاوه» قدرت ايمان و ارادة آهينن و شجاعت و فداكاري او بر همگان ثابت مي‏گردد.

در كردستـان:

در آن شب مخوف پاوه، همة اميدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل‏شكسته در ميان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اكثريت پاسداران قتل‏عام شده بودند و همة شهر و تمام پستي و بلندي‏ها به دست دشمن افتاده بود و موج نيروهاي خونخوار دشمن لحظه به ‏لحظه نزديك‏تر مي‏شد. باران گلوله مي‏باريد و مي‏رفت تا آخرين نقطه مقاومت نيز در خون پاسداران غرق گردد. ولي دكتر چمران با شهامت و شجاعت و ايثارگري فراوان توانست اين شب هولناك را با پيروزي به صبح اميد متصل كند و جان پاسداران باقي‏مانده را نجات دهد و شهر مصيبت‏زده را از سقوط حتمي برهاند.

آنگاه فرمان انقلابي امام‏خميني(ره) صادر شد. فرماندهي كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهي منطقه نيز به عهدة دكتر چمران واگذار شد.

رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت درآمدند و همة تجارب انقلابي، ايمان، فداكاري، شجاعت،‌قدرت رهبري و برنامه‏ريزي دكتر چمران در اختيار نيروهاي انقلاب قرار گرفت و عالي‏ترين مظاهر انقلابي و شكوهمندترين قهرماني‏ها به وقوع پيوست و در عرض 15 روز شهرها و راه‏ها و مواضع استراتژيك كردستان به تصرف نيروهاي انقلاب اسلامي درآمد و كردستان از خطر حتمي نجات يافت و مردم مسلمان كرد با شادي و شعف به استقبال اين پيروزي رفتند.

وزارت دفـاع:

دكتر چمران بعد از اين پيروزي بي‏نظير به تهران احضار شد و از طرف رهبر عاليقدر انقلاب، امام‏خميني(ره)، به وزارت دفاع منصوب گرديد.

در پست جديد، براي تغيير و تحول ارتش از يك نظام طاغوتي، به يك سلسله برنامه‏هاي وسيع بنيادي دست زد كه پاك‏سازي ارتش و پياده كردن برنامه‏هاي اصلاحي از اين قبيل است تا به ياري خدا و پشتيباني ملت، ارتشي به وجود آيد كه پاسدار انقلاب و امنيت  استقلال كشور باشد و رسالت مقدس اسلامي ما را به سرمنزل مقصود برساند.

مجلـس:

دكتر مصطفي چمران در اولين دور انتخابات مجلس شوراي اسلامي، از سوي مردم تهران به نمايندگي انتخاب شد و تصميم داشت در تدوين قوانين و نظام جديد انقلابي، بخصوص در ارتش،‌ حداكثر سعي و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشتة ‌ارتش به نظامي انقلابي و شايسته ارتش اسلامي تبديل شود. در يكي از نيايش‏هاي خود بعد از انتخاب نمايندگي مردم در مجلس شوراي اسلامي، اينسان خدا را شكر مي‏گويد: «خدايا، مردم آنقدر به من  محبت كرده‏اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كرده‏اند كه به راستي خجلم و آنقدر خود را كوچك مي‏بينم كه نمي‏توانم از عهده آن به درآيم. خدايا، تو به من فرصت ده، توانايي ده تا بتوانم از عهده برآيم و شايستة اين همه مهر و محبت باشم.»

وي سپس به نمايندگي رهبر كبير انقلاب اسلامي در شورايعالي دفاع منصوب شد و مأموريت يافت تا بطور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه كند.

در خوزستـان:

گروهي از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربيت و سازماندهي آنان، ستاد جنگ‏هاي نامنظم را در اهواز تشكيل داد. اين گروه كم‏كم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زيادي انجام داد. تنها كساني كه از نزديك شاهد ماجراهاي تلخ و شيرين،‌ پيروزي‏ها و شكست‏ها، شهامت‏ها و شهادت‏ها و ايثارگري‏هاي آنان بودند، به گوشه‏اي از اين خدمات كه دكترچمران شخصاً مايل به تبليغ و بازگويي آنها نبود، آگاهي دارند.

ايجاد واحد مهندسي فعال براي ستاد جنگ‏هاي نامنظم يكي از اين برنامه‏ها بود كه به كمك آن، جاده‏هاي نظامي به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‏هاي آب در كنار رود كارون و احداث يك كانال به طول حدود بيست كيلومتر و عرض يك متر در مدتي حدود يك‏ماه، آب كارون را به طرف تانك‏هاي دشمن روانه ساخت، به طوري كه آنها مجبور شدند چند كيلومتر عقب‏نشيني كنند و سدي عظيم مقابل خود بسازند و با اين عمل فكر تسخير اهواز را براي هميشه از سر به دور دارند.

يكي از كارهاي مهم و اساسي او از همان روزهاي اول، ايجاد هماهنگي بين ارتش، سپاه و نيروهاي داوطلب مردمي بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده اين حركت و شيوة جنگ مردمي و هماهنگي كامل بين نيروهاي موجود، تاكتيك تقريباً جديد جنگي بود؛ چيزي كه ابرقدرت‏ها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه اين هماهنگي در خرمشهر بوجود نيامد و نيروهاي مردمي تنها ماندند. او تصميم داشت به خرمشهر نيز برود، ولي به علت عدم وجود فرماندهي مشخص در آنجا و خطر سقوط جدي اهواز، موفق نشد ولي چندين‏بار نيروهايي بين دويست تا يك‏هزار نفر را سازماندهي كرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به كمك ديگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگي نابرابر مقابل حملات پياپي دشمن تا مدت‏ها مقاومت كنند.

محرم ماه شهادت و پيروزي سوسنگرد:

پس از يأس دشمن از تسخير اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل‏بسته بود تا روياي قادسيه را تكميل كند و براي دومين‏بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانك‏هاي او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادي از آنان توانستند به داخل شهر راه يابند.

دكتر چمران كه از محاصره تعدادي از ياران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، ‌با فشار و تلاش فراوان خود و آيت‏الله خامنه‏اي، ارتش را آماده ساخت كه براي اولين‏بار دست به يك حمله خطرناك و حماسه‏‏آفرين نابرابر بزند و خود نيز نيروهاي مردمي و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازماندهي كرد و با نظمي نو و شيوه‏اي جديد از جانب جادة اهواز- سوسنگرد  به دشمن يورش بردند. شهيدچمران پيشاپيش يارانش، به شوق كمك و ديدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوي اين شهر مي‏شتافت كه در محاصرة تانك‏هاي دشمن قرار گرفت. او ساير رزمندگان را به سوي ديگري فرستاد تا نجات يابند و خود را به حلقة‌ محاصرة دشمن انداخت؛ چون آنجا خطر بيشتر بود و او هميشه به دامان خطر فرو مي‏رفت. در اين هنگام بود كه نبرد سختي درگرفت؛ نيروهاي كماندوي دشمن از پشت تانك‏ها به او حمله كردند و او همچون شيري در ميدان، در مصاف با دشمن متجاوز از نقطه‏اي به نقطه‏اي ديگر و از سنگري به سنگري ديگر مي‏رفت. كماندوهاي دشمن او را زير رگبار گلولة خود گرفته بودند، تانك‏ها به سوي او تيراندازي مي‏كردند و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شديد آنها سريع، چابك، برافروخته و شادان از شوق شهادت در ركاب حسين(ع) و در راه حسين(ع). در روز قبل از تاسوعا، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغيير مي‏داد. در همين اثناء، هم‏رزم باوفايش به شهادت رسيد و او يك‏تنه به نبرد حسين‏گونه خود ادامه مي‏داد و به سوي دشمن حمله مي‏برد. هرچه تنور جنگ گرم‏تر كي‏شد و آتش حمله بيشتر زبانه مي‏كشيد، چهرة ملكوتي او، اين مرد راستين خدا و سرباز حسين(ع)، گلگون‏تر وشوق به شهادتش افزون‏تر مي‏شد تا آنكه در حين «رقص چنين ميانه ميدان» از دو قسمت پاي چپ زخمي شد. خون گرم او با خاك كربلاي خوزستان درهم آميخت و نقشي زيبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفريد و هنوز هم گرمي قطرات خون او گرمي‏بخش رزمندگان باوفاي اسلام و سرخي خونش الهام‏بخش پيروزي نهايي و بزرگ آنان است.

با پاي زخمي بر يك كاميون عراقي حمله برد. سربازان صدام از يورش اين شير ميدان گريخته و او به كمك جوان چابك ديگري كه خود را به مهلكه رسانده بود، به داخل كاميون نشست و با لباني متبسم، ديگران را نويد پيروزي مي‏داد.

خبر زخمي شدن سردار پرافتخار اسلام، در نزديكي دروازة سوسنگرد، شور و هيجاني آميخته با خشم و اراده و شجاعت در ياران او و ساير رزمندگان افكند كه بي‏محابا به پيش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد و جان چند صد تن رزمندة مؤمن را از چنگال صداميان نجات بخشيدند. دكتر چمران با همان كاميوني كه خود را به بيمارستاني در اهواز رسانيد و بستري شد، اما بيش از يك شب در بيمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ‏هاي نامنظم و دوباره با پاي زخمي و دردمند به ارشاد ياران وفادار خود پرداخت. جالب اينجا بود كه در همان شبي كه در بيمارستان بستري بود، جلسة مشورتي فرماندهان نظامي (تيمسار شهيدفلاحي، فرماندة لشگر 92، شهيد كلاهدوز، مسئولين سپاه و سرهنگ محمد سليمي كه رئيس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نمايندة امام در سپاه پاسداران (شهيدمحلاتي) در كنار تخت او در بيمارستان تشكيل شد و درهمان حال و همان شب، پيشنهاد حمله به ارتفاعات الله‏كبر را مطرح كرد.

آغاز حركت مجدد:

به رغم اصرار و پيشنهاد مسئولين و دوستانش، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگ‏هاي نامنظم و حركت به تهران براي معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در حالي كه در كنار بسترش و در مقابلش نقشه‏هاي نظامي منطقه، مقدار پيشروي دشمن و حركت نيروهاي خودي نصب شده بود و او كه قدرت و ياراي به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها مي‏نگريست و مرتب طرح‏هاي جالب و پيشنهادات سازنده در زمينه‏هاي مختلف نظامي، مهندسي و حتي فرهنگي ارائه مي‏داد. كم‏كم زخم‏هاي پاي او التيام مي‏يافت و او ديگر نمي‏توانست سكون را تحمل  كند و با چوب زيربغل به پا خاست و بازهم آمادة رفتن به جبهه شد.

به دنبال نبرد بيست و هشتم صفر (پانزدهم دي‏ماه 59) كه منجر به شكست قسمتي از نيروهاي ماشد و فاجعة هويزه به بار آمد، ديگر تاب نشستن نياورد، تعدادي از رزمندگان شجاع و جان بر كف را از جبهه فرسيه انتخاب كرد و با چند هليكوپتر كه خود فرماندهي آنها را بر عهده داشت، با همان چوب زيربغل دست به عملي بي‏سابقه و انتحاري زد. او در حالي كه از درد جنگ به خود مي‏پيچيد و از ناراحتي مي‏خروشيد، آمادة حمله به نيروهاي پشت جبهه و تداركاتي دشمن در جاده جفير به طلايه شد كه به خاطر آتش شديد دشمن، هليكوپترها نتوانستند از سد آتش آنها از منطقه هويزه بگذرند و حملة هوايي دشمن هليكوپترها را مجبور به بازگشت ساخت كه وي از اين بازگشت سخت ناراحت و عصباني بود.

ديدار امام امت:

بالاخره در اسفند ماه 59 چوب زيربغل را نيز كنار گذاشت و با كمي ناراحتي راه مي‏رفت و همراه با هم‏رزمانش از يكايك جبهه‏هاي نبرد در اهواز ديدن كرد.

پس از زخمي شدن، ‌اولين‏بار، براي ديدار با امام امت و عرض گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسيد و حوادثي را كه اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عمليات و پيشنهادات خود را ارائه داد. امام امت(ره) پدرانه و با ملاطفت خاصي به سخنانش گوش مي‏داد، او و همة رزمندگان را دعا مي‏كرد و رهنمودهاي لازم را ارائه مي‏داد.

دكتر چمران از سكون و عدم تحركي كه در جبهه‏ها وجود داشت دائماً رنج مي‏برد و تلاش مي‏كرد كه با ارائه پيشنهادات و برنامه‏هاي ابتكاري حركتي بوجود آورد و اغلب اين حركت‏ها را توسط رزمندگان شجاع و جان‏بركف ستاد نيز عملي مي‏ساخت. او اصرار داشت كه هرچه زودتر به تپه‏هاي الله‏اكبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه كه نزديكي مرز است، رسانده تا ارتباط شمالي و جنوبي نيروهاي عراقي و مرز پيوسته آنان قطع شود. بالاخره در سي‏ويكم ارديبهشت ماه سال شصت، با يك حملة‌ هماهنگ و برق‏آسا، ارتفاعات الله‏اكبر فتح شد كه پس از پيروزي سوسنگرد بزرگترين پيروزي تا آن زمان بود. شهيد چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمرة اولين كساني بود كه پاي به ارتفاعات الله‏اكبر گذاشت؛ درحالي كه دشمن زبون هنوز در نقاطي مقاومت مي‏كرد. او و فرماندة شجاعش ايرج رستمي، دو روز بعد، با تعدادي از جان بركفان و ياران خود توانستند با فداكاري و قدرت تمام تپه‏هاي شحيطيه (شاهسوند) را به تصرف درآوردند، درحالي كه ديگران در هاله‏اي از ناباوري به اين اقدام جسورانه مي‏نگريستند.

پس از پيروزي ارتفاعات الله‏اكبر، اصرار داشت نيروهاي ما هرچه زودتر، قبل از اينكه دشمن بتواند استحكاماتي براي خود ايجاد كند، به سوي بستان سرازير شوند كه اين كار عملي نشد و شهيدچمران خود طرح تسخير دهلاويه را با ايثار و گذشت و فداكاري جان بر كف ستاد جنگ‏هاي نامنظم و به فرماندهي ايرج رستمي عملي ساخت.

فتح دهلاويه، در نوع خود عملي جسورانه و خطرناك و غرورآفرين بود. نيروهاي مؤمن ستاد پلي بر روي رودخانة كرخه زدند، پلي ابتكاري و چريكي كه خود ساخته بودند. از رودخانه عبور كردند و به قلب دشمن تاختند و دهلاويه را به ياري خداي برگ فتح كردند. اين اولين پيروزي پس از عزل بني‏صدر از فرماندهي كل قوا بود كه به عنوان طليعة پيروزي‏هاي ديگر به حساب آمد.

در سي‏ام خردادماه سال شصت، يعني يك‏ماه پس از پيروزي ارتفاعات الله‏اكبر، در جلسة فوق‏العاده شورايعالي دفاع در اهواز با حضور مرحوم آيت‏الله اشراقي شركت و از عدم تحرك وسكون نيروها انتقاد كرد و پيشنهادات نظامي خود، از جمله حمله به بستان را ارائه داد.

اين آخرين جلسة شورايعالي دفاع بود كه شهيدچمران در آن شركت داشت و فرداي آن روز، روز غم‏انگيز و بسيار سخت و هولناكي بود.

به سوي قربانگاه:

در سحرگاه سي‏ويكم خردادماه شصت، ايرج رستمي فرمانده منطقه دهلاويه به شهادت رسيد و شهيد دكترچمران به شدت از اين حادثه افسرده و ناراحت بود. غمي مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمي را فرا گرفته بود. دسته‏اي از دوستان صميمي او مي‏گريستند و گروهي ديگر مبهوت فقط به هم مي‏نگريستند. از در و ديوار، ‌از جبهه و شهر، بوي مرگ و نسيم شهادت مي‏وزيد و گويي همه در سكوتي مرگبار منتظر حادثه‏اي بزرگ و زلزله‏اي وحشتناك بودند. شهيدچمران، يكي ديگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاويه به جاي رستمي معرفي كند و در لحظة حركت وي، يكي از رزمندگان با سادگي و زيبايي گفت: «همانند روز عاشورا كه يكايك ياران حسين(ع) به شهادت رسيدند، عباس علمدار او (رستمي) هم به شهادت رسيد و اينك خود او همانند ظهر عاشوراي حسين(ع) آمادة حركت به جبهه است.»

همة‌ اطرافيانش هنگام خروج از ستاد با او وداع مي‏كردند و با نگاه‏هاي اندوه‏بار تا آنجا كه چشم مي‏ديد و گوش مي‎‏شنيد، او و همراهانش را دنبال مي‏كردند و غمي مرموز و تلخ بر دلشان سنگيني مي‏كرد.

دكتر چمران، شب قبل در آخرين جلسة مشورتي ستاد، يارانش را با وصاياي بي‏سابقه‏اي نصيحت كرده بود و خدا مي‏داند كه در پس چهرة ساكت و آرام ملكوتي او چه غوغا و چه شور و هيجاني از شوق رهايي، رستن از غم و رنج‏ها، شنيدن دروغ و تهمت‏ها و دم‏برنياوردن‏ها و از شوق شهادت برپا بود. چه بسيار ياران باوفاي او به شهادت رسديه بودند و اينك او خود به قربانگاه مي‏رفت. سال‏ها ياران و تربيت‏شدگان عزيزش در مقابل چشمانش و در كنارش شهيد شدند و او آنها را بر دوش گرفت و خود در اشتياق شهادت سوخت، ولي خداي بزرگ او را در اين آزمايش‏هاي سخت محك مي‏زد و مي‏آزمود، او را هر چه بيشتر مي‏گداخت و روحش را صيقل مي‏داد تا قرباني عاليتري از خاكيان را به ملائك معرفي نمايد و بگويد: اني اعلم مالاتعلمون. «من چيزهايي مي‏دانم كه شما نمي‏دانيد.»

به طرف سوسنگرد به راه افتاد و در بين راه مرحوم آيت‏الله اشراقي و شهيد تيمسار فلاحي را ملاقات كرد. براي آخرين‏بار يكديگر را بوسيدند و بازهم به حركت ادامه داد تا به قربانگاه رسيد. همة رزمندگان را در كانالي پشت دهلاويه جمع كرد، شهادت فرمانده‏شان، ايرج رستمي را به آنها تبريك و تسليت گفت و با صدايي محزون و گرفته از غم فقدان رستمي، ولي نگاهي عميق و پرنور و چهره‏اي نوراني و دلي والامال از عشق به شهادت و شوق ديدار پروردگار، گفت: «خدا رستمي را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، مي‏برد.»

خداوند ثابت كرد كه او را دوست مي‏دارد و چه زود او را به سوي خود فراخواند.

شهـادت:

سخنش تمام شد، با همة رزمندگان خداحافظي و ديده‏بوسي كرد، به همة سنگرها سركشي نمود و در خط مقدم، در نزديك‏ترين نقطه به دشمن، پشت خاكريزي ايستاد و به رزمندگان تأكيد كرد كه از اين نقطه كه او هست، ديگر كسي جلوتر نرود، چون دشمن به خوبي با چشم غيرمسلح ديده مي‏شد و مطمئناً دشمن هم آنها را ديده بود. آتش خمپاره كه از اولين ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمي قرباني‏هاي ديگري نيز گرفته بود، باريدن گرفت و دكتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از كنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگيرند. يارانش از او فاصله گرفتند و هر يك در گودالي مات و مبهوت در انتظار حادثه‏اي جانكاه بودند كه خمپاره‏ها در اطراف او به زمين خورد و با اصابت يكي از خمپاره‏هاي صداميان، يكي از نمونه‏هاي كامل انساني كه ماية‌ مباهات خداوند است، يكي از شاگردان متواضع علي(ع) و حسين(ع)، يكي از عارفان سالك راه حق و حقيقت و يكي از ارزشمندترين انسان‏هاي علي‏گونه و يكي از ياران باوفاي امام‏خميني(ره) از ديار ما رخت بربست و به ملكوت اعلي پيوست.

تركش خمپارة دشمن به پشت سر دكتر چمران اصابت كرد و تركش‏هاي ديگر صورت و سينة دو يارش را كه در كنارش ايستاده بودند، شكافت و فرياد و شيون رزمندگان و دوستان و برادران باوفايش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاري بود و چهرة ملكوتي و متبسم و در عين‏حال متين و محكم و موقر آغشته به خاك و خونش، با آنكه عميقاً سخن‏ها داشت، ولي ظاهراً ديگر با كسي سخن نگفت و به كسي نگان نكرد. شايد در آن اوقات، همانطوري كه خود آرزو كرده بود، حسين(ع) بر بالينش بود و او از عشق ديدار حسين(ع) و رستن از اين دنياي پر از درد و پيوستن به روح، به زيبايي، به ملكوت اعلي و به ديار مصفاي شهيدان، فرصت نگاهي و سخني با ما خاكيان را نداشت.

در بيمارستان سوسنگرد كه بعداً به نام شهيد دكترچمران ناميده شد، كمك‏هاي اوليه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولي افسوس كه فقط جسم بي‏جانش به اهواز رسيد و روح او سبكبال و با كفني خونين كه لباس رزم او بود، به ديار ملكوتيان و به نزد خداي خويش پرواز كرد و نداي پروردگار را لبيك گفت كه: «ارجعي الي ربك راضيه مرضيه»

از شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، اين فرزند هجرت و جهاد و شهادت و اسوه حركت و مقاومت، نه تنها مردم اهواز و خوزستان بلكه امت مسلمان ايران و شيعيان محروم لبنان به پا خاستند و حتي ملل مستضعف و زاده دنيا غرق در حسرت و ماتم گرديدند.

امواج خروشان مردم حق‏شناس ما، خشمگين از اين جنايت صدام و اندوهبار و اشك‏آلود،‌ پيكر پاك او را در اهواز و تهران تشييع كردند كه «انالله و انّااليه راجعون.»

بلي، اين‏چنين زندگي سراسر تلاش و مبارزة خالصانه و عارفانه در راه خداي او آغاز گشت و اين‏چنين در كربلاي خوزستان در جهاد و نبرد روياروي عليه باطل، حسين‏گونه به خاك شهادت افتاد و به ملكوت اعلي عروج كرد و به آرزوي ديرين خود كه قرباني شدن عاشقانه در راه خدا بود، نايل گشت. خدايش رحمت كند و او را با حسين(ع) و شهداي كربلا محشور گرداند.

والسلام علي من‏اتبع‏الهدي

 

قانون آفساید


شرایط بوجود آمدن یک آفساید
وضيعت آفسايد
قرار گرفتن در وضعيت آفسايد، بخودى خود خطا محسوب نميشود.
يك بازيكن در وضعيت آفسايد است اگر:
    ▪ بازيكن از توپ و آخرين نفر دوم حريف، به خط دروازه حريف نزديكتر باشد.
    يك بازيكن در وضعيت آفسايد نيست اگر:
    ▪ در نيمه زمين متعلق به تيم خود قرار گيرد.
    يا
    ▪ با آخرين نفر دوم تيم حريف مساوى باشد.
    يا
    ▪ با آخرين دو نفر تيم حريف مساوى باشد.
خطا
بازيكنى كه در وضعيت آفسايد قرار دارد، تنها موقعى تنبيه ميشود، اگر در لحظه ايكه توپ توسط هم دسته اش لمس يا بازى شود، او به عقيده داور در بازى شركت فعال داشته باشد. با
    ▪ دخالت در بازى.
    ▪ دخالت روى حريف.
خطا نيست
اگر بازيكن توپ را مستقيما از موارد زير دريافت كند، خطا محسوب نميشود:
    ▪ از ضربه دروازه
    ▪ پرتاپ اوت.
    ▪ از ضربه كرنر.
تخلفات/تنهيبات
براى خطاى آفسايد، داور يك ضربه آزاد غير مستقيم براى تيم مقابل اعلام ميكند و اين ضربه از محلى كه نقض مقررات انجام گرفته، اجرا خواهد شد

« قوانين کلی فوتبال »

« قوانين فوتبال »
1- تعداد بازيکنان : در بازيهاي رسمي جهان 20 تا 22 نفر مي باشد که قبل از شروع بازي 18 نفر روي نيمکت مي نشينند و معمولا قراردادي مي باشد .
2- تعداد بازيکنان داخل زمين : 11 نفر
3- تعداد کل داوران : 4 نفر ( يک نفر داور وسط - دو داور کنار و يک داور ذخيره ) اگر داور وسط به هر عنوان نتواند داوري کند يا حاضر نشود از داور چهارم استفاده مي شود .
4- اندازه زمين : طول زمين از 90 تا 120 متر و عرض آن از 45 الي 90 متر متغير است ( به نسبت طول )
5- فاصله نقطه پنالتي تا قوس پشت خط جريمه : 9/15 متر که موقع پنالتي بازيکنان بايد پشت آن بايستند .
6- مقدار باد توپ : روي چمن از مقابل سينه تا زانو بالا بيايد و يا با فشار انگشت شصت روي توپ .
7- وزن و رنگ توپ : محيط توپ 68 الي 71 سانتي متر وزن توپ 396 الي 463 گرم زنگ توپ سفيد سياه وسفيد و در زمين برفي نارنجي و سفيد يا قرمز و سفيد و ... مي باشد .
8- شروع بازي : انتخاب زمين يا توپ از طريق قرعه کشي بين کاپيتان هاي دو تيم انجام مي شود .
9- زمان بازي : براي بزرگسالان 2 زمان 45 دقيقه و براي نوجوانان و جوانان هم همينطور است .
10- تعداد استراحت : بين دو نيمه 15 دقيقه استراحت مي باشد .
11- تعداد و طول پرچم ها : تعداد آنها 4 عدد و طول آنها نبايد از 1.5 متر کمتر باشد .
12- تعداد تعويض : 3 نفر مي باشد .
13- شکل و اندازه دروازه : ذوزنقه - طول دروازه 7.32 متر و ارتفاع آن 2.44 متر قطر لوله 12 سانتي متر .
14- طريقه زدن توپ از خارج : توپ را با دو دست از پشت سر و بالاي سر پرتاب مي کنيم بطوري که پا بلند نشود و داخل زمين نباشد .
15- پهناي خطوط زمين : از 12 سانتي متر بيشتر نباشد .
16- اخطار: داور کارت زرد را به بازيکن خاطي نشان مي دهد هر دو کارت زرد يک کارت قرمز محسوب مي شود.
17- اخراج و جريمه آن : با نشان دادن کارت قرمز به بازيکن خاطي او از زمين و نيمکت ذخيره ها اخراج مي شود و تيم ده نفره به بازي ادامه مي دهد بازيکن اخراج شده از يک بازي بعدي نيز محروم است .
18- فاصله نقطه پنالتي تا دروازه : 11 متر
19- بازي مساوي : هم دارد هم ندارد .
20- وقت اضافي : 2 زمان 15 دقيقه و زماني که گل طلايي زده شود بازي تمام است .
21- محوطه دروازه : عرض 5.5 متر بين دو تيرک 7.32 متر .
22- محوطه جريمه : عرض 16.5 متر طول 38 متر .
23- نگه داشتن توپ توسط دروازه بان : 6 ثانيه در محوطه جريمه .
24- دروازه بان به محض دريافت توپ مي تواند به هر کجاي محوطه جريمه برود و توپ را از خود دور کند .
25- گل زماني محسوب مي شود که توپ کاملا از خط دروازه جدا شده باشد .
26- دروازه بان زماني که پشت خط 18 قدم ايستاده است مي تواند از 18 قدم خارج و توپ را روي هوا بزند .
27- در پرتاب توپ از اوت اگر توپ به داخل زمين بازي برخورد نکند تکرار مي شود. و اگر بازيکن از محل اوت توپ را پرتاب نکند و تغيير مکان زيادي بدهد با تشخيص داور توپ به حريف واگذار مي شود.
28- براي مشخص شدن تيم برنده از هر تيم 5 نفر ضربه مي زنند که زننده ي اول با قرعه کشي توسط داور مشخص مي شود.
29- بازيکناني که تا لحظه آخر فوتبال بازي کرده اند حق زدن پنالتي را دارند .
30- هنگام زدن پنالتي فقط بازکن ضربه زن و دروازه بان تيم مقابل حق دارند خارج از دايره ي وسط زمين باشند .
31- در صورت تساوي در پنالتي پنالتي ششم و بعدي مشخص کننده تيم برنده خواهد بود و اگر در متياز 11 مساوي شوند بازيکنان دوباره به نوبت مي زنند .
32- اگر بازيکني يک کارت زرد از بازي قبل داشته باشد و يک کارت زرد در بازي بعدي بگيرد از بازي بعد از آن هم محروم است .
33- خطاهايي که برخورد شديد داشته باشد ضربه مستقيم يا يک ضرب زده مي شود.
34- خطاهايي که در آن برخورد نداشته باشد دو ضرب زده مي شود.
35- اگر روي بازيکني که با توپ به طرف دروازه حرکت مي کند در قسمت جريمه يا پشت آن خطاي عمد شود بازيکن خاطي اخراج مي شود که در حالت اول ضربه پنالتي در پي دارد و در دومي ضربه مستقيم زده ميشود.
36- اگر دروازه بان اخراج شود يک بازيکن به جاي او قرار مي گيرد و يا يک بازيکن بيرون رفته و دروازه بان ذخيره درون دروازه مي ايستد و تيم بايد ده نفره بازي کند . در صورتيکه دروازه بان مصدوم شد دروازه بان ذخيره يا بازيکن جايش را ميگيرد و تيم 11 نفره بازي ميکند .
37- قضاوت بجاي داوران مسئول صحيح تعويض بازيکنان اعلان وقت اضافي و نظارت بر تعويض توپ به درخواست دارو ميدان از وظايف داور چهارم است .
38- فاصله بازيکن مدافع تا توپ 9.15 متر ميباشد .
39- خطوط منطقه فني مسابقات ( نيمکت ذخيره ها ) از طرفين يک متر و قسمت جلو تا يک متري خط طولي زمين کشيده ميشود .
40- اگر وقت بازي تمام شده باشد و داور وسط به دلايلي متوجه نباشد داوران کنار با قرار دادن دست خود روي سينه داور وسط را از اين موضوع با خبر مي کنند .
41- داور کنار براي اعلان تعوض پرچم را بالاي سر خد به طور افقي قرار مي دهد و به داور وسط نشان مي دهد .
42- تا وقتي که توپ کاملا از روي خط خارج نشده دااخل است و بازي ادامه خواهد داشت .
قوانين آفسايد
اگر بازيکني به توپ ضربه بزند ( پاس يا سانتر ) و يار او که مي خواهد از توپ استفاده کند قبل از ضربه زدن جلوتر از بازيکنان تيم مقابل باشد آفسايد مي باشد البته دروازه بان در محوطه خودش مي باشد .
اگر بازيکني به توپ ضربه بزند ( پاس يا سانتر ) و يکي از يارانش در آفسايد باشد ولي توپ را يکي ديگر از يارانش که در آفسايد است استفاده کند آفسايد نمي باشد. ولي اگر ضربه بزند و توپ به هر شکل برگدد و ياري که در آفسيد بوده گل کند قبول نيست .
توپ اوت آفسايد ندارد .
اگر دو بازيکن از دو تيم در يک خط قرار داشته باشند آفسايد نمي باشد . اگر همه بازيکنان در يک زمين قرار گيرند قانون آفسايد انجام نمي شود.
اگر بازيکن مهاجم بخواهد توپ را به دروازه بان خودي پاس بدهد  و در بين راه توپ به مهاجم برسد آفسايد نيست .
پاس به عقب
پاس به دروازه بان و در صورت گرفتن آن خطا محسوب مي شود . از محل خطا ضربه دو ضرب انجام مي شود .
اگر روي خط دروازه توپ با دست گرفته شود ا روي خط 6 قدم ( 5.5 متر ) خطا زده مي شود. اگر بازيکني سهوا توپ را با پا به دروازه بان خودي بدهد و او با دست بگيرد اشکال ندارد. مثلا توپ بازيکن به مدافع برخورد و به دروازه بان رسيده است . ( با تشخيص داور )
با قسمت بالاي زانو اشکال ندارد .
محوطه 5.5 متر دروازه بان
1- توپ اوت ( خارج ) روي آن کاشته مي شود . ( انتهاي حط طولي )
2- خطاهاي جلوي دروازه روي آن کاشته مي شود .
3- هر گونه برخورد با دروازه بان خطاست .
کرنر
يکي از بازيکنان تيم حمله از گوشه هاي يک زمين توپ را روي دروازه حريف سانتر مي کند و يا به يارش پاس مي دهد .
آوانتاژ
اگر بر روي مالک توپ خطا شود و در ادامه خودش و يا يکي از يارانش مالک توپ شود داور مي تواند با تشخيص خود آوانتاژ دهد .
تعريف آفسايد
هر گاه بازيکن مهاجم نزديکتر از دو يار حريف نسبت به خط عرضي زمين قرار داشته باشد و به طرف او ضربه زده شود آفسايد خواهد بود .

تحليل-آمادگی جسمانی در فوتبال

طرح یک الگوی تمرین برای گرم کردن عمومی بدن


۱- دور زمین فوتبال به مدت ۳۰ تا ۴۰ ثانیه راه می رویم.


۲- کم کم به شدت راه رفتن اضافه می کنیم تا حالتی بین راه رفتن و دویدن به وجود آید( مدت ۱ دقیقه )


۳- انجام حرکات کششی به میزان ۳۰٪ حداکثر کشش برای هر حرکت به مدت ۵ ثانیه


۴- دویدن به مدت ۴ الی ۵ دقیقه با ۳۰٪ حداکثر توان دویدن


۵- انجام نرمشهای کششی با ۶۰٪ به ازای هر نرمش مدت ۵ ثانیه


۶- دویدن با ۵۰٪ توان به مدت ۲ دقیقه


۷- انجام نرمشهای کششی به میزان ۱۰۰٪ برای هر نرمش ۵ ثانیه


۸- انجام حرکات نرمشی از پائین بدن به بالای بدن یا برعکس َ توام با حرکتهای موزون مثل درجا دویدن ؛ زانو بلند پشت ران ؛ چرخش لگن ؛ قیچی دو پا ؛ پرش دو پا به سمت ارتفاع ؛ پرش جفت عقب و جلو ؛ حرکت پروانه از عقب به جلو و....


۹- انجام چند دو سرعت با زمان و مسافت کوتاه


۱۰- انجام تمرینات گرم کردن رشته اختصاصی فوتبال