جملات زیبا

لطفا جملات زیبای خود را درقسمت نظرات قرار دهید تا به اسم خودتان ثبت شود.

/\\\\\\\//////////////////\\\\\\\\\\\\\\\\\\/////////\\\\\\\\\\\\\\\\\///////////\

شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی
اما حال که به آن دعوت شده ای تا میتوانی
زیبا برقص

فواید نماز از نظر پزشکی

برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان  نیست بلکه جسم انسان ها را نیز تقویت می کند و آن ها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد.وقتی چشم ها در حالت نماز ثابت می ماندء جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد . ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیکبینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بی خواب و افکار نا آرام را از انسان دور می کند.
ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد.نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را هم تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم تگاه می دارد.تقویت احشاء و ماهیچه های شکم ء حفظ سلامتی دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن و بی اشتهایی و سو هاضمه از دیگر خواص غیر مستقیم نماز خواندن و رکوع در نماز است.
کارشناسان می گویند در حالت رکوع اطراف ستون مهره ها منبسط می شود که در متعادل و آرام کردن سمپاتیک مؤثر است . مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عظلات صورت و گردن و ساق پا و ران ها می شود و به این ترتیب به جریان خون در قسمت ها ی مختلف بدن سرعت می بخشد.تنظیم متابولیسم بدن و فراهم نمودن زمینه ی از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن ء کمک به افزایش حالت استواری و استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان ء از دیگر خواص رکوع در نماز است .
سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند . سجده علاوه بر از بیت بردن یبوست و سو هاضمه ء پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند.سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه غدد باعث حفظ شادابی ء زیبایی و طراوت پوست می شود.
حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابی که قسمت های مختلف بدن را به مغز وصل می کند ء شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این هم برای سلامتی انسان بسیار حائز اهمیت است. سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران هاءکمک به نفخ روده و بهبود فتق ء از خواص نشستن بعد از نماز است .
معلوم است که نماز فلسفه خود را دارد که معراج مؤمن و مایه قرب به حق است و آن را فقط باید برای خدا خواند و نه به انگیزه ی فواید و آثاری از این دست ءولی گاهی از این دسته از نظرات علمی نیز می توان انگیزه ی بیشتری برای گفت و گو با خدا در دل ما ایجاد کند و از سویی ما را به این حقیقت می رساند که خداوند و دین اسلام همواره بر سلامتی مؤمنان و پیروان خود  تاکید کرده و در موازین دینی از آن استفاده کرده اند.     

***********************

آثار نماز نخواندن

29 / 1

خشم خداى متعال

1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هر كس نمازى را نخواند، خداوند را مى بيند كه بر او خشمناك است.

29 / 2

تباه شدن عمل

2 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هر كس نماز را از روى قصد ترك كند، خداوند عملش را تباه مى كند[1].

3 ـ زراره: از امام صادق درباره اين گفته خداى جلّ جلاله پرسيدم : «هر كس به (اركان) ايمان كفر ورزد، بى گمان عملش تباه است» ، فرمود: ترك كردن كارى كه بدان اقرار دارد كه از آن جمله، ترك نماز بى هيچ بيمارى و گرفتارى است.

29 / 3

كفر

4 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هركس نماز را عمداً ترك كند، آشكارا كفر ورزيده است[2].

5 ـ پيمان ميان ما و آنان، نماز است . پس هر كس آن را ترك كند ، كافر شده است.

6 ـ كسى كه نماز نمى گزارد، دين ندارد.

7 ـ كسى كه نماز نمى گزارد، بهره اى از دين ندارد[3].

8 ـ (مرز) ميان كفر و ايمان ، جز ترك نماز نيست.

9 ـ (مرز) ميان بنده و كفر، ترك نماز است.

10 ـ هركس نماز را ترك كند و به پاداش آن اميد نورزد و از عذابش نهراسد، اهميت نمى دهم كه يهودى، مسيحى و يا مجوس بميرد.

11 ـ ميان مسلمان و كفر ، جز اين نيست كه نماز واجب را از روى قصد ترك كند و يا به جهت سبك شمردن آن را نخواند.

12 ـ امام صادق عليه السّلام : مردى نزد پيامبر آمد و گفت: اى پيامبر خدا، مرا سفارش كن. فرمود: نماز را از روى قصد وامگذار كه هر كس آن را از روى قصد ترك كند، دين اسلام از او وا رهيده است. (مسلمان نيست)[4].

13 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله ـ در سفارش به معاذ ـ : هرگز نماز واجب را از روى قصد ترك مكن ، كه هر كس نماز واجب را از روى قصد ترك كند، خداوند تعهدى دربرابر او ندارد[5].

14 ـ امام صادق عليه السّلام ـ به كسى كه از گناهان بزرگ پرسيده بود ـ فرمود: ترك كردن نماز از روى قصد يا هر آنچه خداى جلّ جلاله واجب كرده است؛ زيرا پيامبرخدا صلّى الله عليه و آله فرمود: هر كس نماز را از روى قصد ترك كند ، از پيمان خداوند جلّ جلاله و پيمان پيامبرش ، بيرون رفته است.

15 ـ امام علىّ عليه السّلام : تفاوت ميان مؤمن و كافر، نماز است . پس هر كس آن را ترك كند و ادعاى ايمان كند، عملش او را تكذيب مى كند و گواهى از خودش بر خود اوست.

16 ـ امام صادق عليه السّلام ـ در پاسخ به اين پرسش : چگونه زناكار را كافر نمى ناميد و ترك كننده نماز را كافر مى ناميد و دليل آن چيست؟ ـ فرمود: چون زناكار و مانند آن، به جهت غلبه شهوت آن را انجام مى دهد و ترك كننده نماز فقط از روى سبك شمردن ، آن را ترك مى كند.

--------------------------------------------------------------------------------

پانوشت ها

--------------------------------------------------------------------------------

(1) در صحيح بخارى وسنن نسايى ومسندابن حنبل چنين آمده است: «هركس نماز عصر را ترك كند...».

(2) در عوالى اللآلى قيد «آشكارا» نيست.

(3) متن دعائم الاسلام چنين است: «كسى كه نماز را ترك كند نصيبى از اسلام ندارد».

(4) در الترغيب و الترهيب چنين آمده است: «از روى قصد نماز را ترك مكنيد، كه هر كس آن را از روى قصد ترك كند، از دين خارج شده است».

(5) در المستدرك على الصحيحين در انتهاى حديث افزوده است : «و پيامبرش نيز تعهدى ندارد».

آداب دعا كردن

آداب دعا كردن
1 - حضور قلب .
2 - خضوع و فروتنى .
3 - اميدوارى .
4 - شناخت خدا و اعتقاد به قدرت او و علم او به نياز.
5 - اميدوارى به خدا و قطع اميد از ديگران .
6 - پرهيز از گناه به ويژه ستم مالى و آبرويى به مردم .
7 - گريستن . روايت شده است : ((بين بهشت و جهنم ، گردنه اى است كه كسى از آن عبور نمى كند، مگر كسانى كه از ترس خدا، خيلى گريه كرده باشند.))
8 - سپاس و ستايش خداوند.
9 - ذكر نامهاى خدا كه مناسب دعايش مى باشد و نيز گفتن نعمتهاى خداوند و شكر آن ، بيان گناهان و آمرزش خواستن براى آنها.
10 - درنگ و عجله نكردن و اصرار و پافشارى در دعا. زيرا خداوند درخواست كننده لجوج را دوست دارد و حداقل پافشارى اين است كه دعاى خود را سه بار تكرار كرده و خواسته خود را سه بار بگويد.
11 - پنهان دعا كردن . زيرا هم فرمان خداوند را كه مى فرمايد: ((در پنهان دعا كنيد)) اجابت كرده و هم از آفت ريا دور مى ماند. روايت شده است : ((دعاى پنهانى ، برابر با هفتاد دعاى آشكار است )).
12 - شريك ساختن ديگران در دعا.
13 - با ديگران دعا كردن . دعا در جمع نيز باعث اجابت است . بهترين جمعيت براى دعا، چهل نفر است . چهار نفر هم مى توانند هر كدام ده بار دعا كنند و اگر نتوانست در جمع دعا كند، خود نيز مى تواند چهل بار دعا كند.
14 - تضرع در دعا به همراه قلب خاضع و بدن متواضع و چاپلوسى . خداوند به حضرت موسى (عليه السلام ) وحى كرد: ((موسى ! هنگامى كه مرا مى خوانى ترسان باش ، صورت خود را خاك آلوده كن و با اعضاى مهم بدنت ، برايم سجده كن ... قلبت را با ترس از من بميران . زنده دل و كهنه لباس باش ...))
15 - صلوات فرستادن بر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و آل او (عليهم السلام ) در اول و آخر دعا باعث اجابت دعا است .
16 - پاكدلى و روى آوردن با تمام وجود به خداوند.
17 - دعا كردن قبل از بلا.
18 - شريك نمودن ديگران در دعا و قبل از خود، آنان را دعا كردن .
19 - بلند كردن كف دستها هنگام دعا.
20 - در دست داشتن انگشترى عقيق يا فيروزه . از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده : ((هيچ كف دستى به سوى خداى متعال بلند نشده است كه نزد او محبوبتر باشد از كفى كه انگشتر عقيق در آن است .))
21 - صدقه دادن قبل از دعا، باعث اجابت دعا مى گردد.
22 - انتخاب اوقات مخصوصى براى دعا، مثل شب و روز جمعه ، بين ظهر و عصر روز چهارشنبه براى نفرين كردن كفار، وقت نماز عشاء، يك ششم اول از نيمه دوم شب ، آخر شب تا طلوع فجر، بين طلوعين ، سه شب قدر در ماه رمضان كه برترين آن شب بيست و سوم است ، شبهاى احياء كه عبارتنداز: شب اول رجب ، نيمه شعبان ، عيد فطر و قربان و روز عرفه ، فطر و قربان ، هنگام وزيدن بادها، باريدن باران ، از بين رفتن سايه ها و ريختن اولين قطره خون مقتول مؤ من ، هنگام اذان ظهر و از طلوع فجر تا طلوع خورشيد، بعد از نمازهاى واجب ، وتر، فجر و نماز ظهر و مغرب .
23 - مكانهاى خاص نيز به اجابت دعا كمك مى كنند. مانند: ((راءس ‍ الحسين و مكانى كه زير گنبد آن قرار دارد)).
24 - حالات عالى مانند رقت قلب .
25 - طهارت ، نماز و روزه (2).
آداب و مراقبت هاى ايام سال
آداب ماه محرم
1 - سزاوار است كه حال دوستان آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) در دهه اول محرم تغيير نموده و در دل و سيماى خود، آثار اندوه و درد اين مصيبتهاى بزرگ را آشكار نمايند.
2 - خوب است كه مقدارى از لذائذ زندگى را كه از خوردن و نوشيدن و حتى خوابيدن و گفتن به دست مى آيد، ترك نمايند و مانند كسى باشند كه پدر يا فرزند خود را از دست داده است .
3 - خوب است كه روز تاسوعا و عاشورا، ديدار با برادران دينى را ترك كرده و آن روز را روز گريه و اندوه خود قرار دهند.
4 - مستحب است كه در دهه اول محرم ، هر روز امام حسين (عليه السلام ) را با زيارت عاشورا زيارت نمايند.
5 - سزاوار است كه اگر مى توانند مراسم عزادارى آن حضرت را در منزل خود با نيتى خالص بر پا نمايند و اگر نمى توانند در مساجد يا منازل دوستانش به برپايى اين مراسم كمك كنند.
6 - شايسته است كه هر روز مقدارى از اوقات خود را در مكانهاى عمومى به عزادارى بپردازد.
7 - مستحب است كه در آخر روز عاشورا، زيارت تسليت را بخوانند.
8 - يكى از اعمال مهم دهه اول ، دعاى اول ماه است و براى اينكه اول اين ماه ، اول سال بوده و از طرف ديگر دعاهاى قبل از وقت نيز تاءثير خاصى در برآورده شدن حاجات و رسيدن به امور مهم دارد؛ اين دعا تاءثير زيادى در سلامتى و دورى از آفات دينى و دنيايى آن سال و بهبودى حال و به دست آوردن نيكيها دارد.
9 - بهتر است كه در شب اول ، بعضى از نمازهايى را كه در اين شب وارد شده به مقدار حال و توانايى خود بخواند؛ حداقل دو ركعت نمازى را كه شامل حمد و يازده بار (( قل هو اللّه احد)) است را بخواند. بعد از آن ، دعايى را كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بعد از اين نماز خوانده است و در كتاب اقبال نقل شده را بخواند و فرداى آن روز را روزه بگيرد. در روايت آمده است كسى كه چنين عملى را انجام بدهد مانند كسى است كه به مدت يك سال كارهاى خوب انجام داده و تا سال آينده محفوظ خواهد بود.
10 - مستحب است كه روز سوم را روزه بگيرد. در روايت آمده است : حضرت يوسف (عليه السلام ) در اين روز از چاه خارج شد. و اگر كسى اين روز را روزه بگيرد، خداوند مشكل او را برطرف نموده و سختيها را بر او آسان مى نمايد.
11 - روايت شده است : مستحب است كه انسان تمام ماه را روزه بگيرد. و در مورد روزه روز تاسوعا و عاشورا روايت مخصوص داريم ، اما احتياط اين است كه روز عاشورا را روزه نگيرد ولى از خوردن و آشاميدن تا عصر خوددارى نمايد و آنگاه چيزى بخورد يا بياشامد؛ به جهت اين كه امام حسين (عليه السلام ) و ياران حضرت در عصر از غصه هاى اين دنياى پست رهايى يافتند.
12 - از كارهايى مثل سرمه كشيدن و غير آن ، بهتر است پرهيز شود.
13 - مستحب است كه شب عاشورا تا صبح پيش قبر امام حسين (عليه السلام ) بماند.
14 - از شيخ مفيد رحمة الله روايت شده است كه شب بيست و يكم محرم ، شب زفاف سرور تمام زنان جهان حضرت فاطمه (عليها السلام ) است و به همين جهت روزه آن روز مستحب مى باشد.
15 - مستحب است كه در آخر ماه محرم محاسبه نفس ، استغفار و دعا براى اصلاح حال ، صورت پذيرد(3).
آداب ماه صفر
1 - سزاوار است كه روز اربعين را روز اندوه خود دانسته و تلاش نمايد براى يك بار هم كه شده ، كنار مزارش او را زيارت نمايد.
2 - مستحب است كه در پايان روز اربعين نيز مانند ساير روزهاى مهم از خداوند بخواهد حال و عمل او را اصلاح نموده و به حامى آن روز كه از معصومين (عليهم السلام ) مى باشد توسل جويد.
(روزهاى هفته كه هر كدام مربوط به معصومى (عليهم السلام ) مى باشد در آخر اين بخش خواهد آمد).
3 - وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيز در اين ماه واقع شده است ؛ سزاوار است در اين روز به گونه اى اندوهگين بوده و عزادارى نمايد كه شايسته اتفاق بزرگ اين روز و ناگواريهايى كه بعد از رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رخ داده است ، باشد.
4 - مستحب است كه در روز وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با زيارتهايى كه وارد شده يا با زيارتى كه خود با يارى خداوند مى سازد، او را زيارت نمود.
5 - زيارت امام حسن مجتبى (عليه السلام ) نيز در اين روز استحباب دارد، چرا كه شهادت او در همين روز است .
6 - سزاوار است كه بر امام حسن (عليه السلام ) درود فرستاده و قاتل او معاويه پسر ابى سفيان (لعنة الله عليه ) را لعنت نمايد(4).
آداب ماه ربيع الاول
اين ماه همانگونه كه از اسم آن پيداست بهار ماههاست ؛ به جهت اين كه آثار رحمت خداوند در آن هويداست . در اين ماه ذخاير بركات خداوند و نورهاى زيبايى او بر زمين فرود آمده است ؛ زيرا ميلاد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در اين ماه است و مى توان ادعا كرد كه از اول آفرينش ‍ زمين ، رحمتى مانند آن بر زمين فرود نيامده است .
از آداب اين ماه است :
1 - تمام ماه را در روز تولد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با تلاشهاى نيكو و اطاعتهاى گرانقدر و بزرگ ، بزرگ داشته و با پروردگار خود در مورد اين نعمت بزرگ مناجات نمايد.
2 - دعا كردن در اول اين ماه با دعاهايى كه روايت شده است از مهم ترين اعمال اين ماه مى باشد.
3 - روز هشتم ربيع الاول ، روز وفات امام حسن عسگرى (عليه السلام ) مى باشد. پس سزاوار است در اين روز اندوهگين باشد، بخصوص با در نظر گرفتن اين كه صاحب مصيبت حضرت امام عصر(عج ) مى باشد؛ پس بايد آن امام (عليه السلام ) را با هر زيارتى كه به ذهنش مى رسد زيارت نموده و به امام زمان (عليه السلام ) تسليت بگويد.
4 - روز نهم ربيع الاول ، چنانكه در روايت گرانقدرى آمده است ، روز نابودى دشمن خدا بوده و اين روز و خوشحالى در آن فضيلت داشته و روز شادى پيروان آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى باشد. سزاوار است كه دوستان آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) شادى خود را در اين روز، به خاطر نابودى دشمن خدا آشكار كنند.
5 - روز دهم ربيع الاول ، روز ازدواج پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با حضرت خديجه (عليهم السلام ) مى باشد و بر شيعيان لازم است كه به خاطر تاءثير اين ازدواج مبارك و فرخنده ، در خوبى ها و سعادت ها و انتشار نورهاى درخشان و پاك ، آن را بزرگ بدارند.
6 - روز هفدهم ربيع الاول ، همان طور كه گفته شد روز ميلاد حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) است . از كارهاى مهم اين روز، روزه داشتن اين روز، به خاطر شكر گزارى و به جا آوردن دو ركعت نماز مى باشد كه در هر ركعت آن يك بار سوره حمد، ده بار سوره قدر و ده بار سوره اخلاص ‍ مى خواند. سپس در مكان نماز خود نشسته و دعايى را كه روايت شده است را مى خواند.
7 - از كارهاى مهم در روز ميلاد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )، رعايت آداب عيد و اظهار مراسم شرعى عيدهاى بزرگ است ، تا ديگران اين روز را به عنوان عيد بشناسند.
8 - از مهمترين اعمال مهم اين روز به پايان رساندن روز خود با سلام به حاميان و نگهبانان آن روز و به درگاه آنان جهت شفاعت و اصلاح حال تضرع نمودن ، مى باشد(5).
آداب ماه ربيع الثانى
1 - از مهمترين اعمال اين ماه چنانچه در جميع ماهها گفتيم ، دعا در اول آن است . بخصوص دعاى بلند مرتبه و گرانقدرى كه در اول آن روايت شده است .
2 - روز دهم ربيع الثانى ، روز ولادت امام حسن عسگرى (عليه السلام ) مى باشد. مراقبت از روزهاى ولادت ائمه (عليهم السلام )، شبيه به مراقبت روز ولادت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) است .
امام حسن عسگرى (عليه السلام ) خصوصيتى براى برآورده شدن حاجات اخروى دارند. معصومين (عليهم السلام ) گرچه هر كدام از آنان وسيله اى براى بندگان خدا در جميع حوائج مى باشند، ولى هر كدام خصوصيتى براى بعضى از حاجتها دارا مى باشند - چنانكه دعاى توسل ، شاهدى بر اين مطلب است - رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )، دختر بزرگوارش و امام حسن (عليه السلام ) و امام حسين (عليه السلام ) در حاجت هاى مربوط به ، به دست آوردن طاعت خدا و خشنودى او خصوصيتى دارند. اميرالمؤ منين (عليه السلام ) خصوصيتى در مورد انتقام از دشمنان و برطرف نمودن ظلم ظالمين دارند. امام سجاد (عليه السلام ) خصوصيتى در مورد ستم پادشاهان و القائات و وسوسه هاى شيطان دارند. امام باقر (عليه السلام ) و امام صادق (عليه السلام ) نيز خصوصيتى در كمك گرفتن در مورد آخرت دارند. امام كاظم (عليه السلام ) خصوصيتى در مورد سلامتى كامل از بيماريها و دردهايى كه مردم از آن گريزانند دارند. همچنين امام رضا (عليه السلام ) خصوصيتى در مورد ترسهاى مسافرت در دريا و خشكى و زمينهاى بى آب و علف و بدون آبادى و سكنه دارند.امام جواد (عليه السلام ) خصوصيتى در مورد توسعه روزى و بى نياز شدن از آنچه در دست مردم است دارند. امام هادى (عليه السلام ) نيز خصوصيتى در مورد قضاى نافله ها، احسان به برادران مؤ من و به كمال رسيدن طاعتهاى پروردگار دارند. امام حسن عسگرى (عليه السلام ) خصوصيتى در كمك نمودن در مورد آخرت دارند و امام عصر ما(عج ) پناهگاه و اميد و حافظ ما، نور ما و زندگى ما، امام مهدى (عليه السلام ) جامع تمام خصوصيات مذكور بوده و براى حاجات ديگر نيز توسل به او مناسب است .
3 - سزاوار است كه اين روز (روز ميلاد امام حسن عسگرى (عليه السلام ) مانند ساير روزهاى شريف كه گفته شد به پايان رسانده شود(6).
آداب ماه جمادى الاول
1 - از كارهاى مهم اين ماه ، دعا كردن با دعاهايى كه روايت شده است ، مى باشد.
2 - پانزدهم اين ماه ، روز ولادت امام سجاد (عليه السلام ) مى باشد. بنابراين شيعه بايد اين روز را با عمل ، بزرگ بدارد زيرا مردم بايد روزهاى ولادت زمامداران خود را بزرگ داشته و آداب و تكاليفى را در اين مورد رعايت نمايند.
3 - سزاوار است كه روز خود و پايان اين ماه را همان طور كه در ماههاى قبل گفتيم به پايان برساند(7).
آداب ماه جمادى الثانى
1 - از كارهاى مهم در اين ماه ، دعا نمودن - بخصوص با دعاى روايت شده - مى باشد.
2 - سوم جمادى الثانى ، روز شهادت حضرت زهرا (عليها السلام ) مى باشد. لازم است كه شيعيان وفادار اين روز را از روزهاى اندوه و مصيبت قرار دهند؛ زيرا اين روز براى بستگان آن حضرت (عليه الاسلام ) دومين روز روز مصيبت بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود و اميرالمؤ منين (عليه السلام ) بعد از وفات رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) هيچ روزى را مصيبت بارتر و ناگوارتر از اين روز نديد.
3 - سزاوار است كه شيعه ، آن حضرت (عليها السلام ) را در اين روز به گونه اى زيارت نموده و بر او صلوات و درود بفرستند كه مايه رضايت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بوده ، خداى فاطمه (عليها السلام ) آن را پسنديده و حق شيعه گرى ادا شود.
4 - شب نوزدهم جمادى الثانى ، شب ابتداى حامله شدن مادر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به آن حضرت مى باشد. سزاوار است كه به خاطر كسالت ، هيچ خيرى را در اين شب از دست نداد. همان اعمالى كه در روز ميلاد پيامبر ذكر شد سزاوار است كه همان اعمال انجام شود.
5 - روز بيستم جمادى الثانى ، روز ميلاد حضرت زهرا (عليها السلام ) مى باشد. در اين روز سرور مؤ منين در آن تازه شده و روزه آن روز و خيرات و صدقات در آن مستحب مى باشد.
6 - از اعمال مهم روز ميلاد حضرت فاطمه (عليها السلام ) زيارت و صلوات بر او و لعنت كردن ظالمين به آن حضرت (عليها السلام ) است (8).
آداب ماه رجب
اين ماه ، ماه بسيار شريفى است ؛ به اين جهت كه : از ماههاى حرام مى باشد، از اوقات دعا مى باشد و حتى در زمان جاهليت به اين مطلب مشهور بوده و مردم آن زمان منتظر اين ماه بوده اند تا در آن دعا كنند. اين ماه ، ماه اميرالمؤ منين (عليه السلام ) مى باشد؛ شب اول آن يكى از چهار شبى است كه تاءكيد به زنده نگهداشتن آن به عبادت شده است . درباره روز نيمه آن آمده است كه محبوبترين روزها نزد خداوند بوده و زمان انجام عمل ((استفتاح )) است كه در ادامه به طور مفصل خواهد آمد. همچنين روز بيست و هفتم اين ماه ، مبعث حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى باشد. روزى كه زمان ظهور رحمت خداوند است . چيزى كه از اول خلقت تا كنون مانند آن ديده نشده است . اين گوشه اى از فضايل اين ماه است . در اينجا مراقبت ها و آداب اين ماه را ذكر مى كنيم .
1 - از مراقبت هاى مهم در اين ماه ، به ياد داشتن حديث ((ملك داعى )) مى باشد كه از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت شده است . پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((خداى متعال در آسمان هفتم فرشته اى قرار داده است كه ((داعى )) گفته مى شود. هنگامى كه ماه رجب آمد، اين فرشته در هر شب از اين ماه تا صبح مى گويد: خوشا به حال تسبيح كنندگان خدا، خوشا به حال فرمانبرداران خدا. خداى متعال مى فرمايد: همنشين كسى هستم كه با من همنشينى كند. فرمانبردار كسى هستم كه فرمانبردارم باشد و بخشنده خواهان بخشايش هستم . ماه ، ماه من و بنده ، بنده من و رحمت ، رحمت من است . هر كسى در اين ماه مرا بخواند او را اجابت مى كنم و هر كس از من بخواهد به او مى دهم و هر كس از من هدايت بخواهد او را هدايت مى كنم . اين ماه را رشته اى بين خود و بندگانم قرار دادم كه هر كس آن را بگيرد به من مى رسد.))
2 - سزاوار است كه طالبان علم در اين ماه و ماههاى شعبان و رمضان عبادت را مقدم بر تحصيل علم نمايند؛ گر چه تحصيل علم نيز از برترين عبادتهاست .
3 - شب اول اين ماه ، يكى از چهار شبى است كه شب زنده دارى در آن تاءكيد شده است . يكى از مراقبت ها اين است كه در هنگام ديدن ماه در شب اول ، دعايى كه روايت شده است را بخواند.
4 - مستحب است كه در شب اول اين ماه ، بعد از نماز مغرب بيست ركعت نماز به جا آورده كه در هر ركعت سوره فاتحه و اخلاص را يك مرتبه خوانده و براى هر دو ركعتى ، يك سلام بدهد.
نماز آسان ترى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت شده است كه فرمود: كسى كه دو ركعت نماز در شب اول ماه رجب ، بعد از نماز عشا بخواند و در ركعت اول آن ، سوره فاتحه و الم نشرح را يك بار و اخلاص را سه بار و در ركعت دوم ، سوره فاتحه ، الم نشرح ، اخلاص و مهوذتين (ناس و فلق ) را هر كدام يك بار بخواند؛ سپس تشهد خوانده و سلام دهد. بعد از آن نيز سى بار ((لا اله الا اللّه )) گفته و سپس سى بار بر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) صلوات بفرستد. گناهان گذشته او آمرزيده شده و او را مانند روزى كه از مادر متولد شده از گناهان بيرون مى برد.
(نمازهاى مستحبى اين ماه در بخش نمازهاى مستحبى آمده است .)
5 - سزاوار است كه در تمام اين ماه و ماه شعبان ، رمضان و تمام عمر، اهميت زيادى به دعا، جهت توفيق اخلاص داده و توجه به خداى متعال با نامهاى او مانند ((كريم العفو و مبدل السيئات بالحسنات )) و توسل به او به وسيله محمد و آل او (عليه السلام ) را زياد كند

خواص خوراكيها به زبان روايات

خواص خوراكيها به زبان روايات
درمان با نمك
در كتاب كافى ، هشام بن سالم ، از امام صادق (عليه السلام ) نقل مى كند كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) فرمود: ((يا على ! غذا را با نمك شروع كن و با نمك ختم نما؛ زيرا اگر كسى چنين كند، از هفتاد و دو نوع بلاء و بيمارى ، از قبيل جنون و جذام و برص ، در امان خواهد بود.))
حضرت على (عليه السلام ) فرمود: ((ابتداى غذا نمك بخوريد، اگر مردم مى دانستند نمك چه خاصيتى دارد، هر آينه به جاى داروهاى مجرب ديگر، آن را انتخاب مى كردند.))
همچنين فرمود: ((اگر در سر سفره غذا نمك نباشد، ملائكه حاضر نمى شوند؛ زيرا شروع كردن غذا با نمك ، باعث صحت بدن مى شود.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((اگر كسى همراه اولين لقمه غذا، نمك بخورد، لكه هاى سياه و سفيد صورت را برطرف مى سازد(849).))
درمان با حليم
در كتاب كافى از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود:
اميرالمؤ منان (عليه السلام ) فرمود: ((بر شما باد! خوردن حليم ، چرا كه آدمى را به مدت چهل روز در عبادت ، با نشاط مى كند و اين همان مائده اى است كه بر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل شده است .))
در كتاب عده ، از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود: ((يكى از پيامبران از ضعف بدن و عدم توانايى در جماع ، به خداوند شكايت كرد. خداوند او را به خوردن حليم فرمان داد.))
در حديثى ديگر، آن حضرت فرمود: ((روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از درد كمر به خداوند شكايت كرد، خداوند او را به خوردن حليم فرمان داد.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: روزى جبرئيل بر من نازل شد و مرا به خوردن حليم دستور داد، تا اين كه نيرويم براى عبادت بيشتر شود و قوه باه را بيافزايد(850).))
درمان با عسل
در كتاب ((كافى )) و ((عده )) آمده است : امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((مردم به هيچ چيز مانند عسل ، درمان نشده اند)).
از ابى الحسن (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود: ((به هيچ بيمارى به اندازه عسل ، از چيز ديگرى شفا و درمانى نديد.))
از ابى الحسن (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود: ((هر كسى در امور جنسى ناتوان گشت ، خوردن مخلوط عسل با شير براى او نافع است .))
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((هر كسى خواهان تقويت نيروى حافظه است ، عسل ميل كند.))
همچنين ايشان در حديثى ديگر فرمودند: ((بهترين آشاميدنيها، عسل است ، زيرا محافظ است و سردى سينه را از بين مى برد))
امام كاظم (عليه السلام ) به نقل از پدرانش ، از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل مى كند و مى فرمايد: ((عسل موجب شفاى هر بيمارى مى باشد، باد را مى شكند و تب بر است (851).))
درمان با شير
ابى الحسن اصبهانى مى گويد: نزد امام صادق (عليه السلام ) بودم ، مردمى به او عرض كرد: فدايت شوم ! در خود احساس ضعف مى نمايم . امام (عليه السلام ) فرمود: ((بر تو باد خوردن شير! چرا كه موجب رشد گوشت بدن مى شود و استخوان ها را محكم مى گرداند.))
امام باقر (عليه السلام ) فرمود: ((شير گوسفند سياه ، بهتر از شير گوسفند قرمز و قهوه اى و شير گاو قهواى بهتر از شير گاو قرمز است .))
منافع و زيانهاى پنير
يكى از ياران امام صادق (عليه السلام ) در كتاب كافى نقل مى كند و مى گويد: مردى از امام صادق (عليه السلام ) راجع به پنير پرسيد. ايشان فرمود: ((بيمارى زا است و هيچ خاصيت درمانى ندارد))امام همين كه موقع شام شد، آن مرد بر امام صادق (عليه السلام ) وارد شد و مشاهده كرد كه بر سر سفره آن گرامى پنير وجود دارد، عرض كرد، هنگام روز، راجع به پنير از شما سوال نمودم ، فرموديد: بيمارى آور است و فائده درمانى ندارد، اما حالا مى بينم بر سر سفره شما وجود دارد حضرت فرمود: ((در روز، زيان آور است اما هنگام شب نافع و براى قوه باه مفيد مى باشد.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: اگر پنير و گردو با هم باشند، هر كدام سود درمان كننده اى دارند. اما اگر از يكديگر جدا شوند، هر كدام زيان و بيمارى مى آورند.))
در كتاب دعوات راوندى آمده است كه امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((پنير، غذايى خوب است ، نفس آدمى را خوشبو مى كند. غذاى خورده شده را هضم مى نمايد و غذايى را كه بعدا خورده مى شود، گوارا مى سازد(852))).
درمان با سركه
در كتاب كافى ، ذكر شده است كه امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((سركه ، باعث تقويت عقل مى شود.))
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و امام صادق (عليه السلام ) فرمودند: ((خانه اى كه در آن سركه باشد، فقير نمى شود.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((سركه انگور، جانوران شكم را نابود مى سازد و دهان را محكم مى گرداند.))
همچنين فرمود: ((سركه ، قلب را روشن مى سازد.))
باز هم مى فرمايد: ((سركه ، لثه را محكم مى كند، جانوران داخل شكم را مى كشد و باعث تقويت عقل مى شود(853).))
درمان با زيتون و روغن آن
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: روغن زيتون بخوريد، و به بدن بماليد كه از درخت مباركى مى باشد.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((زيتون قوه باه را زياد مى كند.)) حضرت (عليه السلام ) در جايى ديگر فرمودند: ((زيتون ، باد بدن را از بين مى برد(854).))
درمان با جو
در كتاب مكارم ، از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود: ((غذاى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نان جو، حلوايش خرما و خورشتش زيتون بود.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((اگر خدا، سراغ داشته كه در غذاى ديگر بيشتر از جو، شفادهندگى باشد، جو را غذاى پيامبران قرار نمى داد(855).))
درمان با برنج
زراره مى گويد: دايه حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام ) را مشاهده نمودم كه به دهان آن حضرت برنج مى گذاشت و اصرار داشت كه حتما بخورد. متاءثر شدم و به حضور امام صادق (عليه السلام )، پدر آن بزرگوار، شرفياب گشتم ، آن گرامى فرمود: ((گمان مى كنم از رفتار دايه ابى الحسن موسى (عليه السلام )، متاءثر گشته اى ؟)) عرض كردم : ((آرى ! پدر و مادرم به فدايت .)) فرمود: ((برنج ، غذاى خوبى است . روده را باز كرده و فراخ مى سازد. بواسير را درمان مى كند و ما بر مردمان عراق ، غبطه مى خوريم كه برنج و آب سرد مى خورند؛ چرا كه اين دو، روده ها را فراخ كرده و بواسير را درمان مى سازند.))
خالد بن نجيح مى گويد: از دل درد به امام صادق (عليه السلام ) شكايت نمودم . به من فرمود: ((برنج را بشور، سپس آن را در سايه ، خشك كن بعد از آن ، مقدارى بكوب ، هر روز از آن ، به اندازه اى كه مى توانى بخور!))
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((سرور غذاهاى دنيا و آخرت ، گوشت و برنج است .))
درمان با عدس و نخود
در كتاب كافى ، به نقل از امام رضا (عليه السلام ) آمده است : ((نخود، براى درد كمر بسيار مفيد است .)) امام صادق (عليه السلام ) در كتاب كافى مى فرمايد: اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) فرمود: ((خوردن عدس ، رقت قلب مى آورد و اشك را جارى مى گرداند.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: روزى يكى ، از قساوت قلب به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شكايت كرد، آن گرامى فرمود: ((بر تو باد خوردن عدس ! چرا كه باعث رقت قلب و جارى شدن اشك مى گردد.))
درمان با باقلا
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((خوردن باقلا، باعث جلوگيرى از پوكى استخوان ، زيادى و تقويت مغز و توليد خون مى گردد.))
همچنين فرمودند: ((باقلا را با پوستش بخوريد، كه باعث تقويت و دباغى معده مى شود.))
ايشان در جايى ديگر فرمودند: ((خوردن باقلا، هيچ گونه بيمارى و مرضى نمى آورد، بلكه شفا دهنده است (856).))
درمان با انگور
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((يكى از پيامبران از غم و اندوه به خداوند شكايت كرد. خداوند سبحان به او دستور داد تا انگور بخورد.))
همچنين فرمودند: ((وقتى طوفان و باران نوح پايان يافت و جسدهاى مرده پديدار شد، حضرت نوح (عليه السلام ) منظره را مشاهده نمود، به شدت غمگين گشت و اندوهگين گرديد. در اين موقع خداوند متعال به وى وحى فرمود: انگور سياه بخور تا غم و اندوهت فرو نشيند(857).))
درمان با انار و فوايد آن
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((هر كس يك دانه انار بخورد، اين دانه انار در مقابل ، شيطان وسوسه را به مدت چهل روز بيمار مى گرداند.))
عبداللّه بن سنان مى گويد: از امام صادق (عليه السلام ) شنيدم كه فرمود: ((بر شما باد خوردن انار شيرين ! زيرا اگر يك دانه از آن وارد معده شود، يك بيمارى از بدن ، از بين مى رود و شيطان وسوسه را نابود مى سازد.))
در كتاب عده ، به نقل از خراسانى آمده است : ((خوردن انار شيرين ، قدرت جماع را افزوده و نوزاد را زيبا مى كند.))
صالح بن عقبه مى گويد: از امام صادق (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود: ((انار را با پيه آن بخوريد؛ زيرا معده را دباغى كرده و ذهن آدمى را نيرو مى بخشد.))
در جايى ديگر فرمودند: ((انارى نيست ، مگر آن كه در آن ، دانه اى از بهشت باشد. هر گاه دانه اى از انار افتاد و يا پرتاب شد، آن را بخوريد. چنين دانه اى در هر معده اى وارد شود، قطعا آن را چهل روز نورانى خواهد ساخت و شيطان وسوسه را دور خواهد كرد.))
همچنين ايشان فرمودند: ((به كودكان خود انار بخورانيد؛ زيرا موجب رشد سريع آنها مى گردد.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((هر كس هنگام خوابيدن انار بخورد، تا صبح از شر در امان است (858).))
درمان با سيب
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((خوردن سيب ، معده را خوشبو مى سازد.))
امام كاظم (عليه السلام ) مى فرمود: ((براى سيب ، منافع زيادى وجود دارد. نافع سم ، جادو، ديوانگى و بلغم مى باشد و چيزى سريعتر از آن در درمان سود ندارد.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود كه اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: ((سيب بخوريد، چرا كه باعث قوى شدن معده مى شود.))
ايشان فرمودند: ((اگر مردم مى دانستند كه سيب چه خواصى دارد، بيماران خود را هرگز با غير از سيب درمان نمى كردند.))
باز هم در جايى ديگر مى فرمايند: ((به بيماران تب دار خود، سيب بدهيد بخورند، كه چيزى سودمندتر از سيب وجود ندارد.))
ابن بكير مى گويد: روزى در مدينه ، خون دماغ شدم . از امام صادق (عليه السلام ) پرسيده شد كه چه چيزى خون دماغ را بند مى آورد، فرمود: ((به او آب سيب بدهيد.)) بعد از آن كه نوشيدم ، خونريزى دماغم قطع شد. هر گاه مار يا عقرب يكى از مردم را نيش مى زد، مى فرمود: ((به او آب سيب بدهيد.))
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در وصيتى به حضرت على (عليه السلام ) يكى از چيزهايى را كه باعث فراموشى مى شمارند، خوردن سيب ترش است .
ابى بصير مى گويد: از امام باقر (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود: ((هر گاه اراده كردى كه سيب بخورى ، قبل از خوردن ، آن را بو كن . اگر چنين كردى ، تمام بيماريها را از بدن تو خارج مى كند(859)...))
درمان با به
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((هر كس يك دانه به بخورد، خداوند سبحان چهل روز حكمت را از سر زبان او جارى خواهد ساخت .))
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به جعفر فرمود: ((يا جعفر! به بخور كه باعث تقويت قلب است و ترسو را شجاع مى كند.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((هر كس به را ناشتا بخورد، فرزند او زيبا چهره مى شود.))
ايشان فرمودند: ((به غم و اندوه را مى زدايد؛ همانگونه كه دست ث عرق پيشانى را مى زدايد.))
امام صادق (عليه السلام ) به نقل از پدرانش ، به نقل از اميرالمؤ منان حضرت على (عليه السلام ) فرمود: ((خوردن به ، قدرت مرد را مى افزايد و ضعف او را مى زدايد.))
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((خوردن به ، دل را زنده و بخيل را سخاوتمند و ترسو را شجاع مى سازد.))
در جايى ديگر فرمودند: ((يا على ! هر كس سه روز ناشتا، به خورد، ذهنش ‍ صاف ، تمام وجودش سرشار از حلم و علم مى شود و از كيد شيطان و سربازانش در امان خواهد ماند.))
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((به بخوريد و به ديگران نيز هديه كنيد؛ زيرا كه چشمان را روشنى مى بخشد و محبت را در قلب وارد مى كند. آن را به باردارانتان بدهيد؛ چرا كه موجب زيبايى فرزند مى شود.))
و در روايت ديگرى مى فرمايد: ((موجب نيكو شدن اخلاق و خوى فرزندانتان مى گردد.))
امام رضا (عليه السلام ) فرمود: ((بر شما باد خوردن به ! چرا كه موجب زيادى عقل مى شود.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((هر كس ناشتا به بخورد، خود و فرزندان آينده اش ، زيبا صورت مى شود(860).))
درمان با گلابى
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((بر شما باد خوردن گلابى ! كه به اذن خدا، قلب را جلا مى دهد و دردهاى بدن را آرام مى سازد.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((خوردن گلابى ، معده را دباغى و قوى مى كند. گلابى با به ، يك خاصيت دارد كه با شكم سير خورده شود، سودش ‍ بيشتر از شكم خالى است ، هر كس دچار ناراحتى قلب شود بايد از آن بخورد و جانشين غذا نيز مى باشد.))
مردى از درد قلب و گرفتگى آن به امام صادق (عليه السلام ) شكايت نمود، آن حضرت به او فرمود: ((گلابى بخور خوب مى شوى (861).))
درمان با انجير
امام رضا (عليه السلام ) فرمود: ((انجير، بوى بد دهان را مى برد، استخوانها را محكم مى سازد، موجب رويش مو مى شود، درمان بيماريها است و با آن ، نياز به دارو نيست .))
سپس افزود: ((انجير شبيه ترين ميوه به ميوه هاى بهشتى مى باشد.))
اميرمومنان على (عليه السلام ) فرمود: ((خوردن انجير، موجب نرمى مزاج مى شود و براى بادهاى قلنجى مفيد است ، پس از آن به اندازه بخوريد و در خوردن آن افراط نكنيد.))
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((انجير را به صورت تازه و خشك شده بخوريد؛ چرا كه باعث زيادى قوه باه و درمان بواسير و نقرس ‍ مى گردد(862).))
درمان با خربزه
امام رضا (عليه السلام ) فرمود: ((خوردن خربزه به صورت ناشتا، باعث فلج شدن مى گردد، پناه بر خدا.))
اميرمؤ منان (عليه السلام )، به نقل از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((خربزه بخوريد كه آب آن ، رحمت است و شيرينى آن ، از شيرينى بهشت مى باشد.))
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((خربزه ده صفت دارد: غذا، آب ، شوينده مثانه ، سرمابر، گل خوشبو، شستشو دهنده شكم ، مقوى و زياد كننده قدرت جماع و باطراوت كننده صورت و پوست مى باشد(863).))
درمان با كاسنى
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((كاسنى ، سرور سبزيجات است .))
ايشان به مردى فرمود: ((بر تو باد خوردن كاسنى ! چرا كه قدرت جماع و آميزش را افزوده و جنين را نيكو مى گرداند و طبع آن گرم است و موجب مى شود فرزند در رحم مادر، پسر باشد.))
يكى از صالحين مى گويد: بعضى اوقات ، برخاستن براى اقامه نماز شب ، براى من دشوار مى شد و اين امر باعث ناراحتى من شده بود. در خواب امام زمان (عج ) را ديدم كه فرمود: ((بر تو باد خوردن كاسنى ! با خوردن آن ، اين كار به خواست خداوند بر تو آسان مى گردد.)) خوردن آن را زياد نمودم ، خداوند اين كار را برايم آسان نمود(864).
درمان با تره
از امام صادق (عليه السلام ) درباره تره سئوال شد، فرمود: ((آن را بخوريد؛ زيرا كه در آن چهار خاصيت است : بوى دهان را خوشبو مى كند، بادشكن است ، درمان كننده بواسير و جذام نيز مى باشد(865).))
درمان با كاهو
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((بر شما باد خوردن كاهو! زيرا كه خون را صاف و پاكيزه مى گرداند.))
ايشان فرمودند: ((بر تو باد خوردن كاهو! زيرا باعث قطع شدن خونريزى مى شود.))
اميرالمؤ منين (عليه السلام )، به نقل از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )، فرمود: ((كاهو بخور! زيرا خواب آور است و غذا را هضم مى كند(866).))
درمان با كدو
در كتاب عده ، از امام باقر يا امام صادق (عليهما السلام ) آمده است كه فرمودند: ((كدو، عقل و نيروى عقلى را زياد مى كند.))
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((اگر خواستيد طبخ و آشپزى كنيد، بيشتر كدو بخوريد، زيرا كه قلب محزون را شاد و مسرور مى گرداند.))
ايشان به حضرت على (عليه السلام ) فرمودند: ((كدو بخور! كه هر كس ‍ بخورد، چهره اش زيبا و نيكو مى گردد. كدو، غذاى من و پيامبران قبل از من مى باشد(867).))
درمان با هويج
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((خوردن هويج ، براى كليه مفيد و مقوى جنسى است .))
همچنين مى فرمايد: ((هويج براى قلنج و بواسير نافع مى باشد و نيز براى جماع مفيد است (868).))
درمان با شلغم
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((هيچ كس نيست ، مگر آن كه در او ريشه جذام باشد، پس آن را با شلغم ذوب كنيد(869).))
همچنين شلغم ، قوه بينايى را زياد و غرايز جنسى را تقويت و ادرار را نيز زياد مى كند(870).
درمان با بادنجان
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((بادنجان زياد بخوريد؛ چرا كه براى طبيعت سودائى ، بسيار نافع است .))
ايشان فرمودند: ((بادنجان سرخ شده و بورانى را بخوريد؛ چرا كه از بيمارى جذام جلوگيرى مى كند و درمان است .))
در جايى ديگر فرمودند: ((بادنجان را زياد بخوريد، آن هم هنگام بارور شدن درخت خرما، چرا كه درمان كننده هر دردى است : چهره را بشاش و نورانى ، رگها را نرم و قدرت جماع را نيز زياد مى سازد(871).))
درمان با پياز و سير
ايشان فرمودند: ((پياز، نفس دهان را خوشبو مى كند و غم را مى زدايد و نيروى جنسى را تقويت مى كند.))
ايشان فرمودند: ((پياز، بيمارى و ناخوشى را از بين مى برد، رگها را قوى مى گرداند، قدرت پاها را بالا مى برد، نيروى جنسى را افزايش مى دهد و تب بر است .))
حضرت (عليه السلام ) در جايى ديگر مى فرمايد: ((پياز بخوريد، كه در آن سه خصلت است : دهان را خوشبو مى كند، لثه را محكم مى گرداند، قوه باه را زياد مى كند و پوست صورت را شفاف مى سازد.))
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((اگر وارد شهر جديدى شديد، از پياز آن شهر بخوريد كه از بيمارى وبا، مصون خواهيد شد.))
از امام صادق (عليه السلام ) راجع به منافع سير، پياز و تره سؤ ال شد، فرمود: ((خوب است خام خورده شوند.))
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((سير بخوريد، و خود را با آن درمان سازيد، چرا كه درمان كننده هفتاد بيمارى است .))
درمان با سياهدانه
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((در سياهدانه ، شفاى هر بيمارى است ، اما از آن براى تب ، سردرد، ورم چشم و درد معده و هر دردى استفاده مى كنيم و به وسيله آن از خدا شفا مى گيريم .))
درمان با گوشت كبوتر
امام محمد باقر (عليه السلام ) فرمود: ((گوشت كبوتر، گوشت بابركتى است . آن را به آدم مبتلا به يرقان ، بخورانيد و بريان كنيد(872).))
درمان با خرما
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((خرما را ناشتا بخوريد كه كرمهاى شكم را مى كشد(873).))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((زنانتان را در حاملگى خرما بدهيد، تا فرزندانتان زيبا شوند(874).))
درمان با گوشت بره
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((هر كس دچار ضعف قلب و بدن است ، بايد گوشت بره با شير بخورد.))
درمان با كشمش
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((بر شما باد به كشمش ! كه سودا را برطرف مى كند و بلغم را مى خورد و تن را سالم و اخلاق را نيكو مى كند و اعصاب را قوى كرده و ضعف و بيمارى را از بين مى برد.))
درمان با سنجد
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((سنجد، گوشت آن گوشت ، پوستش ‍ پوست و هسته اش استخوان را مى روياند. با اين حال ، كليه ها را گرم و معده را شستشو و پاكيزه ميگرداند و نگهدار انسان از بواسير و قطره ، قطره آمدن بول است . ساقها را نيرومند و عرق جزام را ريشه كن مينمايد(875).))

فواید ناشناخته سیب

فواید ناشناخته سیب

تغذیه و تناسب اندام                                                                       
 
 

طبـق تحقیقات محقــقان، فقط به خاطر ویتامین C نیست                                     
که باید روزی یک عدد سیـب بـخوریم. دانشمنـدان خـواص
ضـد سـرطانی مـواد شیمـیایی مختـلف موجـود در مـغـز و
پـوست سیـب را بـررسی کـردند. و دریافته اند که این مواد
شیمیایی تاثیراتی بسیار بالاتر از فقط ویتامین C دارد. این
مواد شیمیایی، فلاوانوئید و پـلی فنول میباشد و تحقیقی
که در مجله طبیعت منتشر شده است، خواص آنتی اکسیدانه آن را بررسی می کند.

آنتی اکسیدان ها با از بین بردن مولکول هایی که مسئول تخریب سلولها هستند و منجر به سرطان می شوند، از این بیماری جلوگیری به عمل می آورد. محققان دانشگاه کورنل در نیویورک، دریافته اند که خوردن 100 گرم سیب در روز، خواص آنتی اکسیدانه ای برای بدن تامین می کند که معادل له خوردن 1500 میلیگرم ویتامین C می باشد.

پروفسور کونگ یونگ لی، یکی از محققان این تحقیق، می گوید، "برخی از مواد شیمیایی ضد آلرژی نیز به حساب می آیند، برخی هم ضد سرطان، ضد التهاب، و ضد ویروسی هستند. الان دیگر به اندازه کافی سند و مدرک وجود دارد که با قطعیت بگوییم با خوردن یک عدد سیب در روز دیگر نیازی نیست نزد دکتر بروید."

برای آزمایش خواص ضد سرطانی موجود در سیب، محققان از سلول های سرطانی روده که در آزمایشگاه رشد کرده بود،، استفاده کردند.

آنها دریافتند که 50 میلیگرم از این مواد شیمیایی، که از پوست سیب گرفته شده است، تولید و تکثیر این سلول های سرطانی را تا %43 کاهش داده است. عصاره گرفته شده از مغر این میوه، تا %29 از رشد سلول های سرطانی جلوگیری کرده است. یکی از تاثیرات مشخص تر آن زمانی است کشف شد که برخی از این مواد شیمیایی را بر روی سلول های سرطانی کبد امتحان کردند. سخنگوی انجمن تحقیقات مربوط به سرطان می گوید، "این تحقیق نشان می دهد که سیب تازه تاثیر آنتی اکسیدانه ای بالاتر از محتوی ویتامین C موجود در آن دارد. مکانیسم خواص حفاظتی میوه ها و سبزیجات هنوز مشخص نشده است و همچنین هنوز قطعاً ثابت نشده که سیب از میوه ها و سبزیجات دیگر پرفایده تر است." او توصیه می کند که افراد باید رژیم غذایی متعادلی داشته باشند که دز آن به میزان کافی از سبزیجات و میوه جات استفاده کنند.

فواید سیب:

1.  افرادیکه از نقرس و رماتیسم رنج می برند، باید به طور مرتب سیب بخورند چون به درمان بیماری آنها کمک می کند.

2. خوردن دو عدد سیب در روز سطح کلسترول خونتان را تا %10 کاهش می دهد.

3. نوشیدن آب سیب، سه بار در روز، از ایجاد ویروس د ر بدن جلوگیری می کند.

4. یکی دیگر از فواید سیب برای افرادی است که مشکل معده دارند. اگر دچار مشکلات گوارشی هستید، قبل از غذا حتماً سیب بخورید.

5. سیب رنده شده مخلوط با ماست برای از بین اسهال مفید است.

نکات:

1. هیچگاه سیبی را که در جای خنک نگهداری نشده است را خریداری نکنید چون این میوه طی چند رو بیش از حد رسیده خواهد شد.

2. سیب باید سفت باشد. اگر با فشار دادن انگشت روی آن تورفتگی ایجاد شود، از خرید آن خودداری کنید.

3. سیب را در یخچال نگهداری کنید. درغیر اینصورت خیلی زود خراب خواهد شد.

4. برای جلوگیری از قهوه ای شدن سیب، روی قسمت های بریده شده آن کمی آبلیمو بمالید.

5. محققان کانادایی که روی 8 نوع مختلف سیب تحقیق میکردند، دریافته اند که نوع قدیمی سیب، که همان سیب قرمز است، حاوی مقدار بیشتر آنتی اکسیدان در پوست و مغز خود می باشد.

آداب اسلامی که موجب یک زندگی خوب میشود


آدابى كه موجب نور دل مى شوند
1 - خوردن سركه ، به وانار
2 - شستن سر با سدر
3 - خضاب كردن
4 - مسواك زدن
5 - گفتن
((لا اله الا اللّه ))
6 - خواندن سوره ناس
7 - تسبيح حضرت فاطمه (عليها السلام )
8 - مكرر گفتن اين ذكر:
توكلت على الحى الذى لايموت و الحمداللّه الذى لم يتخذ صاحبة و لا ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا.(30)
آدابى كه موجب رقت قلب مى شوند
1 - خوردن عدس
2 - خوردن انجير
3 - دست كشيدن بر سر يتيم
آدابى كه موجب قوت قلب مى شوند
1 - شانه كردن مو در حال نشسته
2 - استعمال عطر و بوى خوش
3 - خوردن به
مكروهاتى كه موجب قساوت قلب مى شوند
1 - به در خانه سلطان رفت و آمد كردن
2 - ريختن خاك داخل قبر فاميل
3 - چهل روز متوالى گوشت خوردن
4 - پس از خوردن فورا خوابيدن
5 - با زن ها بسيار آميزش كردن
6 - با زن ها زياد صحبت كردن
7 - زياد خنديدن
8 - شكار كردن
9 - پرخورى كردن
10 - ترك ذكر خدا
11 - درازى آرزو
12 - پرحرفى كردن (31)
آدابى كه موجب زيادى عقل مى شوند
1 - مسواك كردن
2 - استعمال بوى خوش
3 - مسافرت كردن
4 - تجارت كردن
5 - مشاوره كردن
6 - حجامت كردن
7 - خوردن شنبليله
8 - خوردن سركه
9 - خوردن كندر
10 - خوردن كرفس
11 - خوردن ترنج
12 - خوردن به
13 - خوردن سداب
14 - خوردن كدو
15 - خوردن چغندر
مكروهاتى كه باعث كمى عقل مى شوند
1 - شوخى و مزاح كردن زياد
2 - پرهيز از خوردن گوشت تا چهل روز
3 - بول كردن در آب ايستاده (راكد)
4 - زياد خوردن گوشت حيوانات وحشى
5 - دست كشيدن از تجارت (32)
آدابى كه موجب زيادى حافظه مى شوند
1 - مسواك زدن
2 - تلاوت قرآن
3 - حجامت كردن
4 - خوردن عسل
5 - خوردن كندر
6 - خوردن كرفس
7 - گرفتن ناخن در روز دوشنبه
8 - روزه گرفتن
9 - مخلوط كردن زعفران ، سعد و عسل با هم و هر روز دو مثقال از آنها خوردن (33)
مكروهاتى كه حافظه را كم مى كنند
1 - خواندن نوشته قبرها
2 - راه رفتن بين دو زن
3 - بول كردن در آب راكد
4 - حجامت كردن درگودى پشت
5 - خوردن نيم خورده موش
6 - خوردن پنير
7 - خوردن گشنيز
8 - خوردن سيب ترش (34)
9 - زنده رها كردن شپش
10 - غذا خوردن در حال جنابت
11 - بازى با آلت
12 - خوردن گوشت حيوانى كه هنگام سر بريدن نام خدا را نبرده باشند(35)
آدابى كه نور چشم را زياد مى كنند
1 - قرآن خواندن ، نه از حفظ
2 - پوشيدن كفش زرد
3 - سرمه كشيدن
4 - خضاب نمودن با حنا
5 - تراشيدن موى سر از بيخ
6 - مسواك نمودن
7 - شستن دست بعد از خوردن غذا
8 - نگاه كردن به سبزه و گياهان سبز
9 - نگاه كردن در آب روان و دريا
10 - نگاه كردن به صورت زيبا
11 - خواندن نماز شب
12 - گرفتن ناخن ها در روز پنج شنبه
13 - خواندن آيه الكرسى
14 - خوردن مرزه همراه با نمك
15 - خوردن سياه دانه با گردو
16 - خوردن گوشت
17 - خوردن پياز
18 - خوردن به
19 - خوردن كندر
مكروهاتى كه موجب كمى نور چشم مى شوند
1 - كندن موهاى زير بغل
2 - زيادى موى سر
3 - پوشيدن كفش سياه
4 - خوردن ماهى (36)
آدابى كه عمر را طولانى مى كنند
1 - خوشنود كردن پدر و مادر
2 - وضوى كامل گرفتن
3 - حفظ صحت بدن
4 - خوش گفتارى با مردم
5 - خوبى و نيكى به مردم
6 - خوش رفتارى با همسايه
7 - احسان كردن به خانواده
8 - با وضو بودن
9 - زيارت امام حسين (عليه السلام )
10 - خواندن نماز شب
11 - تلاوت قرآن
12 - تزويج با دختران باكره
13 - غسل كردن با آب گرم
14 - خوردن سيب در سحرها
15 - طول دادن به نشستن بر سر سفره غذا در موقع اطعام به ديگرى
16 - خوددارى از بريدن درختان نر، مگر در موقع ضرورت
17 - هجده بار
((ياحى ))گفتن بعد از هر نماز
18 - احترام و بزرگ داشتن پيران و بزرگان
19 - طولانى كردن ركوع و سجود در نماز
مكروهاتى كه عمر را تباه مى كنند
1 - خوردن غذا بر روى غذا
2 - نوشيدن آب در حال ناشتا
3 - آميزش با پيرزن
4 - جماع در حمام (37)
آدابى كه موجب وسعت رزق مى شوند
1 - صدقه دادن
2 - شستن دست پيش از غذا
3 - شستن ظرف خوراك و غذا
4 - خوش خلقى
5 - خوشرفتارى با همسايه
6 - احسان كردن زياد به والدين
7 - خوبى نيت
8 - جاروب كردن خانه
9 - شستن سر با خطمى
10 - شانه كردن مو
11 - جارو كردن درب خانه
12 - گذاشتن سركه در خانه
13 - گرامى داشتن ناتوان ها
14 - ميانه روى در اقتصاد
15 - خلال كردن
16 - انگشتر عقيق در دست كردن
17 - انگشتر ياقوت در دست كردن
18 - انگشتر فيروزه در دست كردن
19 - استغفار كردن
20 - خواندن آية الكرسى
21 - خواندن سوره
((يس ))
22 - خواندن زيارت عاشورا
23 - قرائت سوره
((واقعه )) در هر شب
24 - توكل بر خدا
25 - خوردن كاسنى
26 - صبح زود به دنبال كسب رفتن
27 - مداومت در وضو و طهارت
28 - عفت كلام
29 - ميهمانى دادن
30 - وضو گرفتن قبل از غذا
31 - كم حرفى
32 - دعاى ديگران بر سر سفره
33 - اقامه نماز با حالت خشوع
34 - خط زيبا
35 - دعا بر پدر و مادر
36 - حضور در مسجد، قبل از اذان
37 - حرف نزدن در توالت
38 - حرف حق زدن
39 - گرفتن ناخن و شارب هر جمعه
40 - خواندن نماز شب
41 - جواب دادن اذان گو (هر چه او مى گويد، تكرار كند. ممكن است مراد، نماز اول وقت باشد. چون اذان گو مردم را به نماز دعوت مى كند و اجابت او رفتن به نماز است .)
42 - گفتن سى بار
سبحان اللّه و بحمده و سبحان اللّه العظيم و بحمده
43 - گفتن صد مرتبه
لا اله الا اللّه الملك الحق المبين هر روز
44 - سلام كردن و
((قل هو اللّه )) خواندن ، بعد از داخل شدن به منزل
45 - گفتن
لاحول و لا قوة الا بالله
46 - انجام مستحبات نماز صبح و نماز وتر در نماز شب
47 - خواندن سوره
((تبارك الذى )) هر روز صبح
48 - جمع بين دو نماز مغرب و عشاء و ظهر و عصر
49 - دعا كردن برادر مؤ من ، مؤ منى را در خلوت
50 - خواندن سوره
((صافات )) در روزهاى جمعه
51 - تعقيب خواندن بعد از نماز صبح و عصر
52 - خوردن ريزه هاى طعام از كنار سفره
53 - روشن كردن چراغ ، قبل از غروب
54 - مداومت بر قرائت سوره
((قدر))(38)
مكروهاتى كه موجب فقر و تنگدستى مى شوند
1 - غذا خوردن در حال جنابت
2 - ايستاده شانه زدن
3 - خوابيدن پيش از طلوع آفتاب
4 - مشخص نكردن درآمد و خرج و عدم اعتدال در زندگى
5 - گوش دادن زياد به آواز
6 - ادرار در حمام
7 - خلال كردن با چوب گز
8 - گذاشتن خاكروبه در خانه
9 - خوابيدن بين نماز مغرب و عشا
10 - خوابيده غذا خوردن
11 - وجود تار عنكبوت در خانه
12 - عدم شستشوى دست ها در وقت غذا خوردن
13 - اهانت به خرده هاى نان
14 - نشسته گذاشتن ظروف
15 - قرار ندادن سرپوش روى ظرف آب
16 - خريدن نان از فقرا
17 - لعنت كردن اولاد
18 - سوزاندن پوست پياز و سير
19 - نشستن بر درگاه و آستانه خانه
20 - به حال برهنه برخاستن از بستر و بول كردن
21 - جارو كردن خانه هنگام شب
22 - جارو كردن خانه با پارچه يا لباس
23 - شستن اعضاء بدن در مستراح و بيت الخلاء
24 - خشك كردن اعضاى با دامن يا آستين لباس
25 - غذا خوردن بعد از آروغ زدن (در حال سيرى )
26 - شستن دست ها با خاك
27 - دوختن لباس در حالى كه بر بدن است
28 - پدر و مادر را با اسم صدا زدن
29 - جلوتر از بزرگان و پيرها راه رفتن
30 - چراغ را با نفس (فوت ) خاموش كردن
31 - نوشتن با قلم شكسته و گره دار
32 - عمامه پيچيدن در حال نشستن
33 - در حالت ايستاده شلوار پوشيدن
34 - ناخن را با دندان چيدن
35 - وضو گرفتن در مستراح و آبريزگاه
36 - شانه كردن با شانه شكسته
37 - دعا نكردن براى پدر و مادر
38 - سبك شمردن نماز
39 - تنبلى و سستى در كارها
40 - عجله كردن در خروج از مسجد
41 - صبح زود به بازار رفتن
42 - دير از بازار خارج شدن و تا هنگام شب ماندن
43 - رد كردن فقير در هنگام شب
44 - اظهار فقر و تنگدستى نمودن
45 - زياد حرف زدن
46 - زندگى كردن در خانه كوچك (39)
آدابى كه موجب صحت بدن مى شوند
1 - روزه گرفتن
2 - مسافرت كردن
3 - خوددارى كردن از انداختن آب دهان در مسجد
4 - كم خوردن
5 - خوردن آب به حال ايستاده در روز
6 - نخوردن طعام مگر وقتى كه گرسنه باشد
7 - دست كشيدن از خوردن در حالى كه هنوز سير نشده باشد
8 - جويدن طعام به طور كامل پيش از فرو دادن
9 - دفع بول و غايط در وقت خواب
10 - كم آب خوردن
11 - خوردن ميوه در اوايل فصل آنها
12 - حفظ نمودن خود از سرما در فصل پاييز و حفظ نكردن از سردى هوا در بهار
13 - خوردن بيست و يك دانه مويز سرخ هر صبح ناشتا
14 - خوردن آب باران
15 - شستشوى دست ها پيش از خوردن غذا
16 - ريختن آب سرد به قدمها بعد از خارج شدن از حمام
17 - خوردن سه كف از آب گرم حمام
18 - به جا آوردن حج و عمره
19 - خواندن نماز شب
مكروهاتى كه موجب بيمارى بدن مى شوند
1 - خوردن بين نهار و شام
2 - ايستاده آب خوردن در شب
3 - شام نخوردن
4 - پرخورى
5 - آشاميدن آب در بين غذا خوردن
6 - نشستن در آفتاب
7 - خوردن گوشت خام
8 - نشستن در جاى نمناك
9 - آب خوردن زياد
10 - بالا رفتن از پله ها
11 - مجامعت با زن سالخورده
12 - زياد ماهى خوردن
13 - خوردن چوبك
14 - غم و غصه خوردن (40)
آدابى كه موجب نشاط و مسرت مى شوند
1 - خواندن سوره ((يس ))
2 - تراشيدن موى زير شكم
3 - اسب سوارى
4 - كمك به مسلمانان
5 - هنگام غسل
6 - ناخن گرفتن
7 - شستشوى بدن
8 - مسواك زدن
9 - شانه زدن به ريش
10 - وضو گرفتن
11 - استعمال بوى خوش
12 - نظر كردن به سبزه و گياه
13 - پوشيدن كفش زرد رنگ
14 - تراشيدن موى پشت گردن
15 - پوشيدن لباس پاكيزه
16 - شستن سر با سدر
17 - زدودن غصه از دل مؤ من
18 - شستن سر
19 - گفتن
لا حول و لا قوة الا بالله
20 - استغفار نمودن
21 - بسيار گفتن
((يا رؤ وف يا رحيم ))
22 - زيارت امام حسين (عليه السلام )
23 - خوردن انگبين
24 - خوردن گوشت
25 - خوردن زيتون
26 - خوردن به
27 - خوردن انگور سياه
28 - خوردن ميوه جات در اوايل فصلشان
29 - شانه كشيدن به سينه پس از شانه كردن سر يا ريش (41)
مكروهاتى كه موجب غم و اندوه مى شوند
1 - پوشيدن كفش سياه رنگ
2 - نشستن در آستانه در
3 - گذشتن از ميان گوسفندان
4 - ايستاده شلوار پوشيدن
5 - پاك كردن دست و رو با دامن (لباس )
6 - ميل و رغبت به دنيا(42)
7 - كندن موى ريش با دندان
8 - غذا خوردن با دست چپ
9 - راه رفتن روى پوست تخم مرغ
10 - طهارت گرفتن با دست راست
11 - بازى كردن با ريگ
12 - به بازى بردن ميمون (43)
آدابى كه باعث آمرزش انسان مى شوند
1 - مصافحه كردن با مؤ من
2 - جارو كردن مسجد
3 - روشن كردن چراغ در مسجد
4 - عيادت مريض
5 - مريض شدن
6 - شركت در تشييع مسلمان
7 - روزه مستحبى گرفتن
8 - غذا دادن به گرسنه
9 - صلوات فرستادن
10 - زياد سجده كردن
11 - به دست كردن انگشتر عقيق سرخ (44)
12 - احترام به مهمان مؤ من
آدابى كه موجب امن از عذاب قبر مى شوند
1 - ياد دادن و ياد گرفتن خير
2 - تمام كردن ركوع در نماز
3 - شاد كردن قلب مؤ من
4 - لباس پوشاندن به مؤ من
5 - خواندن سوره
((و الذاريات ))
6 - خواندن سوره
((نساء)) هر جمعه
7 - خواندن سوره
((حم زخرف ))
8 - خواندن آية الكرسى
9 - چهار مرتبه حج رفتن
10 - مردن در روز جمعه (45)
آدابى كه فشار قبر را از زنان بر مى دارد
1 - صبر كردن بر غيرت شوهر
2 - صبر كردن بر بد خلقى شوهر
3 - بخشيدن مهريه به شوهر؛ خداوند براى هر يك از اين زنان پاداش هزار شهيد و عبادت يك سال را مى نويسد(46)
مؤ من هميشه پنج چيز براى انجام آداب به همراه دارد
1 - سجاده
2 - تسبيح سى و چهار دانه
3 - مسواك
4 - شانه
5 - انگشتر عقيق (47)

زن متولد فروردين

زن متولد فروردين      

دوشيزه هاي مريخي جذاب هستند و قدرتهاي ويژه اي دارند و بيش از همتاي مردشان در بدست آوردن دل ديگران موفق هستند .

اين زنان حين ورود به يك اتاق ، با صراحت لهجه و صداقت جمع را مجذوب خود مي كنند . بعضي به آنها بدگمان مي شوند و برخي آنها را دوست دارند زنان مريخي را مي توان از رنگ لباس شناخت . آنها مثل ماشينهاي آتش نشاني از سر تا پا قرمز مي پوشند .
بهتر است قبل از آنكه تصميم بگيرند بچه دار شوند ، شغلي براي خود انتخاب كنند تا جنب و جوش و تحرك داشته باشد و بتوانند از اين طريق شور و شوق هميشگي خود را ابراز كنند . در غير اينصورت پس از ازدواج احساس مي كنند محدود شده‏اند ( او در همه حال خواهان آزادي است ) و بحران از اينجا آغاز ميشود . او فمينيست سر سختي است و با چنگ و دندان با شوهرش مي جنگد . او زن خانه دار معمولي نيست و هيچ مردي نبايد تلاش كند از او زني خانه دار بسازد . دختر متولد اين برج بسيار مستقل است . او همانطور كه خود را به ديگران نشان مي دهد ، مرد مناسبي را براي ازدواج پيدا مي كند و ازدواج او از همه حيث تمام و كمال خواهد بود .
با اين كه فرزندانش تا زماني كه با او زندگي مي كنند ، او را محدود مي كنند ، ولي او مادر خوبي براي آنهاست و درست زماني كه آخرين بچه خانه را ترك كند، نهايت لذت را از زندگي خواهد برد . به كلاسهاي هنري ميرود و به فعاليتهاي هنري مي پردازد . از آنجا كه متولد اين نشانه در پي منافع خود است و به آزادي هاي زيادي مي دهد، پس دختران متولد اين برج نبايد در سنين پايين محدود شوند. او قبل از شناخت ديگري و علاقه به او ، اول بايد خود را بشناسد كه شايد سالهاي سال به طول انجامد . اگر در نوجواني و اوايل جواني گرفتار و محدود شود . شايد سي سال بعد تسليم طبيعت شتابزده خود شود و زندگي زناشويي اش در معرض خطر قرار گيرد.
اين زنان سرشار از شور و نشاط ، محبت و شگفتي هستند و مي خواهند نقش مهمي را در زندگي بازي كنند . علاقه آنها به ديگران از آنجا ناشي مي شود كه قوچ هستند و رياست طلبي آنها به اين علت است كه تحت سلطه مريخ‌ ـ سياره رياست طلبي ـ به سر مي برند .
دختر متولد فروردين اگر مرد مناسبي را پيدا كند ، وقت را تلف نمي كند ، پا پيش مي گذارد و حتي يك قدم هم به عقب نمي رود. او مثل همتاي مردش گاهي خوش شانس است و گاه نيز معشوق رويايي اش همچون خرگوش گريز پا با وضع نااميد كننده اي فرار مي كند . متولدين اين برج هميشه باريك بين و آگاه نيست و ممكن است با گزافه گويي ( لاف و گزاف) افراد حساس را فراري دهد .
دختر فروردين در ظاهر سرزنده و زود رنج است اما در باطن بسيار كمال گراست و در يك روز واقعاً گرم بسيار احساساتي است اين دختر اگر بفهمد شريك او گرگي در لباس بره است ، قيافه غم انگيزي پيدا مي كند . او خيلي آسيب پذير است و سعي مي كند آن را پنهان كند .
نشانه هاي آبي و خاكي به امنيت خانوادگي نيازمندند اما زن مريخي بايد از كساني كه دوستشان دارد جدا باشد تا بتواند خود را بشناسد . او بايد در اجتماع باشد تا اجتماعي شود . اگر اين دختر زماني را به خودش اختصاص ندهد از روابط بيزار و متنفر مي شود، داد و هوار و گريه مي كند و زبانه آتش خشم او بيش از توده آتشي است كه در يك قوطي كبريت مي بينيد.
قوچ ماده تركه اي نيست اما خوش بنيه است .
باور نمي كنيد ؟ او را در نظر بگيريد

10 مرد برتر تاريخ فوتبال آرسنال

http://imagebank.ipcmedia.com/imageBank/h/henry-arsenal.jpg


انتخاب "تيري آنري" به عنوان بهترين بازيكن توپچي‌ها


در نظرسنجي انجام شده از سوي پايگاه رسمي باشگاه آرسنال، تيري آنري به عنوان بهترين بازيكن اين تيم انتخاب شد.


 در اين نظرسنجي كه با راي هواداران رقم مي‌خورد، تيري آنري بالاتر از ستارگاني همچون توني آدامز و دنيس برگ‌كمپ به عنوان بهترين بازيكن انتخاب شد.


آنري كه دو سال پيش آرسنال را به مقصد بارسلونا ترك كرد به پايگاه اينترنتي Arsenal.com گفت: «از همه كساني كه به من راي دادند، تشكر مي‌كنم. هر چيزي كه از سوي هواداران انتخاب شود، باعث افتخار است، به ويژه وقتي اين هواداران متعلق به آرسنال باشند. آرسنال بازيكنان خوبي از گذشته تا به امروز داشته است.»


آنري افزود: «همان گونه كه مي‌دانيد زماني كه در آرسنال بودم خاطره‌هاي بي‌نظيري را طي هشت سال براي من رقم زد. بازي در آرسنال و به ويژه هايبري يك افتخار است. من همواره فعاليت‌هاي اين تيم را دنبال مي‌كنم و در قلب خود همواره يك آرسنالي خواهم بود.»


آنري در پايان به دليل حمايت‌هاي بي‌دريغ هواداران آرسنال از آنها تشكر كرد. او بيش از 226 گل طي هشت فصل حضور در اين تيم براي توپچي‌هاي لندن به ثمر رساند.


10 مرد برتر تاريخ فوتبال آرسنال:


تيه رى آنرى - فرانسه (۲۰۰۷-۱۹۹۹)
دنيس بركمپ - هلند (۲۰۰۶-۱۹۹۳)
تونى آدامز- انگلستان (۲۰۰۲-۱۹۸۳)
ايان رايت- انگلستان (۱۹۹۸-۱۹۹۱)
پاتريك ويه را- فرانسه(۲۰۰۵-۱۹۹۶)
روبر پيرس-فرانسه (۲۰۰۶-۲۰۰۰)
ديويد سيمن- انگلستان (۲۰۰۳-۱۹۹۰)
ليام بردى- ايرلند (۱۹۸۰-۱۹۷۳)
چارلى جرج- انگلستان (۱۹۷۵-۱۹۶۹)
پت جنيس- ايرلند شمالى (۱۹۸۴-۱۹۷۷)

)))))))))))))))))))

پله سوم به مدافع سالهای 1983-2002 یعنیٍٍ تنی آدامز اختصاص داده شد.او برای 14 سال کاپیتانی تیم را بر عهده داشت.669 بازی ، 48 گل و بدست آوردن 10 کاپ در کارنامه او ثبت شده.جرج گراهام او را (غول عظیم الچثه من) میخواند و آرسن ونگر او را (مدافع پرفسور) وصف میکرد.حق با هر دویه آنها بود.از لحاظ فنی آدامز یک مدافع عالی بشمار می آمد.او با توانایی خود حریف خطرناکی برای تیم مقابل بشمار می آمد.او از لحاظ روحی و فیزیکی ، توانایی ، و البته از نظر رهبری یک بازیکن عالی بشمار میرفت.و این آسان است که ببینیم چرا آدامز یک قهرمان بود و به هایبوری وفادار ماند.

این کاملا روشن است که آدامز در سال 1980 و از زمانی که در مدرسه آرسنال بازی میکرد اندکی استثنایی تر شده بود.3سال بعد و 4 هفته بعد از 17 سالگی اش اولین بازی خود را مقابل ساندرلند انجام داد.او خودش را بر سر یکی از باخت های خانگی مقصر میدانست ولی او خودش را پیدا کرد و به اوج رسید.

هشت ماه بعد از اولین مدال او در سال 1987 در فینال لیتل وود کاپ او جوانترین رهبر تیمش در سن 21 سالگی شد.ونگر به رشد او بسیار کمک کرد.او میتوانست پایه گذار حمله در تیم باشد ولی او همیشه در پست خود بود حتی وقتی که میتوانست هم به سمت حمله نمیرفت.او دوران بسیار عالی را در آرسنال گذراند و وفادارترین بازیکن تاریخ آرسنال شناخته شده است.

Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

پله دوم به مهاجم سالهای 1995-2006 آرسنال دنیس برگکمپ اختصاص داده شد.در دو دهه پیش بارها اتفاق افتاده که ناشناخته ها آمدند و با شهرت وحشتناکی آرسنال را ترک کردند.ولی در این بین دنیس با همه تفاوت داشت او زمانی که به آرسنال پیوست بازی های خود را در سطح جهانی انجام میداد و زمانی هم که آرسنال را ودا گفت با همان سبک بازی میکرد.پاس های رویایی او را به یک سمبل فوتبال شگفت انگیز تبدیل کرد.در حقیقت وقتی آرسنال مقام بهترین تیم کشور را در سال 1998 از منچستر یونایتد ربود برگکمپ توانست مقام بهترین بازیکن اروپا را نسیب خود کند.او در مدتی که در آرسنال بود 423 بازی برای آرسنال کرد و 120 گل به ثمر رساند و خور را در جرگه 10 گلزن تاریخ آرسنال قرار داد.4سال بعد آرسنال با رهبری برگکمپ تسلط خود را بر لیگ مستحکم کرد.این داستان نیز در سال 2003 و وقتی که آرسنال قهرمان جام حذفی شد رخ داد.او در سن 34 سالگی قراردادش تمام شد ولی در حالیکه میتوانست برود با اصرار آرسن او 1 سال دیگر تمدید کرد.او ایمان خود را در آن فصل به اثبات رساند و هانری ، لیونبرگ ، پیرس و ریس از او کمال تشکر را کردند.

ولی سر انجام فرصت تمام شد و دیگر دنیس تصمیم خود را برای رفتن گرفت و در سال 2007 نام او در فهرست تالار شهرت آرسنال قرار گرفت.او اولین مرد هلندی بود که به چنین عنوانی دست پیدا کرد.

اکنون او در تیم نوباوگان آژاکس از تکنیک خود برای آموزش استفاده میکند.او بهترین سالهای زندگی خود را در آرسنال گذراند.

هواداران بیشتر او را با عنوان های مرد پولادی و برگی کبیر یاد میکنند.

Image and video hosting by TinyPic

 

و سرانجام پله اول به مهاجم سالهای 1999-2007 آرسنال تیری آنری اختصاص داده شد.این مرد فرانسوی ار تکنیک بالایی برخوردار بود با گامهای بلند و نیروی فوق العاده.او تقریبا همه کار برای تیم انجام داد.او کاپیتان بود و جادو میکرد و با توپ حرکتهای شگفت انگیزی انجام میداد.او به خوبی پنالتی میگرفت و بسیار کمک میکرد.او 226 گل را فقط در 380 بازی به ثمر رساند.و او را در 8 سالی که در آرسنال بود به مقام بالایی رساند.به یاد می آوریم که در تابستان 1999 آنری در پست خود زیاد به خوبی کار نمیکرد.او وقتی در نخستین بازی خود برابر لستر سیتی بر روی نیمکت نشست و با نیکلا آنلکا تعویض شد آن تعویض اصلا خوب نبود.

آرسن ونگر طوری دیگر اندیشید ، با کمک به اشتیاق مهاجم فرانسوی او را از یک بازیکن بدون استفاده به یک مهاجم فوق العاده تبدیل کرد به طوری که او بعد از چند سال بهترین مهاجم دنیا شناخته شد.آنها چند جام را در ابتدا از دست دادند ولی در 2002 با یک دوبل تلافی کردند.او میتوانست خود را بد شانس فرض کند زیرا مقام بهترین بازیکن جهان در سالهای 2003 و 2004 را از دست داد.گل زدن از هر منطقه و در هم ریختن دفاع را به خوبی بلد بود و بسیار باهوش بود.او از یان رایت خیلی چیزها را فرا گرفت.دو قهرمانی لیگ ، دو قهرمانی در جام حذفی ، 4 کفش طلا ، 5 جایزه بهترین بازیکن سال در این 8 سال نسیب او شد.

او سرانجام به قصد کسب بیشتر افتخارات راهی کاتالان شد تا بارسلونا را هم دگرگون کند.ولی آیا این کار را توانست بکند؟ باید گفت به هیچ وجه او بازی هایی را که در آرسنال کرد را در بارسلونا نکرد.

او در نظر سنجی که پارسال انجام شد خیلی ها با بحث های فراوان اعتقاد داشتند که او در رده 10 بازیکن اول قرار خواهد گرفت ولی الان میبینیم که او در رده اول ایستاده و اکنون...

آنری بزرگترین بازیکن تاریخ فوتبال آرسنال است.

Image and video hosting by TinyPic

بهترين زمان ازدواج ومستحبات و مكروهات مراسم ازدواج و زفاف

بهترين زمان ازدواج

مباركترين شب و روز براي امر خطير ازدواج چيست؟

در پاسخ به سؤال شما دوست عزيز عرض مي شود، در اسناد اسلامي به امر مبارك ازدواج بسيار توجه شده و مورد تأكيد قرار گرفته است. در قرآن كريم ازدواج مايه آرامش خاطر زن و مرد دانسته شده، چنانچه مي فرمايد : "و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها..."(1)يعني "يكي از آيات الهي اينست كه براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريد كه در بر او آرامش يافته و با هم انس مي گيريد."
و حضرت علي ( مي فرمايند : "چون عروس وارد شد، داماد دو ركعت نماز گزارده دست بر پيشاني او كشد و بگويد خدايا همسرم را براي من و مرا براي او مبارك گردان و مادام كه بر ما توفيق خواسته اي زندگيمان را ميمون و مبارك قرار ده، و چنانچه كار به جدايي كشيد درمفارقت نيز خير و خوبي مقدّر فرما."(2)
اما دربارة‌اينكه مباركترين شب و روز براي ازدواج كدام است در آيات و روايات چنين چيزي به چشم نمي خورد و اگر اين مسأله سود قابل توجه يا ضرر غير قابل جبراني داشت، در آيات الهي يا گفته هاي معصومين به آنها اشاره مي شد، در حاليكه تنها چيزي كه در روايات آمده، اينست كه "شب عروسي كنيد، روز وليمه دهيد."(3)
اما از آنجا كه ائمه اطهار( فرموده اند كه در شاديهاي ما شاد بوده و در ماتم ما غمزده باشيد، بهتر است كه اين مراسم شادي در اعياد برگزار شود، اما منعي درباره اينكه اين مراسم حتي در ماههايي چون محرم و صفر برگزار شود نرسيده، اما ادب اسلامي اقتضاء مي كند كه اگر بخاطر ضرورتي اين مراسم در محرم يا صفر برگزار شد احترام اين ماههاي گرانقدر شديداً مراعات شود.
براي مطالعه بيشتري در اين زمينه به كتاب شريف حلية المتقين، ص69 و همچنين كتاب بهشت خانواده، كتاب ازدواج معصومين( و خيلي از كتابهاي ديگري كه در زمينه ازدواج مي باشند مراجعه نماييد.
منابع و مآخذ :
1. سوره مباركه روم / آيه21
2. ازدواج در اسلام، علي مشكيني، ترجمه احمد جنتي
3. وسائل الشيعه، باب40، خ1

******************

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

مستحبات و مكروهات مراسم ازدواج و زفاف


1. خواندن خطبه پيش از عقد مستحب است و بهتر است شامل حمد و ثناى خداوند و توصيه به تقوا باشد. شايسته است هر آنچه را زن و شوهر و حضار نياز دارند، مانند اصول دين و محاسن اخلاق و آداب در خطبه يادآورى شود.(55)
2. در حديثى از امام صادق عليه السلام منقول است كه هر گاه كسى اراده خواستگارى كرد، دو ركعت نماز بگزارد و حمد اللهى بگويد و دعاى وارده براى طلب ازدواج و همسر نيكو را بخواند.(56)
3. در حديثى معتبر آمده است كه مستحب است ازدواج در شب واقع شود.(57)
4. در حديثى آمده است كه خوب است عقد در ماه شوال خوانده شود.(58)
5. خوب است هنگام عقد، قمر در عقرب نباشد. چرا كه اگر چنين باشد، زن و مرد عاقبت نيكو نبينند.(59)
6. از اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه روز جمعه براى خواستگارى و نكاح خوب است . (60)
7. مستحب است كه در موقع ازدواج گواهانى را بر آن گرفت تا نسب و ارث ثابت گردد.(61)
8. مستحب است در ازدواج (آن هم به دور از زياده روى و ريا) وليمه داده شود و بايد از اين طعام به فقرا نيز داده شود و تنها به توانگران و شخصيت ها محدود نشود. از پيامبر صل الله عليه و آله روايت شده است كه فرمودند: اطعام هنگام ازدواج از سنتهاى پيامبران است . همچنين فرمودند: وليمه در روز نخست ، حق است ، در روز دوم نيكى و افزون بر آن ريا و شهرت طلبى است .
9. مستحب است كه دادن وليمه در روز و ازدواج در شب باشد.
10. اسلام خوش نمى دارد ساعات گرمى براى زفاف برگزيده شود.
11. ازدواج هنگام محاق ماه (روزهاى پايانى ماه هاى قمرى ) نيكو نيست . امام حسن عسگرى عليه السلام مى فرمايد:
كسى كه هنگام محاق ماه ازدواج كند بايد تسليم سقط جنين شود.
12. مستحب است كه مرد هنگام آميزش و دخول ، وضو داشته باشد و دعاهاى وارده را بخواند.
13. هنگام نزديكى شايسته نيست كه زن را به شتاب اندازد و تا وقتى كه نياز زن برآورده نشده ، نبايد او را رها سازد.
14. مستحب است اگر مردى با ديدن زنى ديگر غريزه اش به هيجان آمد، سراغ همسر خويش برود و از او كام بگيرد. امام على عليه السلام فرمودند:
هر گاه از شما زنى را ديد كه از او خوشش آمد، از زن خود كام گيرد. زيرا زن او همان دارد كه آن زن دارد. پس نبايد در قلبش براى شيطان راهى قرار دهد كه نگاه او را از زنش متوجه آن ديگرى كند.
پيامبر صل الله عليه و آله مى فرمايند:
اى على ! با شهوت زن ديگرى با همسرت نزديكى مكن . زيرا در اين صورت من بيم دارم كه اگر نطفه فرزندى منعقد گردد، كودك شما نامرد و بى عقل باشد.(62)
15. برخى از فقها هنگام ميل و رغبت زن ، آميزش با او را مستحب مى دانند و حديث پيامبر صل الله عليه و آله را مى آورند كه به مردى فرمود: آيا با روزه وارد صبح شدى ؟ عرض كرد: خير. فرمود: پس تهيدستى را اطعام كردى ؟ عرض كرد: خير. پيامبر صل الله عليه و آله فرمودند: پس نزد همسرت برو و با او آميزش كن كه آن براى تو به منزله صدقه است .
16. نگاه كردن به شرمگاه همسر در هنگام آميزش كراهت دارد.
17. سخن گفتن در حال آميزش كراهت دارد. چرا كه براى فرزند، لالى را در پى دارد.
18. نگاه كردن به فرج زن در هنگام آميزش مكروه است . زيرا براى فرزند، كورى به بار مى آورد.
19. آميزش در زير آسمان نيز مكروه است .
20. مستحب است كه هر يك از زن و شوهر پس از جماع براى پاك كردن خود از دستمالى جداگانه استفاده كنند و يك دستمال به كار نبندند. پيامبر اسلام صل الله عليه و آله به حضرت على عليه السلام مى فرمايند:
با همسرت نزديكى مكن مگر آن كه تو دستمالى داشته باشى و او دستمالى و خود را با يك دستمال تميز نكنيد تا مبادا شهوت روى شهوت قرار نگيرد كه اين كار دشمنى ميان شما را در پى دارد.
21. به هنگام حصر- يعنى نيازى كه انسان را به شتاب اندازد - جماع كراهت دارد. امام صادق عليه السلام فرمودند:
انسانى كه خضاب كرده جماع نمى كند. راوى عرض كرد: فدايت گردم ! چرا انسان خضاب كرده جماع نمى كند؟ فرمودند: زيرا در حصر است .
22. بلافاصله بعد از خوردن غذا و با شكم پر نبايد همبستر شد. امام صادق عليه السلام فرمودند:
سه چيز بدن را ويران مى كند و چه بسا آدمى را بكشد: با شكم پر به حمام رفتن ، با شكم پر با همسر آميزش كردن و ازدواج با پيرزنان .(63)
23. از امام باقر عليه السلام پرسيدند: آيا زمانى وجود دارد كه جماع حلال در آن مكروه باشد؟ حضرت عليه السلام فرمودند: آرى ، بين طلوع فجر و طلوع آفتاب ، از غروب آفتاب تا غروب شفق (سرخى آسمان )، در شب و روز خسوف و كسوف (ماه گرفتگى و خورشيد گرفتگى )، در شب يا روزى كه باد سياه يا سرخ يا زرد بوزد و هنگامى كه زمين لرزه پيش آيد، جماع حلال مكروه است .
24. پيامبر صل الله عليه و آله از اين كه در شب اول ماه هاى قمرى همبسترى كنند، نهى مى فرمايد و به على عليه السلام مى فرمايند:
اى على ! در شب اول ماه ، شب نيمه ماه و شب آخر ماه همبسترى مكن ! زيرا هر كس چنين كند، بيم آن مى رود كه فرزندش كودن گردد.
25. از نظر اسلام كراهت دارد كه مرد بلافاصله بعد از بازگشت از سفر، شبانگاه بر خانواده اش وارد شود. پس بهتر است تا صبح شكيبايى كند.
26. كراهت دارد كه مرد شب مسافرت كه غالبا با اضطراب همراه است و احتمال ضعف مى رود با همسرش همبستر شود. پيامبر صل الله عليه و آله فرمودند:
اى على هنگامى كه براى سفرهاى كوتاه به مدت سه شبانه روز از خانه خارج مى شوى با همسرت درنياميز كه اگر فرزندى از شما پديد آيد، يار ستمگر خواهد شد.
27. اسلام دستور مى دهد كه همبستر شدن در پنهان صورت پذيرد، نه در حضور هوو يا فرزندى كه صداى آنها را مى شنود و اندامشان را مى بيند.
از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند:
پيامبر صل الله عليه و آله فرموده است : سوگند به خدايى كه جان من در يد قدرت اوست ، اگر مردى با زنش درآميزد در حالى كه كودكى بيدار آن دو را مى بيند و صدايشان را مى شنود و صداى نفسهاى زن و شوهر به گوش او مى رسد، اين كودك روى رستگارى نخواهد ديد؛ پس اگر پسر باشد، زناكار خواهد شد، و اگر دختر شد، زانيه خواهد شد. اين حديث مى افزايد: هر گاه على بن الحسين عليه السلام آهنگ همبستر شدن داشت ، در را مى بست و پرده ها را مى انداخت و خدمتگزاران را بيرون مى كرد.
28. جماع كردن روى بام ساختمان يا در برابر خورشيد يا زير درختان ميوه دار مكروه است .
29. همبستر شدن رو به قبله يا پشت به قبله ، و در حال برهنگى كامل و در كشتى يا بر سر راه كراهت دارد.
30. جماع كردن در حالت ايستاده نيز مكروه است . زيرا در احاديث آمده است كه اين عمل ، كار دراز گوشهاست .
31. جماع كردن پس از احتلام (جنب شدن ) نيز مكروه است . از احاديث استفاده مى شود كه اين كار باعث پديد آمدن فرزند ديوانه مى شود.
32. اسلام دستور مى دهد كه هنگام مباشرت و جماع به خدا توجه شود و از شر شيطان به او پناه برده شود.
33. اسلام توصيه مى كند كه پيش از مباشرت با زن حامله ، وضو گرفته شود.
34. اسلام از اين كه مرد براى مدتى با همسرش آميزش جنسى نداشته باشد، نهى كرده است . چه بسا اين كار موجب فساد و تباهى زن گردد.
35. نزديكى كردن از پشت زنان كراهت دارد.
(64)
36. جماع كردن در شب اول ماه رمضان مستحب است .
37. جماع كردن در شب عيد فطر كراهت دارد كه اگر فرزندى بوجود آيد، شرى بسيار از او ظاهر شود.
38. جماع كردن در شب عيد قربان كراهت دارد كه اگر فرزندى بوجود آيد، شش انگشت يا چهار انگشت در دست خواهد داشت .
39. جماع كردن در بين اذان و اقامه مكروه است كه اگر فرزندى بوجود آيد، در ريختن خون جرى خواهد شد.
40. جماع كردن در شب مكروه است كه اگر فرزندى حاصل شود، شوم باشد و در رويش نشان سياهى پديد آيد.
41. آميزش در شب دوشنبه مستحب است ، چرا كه اگر فرزندى پديد آيد، حافظ قرآن و راضى به قسمت خدا باشد.
42. نزديكى نمودن در شب سه شنبه استحباب دارد. زيرا اگر فرزندى حاصل شود، دهانش خوشبو، دلش رحيم ، دستش جوانمرد و زبانش از غيبت و بهتان پاك باشد.
43. آميزش و نزديكى در شب پنج شنبه مستحب است و اگر فرزندى حاصل شود، حاكمى از حكام شريعت يا عالمى از علما باشد و اگر در روز پنج شنبه ، وقتى كه آفتاب در ميان آسمان باشد نزديكى شود و فرزندى پديد آيد، شيطان نزديك او نشود تا پير شود و خداوند سلامتى در دنيا و دين را به او روزى مى كند.
44. مجامعت در شب جمعه مستحب است و اگر فرزندى حاصل شود، خطيب و سخنگو گردد و اگر در روز جمعه بعد از عصر جماع شود و فرزندى به وجود آيد از دانايان مشهور شود.
45. جماع كردن در ساعات اول شب كراهت دارد. زيرا اگر اگر فرزندى به وجود آيد، بيم آن است كه ساحر شود و دنيا را بر آخرت ترجيح دهد.
46. در حديثى از اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه هر گاه كسى را دردى در بدن به هم رسد يا حرارت بر مزاجش غالب شود، پس با زن خود جماع كند تا ساكن شود.
47. جماع كردن در حالى كه انگشترى همراه مرد يا زن باشد كه نام خدا بر آن نقش كرده باشند، كراهت دارد.
(65)
48. جماع كردن در سفر در صورتى كه آب غسل نداشته باشند، مكروه است .(66) لازم به ذكر است كه اسلام در دوران باردارى مراقبتهاى زيادى را را براى مادر چه از نظر معنوى ، چه بهداشتى و چه تغذيه سفارش كرده است ؛ همچنين اسلام سفارشاتى از نظر معنوى و تغذيه پدر، جهت پدر شدن دارد

رابطه قمر در عقرب ازدواج

قمر در عقرب

قمر در عقرب

به اطلاع خوانندگان محترم برسانم كه دانستن ايام منحوس و قمر در عقرب ضروري است چراكه اگر قمر در عقرب باشد يا ايم منحوس باشد كار و عمل شما معكوس جواب مي دهد مثلا اگر براي كسي دعاي محبت و بخت گشايي بنويسيم آن دعا باعث جدايي مي شود. هر طالع در ماه چند روز قمر در عقرب و نحس دارد و اين ايام

منحوس هر طالع است:

حمل از روز 16 تا نصف روز 18

ثور از روز 13 تا نصف روز 15

جوزا از روز 11 تا نصف روز 13

سرطان از روز 8 تا نصف روز 10

اسد از روز 6 تا نصف روز 8

سنبله از روز 3 تا نصف روز 5

ميزان از روز 1 تا نصف روز 3

عقرب از روز 28 تا نصف روز 30

قوس از روز 26 تا نصف روز 28

جدي از روز 23 تا نصف روز 26

دلو از روز 21 تا نصف روز 23

حوت از روز 19 تا نصف روز 21

 

*****************۸

تبديل مختصات از يک دستگاه به دستگاه ديگر

بسيار اتفاق مي افتد که مختصات يک جرم سماوي در يکي از دستگاه ها را در اختيار داريم ولي به مختصات آن در دستگاه ديگري نيازمنديم. در اين موارد بايد از فرمول هاي ارايه شده براي تبديل دستگاه ها به يکديگر استفاده نماييم. ما در اينجا به ذکر سه فرمول از کتاب فرمول هاي ستاره شناسي براي محاسبها تاليف جين ميوس[1] بسنده مي کنيم. براي يافتن فرمول هاي بيشتر و اثبات هريک از فرمول ها مي توانيد به منابع مفصل نجومي ديگر[2] مراجعه نماييد. در فرمول هاي زير a و d بعد و ميل, l و b طول و عرض دايره البروجي, a و A ارتفاع و سمت, e تمايل دايره البروجي که براي سال 2000 معادل 4392911/23 درجه محاسبه شده است, j عرض جغرافيايي و H زاويه ساعتي محلي است که از جنوب به سمت غرب به ازاي هر 15 درجه يک ساعت محاسبه مي شود.
1-
تبديل مختصات استوايي به دايره البروجي:

tan l = 

sin a cos e +tan d sin e


cos a



  sin
b = sin d cos e - cos d sin e sin a  

2-
تبديل مختصات دايره البروجي به استوايي:

tan a = 

sin l cos e - tan b sin e


cos l



  sin
d = sin b cos e + cos b sin e sin l

3-
تبديل مختصات استوايي به مختصات افقي:

tan A = 

sin H


cos H sin j - tan d cos j



sin a = sin j sin d + cos j cos d cos H

توضيح بيشتري در مورد دايره البروج

چنانچه اشاره نموديم, خورشيد علاوه بر مسير ظاهري روزانه خود در آسمان, در طول يک سال شمسي مسير مشخصي را در ميان ستارگان مي پيمايد. چنانچه گفته شد, اين مسير زاويه اي حدود 5/23 درجه با استواي سماوي تشکيل مي دهد و در نتيجه خورشيد با زاويه ميلي بين 5/23+ و 5/23- درجه در آسمان پديدار مي گردد. مسير حرکت خورشيد در کره سماوي را دايره البروج مي نامند. پيشينيان ستارگان موجود در اين مسير را به دوازده صورت فلکي تقسيم نموده اند که خورشيد به ترتيب در هرکدام, حدود يک ماه توقف مي کند. نام هريک از اين صور, معادل فارسي آن, معادل ماه شمسي آن و نام اروپايي مربوط به آن, در جدول زير نمايش داده شده است.  

نام برج

معادل فارسي

ماه ايراني

نام اروپايي

حَمَل

بره

فروردين

Aries

ثَور

گاو

ارديبهشت

Taurus

جَوزا

دوپيکر

خرداد

Gemini

سرطان

خرچنگ

تير

Cancer

اَسَد

شير

مرداد

Leo

سُنبله

خوشه (دوشيزه)

شهريور

Virgo

ميزان

ترازو

مهر

Libra

عقرب

کژدم

آبان

Scorpio

قوس

کمان

آذر

Sagittarius

جَدي

بز

دي

Capricornus

دَلو

آبريز

بهمن

Aquarius

حوت

ماهي

اسفند

Pisces



 
در نيمه شب, هنگاميکه خورشيد در زير افق کاملا به نقطه مقابل نصف النهار ما رسيده است, صورت فلکي که روي نصف النهار ما ديده مي شود, همان صورت فلکي است که شش ماه پيش خورشيد در آن قرار داشته است, مثلا در ماه فروردين در نيمه شب, صورت فلکي ميزان در نصف النهار قرار مي گيرد. همينطور بعد از غروب آفتاب اولين صورت فلکي که در افق غربي رؤيت مي شود, صورت فلکي است که در برج (ماه) بعد, خورشيد در آن قرار خواهد گرفت, چنانچه قبل از طلوع, آخرين صورت فلکي که در افق شرقي ديده مي شود, صورتي است که خورشيد در ماه قبل در آن قرار داشته است.
شايد تا بحال احساس کرده باشيد که زمستان ها, نور مهتاب بهنگامي که بدر است, بيشتر از نور حالت مشابه در تابستان است, علت اين امر اينست که در زمستان خورشيد در قوس نزولي (?5/23- = d) دايره البروج قرار گرفته است و ماه که در حالت بدر, درست در مقابل خورشيد در بخش ديگر دايره البروج قرار دارد, قهرا در قوس صعودي قرار گرفته يعني (?5/23+ = d) بنابراين در نيمکره شمالي ماه به حداکثر ارتفاع خود مي رسد و همانگونه که در تابستان خورشيد بهنگام ظهر در بالاترين ارتفاع قرار مي گيرد, قرص ماه هم در نيمه شب زمستان در بالاترين ارتفاع قرار گرفته بيشترين نور را در آسمان ساطع مي کند.
بقيه سيارات واقع در منظومه شمسي هم در دايره البروج قابل رصد هستند, عطارد و زهره کمي قبل از طلوع آفتاب يا کمي پس از غروب آفتاب ديده مي شوند. مريخ و مشتري و زحل هم در مسير دايره البروج در حرکتند.
يک شعر عربي مي گويد هنگامي که ماه در حالت بدر در نزديکي ثريا (خوشه پروين که در نزديکي صورت فلکي ثور قرار گرفته است) قرار بگيرد, نشانه آغاز فصل سرما است. بعقيده شما توجيه نجومي اين پديده چيست؟1  

حرکت تقديمي

ميدانيد که زمين در مدار خود به دور خورشيد حالات چهارگانه اعتدالين و انقلابين را طي مي کند و چنانچه گفتيم در هر ماه, خورشيد را در يکي از صور فلکي دايره البروجي مي بينيم. در 2000 سال پيش هنگامي که اسامي اين صور ابداع شد, نقطه آغاز اعتدال بهاري به اول صورت فلکي حمل منطبق بود. ولي در طول اين مدت بشر دريافت که زمين در حاليکه در مدار خود مانند يک فرفره در حال گردش به دور خورشيد است, تحت جاذبه ماه و خورشيد با تغييرات جزيي در حرکت مداري خود روبروست. اين تغييرات اثر بسيار کندي در برخي مفاهيم به ظاهر ثابت ايفا مي کنند. از جمله نقطه اعتدال بهاري از ابتداي برج حمل به طرف برج حوت متمايل مي شود. توضيح آنکه هر ساله نقطه اعتدال بهاري در مقايسه با موقعيت ستارگان به مقدار اندکي زودتر اتفاق مي افتد. به اين حرکت زمين حرکت تقديمي گفته مي شود.
يک دوره کامل حرکت تقديمي 25800 سال طول مي کشد, يعني اگر فرض کنيم 2000 سال پيش اسامي صور فلکي دايره البروجي وضع شده باشد, 23800 سال بعد, دوباره زمين در وضعيت مشابه اوليه خود قرار مي گيرد. در طول اين مدت هر سال زمين حدود 50 ثانيه قوسي زودتر به اعتدال بهاري مي رسد. بنابراين در حال حاضر صور فلکي با اعتدالين و انقلابين يا بطور کلي با برج هاي دوازده گانه نجومي که مبين يک سال شمسي کامل هستند, تطبيق نمي نمايد. مثلا بجاي اينکه خورشيد در اول فروردين وارد صورت فلکي حمل شود, در 21 فروردين وارد صورت فلکي حمل مي شود. در حقيقت مي گوييم که خورشيد در اول فروردين وارد برج حمل شده ولي در 21 فروردين وارد صورت فلکي حمل مي شود.
 

مساله قمر در عقرب

ماه هر 32/27 روز يکبار به دور زمين مي گردد, به اين دوره يک ماه نجومي مي گويند ولي از آنجا که زمين نيز به نوبه خود در طي اين مدت حدود 30 درجه در مدار خود به گرد خورشيد تغيير مسير داده است, براي اينکه ماه, زاويه زمين ماه خورشيدي سابق خود را پيدا کند, بيش از دو روز ديگر بايد به دور زمين بگردد. اين مدت که در مجموع تقريبا 53/29 روز طول مي کشد يک ماه هلالي را تشکيل مي دهد. بنابراين در هر ماه هلالي ماه بيش از يک دور, دايره البروج را طي مي کند.
در روايات ما براي قرار گرفتن ماه در عقرب احکام خاصي وضع شده است. چنانچه در وسايل الشيعه با اسناد مختلف روايت مي کند که: "عن محمد بن حمران عن ابيه عن ابي عبد الله عليه السلام قال: من سافر او تزوج والقمر في العقرب لم ير الحسني".1
همينطور مرحوم طبرسي در مکارم الاخلاق از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم روايت مي کند که: "انه نهي عن الحجامه في يوم الاربعاء اذا کانت الشمس في العقرب."2
مشکلي که در اينجا قابل بحث است آن است که مراد از عقرب, صورت فلکي عقرب است يا برج عقرب. تفاوت اين دو اصطلاح به خاطر حرکت تقديمي است که به تفصيل در مورد آن بحث کرديم. بين فقها دو نظر مختلف مطرح شده است:
مرحوم مجلسي در اين باب مي فرمايد: "الظاهر ان المراد بکون القمر في العقرب هنا کونه محاذيا لکواکبه کما هو ادب(داب ظ) العرب في البوادي و غيرها, اذ لم يکن عندهم ضوابط البروج و الانتقالات اليها و الاستخراجات الشايعه في تلک الازمان و لم يکن دابهم عليهم السلام احاله الناس في الاحکام التي تحتاج اليها عامه الخلق علي ما لا يعرفه الا الآحاد من العلماء لاسيما اذا لم يکن شايعا في تلک الازمنه عند العلماء ايضا و الکواکب الثابته و الاشکال التي سميت البروج بها قد انتقلت في زماننا عن البروج التي عينوها بمقدار برج تقريبا فالعقرب في مکان القوس. فظهر ان ما في الشريعه ايضا لايوافق قواعدهم المقرره عندهم."3
در کشف اللثام در اين مورد نظر ديگري عنوان شده است. فاضل هندي مي فرمايد: "والظاهر ان لفظ الخبر مقول علي عرف اهل النجوم و لايرويدون بمثله الا الکون في البرج بالمعني المعروف عندهم مع الاصل في ما زاد."1
ممکن است قول اول , يعني اينکه مقصود صورت فلکي عقرب است, به وجوه زير تقويت شود:

·  در موقع صدور روايت (قرن نهم ميلادي) هم, برج و صورت فلکي تطابق کامل نداشتند و احاله عرف به "عقرب" به صورت فلکي منصرف بوده است.

·  اسامي صور فلکي نامبرده شده از ابداعات اقوام غير عرب است و اعراب براي تعيين موقعيت قمر از منازل بيست و هشتگانه استفاده مي کرده اند. از همينرو آيه شريفه : "والقمر قدرناه منازل حتي عاد کالعرجون القديم" 2 به منازل معروف نزد اعراب نسبت داده مي شود. بنابراين داب اعراب مشخص نمودن موقعيت قمر با ستارگان بوده است و اين عادت, اراده معناي صورت فلکي را تقويت مي نمايد.

·  وضع بروج براي احصاء فصول مختلف سال بوده و اين در مورد خورشيد موضوعيت دارد ولي در مورد ماه , فصول مختلف معني ندارد, بنابراين جايگاه ماه بين ستارگان مهم است نه زاويه دايره البروجي ماه.
از طرف ديگر قول دوم, يعني اينکه مقصود برج عقرب باشد, به وجوه ديگري تقويت مي شود, از جمله:

·  از آنجا که اصطلاح عقرب مثل بقيه صور فلکي دايره البروجي ريشه غير عربي دارد, اين اصطلاح طبق عرف اصلي بکار مي رود. پس بايد مراد همان برج نجومي باشد.

·  در سه ماه از سال که خورشيد در حوالي صورت فلکي عقرب قرار مي گيرد, يعني ماه هاي پاييز, اصولا صورت فلکي عقرب ديده نمي شود و تشخيص اينکه قمر در عقرب واقع شده احتياج به خبرويت و قدري محاسبه دارد. بنابراين در سه ماه از دوازده ماه قمري, وقوع قمر در عقرب کاملا وجهه نجومي دارد و در نه ماه ديگر هم اراده يک معني صرفا نجومي, و نه عرفي, امر دور از ذهني نيست.  


نگاهي به زندگي سيد حسن نصرالله

نگاهي به زندگي سيد حسن نصرالله 
 
 


سید حسن نصرالله

پس از آن كه امام موسي صدر در ليبي به صورت مرموزي ربوده شد، اختلافات بسياري در سطح رهبري جنبش امل به وجود آمد كه در اثر آن و خروج عده‌اي از رهبران از اين جنبش، حزب‌الله لبنان تأسيس شد. سيد حسن در حزب‌الله نيز مسئوليت‌هاي مختلفي را عهده‌دار شد؛ از جمله عضويت در شوراي رهبري حزب‌الله، اما از فضاي درس و بحث فاصله نگرفت و به تحصيلات علمي خود ادامه داد.

سید حسن نصرالله

شما نمي‌دانيد، امروز با چه كسي مي‌جنگيد. شما با فرزندان محمد (ص)، علي، حسن و حسين(ع) و با اهل بيت رسول خدا (ص) و اصحاب او وارد جنگ شده‌ايد. شما با قومي مي‌جنگيد كه ايماني فراتر و برتر از همه انسان‌هاي اين كره خاكي دارند.«پيام سيد حسن نصرالله پس از حمله اسراييل به لبنان» امام موسي صدر نخستين جرقه مبارزه سيد حسن نصرالله متولد 31 اگوست 1960 روستاي «البزوريه» در جنوب لبنان است. پدرش «عبدالكريم»، سبزي و ميوه‌فروشي مي‌كرد و حسن براي كمك به پدر به دكان وي رفت‌ و آمد داشت. در دكان و بر سينه ديوار آن، عكس امام موسي‌صدر آويزان بود؛ عكسي كه نخستين جرقه‌هاي محبت موسي صدر و جنبش امل را كه آن زمان به جنبش محرومان معروف بود، در دل سيد حسن روشن كرد. با اين كه با هيچ‌يك از علماي ديني آن‌وقت در ارتباط نبود و خانواده‌اش هم، يك خانواده ديني شاخص نبود، ولي سيدحسن نوجوان، علاقه‌مند به دين بود و اين علاقه در حيطه انجام فرايض معمول مانند نماز و روزه محدود نبود، او فراتر از اين‌ها هم مي‌رفت. اين علاقه وي را واداشت كه با سن اندكش در سال 1976 به نجف برود و تحصيلات حوزوي خود را در آنجا آغاز كند.در سال 1978 به لبنان بازگشت و در مدرسه الامام المنتظر(عج)، كه شهيد سيد عباس موسوي آن را تأسيس كرده بود، تحصيلات حوزوي خود را پي گرفت و در همان حال، به فعاليت‌هاي سياسي در جنبش امل مشغول و مسئول سياسي جنبش امل در منطقه بقاع شد. تأسيس حزب‌الله پس از آن كه امام موسي صدر در ليبي به صورت مرموزي ربوده شد، اختلافات بسياري در سطح رهبري جنبش امل به وجود آمد كه در اثر آن و خروج عده‌اي از رهبران از اين جنبش، حزب‌الله لبنان تأسيس شد. سيد حسن در حزب‌الله نيز مسئوليت‌هاي مختلفي را عهده‌دار شد؛ از جمله عضويت در شوراي رهبري حزب‌الله، اما از فضاي درس و بحث فاصله نگرفت و به تحصيلات علمي خود ادامه داد تا جايي كه در سال 1989 براي تكميل تحصيلات خود به قم مسافرت كرد، اما حملات گسترده اسراييل به لبنان و مبارزات حزب‌الله به او اجازه نداد، بيش از يك سال در قم بماند و بار ديگر به لبنان بازگشت، تا در كنار برادرانش به مبارزه با رژيم صهيونيستي بپردازد.

کودکی سید حسن نصرالله 



شهادت سيد عباس موسوي

در سال 1992 و پس از شهادت سيد عباس موسوي، دبيركل وقت حزب‌الله لبنان، با اجماع شوراي رهبري حزب‌الله سيد حسن نصرالله، دبيركل جديد اين جنبش شناخته شد. شهادت سيد عباس موسوي به همراه خانواده‌اش، تأثير بسزايي در روحيه مردم لبنان و به وي‍ژه رزمندگان حزب‌الله گذاشت و پس از آن بود كه مبارزات و حملات حزب‌الله شكل جديدي به خود گرفت و حمايت عمومي در ميان مردم لبنان از حزب‌الله رو به فزوني نهاد. در اين ميان، اسراييل نيز در سال‌هاي 1993 و 1996 عمليات‌هاي خوشه‌هاي خشم و تسويه حساب را به اجرا گذاشت كه با مقاومت سرسختانه حزب‌الله، كه از كم‌ترين امكانات نظامي برخوردار بود، روبه‌رو شد.

شهادت فرزند ارشد

فرزند سید حسن نصرالله

سپتامبر 1997 دو تن از رزمندگان حزب‌الله در حمله به يكي از مواضع ارتش اسرائيل در منطقه جبل‌الرفيع در جنوب لبنان به شهادت رسيده و پيكر آنان به دست نيروهاي اسرائيلي افتاد. تلويزيون اسرائيل بدون اطلاع از هويت اين دو نفر، تصوير خون‌آلود آنان را به نمايش گذاشت، به سرعت مشخص شد كه يكي از اين دو تن، سيد هادي، فرزند سيد حسن نصر‌الله، دبير كل حزب‌الله است. انتشار اين خبر همانند بمبي در جامعه لبنان صدا كرد و تحول بسيار مهمي در پي داشت. در تاريخ لبنان، چه در زمان جنگ داخلي و چه در مقابله با تجاوز نظامي اسرائيل، هيچ‌گاه ديده نشد كه فرزند يكي از رهبران گروهاي سياسي و يا شبه نظاميان در راه مبارزه كشته شده باشد. اين واقعه، موجي از احساسات جوشان همدردي، احترام و شيفتگي را نسبت به دبير كل حزب‌الله در ميان همه طوايف مذهبي لبنان در پي داشت، به گونه‌اي كه همه آحاد ملت لبنان از هر دين و مذهبي، تحت تأثير شديد اين واقعه قرار گرفتند. رهبران سياسي لبنان نيز يكي پس از ديگري به ديدار سيد حسن نصر‌الله رفته و ضمن گفتن تبريك و تسليت به مناسبت شهادت سيد هادي نسبت به شخصيت مبارز و صادق دبير كل حزب‌الله، مراتب قدرداني و احترام خود را ابراز داشتند. اين ابراز همدردي و احترام منحصر به لبنان نبود و افرادي چون امير عبد‌الله، وليعهد عربستان نيز براي نخستين بار در تاريخ حزب‌الله، با ارسال پيام تسليت براي دبير كل حزب‌الله، حمايت خود را از مقاومت اسلامي اعلام نمود.

سال2000 طعم شيرين پيروزي

در سال 2000 و در زماني كه مذاكرات عرفات و مسئولان آمريكايي و اسراييلي براي حل كشمكش خاورميانه، راه به جايي نبرده بود، ارتش اسراييل در حركتي يك‌جانبه و بدون گرفتن كمترين امتيازي از حزب‌الله، از اراضي اشغالي جنوب لبنان عقب نشيني كرد و به جز مناطق محدود مزارع شبعا، نيروهاي خود را از همه مناطق تحت اشغال عقب كشيد. اين شكست مفتضحانه، علاوه بر استحكام بخشيدن به مواضع حزب‌الله، مبتني بر مقاومت، باعث شد تا سيد حسن نصرالله به موفقيتي بي‌سابقه در ميان اعراب دست يابد، تا اين كه به عنوان مهم‌ترين شخصيت جهان عرب شناخته شود.
از سوي ديگر، حزب‌الله لبنان با تكيه بر اين موفقيت، توانست حضور خود را در عرصه سياسي لبنان تقويت كند تا جايي كه علاوه بر حضور پرتعداد در پارلمان لبنان، سكان تعدادي از وزارتخانه‌ها را نيز به دست گيرد.

انتفاضه، درسي از حزب‌الله

پيروزي‌هاي پي در پي حزب‌الله در عرصه‌هاي مختلف سياسي و نظامي در ميان فلسطينيان نيز تأثير خود را بر جاي گذاشت. مردم آواره فلسطين به ويژه جوانان، كه سال‌ها دل به روند مذاكرات صلح خاورميانه بسته بودند، دريافتند كه مشكل فلسطينيان، با مذاكره و رژيم اشغالگر، حل نمي شود و با اين پيش‌زمينه، انتفاضه دوم مسجدالاقصي شكل گرفت؛ انتفاضه‌اي كه به حماس قدرتي ديگر بخشيد و با پيروزي حماس در انتخابات فلسطين وارد مرحله‌اي جديد شد؛ مرحله‌اي كه ديگر با جنگ شش روزه اعراب و اسراييل پايان نمي‌يابد، چه آن كه نصرالله در پيام خود چنين گفت:

از حالا به بعد، شما جنگي تمام‌عيار خواستيد، پس اين هم جنگ تمام عيار شما. اين را خواستيد. حكومت شما خواست قواعد بازي تغيير كند، پس قواعد بازي تغيير مي‌كند. شما نمي‌دانيد امروز با چه كسي مي‌جنگيد. شما با فرزندان محمد (ص)، علي، حسن و حسين (ع) و با اهل بيت رسول خدا (ص) و اصحاب او وارد جنگ شده‌ايد. شما با قومي مي‌جنگيد كه ايماني فراتر و برتر از همه انسان‌هاي اين كره خاكي دارد. شما خواستار جنگي تمام‌عيار با قومي شديد كه به تاريخ، و فرهنگ خود افتخار مي‌كند و قدرت مادي، امكانات، مهارت، خرد، آرامش، رويا، عزم، ثبات و شجاعت دارد و به اميد و ياري خدا روزهاي آينده را ميان ما و شما خواهيم ديد.

شهید چمران

بِسْمِ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ

من‏المؤمنين‏رجال‏صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي‏نحبه و منهم من ينتظر و مابدلوا تبديلا.

«قرآن كريم- الاحزاب آيه23»

سخن گفتن از شهيدي با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏اي كه جمع اضداد بود، از آهن و اشك، ‌از شير بيشة نبرد و عارف شب‏هاي قيرگون، از پدر يتيمان و دشمن سرسخت كافران بسيار سخت بلكه محال است.

سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علي(ع)، اين مالك‏اشتر جنوب لبنان و حمزة كربلاي خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتي نمي‏توان يكي از ابعاد وجودي او را آنگونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملي در اين مختصر از او ترسيم نمايئم، كه مردان و رهروان راه علي(ع) و حسين(ع) را با اين كلمات مادي و معيارهاي خاكي نمي‏شود توصيف نمود و سنجيد.

اين مروري است گذرا و سريع، بر حيات كوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاري شهيد دكتر مصطفي چمران.

تـولد:

دكتر مصطفي چمران در سال 1311 در تهران، خيابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد.

تحصيـلات:

وي تحصيلات خود را در مدرسه انتصاريه، نزديك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد و در سال 1336 در رشتة الكترومكانيك فارغ‏التحصيل شد و يك‏سال به تدريس در دانشكدة‌ فني پرداخت.

وي در همة دوران تحصيل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصيلي شاگردان ممتاز به امريكا اعزام شد و پس از تحقيقات‏علمي در جمع معروف‏ترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريكا –بركلي- با ممتازترين درجة علمي موفق به اخذ دكتراي الكترونيك و فيزيك پلاسما گرديد.


فعـاليت‏هاي اجتماعي
:

از 15سالگي در درس تفسير قرآن مرحوم آيت‏الله طالقاني، در مسجد هدايت، و درس فلسفه و منطق استاد شهيد مرتضي مطهري و بعضي از اساتيد ديگر شركت مي‏كرد و از اولين اعضاء انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سياسي دوران دكتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملي شدن صنعت‏نفت شركت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداري از نهضت‏ملي ايران در كشمكش‏هاي مرگ و حيات اين دوره بود. بعد از كودتاي ننگين 28 مرداد و سقوط حكومت دكتر مصدق،‌ به نهضت مقاومت ملي ايران پيوست و سخت‏ترين مبارزه‏ها و مسئوليت‏هاي او عليه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ايران، بدون خستگي و با همه قدرت خود، عليه نظام طاغوتي شاه جنگيد و خطرناك‏ترين مأموريت‏ها را در سخت‏‏ترين شرايط با پيروزي به انجام رسانيد.

در امريكا، با همكاري بعضي از دوستانش، براي اولين‏بار انجمن اسلامي دانشجويان امريكا را پايه‏ريزي كرد و از مؤسسين انجمن دانشجويان ايراني در كاليفرنيا و از فعالين انجمن دانشجويان ايراني در امريكا به شمار مي‏رفت كه به دليل اين فعاليت‏ها، بورس تحصيلي شاگرد ممتازي وي از سوي رژيم شاه قطع مي‏شود. پس از قيام خونين 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهري مبارزات مردم مسلمان به رهبري امام‏خميني(ره) دست به اقدامي جسورانه و سرنوشت‏ساز مي‏زند و همه پل‏ها را پشت‏سر خود خراب مي‏كند و به همراه بعضي از دوستان مؤمن و هم‏فكر، رهسپار مصر مي‏شود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر،‌ سخت‏ترين دوره‏هاي چريكي و جنگ‏هاي پارتيزاني را مي‏آموزد و به عنوان بهترين شاگرد اين دوره شناخته مي‏شود و فوراً مسئوليت تعليم چريكي مبارزان ايراني به عهدة او گذارده مي‏شود.

به علت برخورداري از بينش عميق مذهبي، از ملي‏گرايي وراي اسلام گريزان بود و وقتي در مصر مشاهده كرد كه جريان ناسيوناليسم عربي باعث تفرقة مسلمين مي‏شود، به جمال عبدالناصر اعتراض كرد و ناصر ضمن پذيرش اين اعتراض گفت كه جريان ناسيوناليسم عربي آنقدر قوي است كه نمي‏توان به راحتي با آن مقابله كرد و با تأسف تأكيد مي‏كند كه مات هنوز نمي‏دانيم كه بيشتر اين تحريكات از ناحية دشمن و براي ايجاد تفرقه در بين مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و يارانش اجازه مي‏دهد كه در مصر نظرات خود را بيان كنند.

در لبنـان:

بعد از وفات عبدالناصر، ايجاد پايگاه چريكي مستقل، براي تعليم مبارزان ايراني، ضرورت پيدا مي‏كند و لذا دكتر چمران رهسپار لبنان مي‏شود تا چنين پايگاهي را تأسيس كند.

او به كمك امام موسي‏صدر، رهبر شيعيان لبنان، حركت محرومين و سپس جناح نظامي آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مباني اسلامي پي‏ريزي نموده كه در ميان توطئه‏ها و دشمني‏هاي چپ و راست، با تكيه بر ايمان به خدا و با اسلحة شهادت، خط راستين اسلام انقلابي را پياده مي‏كند و علي‏گونه در معركه‏هاي مرگ و حيات به آغوش گرداب خطر فرو مي‏رود و در طوفان‏هاي سهمناك سرنوشت، حسين‏وار به استقبال شهادت مي‏تازد و پرچم خونين تشيع را در برابر جبارترين ستم‏گران روزگار، صهيونيزم اشغال‏گر و هم‏دستان خونخوار آنها، راست‏گرايان «فالانژ»، به اهتزاز درمي‏آورد و از قلب بيروت سوخته و خراب تا قله‏هاي بلند كوه‏هاي جبل‏عامل و در مرزهاي فلسطين اشغال شده از خود قهرماني‏ها به يادگار گذاشته؛ در قلب محرومين و مستضعفين شيعه جاي گرفته و شرح اين مبارزات افتخارآميز با قلمي سرخ و به شهادت خون پاك شهداي لبنان، بر كف خيابان‏هاي داغ و بر دامنة كوه‏هاي مرزي اسرائيل براي ابد ثبت گرديده است.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران:

دكتر چمران با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز مي‏گردد. همه تجربيات انقلابي و علمي خود را در خدمت انقلاب مي‏گذارد؛ خاموش و آرام ولي فعالانه و قاطعانه به سازندگي مي‏پردازد و همة تلاش خود را صرف تربيت اولين گروه‏هاي پاسداران انقلاب در سعدآباد مي‏كند. سپس در شغل معاونت نخست‏وزير در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر مي‏اندازد تا سريع‏تر و قاطعانه‏تر مسئله كردستان را فيصله دهد تا اينكه بالاخره در قضية فراموش ناشدني «پاوه» قدرت ايمان و ارادة آهينن و شجاعت و فداكاري او بر همگان ثابت مي‏گردد.

در كردستـان:

در آن شب مخوف پاوه، همة اميدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل‏شكسته در ميان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اكثريت پاسداران قتل‏عام شده بودند و همة شهر و تمام پستي و بلندي‏ها به دست دشمن افتاده بود و موج نيروهاي خونخوار دشمن لحظه به ‏لحظه نزديك‏تر مي‏شد. باران گلوله مي‏باريد و مي‏رفت تا آخرين نقطه مقاومت نيز در خون پاسداران غرق گردد. ولي دكتر چمران با شهامت و شجاعت و ايثارگري فراوان توانست اين شب هولناك را با پيروزي به صبح اميد متصل كند و جان پاسداران باقي‏مانده را نجات دهد و شهر مصيبت‏زده را از سقوط حتمي برهاند.

آنگاه فرمان انقلابي امام‏خميني(ره) صادر شد. فرماندهي كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهي منطقه نيز به عهدة دكتر چمران واگذار شد.

رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت درآمدند و همة تجارب انقلابي، ايمان، فداكاري، شجاعت،‌قدرت رهبري و برنامه‏ريزي دكتر چمران در اختيار نيروهاي انقلاب قرار گرفت و عالي‏ترين مظاهر انقلابي و شكوهمندترين قهرماني‏ها به وقوع پيوست و در عرض 15 روز شهرها و راه‏ها و مواضع استراتژيك كردستان به تصرف نيروهاي انقلاب اسلامي درآمد و كردستان از خطر حتمي نجات يافت و مردم مسلمان كرد با شادي و شعف به استقبال اين پيروزي رفتند.

وزارت دفـاع:

دكتر چمران بعد از اين پيروزي بي‏نظير به تهران احضار شد و از طرف رهبر عاليقدر انقلاب، امام‏خميني(ره)، به وزارت دفاع منصوب گرديد.

در پست جديد، براي تغيير و تحول ارتش از يك نظام طاغوتي، به يك سلسله برنامه‏هاي وسيع بنيادي دست زد كه پاك‏سازي ارتش و پياده كردن برنامه‏هاي اصلاحي از اين قبيل است تا به ياري خدا و پشتيباني ملت، ارتشي به وجود آيد كه پاسدار انقلاب و امنيت  استقلال كشور باشد و رسالت مقدس اسلامي ما را به سرمنزل مقصود برساند.

مجلـس:

دكتر مصطفي چمران در اولين دور انتخابات مجلس شوراي اسلامي، از سوي مردم تهران به نمايندگي انتخاب شد و تصميم داشت در تدوين قوانين و نظام جديد انقلابي، بخصوص در ارتش،‌ حداكثر سعي و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشتة ‌ارتش به نظامي انقلابي و شايسته ارتش اسلامي تبديل شود. در يكي از نيايش‏هاي خود بعد از انتخاب نمايندگي مردم در مجلس شوراي اسلامي، اينسان خدا را شكر مي‏گويد: «خدايا، مردم آنقدر به من  محبت كرده‏اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كرده‏اند كه به راستي خجلم و آنقدر خود را كوچك مي‏بينم كه نمي‏توانم از عهده آن به درآيم. خدايا، تو به من فرصت ده، توانايي ده تا بتوانم از عهده برآيم و شايستة اين همه مهر و محبت باشم.»

وي سپس به نمايندگي رهبر كبير انقلاب اسلامي در شورايعالي دفاع منصوب شد و مأموريت يافت تا بطور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه كند.

در خوزستـان:

گروهي از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربيت و سازماندهي آنان، ستاد جنگ‏هاي نامنظم را در اهواز تشكيل داد. اين گروه كم‏كم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زيادي انجام داد. تنها كساني كه از نزديك شاهد ماجراهاي تلخ و شيرين،‌ پيروزي‏ها و شكست‏ها، شهامت‏ها و شهادت‏ها و ايثارگري‏هاي آنان بودند، به گوشه‏اي از اين خدمات كه دكترچمران شخصاً مايل به تبليغ و بازگويي آنها نبود، آگاهي دارند.

ايجاد واحد مهندسي فعال براي ستاد جنگ‏هاي نامنظم يكي از اين برنامه‏ها بود كه به كمك آن، جاده‏هاي نظامي به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‏هاي آب در كنار رود كارون و احداث يك كانال به طول حدود بيست كيلومتر و عرض يك متر در مدتي حدود يك‏ماه، آب كارون را به طرف تانك‏هاي دشمن روانه ساخت، به طوري كه آنها مجبور شدند چند كيلومتر عقب‏نشيني كنند و سدي عظيم مقابل خود بسازند و با اين عمل فكر تسخير اهواز را براي هميشه از سر به دور دارند.

يكي از كارهاي مهم و اساسي او از همان روزهاي اول، ايجاد هماهنگي بين ارتش، سپاه و نيروهاي داوطلب مردمي بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده اين حركت و شيوة جنگ مردمي و هماهنگي كامل بين نيروهاي موجود، تاكتيك تقريباً جديد جنگي بود؛ چيزي كه ابرقدرت‏ها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه اين هماهنگي در خرمشهر بوجود نيامد و نيروهاي مردمي تنها ماندند. او تصميم داشت به خرمشهر نيز برود، ولي به علت عدم وجود فرماندهي مشخص در آنجا و خطر سقوط جدي اهواز، موفق نشد ولي چندين‏بار نيروهايي بين دويست تا يك‏هزار نفر را سازماندهي كرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به كمك ديگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگي نابرابر مقابل حملات پياپي دشمن تا مدت‏ها مقاومت كنند.

محرم ماه شهادت و پيروزي سوسنگرد:

پس از يأس دشمن از تسخير اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل‏بسته بود تا روياي قادسيه را تكميل كند و براي دومين‏بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانك‏هاي او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادي از آنان توانستند به داخل شهر راه يابند.

دكتر چمران كه از محاصره تعدادي از ياران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، ‌با فشار و تلاش فراوان خود و آيت‏الله خامنه‏اي، ارتش را آماده ساخت كه براي اولين‏بار دست به يك حمله خطرناك و حماسه‏‏آفرين نابرابر بزند و خود نيز نيروهاي مردمي و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازماندهي كرد و با نظمي نو و شيوه‏اي جديد از جانب جادة اهواز- سوسنگرد  به دشمن يورش بردند. شهيدچمران پيشاپيش يارانش، به شوق كمك و ديدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوي اين شهر مي‏شتافت كه در محاصرة تانك‏هاي دشمن قرار گرفت. او ساير رزمندگان را به سوي ديگري فرستاد تا نجات يابند و خود را به حلقة‌ محاصرة دشمن انداخت؛ چون آنجا خطر بيشتر بود و او هميشه به دامان خطر فرو مي‏رفت. در اين هنگام بود كه نبرد سختي درگرفت؛ نيروهاي كماندوي دشمن از پشت تانك‏ها به او حمله كردند و او همچون شيري در ميدان، در مصاف با دشمن متجاوز از نقطه‏اي به نقطه‏اي ديگر و از سنگري به سنگري ديگر مي‏رفت. كماندوهاي دشمن او را زير رگبار گلولة خود گرفته بودند، تانك‏ها به سوي او تيراندازي مي‏كردند و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شديد آنها سريع، چابك، برافروخته و شادان از شوق شهادت در ركاب حسين(ع) و در راه حسين(ع). در روز قبل از تاسوعا، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغيير مي‏داد. در همين اثناء، هم‏رزم باوفايش به شهادت رسيد و او يك‏تنه به نبرد حسين‏گونه خود ادامه مي‏داد و به سوي دشمن حمله مي‏برد. هرچه تنور جنگ گرم‏تر كي‏شد و آتش حمله بيشتر زبانه مي‏كشيد، چهرة ملكوتي او، اين مرد راستين خدا و سرباز حسين(ع)، گلگون‏تر وشوق به شهادتش افزون‏تر مي‏شد تا آنكه در حين «رقص چنين ميانه ميدان» از دو قسمت پاي چپ زخمي شد. خون گرم او با خاك كربلاي خوزستان درهم آميخت و نقشي زيبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفريد و هنوز هم گرمي قطرات خون او گرمي‏بخش رزمندگان باوفاي اسلام و سرخي خونش الهام‏بخش پيروزي نهايي و بزرگ آنان است.

با پاي زخمي بر يك كاميون عراقي حمله برد. سربازان صدام از يورش اين شير ميدان گريخته و او به كمك جوان چابك ديگري كه خود را به مهلكه رسانده بود، به داخل كاميون نشست و با لباني متبسم، ديگران را نويد پيروزي مي‏داد.

خبر زخمي شدن سردار پرافتخار اسلام، در نزديكي دروازة سوسنگرد، شور و هيجاني آميخته با خشم و اراده و شجاعت در ياران او و ساير رزمندگان افكند كه بي‏محابا به پيش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد و جان چند صد تن رزمندة مؤمن را از چنگال صداميان نجات بخشيدند. دكتر چمران با همان كاميوني كه خود را به بيمارستاني در اهواز رسانيد و بستري شد، اما بيش از يك شب در بيمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ‏هاي نامنظم و دوباره با پاي زخمي و دردمند به ارشاد ياران وفادار خود پرداخت. جالب اينجا بود كه در همان شبي كه در بيمارستان بستري بود، جلسة مشورتي فرماندهان نظامي (تيمسار شهيدفلاحي، فرماندة لشگر 92، شهيد كلاهدوز، مسئولين سپاه و سرهنگ محمد سليمي كه رئيس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نمايندة امام در سپاه پاسداران (شهيدمحلاتي) در كنار تخت او در بيمارستان تشكيل شد و درهمان حال و همان شب، پيشنهاد حمله به ارتفاعات الله‏كبر را مطرح كرد.

آغاز حركت مجدد:

به رغم اصرار و پيشنهاد مسئولين و دوستانش، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگ‏هاي نامنظم و حركت به تهران براي معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در حالي كه در كنار بسترش و در مقابلش نقشه‏هاي نظامي منطقه، مقدار پيشروي دشمن و حركت نيروهاي خودي نصب شده بود و او كه قدرت و ياراي به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها مي‏نگريست و مرتب طرح‏هاي جالب و پيشنهادات سازنده در زمينه‏هاي مختلف نظامي، مهندسي و حتي فرهنگي ارائه مي‏داد. كم‏كم زخم‏هاي پاي او التيام مي‏يافت و او ديگر نمي‏توانست سكون را تحمل  كند و با چوب زيربغل به پا خاست و بازهم آمادة رفتن به جبهه شد.

به دنبال نبرد بيست و هشتم صفر (پانزدهم دي‏ماه 59) كه منجر به شكست قسمتي از نيروهاي ماشد و فاجعة هويزه به بار آمد، ديگر تاب نشستن نياورد، تعدادي از رزمندگان شجاع و جان بر كف را از جبهه فرسيه انتخاب كرد و با چند هليكوپتر كه خود فرماندهي آنها را بر عهده داشت، با همان چوب زيربغل دست به عملي بي‏سابقه و انتحاري زد. او در حالي كه از درد جنگ به خود مي‏پيچيد و از ناراحتي مي‏خروشيد، آمادة حمله به نيروهاي پشت جبهه و تداركاتي دشمن در جاده جفير به طلايه شد كه به خاطر آتش شديد دشمن، هليكوپترها نتوانستند از سد آتش آنها از منطقه هويزه بگذرند و حملة هوايي دشمن هليكوپترها را مجبور به بازگشت ساخت كه وي از اين بازگشت سخت ناراحت و عصباني بود.

ديدار امام امت:

بالاخره در اسفند ماه 59 چوب زيربغل را نيز كنار گذاشت و با كمي ناراحتي راه مي‏رفت و همراه با هم‏رزمانش از يكايك جبهه‏هاي نبرد در اهواز ديدن كرد.

پس از زخمي شدن، ‌اولين‏بار، براي ديدار با امام امت و عرض گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسيد و حوادثي را كه اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عمليات و پيشنهادات خود را ارائه داد. امام امت(ره) پدرانه و با ملاطفت خاصي به سخنانش گوش مي‏داد، او و همة رزمندگان را دعا مي‏كرد و رهنمودهاي لازم را ارائه مي‏داد.

دكتر چمران از سكون و عدم تحركي كه در جبهه‏ها وجود داشت دائماً رنج مي‏برد و تلاش مي‏كرد كه با ارائه پيشنهادات و برنامه‏هاي ابتكاري حركتي بوجود آورد و اغلب اين حركت‏ها را توسط رزمندگان شجاع و جان‏بركف ستاد نيز عملي مي‏ساخت. او اصرار داشت كه هرچه زودتر به تپه‏هاي الله‏اكبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه كه نزديكي مرز است، رسانده تا ارتباط شمالي و جنوبي نيروهاي عراقي و مرز پيوسته آنان قطع شود. بالاخره در سي‏ويكم ارديبهشت ماه سال شصت، با يك حملة‌ هماهنگ و برق‏آسا، ارتفاعات الله‏اكبر فتح شد كه پس از پيروزي سوسنگرد بزرگترين پيروزي تا آن زمان بود. شهيد چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمرة اولين كساني بود كه پاي به ارتفاعات الله‏اكبر گذاشت؛ درحالي كه دشمن زبون هنوز در نقاطي مقاومت مي‏كرد. او و فرماندة شجاعش ايرج رستمي، دو روز بعد، با تعدادي از جان بركفان و ياران خود توانستند با فداكاري و قدرت تمام تپه‏هاي شحيطيه (شاهسوند) را به تصرف درآوردند، درحالي كه ديگران در هاله‏اي از ناباوري به اين اقدام جسورانه مي‏نگريستند.

پس از پيروزي ارتفاعات الله‏اكبر، اصرار داشت نيروهاي ما هرچه زودتر، قبل از اينكه دشمن بتواند استحكاماتي براي خود ايجاد كند، به سوي بستان سرازير شوند كه اين كار عملي نشد و شهيدچمران خود طرح تسخير دهلاويه را با ايثار و گذشت و فداكاري جان بر كف ستاد جنگ‏هاي نامنظم و به فرماندهي ايرج رستمي عملي ساخت.

فتح دهلاويه، در نوع خود عملي جسورانه و خطرناك و غرورآفرين بود. نيروهاي مؤمن ستاد پلي بر روي رودخانة كرخه زدند، پلي ابتكاري و چريكي كه خود ساخته بودند. از رودخانه عبور كردند و به قلب دشمن تاختند و دهلاويه را به ياري خداي برگ فتح كردند. اين اولين پيروزي پس از عزل بني‏صدر از فرماندهي كل قوا بود كه به عنوان طليعة پيروزي‏هاي ديگر به حساب آمد.

در سي‏ام خردادماه سال شصت، يعني يك‏ماه پس از پيروزي ارتفاعات الله‏اكبر، در جلسة فوق‏العاده شورايعالي دفاع در اهواز با حضور مرحوم آيت‏الله اشراقي شركت و از عدم تحرك وسكون نيروها انتقاد كرد و پيشنهادات نظامي خود، از جمله حمله به بستان را ارائه داد.

اين آخرين جلسة شورايعالي دفاع بود كه شهيدچمران در آن شركت داشت و فرداي آن روز، روز غم‏انگيز و بسيار سخت و هولناكي بود.

به سوي قربانگاه:

در سحرگاه سي‏ويكم خردادماه شصت، ايرج رستمي فرمانده منطقه دهلاويه به شهادت رسيد و شهيد دكترچمران به شدت از اين حادثه افسرده و ناراحت بود. غمي مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمي را فرا گرفته بود. دسته‏اي از دوستان صميمي او مي‏گريستند و گروهي ديگر مبهوت فقط به هم مي‏نگريستند. از در و ديوار، ‌از جبهه و شهر، بوي مرگ و نسيم شهادت مي‏وزيد و گويي همه در سكوتي مرگبار منتظر حادثه‏اي بزرگ و زلزله‏اي وحشتناك بودند. شهيدچمران، يكي ديگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاويه به جاي رستمي معرفي كند و در لحظة حركت وي، يكي از رزمندگان با سادگي و زيبايي گفت: «همانند روز عاشورا كه يكايك ياران حسين(ع) به شهادت رسيدند، عباس علمدار او (رستمي) هم به شهادت رسيد و اينك خود او همانند ظهر عاشوراي حسين(ع) آمادة حركت به جبهه است.»

همة‌ اطرافيانش هنگام خروج از ستاد با او وداع مي‏كردند و با نگاه‏هاي اندوه‏بار تا آنجا كه چشم مي‏ديد و گوش مي‎‏شنيد، او و همراهانش را دنبال مي‏كردند و غمي مرموز و تلخ بر دلشان سنگيني مي‏كرد.

دكتر چمران، شب قبل در آخرين جلسة مشورتي ستاد، يارانش را با وصاياي بي‏سابقه‏اي نصيحت كرده بود و خدا مي‏داند كه در پس چهرة ساكت و آرام ملكوتي او چه غوغا و چه شور و هيجاني از شوق رهايي، رستن از غم و رنج‏ها، شنيدن دروغ و تهمت‏ها و دم‏برنياوردن‏ها و از شوق شهادت برپا بود. چه بسيار ياران باوفاي او به شهادت رسديه بودند و اينك او خود به قربانگاه مي‏رفت. سال‏ها ياران و تربيت‏شدگان عزيزش در مقابل چشمانش و در كنارش شهيد شدند و او آنها را بر دوش گرفت و خود در اشتياق شهادت سوخت، ولي خداي بزرگ او را در اين آزمايش‏هاي سخت محك مي‏زد و مي‏آزمود، او را هر چه بيشتر مي‏گداخت و روحش را صيقل مي‏داد تا قرباني عاليتري از خاكيان را به ملائك معرفي نمايد و بگويد: اني اعلم مالاتعلمون. «من چيزهايي مي‏دانم كه شما نمي‏دانيد.»

به طرف سوسنگرد به راه افتاد و در بين راه مرحوم آيت‏الله اشراقي و شهيد تيمسار فلاحي را ملاقات كرد. براي آخرين‏بار يكديگر را بوسيدند و بازهم به حركت ادامه داد تا به قربانگاه رسيد. همة رزمندگان را در كانالي پشت دهلاويه جمع كرد، شهادت فرمانده‏شان، ايرج رستمي را به آنها تبريك و تسليت گفت و با صدايي محزون و گرفته از غم فقدان رستمي، ولي نگاهي عميق و پرنور و چهره‏اي نوراني و دلي والامال از عشق به شهادت و شوق ديدار پروردگار، گفت: «خدا رستمي را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، مي‏برد.»

خداوند ثابت كرد كه او را دوست مي‏دارد و چه زود او را به سوي خود فراخواند.

شهـادت:

سخنش تمام شد، با همة رزمندگان خداحافظي و ديده‏بوسي كرد، به همة سنگرها سركشي نمود و در خط مقدم، در نزديك‏ترين نقطه به دشمن، پشت خاكريزي ايستاد و به رزمندگان تأكيد كرد كه از اين نقطه كه او هست، ديگر كسي جلوتر نرود، چون دشمن به خوبي با چشم غيرمسلح ديده مي‏شد و مطمئناً دشمن هم آنها را ديده بود. آتش خمپاره كه از اولين ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمي قرباني‏هاي ديگري نيز گرفته بود، باريدن گرفت و دكتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از كنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگيرند. يارانش از او فاصله گرفتند و هر يك در گودالي مات و مبهوت در انتظار حادثه‏اي جانكاه بودند كه خمپاره‏ها در اطراف او به زمين خورد و با اصابت يكي از خمپاره‏هاي صداميان، يكي از نمونه‏هاي كامل انساني كه ماية‌ مباهات خداوند است، يكي از شاگردان متواضع علي(ع) و حسين(ع)، يكي از عارفان سالك راه حق و حقيقت و يكي از ارزشمندترين انسان‏هاي علي‏گونه و يكي از ياران باوفاي امام‏خميني(ره) از ديار ما رخت بربست و به ملكوت اعلي پيوست.

تركش خمپارة دشمن به پشت سر دكتر چمران اصابت كرد و تركش‏هاي ديگر صورت و سينة دو يارش را كه در كنارش ايستاده بودند، شكافت و فرياد و شيون رزمندگان و دوستان و برادران باوفايش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاري بود و چهرة ملكوتي و متبسم و در عين‏حال متين و محكم و موقر آغشته به خاك و خونش، با آنكه عميقاً سخن‏ها داشت، ولي ظاهراً ديگر با كسي سخن نگفت و به كسي نگان نكرد. شايد در آن اوقات، همانطوري كه خود آرزو كرده بود، حسين(ع) بر بالينش بود و او از عشق ديدار حسين(ع) و رستن از اين دنياي پر از درد و پيوستن به روح، به زيبايي، به ملكوت اعلي و به ديار مصفاي شهيدان، فرصت نگاهي و سخني با ما خاكيان را نداشت.

در بيمارستان سوسنگرد كه بعداً به نام شهيد دكترچمران ناميده شد، كمك‏هاي اوليه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولي افسوس كه فقط جسم بي‏جانش به اهواز رسيد و روح او سبكبال و با كفني خونين كه لباس رزم او بود، به ديار ملكوتيان و به نزد خداي خويش پرواز كرد و نداي پروردگار را لبيك گفت كه: «ارجعي الي ربك راضيه مرضيه»

از شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، اين فرزند هجرت و جهاد و شهادت و اسوه حركت و مقاومت، نه تنها مردم اهواز و خوزستان بلكه امت مسلمان ايران و شيعيان محروم لبنان به پا خاستند و حتي ملل مستضعف و زاده دنيا غرق در حسرت و ماتم گرديدند.

امواج خروشان مردم حق‏شناس ما، خشمگين از اين جنايت صدام و اندوهبار و اشك‏آلود،‌ پيكر پاك او را در اهواز و تهران تشييع كردند كه «انالله و انّااليه راجعون.»

بلي، اين‏چنين زندگي سراسر تلاش و مبارزة خالصانه و عارفانه در راه خداي او آغاز گشت و اين‏چنين در كربلاي خوزستان در جهاد و نبرد روياروي عليه باطل، حسين‏گونه به خاك شهادت افتاد و به ملكوت اعلي عروج كرد و به آرزوي ديرين خود كه قرباني شدن عاشقانه در راه خدا بود، نايل گشت. خدايش رحمت كند و او را با حسين(ع) و شهداي كربلا محشور گرداند.

والسلام علي من‏اتبع‏الهدي

 

قانون آفساید


شرایط بوجود آمدن یک آفساید
وضيعت آفسايد
قرار گرفتن در وضعيت آفسايد، بخودى خود خطا محسوب نميشود.
يك بازيكن در وضعيت آفسايد است اگر:
    ▪ بازيكن از توپ و آخرين نفر دوم حريف، به خط دروازه حريف نزديكتر باشد.
    يك بازيكن در وضعيت آفسايد نيست اگر:
    ▪ در نيمه زمين متعلق به تيم خود قرار گيرد.
    يا
    ▪ با آخرين نفر دوم تيم حريف مساوى باشد.
    يا
    ▪ با آخرين دو نفر تيم حريف مساوى باشد.
خطا
بازيكنى كه در وضعيت آفسايد قرار دارد، تنها موقعى تنبيه ميشود، اگر در لحظه ايكه توپ توسط هم دسته اش لمس يا بازى شود، او به عقيده داور در بازى شركت فعال داشته باشد. با
    ▪ دخالت در بازى.
    ▪ دخالت روى حريف.
خطا نيست
اگر بازيكن توپ را مستقيما از موارد زير دريافت كند، خطا محسوب نميشود:
    ▪ از ضربه دروازه
    ▪ پرتاپ اوت.
    ▪ از ضربه كرنر.
تخلفات/تنهيبات
براى خطاى آفسايد، داور يك ضربه آزاد غير مستقيم براى تيم مقابل اعلام ميكند و اين ضربه از محلى كه نقض مقررات انجام گرفته، اجرا خواهد شد

« قوانين کلی فوتبال »

« قوانين فوتبال »
1- تعداد بازيکنان : در بازيهاي رسمي جهان 20 تا 22 نفر مي باشد که قبل از شروع بازي 18 نفر روي نيمکت مي نشينند و معمولا قراردادي مي باشد .
2- تعداد بازيکنان داخل زمين : 11 نفر
3- تعداد کل داوران : 4 نفر ( يک نفر داور وسط - دو داور کنار و يک داور ذخيره ) اگر داور وسط به هر عنوان نتواند داوري کند يا حاضر نشود از داور چهارم استفاده مي شود .
4- اندازه زمين : طول زمين از 90 تا 120 متر و عرض آن از 45 الي 90 متر متغير است ( به نسبت طول )
5- فاصله نقطه پنالتي تا قوس پشت خط جريمه : 9/15 متر که موقع پنالتي بازيکنان بايد پشت آن بايستند .
6- مقدار باد توپ : روي چمن از مقابل سينه تا زانو بالا بيايد و يا با فشار انگشت شصت روي توپ .
7- وزن و رنگ توپ : محيط توپ 68 الي 71 سانتي متر وزن توپ 396 الي 463 گرم زنگ توپ سفيد سياه وسفيد و در زمين برفي نارنجي و سفيد يا قرمز و سفيد و ... مي باشد .
8- شروع بازي : انتخاب زمين يا توپ از طريق قرعه کشي بين کاپيتان هاي دو تيم انجام مي شود .
9- زمان بازي : براي بزرگسالان 2 زمان 45 دقيقه و براي نوجوانان و جوانان هم همينطور است .
10- تعداد استراحت : بين دو نيمه 15 دقيقه استراحت مي باشد .
11- تعداد و طول پرچم ها : تعداد آنها 4 عدد و طول آنها نبايد از 1.5 متر کمتر باشد .
12- تعداد تعويض : 3 نفر مي باشد .
13- شکل و اندازه دروازه : ذوزنقه - طول دروازه 7.32 متر و ارتفاع آن 2.44 متر قطر لوله 12 سانتي متر .
14- طريقه زدن توپ از خارج : توپ را با دو دست از پشت سر و بالاي سر پرتاب مي کنيم بطوري که پا بلند نشود و داخل زمين نباشد .
15- پهناي خطوط زمين : از 12 سانتي متر بيشتر نباشد .
16- اخطار: داور کارت زرد را به بازيکن خاطي نشان مي دهد هر دو کارت زرد يک کارت قرمز محسوب مي شود.
17- اخراج و جريمه آن : با نشان دادن کارت قرمز به بازيکن خاطي او از زمين و نيمکت ذخيره ها اخراج مي شود و تيم ده نفره به بازي ادامه مي دهد بازيکن اخراج شده از يک بازي بعدي نيز محروم است .
18- فاصله نقطه پنالتي تا دروازه : 11 متر
19- بازي مساوي : هم دارد هم ندارد .
20- وقت اضافي : 2 زمان 15 دقيقه و زماني که گل طلايي زده شود بازي تمام است .
21- محوطه دروازه : عرض 5.5 متر بين دو تيرک 7.32 متر .
22- محوطه جريمه : عرض 16.5 متر طول 38 متر .
23- نگه داشتن توپ توسط دروازه بان : 6 ثانيه در محوطه جريمه .
24- دروازه بان به محض دريافت توپ مي تواند به هر کجاي محوطه جريمه برود و توپ را از خود دور کند .
25- گل زماني محسوب مي شود که توپ کاملا از خط دروازه جدا شده باشد .
26- دروازه بان زماني که پشت خط 18 قدم ايستاده است مي تواند از 18 قدم خارج و توپ را روي هوا بزند .
27- در پرتاب توپ از اوت اگر توپ به داخل زمين بازي برخورد نکند تکرار مي شود. و اگر بازيکن از محل اوت توپ را پرتاب نکند و تغيير مکان زيادي بدهد با تشخيص داور توپ به حريف واگذار مي شود.
28- براي مشخص شدن تيم برنده از هر تيم 5 نفر ضربه مي زنند که زننده ي اول با قرعه کشي توسط داور مشخص مي شود.
29- بازيکناني که تا لحظه آخر فوتبال بازي کرده اند حق زدن پنالتي را دارند .
30- هنگام زدن پنالتي فقط بازکن ضربه زن و دروازه بان تيم مقابل حق دارند خارج از دايره ي وسط زمين باشند .
31- در صورت تساوي در پنالتي پنالتي ششم و بعدي مشخص کننده تيم برنده خواهد بود و اگر در متياز 11 مساوي شوند بازيکنان دوباره به نوبت مي زنند .
32- اگر بازيکني يک کارت زرد از بازي قبل داشته باشد و يک کارت زرد در بازي بعدي بگيرد از بازي بعد از آن هم محروم است .
33- خطاهايي که برخورد شديد داشته باشد ضربه مستقيم يا يک ضرب زده مي شود.
34- خطاهايي که در آن برخورد نداشته باشد دو ضرب زده مي شود.
35- اگر روي بازيکني که با توپ به طرف دروازه حرکت مي کند در قسمت جريمه يا پشت آن خطاي عمد شود بازيکن خاطي اخراج مي شود که در حالت اول ضربه پنالتي در پي دارد و در دومي ضربه مستقيم زده ميشود.
36- اگر دروازه بان اخراج شود يک بازيکن به جاي او قرار مي گيرد و يا يک بازيکن بيرون رفته و دروازه بان ذخيره درون دروازه مي ايستد و تيم بايد ده نفره بازي کند . در صورتيکه دروازه بان مصدوم شد دروازه بان ذخيره يا بازيکن جايش را ميگيرد و تيم 11 نفره بازي ميکند .
37- قضاوت بجاي داوران مسئول صحيح تعويض بازيکنان اعلان وقت اضافي و نظارت بر تعويض توپ به درخواست دارو ميدان از وظايف داور چهارم است .
38- فاصله بازيکن مدافع تا توپ 9.15 متر ميباشد .
39- خطوط منطقه فني مسابقات ( نيمکت ذخيره ها ) از طرفين يک متر و قسمت جلو تا يک متري خط طولي زمين کشيده ميشود .
40- اگر وقت بازي تمام شده باشد و داور وسط به دلايلي متوجه نباشد داوران کنار با قرار دادن دست خود روي سينه داور وسط را از اين موضوع با خبر مي کنند .
41- داور کنار براي اعلان تعوض پرچم را بالاي سر خد به طور افقي قرار مي دهد و به داور وسط نشان مي دهد .
42- تا وقتي که توپ کاملا از روي خط خارج نشده دااخل است و بازي ادامه خواهد داشت .
قوانين آفسايد
اگر بازيکني به توپ ضربه بزند ( پاس يا سانتر ) و يار او که مي خواهد از توپ استفاده کند قبل از ضربه زدن جلوتر از بازيکنان تيم مقابل باشد آفسايد مي باشد البته دروازه بان در محوطه خودش مي باشد .
اگر بازيکني به توپ ضربه بزند ( پاس يا سانتر ) و يکي از يارانش در آفسايد باشد ولي توپ را يکي ديگر از يارانش که در آفسايد است استفاده کند آفسايد نمي باشد. ولي اگر ضربه بزند و توپ به هر شکل برگدد و ياري که در آفسيد بوده گل کند قبول نيست .
توپ اوت آفسايد ندارد .
اگر دو بازيکن از دو تيم در يک خط قرار داشته باشند آفسايد نمي باشد . اگر همه بازيکنان در يک زمين قرار گيرند قانون آفسايد انجام نمي شود.
اگر بازيکن مهاجم بخواهد توپ را به دروازه بان خودي پاس بدهد  و در بين راه توپ به مهاجم برسد آفسايد نيست .
پاس به عقب
پاس به دروازه بان و در صورت گرفتن آن خطا محسوب مي شود . از محل خطا ضربه دو ضرب انجام مي شود .
اگر روي خط دروازه توپ با دست گرفته شود ا روي خط 6 قدم ( 5.5 متر ) خطا زده مي شود. اگر بازيکني سهوا توپ را با پا به دروازه بان خودي بدهد و او با دست بگيرد اشکال ندارد. مثلا توپ بازيکن به مدافع برخورد و به دروازه بان رسيده است . ( با تشخيص داور )
با قسمت بالاي زانو اشکال ندارد .
محوطه 5.5 متر دروازه بان
1- توپ اوت ( خارج ) روي آن کاشته مي شود . ( انتهاي حط طولي )
2- خطاهاي جلوي دروازه روي آن کاشته مي شود .
3- هر گونه برخورد با دروازه بان خطاست .
کرنر
يکي از بازيکنان تيم حمله از گوشه هاي يک زمين توپ را روي دروازه حريف سانتر مي کند و يا به يارش پاس مي دهد .
آوانتاژ
اگر بر روي مالک توپ خطا شود و در ادامه خودش و يا يکي از يارانش مالک توپ شود داور مي تواند با تشخيص خود آوانتاژ دهد .
تعريف آفسايد
هر گاه بازيکن مهاجم نزديکتر از دو يار حريف نسبت به خط عرضي زمين قرار داشته باشد و به طرف او ضربه زده شود آفسايد خواهد بود .

تحليل-آمادگی جسمانی در فوتبال

طرح یک الگوی تمرین برای گرم کردن عمومی بدن


۱- دور زمین فوتبال به مدت ۳۰ تا ۴۰ ثانیه راه می رویم.


۲- کم کم به شدت راه رفتن اضافه می کنیم تا حالتی بین راه رفتن و دویدن به وجود آید( مدت ۱ دقیقه )


۳- انجام حرکات کششی به میزان ۳۰٪ حداکثر کشش برای هر حرکت به مدت ۵ ثانیه


۴- دویدن به مدت ۴ الی ۵ دقیقه با ۳۰٪ حداکثر توان دویدن


۵- انجام نرمشهای کششی با ۶۰٪ به ازای هر نرمش مدت ۵ ثانیه


۶- دویدن با ۵۰٪ توان به مدت ۲ دقیقه


۷- انجام نرمشهای کششی به میزان ۱۰۰٪ برای هر نرمش ۵ ثانیه


۸- انجام حرکات نرمشی از پائین بدن به بالای بدن یا برعکس َ توام با حرکتهای موزون مثل درجا دویدن ؛ زانو بلند پشت ران ؛ چرخش لگن ؛ قیچی دو پا ؛ پرش دو پا به سمت ارتفاع ؛ پرش جفت عقب و جلو ؛ حرکت پروانه از عقب به جلو و....


۹- انجام چند دو سرعت با زمان و مسافت کوتاه


۱۰- انجام تمرینات گرم کردن رشته اختصاصی فوتبال


مادر

 

 

***************۸۸۸۸۸۸۸*************

               مادر اي روياي سبز غنچه ها

مادر اي پرواز نرم قاصدک
               مادر اي معناي عشق شاهپرک

گونه هايت کاش مهتابي نبود
               تا دلم در بند بي تابي نبود

اي تمام ناله هايت بي صدا
              مادر اي زيباترين شعر خدا 

**************************

سرود مادر

 

در بوسه هاي مادر
خورشيد نور باران
آغاز روز تازه
لبخند بامدادان


در خنده هاي مادر
عطر خوش گلستان
زيبايي طبيعت
شادابي بهاران.
 
مادر تو روح و جاني
مادر تو جاوداني
با من تو مهرباني
با من تو همزباني


مادر تو بهتريني
مادر تو نازنيني
مادر تو دلنشيني
بر حلقه ام نگيني.
 
مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.
 
در چشم هاي مادر
آبي آسماني
روًياي سبز نوروز
معناي زندگاني


در اشك هاي مادر
پاكي آب باران
رنگين كمان روشن
آواي چشمه ساران.
 
مادر زعشق سرشار
روح نثار و ايثار
در راه كودكانش
مادر بود فداكار


مادر چراغ خانه
گرماي آشيانه
مهرش درون قلبم
ماناست جاودانه.
 
مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.
 
در نغمه هاي مادر
لالايي محبت
شعر بلند پيوند
آواي انس و الفت


در پند هاي مادر
شيريني سعادت
آسايش دو گيتي
شادي بينهايت.
 
مادر تو صبح پاكي
برتر ز آب و خاكي
در مشرق محبت
خورشيد تابناكي


تو مايهً غروري
سرچشمهً سروري
سرشار شعر و شوري
بخشندهً شعوري.
 
مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.
 
مادر دلش رحيم است
قلبش مرا حريم است
روحش پناهگاهم
در لحظه هاي بيم است


قلبش طپد برايم
خود را كند فدايم
پر ميشوم ز شادي
چون ميكند صدايم.
 
بخشندهً جوانيست
معناي زندگانيست
لبخندش آسمانيست
شادي جاودانيست


آرامش نسيم است
بخشنده و كريم است
در بوستان هستي
چون گل پر از شميم است.
 
مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

 

آمينوها

 

آمينوها

Amino 1000

آمينوها در بازار بصورت قرص در بسته هاي 190 تايي موجود است. اين ماده در موارد ذيل مورد استفاده قرار مي گيرد:

1. جبران كمبود پروتئين بدن و درمان سوء تغذيه

2. افزايش حجم عضلات ورزشكاران

3. در موارد خاصي كه فرد بنا به دلايلي پروتئين بدن خود را از دست مي دهد مانند اعمال جراحي- سوختگي ها و برخي بيماريهاي مزمن.

نكته قابل توجه اينست كه: اگر دقت نموده باشيد در مورد شماره 2 يكي از موارد مصرف آمينو افزايش حجم عضلات در ورزشكاران ذكر شده و بديهي است اين ماده در افزايش حجم عضلات افرادي كه هنگام مصرف به ورزشهاي مناسب نمي پردازند، هيچ تأثيري ندارد و لازمه تأثير اين ماده، پرداختن به ورزشهاي مناسب جهت افزايش حجم مي باشد.

بهتر است اين مكمل پس از هر وعده غذايي و بلافاصله پس از تمرين مصرف شود.

 

آمينو 1200 ام اس سي          Amino 1200 MSC

موارد مصرف اين مكمل به شرح ذيل مي باشد:

1. بالا بردن استقامت بدن

2. افزايش قدرت و توده عضلات

3. بازسازي ذخاير انرژي بدن

4. ساخت پروتئين

در بازار بصورت كپسول و معمولاً در بسته هاي 120 و 240 تايي يافت مي شود.

مقادير مصرف آن در ورزشكاران روزي دو كپسول مي باشد.

 

آمينو1700       Amino 1700

اين مكمل از سفيده تخم مرغ تهيه مي شود و هر قرص آن بيش از 1500 ميلي گرم اسيد آمينه وارد بدن مي نمايد. بنابراين در اين مكمل اسيدهاي آمينه والين، لوسين و ايزولوسين كه به اسيدهاي آمينه شاخه دار BCAA معروف مي باشند، به مقدار لازم و كافي وجود دارد كه كار اصلي اين اسيدهاي آمينه، ساخت توده عضلاني و افزايش وزن بدون چربي مي باشد.

موارد مصرف اين مكمل به شرح ذيل مي باشد:

1. ساخت پروتئين و در نتيجه افزايش توده عضلاني

2. بازسازي ذخاير انرژي

3. افزايش وزن بدون چربي

در بازار اين مكمل بصورت قرص و در بسته هاي 250 تايي موجود بوده و مقدار مصرف آن براي ورزشكاران روزي 2 قرص توصيه شده است.

 

آمينو1900      Amino 1900

اين مكمل نيز مانند مورد قبل داراي مقادير زيادي از اسيدهاي آمينه والين، ايزولوسين و لوسين مي باشد.

اين مكمل بصورت قرص در بسته هاي 110 و 325 تايي يافت شده و هر قرص 1900 ميلي گرم اسيدآمينه را وارد بدن مي كند. مقدار مصرف آن نيز روزي 2 قرص براي ورزشكاران توصيده شده. موارد مصرف اين مكمل به شرح ذيل مي باشد.

1. افزايش توده و حجم عضلات

2. افزايش قدرت عضلاني

3. ساخت پروتئين در بدن

4. بازسازي ذخيره انرژي

 

آمينو 2400 ام اس سي                  Amino 2400 MSC

موارد مصرف اين مكمل نيز به شرح ذيل مي باشد:

1.افزايش توده عضلاني

2. بالابردن استقامت بدن

3. بازسازي ذخاير انرژي بدن

4. ساخت پروتئين در بدن

5. افزايش قدرت بدن

اين مكمل در بازار بصورت كپسول در بسته هاي 120 و 240 تايي يافت شده و مقدار مصرف آن براي ورزشكاران روزانه 4 كپسول است.

 

 

آمينو 2500             Amino 2500

نكته قابل توجه در مصرف اين مكمل اينست كه هرگز اين مكمل را با معده خالي مصرف نكنيد. اين مكمل در بازار بصورت قرص در بسته هاي 325 تايي يافت مي شود و موارد مصرف آن براي:

1. افزايش حجم و توده عضلات

2. ساختن پروتئين در بدن مي باشد

مقدار مصرف آن براي ورزشكاران آماتور روزانه 5 قرص و براي ورزشكاران حرفه اي تا روزي 10 قرص مي باشد.

 

آمينو 3000             Amino 3000

شكل ظاهري اين مكمل با اكثر مكملهاي هم خانواده كمي متفاوت بوده و بصورت كپسول ژله اي در بسته هاي 150 تايي ديده مي شود.

اين كپسول بايد با معده خالي مصرف شود. مقدار مصرف آن روزانه 3 كپسول به ترتيب: قبل از صبحانه يك عدد، يك عدد پس از تمرين و يك عدد حدود 5 ساعت پس از نهار.

 موارد مصرف اين مكمل:

 1. افزايش حجم و توده عضلات بدن

2. تأمين انرژي لازم در طول تمرينات سنگين

3. تأمين پروتئين بدن مصرف اين مكمل براي كودكان و زنان باردار و در دوران شيردهي خطرناك است.

 

آمينو 3100             Amino 3100

مقدار مصرف اين مكمل روزانه يك قرص مي باشد. اين مكمل نيز داراي اسيدهاي آمينه شاخه دار به مقدار كافي مي باشد.

در بسته هاي 85 و 165 تايي و بصورت قرص موجود است. موارد مصرف آن به شرح ذيل است:

1. ساختن پروتئين بدن

2. افزايش حجم عضلات

3. افزايش قدرت عضلات بدن

4. بازسازي ذخاير انرژي بدن

5. افزايش متابوليسم بدن( سوخت و ساز)

6. افزايش كارآيي ورزشي

 

 

آمينو فول       2000          Amino Fuel 2000

اين مكمل تركيب نسبتاً جديدي به شمار مي آيد و مقادير اسيدهاي آمينه شاخه دار(BCAA) و ساير تركيبات آن با توجه به نياز بدن افزايش يافته و با توجه به نياز بيشتر ورزشكاران به اين مواد تهيه و توليد مي شود.

اين مكمل بايد با معده خالي و مقدار آب و مايعات زياد مصرف شود.

چون اندازه قرصهاي اين مكمل كمي بزرگتر از حد معمول است در صورت ايجاد مشكل در بلع آن مي توانيد قرصها را چند تكه كرده و با آب زياد ميل نماييد.

اين مكمل در بازار بصورت قرص در بسته هاي 100 تايي موجود است.

موارد مصرف آن به شرح ذيل است:

1. افزايش توده و حجم عضلات

2. جبران كمبود پروتئين بدن

3. جلوگيري و جبران تحليل عضلات بدن

4. بالابردن توان و استقامت بدن

 ورزشكاران آماتور تا روزي 2 قرص و ورزشكاران حرفه اي تا روزي 6 قرص مي توانند بسته به فعاليت خود از اين مكمل استفاده نمايند.

 

 

آمينو تك       Amino Tech

اين مكمل به دليل داشتن مقادير كافي از اسيدهاي آمينه شاخه دار( BCAA)، ادنوزين تري فسفات(ATP يا انرژي) و عوامل مؤثر و تشديد كننده رشد، داراي طرفداران زيادي بين ورزشكاران است.

اين مكمل به شكل قرص و در بسته هاي 375 تايي موجود بوده و توليد مي شود.

مقدار مصرف آن براي ورزشكاران آماتور روزانه تا 5 قرص و ورزشكاران حرفه اي تا روزي 12 قرص مي باشد.

موارد مصرف آن نيز در:

1. كمبود شديد پروتئين در بدن

2. كمبود شديد اسيدهاي آمينه

3. افزايش استقامت و قدرت بدن حين تمرينات سنگين و مسابقه

4. افزايش و تشديد رشد قدي در افراد كوتاه قد و لاغر

5. افزايش حجم و توده عضلات

كارشناس و مشاور ورزشي تبيان

 

گلوكزآمين   Glucosamine

 

بسياري از ورزشكاران تصور مي كنند كه گلوكز آمين تركيبي از گلوكز و اسيدآمينه است. در حالي كه اين تصور غلطي مي باشد.

گلوكزآمين نوعي مكمل است كه در ترميم غضروفهاي آسيب ديده كمك شاياني مي كند.

گلوكزآمين را به عبارتي پدربزرگ مكملهاي غذايي ضروري براي مفاصل بدن مي نامند.

اين ماده در اثر ضدالتهابي مستقيم كمي دارد و هيچ گونه خاصيت فوري ضد درد ندارد و فقط به ترميم و بازسازي غضروف مفاصل بدن كمك مي كند.

امروزه در درمان بيماريهايي مانند آرتروز از داروهايي مانند ايبوپروفن جهت تسكين درد استفاده مي شود كه اين دارو اگرچه در مدت كوتاهي سبب تسكين درد مي شود ولي در دراز مدت داراي عوارض جانبي مي باشد و به ترميم غضروف هيچ كمكي نمي كند. از مصرف دراز مدت گلوكز آمين تا به حال عارضه خاصي گزارش نشده، در حاليكه ضمن تسكين درد به ترميم و بازسازي غضروف مفصل كمك مي كند.

معمولاً براي تأثيرگذاري بيشتر گلوكزآمين، نوعي ماده تركيبي ديگر بنام كندرويتين به اين ماده اضافه مي شود.

گلوكزآمين هيچگونه خاصيت انرژي زايي، عضله سازي و آنابوليكي ندارد در حاليكه نام آن براي غالب ورزشكاران گول زننده است.

اين مكمل در بازار بصورت قرص و پودر و كپسول در بسته هاي 60 تا 150 تايي يافت مي شود و از آن در اكثر مكملهاي جديد استفاده مي شود.

 

موارد مصرف گلوكز آمين:

1. صدمات و آسيبهاي غضروفي مفصلي در ورزشكاران

2. تسكين و درمان بيماريهاي تخريبي مفاصل مانند آرتروز

3. ساييدگي و صداهاي مفصلي كه معمولاً در اثر كارزياد و فعاليتهاي سنگين ورزشي ايجاد مي شود.

 

    

كراتين منوهيدرات Creatine monohydrate

اين نوع مكمل در بازار به صورت پودر، كپسول، قرص جويدني و قطره يافت مي شود. ولي در ايران اغلب به صورت پودر در بسته هاي 120 تا 1000 گرمي ديده مي شود. مقدار كراتين منوهيدرات موجود در يك قاشق پودر كراتين حدود 5 گرم مي باشد.

كراتين چيست؟

كراتين ماده اي است كه در بدن انسان در طي سوخت و ساز پروتئين توليد مي شود. اين ماده در غذاها و مكملهاي به همين نام وجود دارد.

كراتين منو هيدرات جهت افزايش ذخاير كراتين و كراتين فسفات (CP) بدن مصرف مي شود.

CP در بدن انسان از تركيب كراتين و فسفات توليد شده و همراه با آدرنالين تري فسفات (ATP)  در بافت عضله ذخيره مي شود. در واقع CP در دسترس ترين و سريعترين منبع سوختي جايگزين ATP است.

ولي نقطه ضعف آن توانايي كم بدن در ذخيره اين ماده مي باشد. كراتين در بدن از سوختن پروتئينها و اسيدهاي آمينه ي آرژي نين، گليسين و متيونين بدست مي آيد. اين ماده بطور طبيعي در گوشت قرمز و ماهي يافت مي شود. هر يك كيلو گرم گوشت قرمز حدود 5 گرم كراتين دارد.

از عمده اثرات كراتين مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:

1- افزايش قدرت عضله

2- در فواصل بين تمرينات سنگين ورزشي بازسازي ذخاير انرژي را سرعت مي بخشد.

3- بدون افزايش چربي بدن، در افزايش توده عضلات بدن نقش قابل توجهي دارد.

4- آستانه بي هوازي را در بدن افزايش مي دهد.

5- در تمرينات ورزشي سرعتي و شديد، ضمن كاهش توليد اسيد لاكتيك، مانع از خستگي شده و مدت تمرين شديد را طولاني تر مي كند.

پس به طور كلي مي توان هنگام نياز به افزايش وزن و توده عضلات، افزايش قدرت و سرعت در حركات انفجاري و كمك به توليد ATP در بدن از اين ماده استفاده نمود.

مقدار مصرف:

اصولاً جهت نتيجه گيري كامل و صحيح لازم است مصرف كراتين را به دو مرحله ي بارگيري و نگهدارنده تقسيم كرد.

مدت مرحله بارگيري 5 روز است و مرحله نگهدارنده از روز ششم آغاز مي شود. مقدار مصرف اين ماده را در هر دو مرحله و براي زنان و مردان مي توان از جداول ذيل استخراج نمود:

جدول 1- طرز مصرف كراتين منوهيدرات در ورزشكاران مرد
 

مرحله نگهدارنده

مرحله بارگيري

وزن بدن

4-2 گرم

9 گرم

كمتر از 36 كيلوگرم

5-3 گرم

10 گرم

41-36 كيلوگرم

6-3 گرم

11 گرم

45-42 كيلوگرم

7-4 گرم

13 گرم

50-46 كيلوگرم

7-4 گرم

14 گرم

55-51 كيلوگرم

8-4 گرم

15 گرم

59-56 كيلوگرم

8-4 گرم

16 گرم

64-60 كيلوگرم

9-5 گرم

17 گرم

68-65 كيلوگرم

9-5 گرم

18 گرم

73-69 كيلوگرم

10-5 گرم

19 گرم

77-74 كيلوگرم

10-5 گرم

20 گرم

82-78 كيلوگرم

11-6 گرم

22 گرم

86-83 كيلوگرم

12-6 گرم

23 گرم

91-87 كيلوگرم

12-6 گرم

24 گرم

95-92 كيلوگرم

13-7 گرم

25 گرم

بيشتر از 95 كيلوگرم

 

 

 

جدول 2- طرز مصرف كراتين منوهيدرات در ورزشكاران زن
 

مرحله نگهدارنده

مرحله بارگيري

وزن بدن

3-2 گرم

6 گرم

كمتر از 36 كيلوگرم

4-2 گرم

7 گرم

41-36 كيلوگرم

4-2 گرم

8 گرم

45-42 كيلوگرم

5-3 گرم

9 گرم

50-46 كيلوگرم

5-3 گرم

10 گرم

55-51 كيلوگرم

5-3 گرم

10 گرم

59-56 كيلوگرم

6-3 گرم

11گرم

64-60 كيلوگرم

6-3 گرم

12 گرم

68-65 كيلوگرم

7-4 گرم

13 گرم

73-69 كيلوگرم

7-4 گرم

14 گرم

77-74 كيلوگرم

7-4 گرم

14 گرم

82-78 كيلوگرم

8-4 گرم

15 گرم

86-83 كيلوگرم

8-4 گرم

16 گرم

91-87 كيلوگرم

9-5 گرم

17 گرم

95-92 كيلوگرم

9-5 گرم

18 گرم

بيشتر از 95 كيلوگرم

 

توصيه هاي مهم هنگام مصرف كراتين:

اگر در مرحله نگهدارنده وقفه اي 5 روزه يا بيشتر ايجاد شود، بايد مراحل بارگيري و نگهداري را مجدداً از اول شروع كنيد براي كسب نتيجه ايده آل بهتر است حداقل 6 ماه كراتين را مصرف كنيد.

كراتين زماني بهترين اثر را دارد كه همراه مواده قندي مصرف شود. هنگام استفاده از كراتين آب و مايعات به مقدار زياد بنوشيد در كنار مصرف كراتين مي توانيد از مكملهاي فولات، ويتامينهاي B6 و B12 نيز استفاده نماييد.

مكملهاي ديگر چون فسفاژن Phosphagen و فسفاژن اچ پي Phosphagen HP نيز دقيقاً مانند كراتين منو هيدرات عمل كرده و دستور مصرف و موارد استفاده آنها نيز مانند كراتين منوهيدرات مي باشد. فقط فسفاژن اچ پي را مي توان به طريقه ذيل نيز مصرف نمود:

5 روز اول روزانه 4 بار و هر بار يك پيمانه و بعد از 5 روز، روزانه 1 تا 2 بار هر بار يك پيمانه.

 

نام‌های مستعار باشگاه‌های اروپائی

نام‌های مستعار باشگاه‌های اروپائی
دانستنیهای فوتبال
این نام‌ها برخی اوقات حتی از نام‌های واقعی نیز محبوب‌تر و پرکاربردتر هستند، به‌گونه‌ای که جایگزین اسامی واقعی می‌شوند. اسامی مستعار می‌توانند خنده‌دار و مضحک و یا توهین‌آمیز و غیرمؤدبانه باشند.

شاید تا حالا فکر می‌کردید تنها بازیکنان دارای اسامی مستعار هستند اما کاملاً در اشتباه بوده‌اید؛ چون باشگاه‌ها نیز می‌توانند دارای نام‌هائی غیر از نام واقعی خود داشته باشند! این نام‌ها برخی اوقات حتی از نام‌های واقعی نیز محبوب‌تر و پرکاربردتر هستند، به‌گونه‌ای که جایگزین اسامی واقعی می‌شوند. اسامی مستعار می‌توانند خنده‌دار و مضحک و یا توهین‌آمیز و غیرمؤدبانه باشند.

اکثر اوقات این تماشاگران یک تیم و یا هواداران تیم مقابل هستند که این نام‌ها را می‌سازند. آنها برای این‌کار از اسامی حیوانات، رنگ پیراهن تیم‌ها، اسامی مناطق و نواحی مختلف و مواردی از این قبیل استفاده می‌کنند. برای آشنائی شما با اسامی و القاب مورد استفاده در فوتبال باشگاهی و ملی اروپا، پاره‌ای از این اسامی را ارائه می‌کنیم.

● آلمان
▪ اف.ث.هالیوود ............. بایرن‌مونیخ‌
▪ کره‌اسب‌ها ............... بروسیا دورتموند
▪ شیاطین سرخ ........... کایزرسلاترن
▪ بزها ........................ اف. ث. کلن
▪ شیرها ..................... مونیخ ۱۸۶۰
▪ معدنچی‌ها ................ شالکه ۰۴

● فرانسه
▪ خروس‌ها .................. تیم ملی فوتبال فرانسه
▪ قناری‌ها ................... باشگاه نانت
▪ شیرها ..................... باشگاه لیون
▪ پسرها ..................... باشگاه مارسی
▪ شاهزاده‌ها ............... باشگاه موناکو
▪ عقاب‌ها ................... باشگاه نیس
▪ لک‌لک‌ها .................. باشگاه استراسبورگ

● اسپانیا
▪ آزلگرونا ...................... باشگاه بارسلونا
▪ کهکشانی‌ها، اشباح .............. باشگاه رئال‌مادرید
▪ شیرها ...................... باشگاه آتلتیک بیلبائو
▪ پرنده‌های عاشق ......... باشگاه اسپانیول
▪ خفاش‌ها ................... باشگاه کاستلون
▪ پسران ماتریس ........... باشگاه آتلتیکو مادرید
▪ آشوبگران ................... تیم ملی فوتبال اسپانیا

● هلند
▪ پسران خوب ................ باشگاه آژاکس آمستردام
▪ موش‌های صحرائی ....... باشگاه بره‌دا
▪ کشاورزان با کلاس ........ باشگاه گراف شاپ
▪ نارنجی‌پوشان ............... تیم ملی فوتبال هلند

● پرتغال
▪ عقاب‌ها ...................... باشگاه بنفیکا لیسیون
▪ اژدهاها ...................... باشگاه پورتو
▪ شیرها ........................ باشگاه اسپورتینگ لیسیون

● رومانی
▪ گرگ‌های قرمز ............... دینامو بخارست
▪ آسمان پرستاره ............. باشگاه استوا بخارست
▪ ۳ رنگی‌ها ..................... تیم ملی فوتبال رومانی

● ترکیه
▪ عقاب‌های سیاه .............. باشگاه بشیکتاش
▪ قناری‌ها ........................ باشگاه فنر باغچه
▪ شیرها .......................... باشگاه گالاتاسرای

● انگلستان
▪ گربه‌های سیاه ................. ساندرند
▪ بدذات‌ها ......................... آستون ویلا
▪ کنار رودی‌ها .................... بلکبرن روورز
▪ آواره‌ها ........................... بولتون واندررز
▪ دلاوران ........................... چارلتون آتلتیک
▪ بازنشسته‌ها .................... چلسی
▪ آب‌نبات‌سازها .................... اورتون
▪ کلبه‌نشین‌ها .................... فولهام
▪ قرمزها ............................ لیورپول، تاتینگهام فارست
▪ آبی‌های آسمانی .............. منچسترسیتی
▪ بورو ................................. میدلزبورو
▪ سیاه و سفیدها، زاغ‌ها ........ نیوکاسل
▪ سفیدهای زنبقی ................ تاتنهام هانسپرز
▪ توپچی‌های لندن ................. آرسنال
▪ زنبورهای سرخ ................... واتفورد
▪ چکش‌ها ........................... وستهام یونایتد
▪ بیسکویت‌سازها .................. ریدینگ
▪ بچه‌های تخس .................... بارنزلی
▪ آبی‌ها ............................... بیرمنگام سیتی
▪ پرنده‌های آبی ...................... کاردیف سیتی
▪ عقاب‌ها .............................. کریستال پالاس
▪ ببرها .................................. هال سیتی
▪ تراکتورسازان ........................ ایپسویچ
▪ سفیدها .............................. لیدزیونایتد
▪ روباه‌ها ................................ لستر سیتی
▪ کلاه‌دوزها ............................. لوتون تاون
▪ قناری‌ها ............................... نورویچ سیتی
▪ جغدها ................................. شفیلد ونزدی
▪ پرهیزکاران ............................ ساوتهمپتون
▪ کوزه‌گران .............................. استوک سیتی
▪ گرگ‌ها ................................ ولورهمپتون
▪ نارنجی‌پوشان ........................ بلکبرن
▪ خروس‌جنگی‌ها ..................... برادفورد سیتی
▪ زنبورها ................................. برنت فورد
▪ سینه‌سرخ‌ها ......................... بریستول سیتی
▪ ارواح .................................... چسترفیلد
▪ وابکینگ‌ها ............................. دونکاستر
▪ شیرها .................................. میلوال
▪ سگ‌های شکاری ................... هادرز فیلد تاون
▪ پینه‌دوزها .............................. نورئهمپتون
▪ آسیابان‌ها ............................. روترهام یونایتد
▪ قوها .................................... سوانسی سیتی
▪ تبعیدشدگان .......................... مچسترسیتی
▪ دزدان دریائی .......................... بریستول روورز
▪ دریانوردان .............................. گریمس تاون
▪ گاوهای نر ............................. هرفورد یونایتد
▪ بچه‌های شرور ........................ لینکلن سیتی
▪ اژدهای قرمز .......................... رکسهام
▪ شیاطین سرخ ....................... منچستریونایتد

● سوئد
▪ فرشته‌ها ................................. باشگاه گوتبرگ
● دانمارک
▪ دینامیت ................................... تیم ملی فوتبال دانمارک

● اسکاتلند
▪ خرس‌های پشمالو ....................... باشگاه گلاسکو رنجرز
▪ ارتش عصبانی ............................ تیم ملی فوتبال بلژیک
▪ گورخرها .................................... باشگاه شارلروا

● اتریش
▪ بنفشه‌ها .................................... باشگاه آستریاوین

● کرواسی
▪ شیرهای آبی ................................ دینامو زاگرب

● صربستان
▪ پسران خشمگین ........................... تیم ملی فوتبال صربستان

● ایتالیا
▪ لاجوردی‌پوشان ................................ تیم ملی فوتبال ایتالیا
▪ بانوی پیر ........................................ باشگاه یوونتوس
▪ پرستوها ......................................... باشگاه بره‌شا
▪ جزیره‌نشینان ................................... باشگاه کالیاری
▪ بنفشه‌ها ........................................ باشگاه فیورنتینا
▪ افعی‌ها .......................................... باشگاه اینتر
▪ عقاب‌ها .......................................... باشگاه لاتزیو
▪ شیاطین سرخ و مشکی ..................... باشگاه میلان
▪ زرافه‌ها ........................................... باشگاه پروجا
▪ گاوهای نر ........................................ باشگاه تورینو
▪ گرگ‌ها ............................................ باشگاه رم
▪ الاغ‌های پرنده ................................... باشگاه کیه‌وو

زندگی نامه رونالدینهو

زندگی نامه رونالدینهو
ستارگان فوتبال اروپا
یوفا: در دنیای توپ گرد و در یک برهه از زمان نام یک بازیکن خاص در دنیا و سر زبان ها می افتد , همه جهانیان به او قبطه می خورند و لب به ستایش او می گشایند.
از بارز ترین این نمونه ها می توان به بزرگانی چون پله , زیکو, دی استفانو, فان باستن , یان رایت , جورج بست , پلاتینی , گرد مولر , مارادونا , بکن بائر , کرایوف , رونالدو و زیدان یاد کرد.
اما در حال حاضر بازیکنی از پورتو آلگرا ی برزیل ظهور کرده که قریب به دو سال و نیم است همگان را به تماشای بازی اش هیپنوتیزم می کند. او کسی نیست جز ابر قدرت بارسا , تک ستاره ی جهان رونالدینهو گائوچو .



او در تاریخ 21/03/1980 در پورتو آلگرای برزیل به دنیا آمد.
در سرزمین فوتبال رشد یافت و از ادوار کودکی و در سواحل گرمیو با توپ نفس می کشید.
در خانواده ی تقریبا فقیری رشد کرد و با از دست دادن پدر نه تنها ضربه ی روحی بزرگی را خورد بلکه مشکلات زندگی بر خانواده تاثیرات بسیار بدی گذاشت.
در این دوران سخت بود که برادر بزرگتر رونی کوچک سرپرستی خانواده را در اختیار گرفت. آسیس کوچک شب و روز در ماسه های داغ و سوزان توپ را با خود می دواند و وقتی شب گرسنه و کوفته به خانه می آمد با شرمندگی مادرش روبه رو می شد.
مادرش نمی توانست آنگونه که شایسته است او را تامین کند ولی رونی کوچک به این مسئله خو گرفته بود و فوتبال غذای روح و جان اش بود.مادرش می گوید : در آن دوران به غیر از خواب همواره با توپ دیده می شده و اگر در جمعی قرار می گرفت که مجبور به محرومیت از توپ می شد بسیار مضطرب و غمگین به نظر می رسید.
این گفته ها همه چیز را در مورد عشق حقیقی او به فوتبال بیان می کند.
ابتدا به طور آماتور در یک تیم سالنی بازی می کرد.در آنجا همه ی هم سن های خود را به راحتی جا می گذاشت و گاهی دیده شده که با چندین دریبل سرپای پشت سر هم چهار پنج نفر را به سرسام می آورده! وقتی دید در آنجا رقیبان درخور ندارد به کمک برادرش به عضویت تیم شهر زادگاهش یعنی گرمیو در آمد.
در ابتدا زیاد به بازی گرفته نمی شد ولی در زمان اندکی که به میدان می آمد درخششی خاص داشت.در سال 1997 به عضویت تیم ملی جوانان در آمد و در جام جهانی مصر قهرمانی برزیل را با آقای گلی اش به ارمغان آورد.
این عنوان سکوی پرتاب بلندی برای وی محسوب می شد.
در همین بینابین بود که چشم سوئیسی ها به وی خیره شد و آنها با پیشنهاد مالی قابل توجهی به وی پیشنهاد کردند که با پذیرفتن تابعیت این کشور در تیم ملی شان توپ بزند.
ولی عشق او به برزیل توامان با مخالفت برادرش مانع از این خرید و پیشنهاد کثیف شد.

و سر انجام در سال 1999 در حالی که حدود 19 سال داشت به تیم ملی دعوت شد و در همین سال به مقام قهرمانی کوپا آمریکا رسید.
پس از ارائه ی بازیهای بسیار جالب مسئولان برزیلی را مجاب کرد تا او را برای جام کنفدراسیون ها به تیم ملی دعوت کنند.
او پاسخ این اعتماد را به بهترین وجه ممکن داد و با وجود ناکامی برزیل آقای گل شد. اینجا بود که کلید شهرت او زده شد و دیدگان اروپاییان متوجه این استعداد ناب شد.

وقتی در سال 2001 با پیشنهاد خوبی از باشگاهی چون پاریسن ژرمن مواجه شد فرصت را غنیمت شمرد و راهی تیم محبوب پایتخت فرانسه شد.
هواداران گریمیو در این زمان به او لقب پول پرست دادند ولی اگر چشمهاشان را باز می کردند می فهمیدند که اگر او پول پرست بود به درخواست سوئیسی ها تن در می داد
در لیگ فرانسه و با شماره ی 10 چنان حرکاتی را با توپ انجام می داد که برخی از آنها در آن زمان جدید بودند .
روحیه ی بالایش در آن تیم سایر یاران را به وجد می آورد. باور نکردنی بود ولی با توجه به دوسال حضور موثر او در پاریسن ژرمن این تیم به موفقیت خاصی دست نیافت !
البته ناکامی او در این تیم فرانسوی با کسب قهرمانی جام جهانی 2002 کره و ژاپن محو شد , چنانکه رونالدینهو ی 21 ساله عضو 11 نفره ی اصلی تیم بود و اکثر ضربات پنالتی را هم خودش می زد.او به دلیل حضور بازیکنانی چون رونالدی و ریوالدو به نوعی هافبک بازی ساز به شمار می رفت و حقا که خوب از پس این مسئولیت برآمد .
در دیدار مقابل انگلستان او تک ستاره ی آبی پوشان در آن بازی بود. گل اول برزیل را از فاصله ای در حدود 35 متر به تور دروازه ی دیوید سیمن چسباند و بازی طلایی اش را در نیمه ی دوم تکمیل کرد. پا عوض کردن اش اشلی کول را سرگردان کرد سپس بدون خود خواهی پاسی را به ریوالدو داد و چپ پای هنرمند برزیل باخت 1 بر صفر برزیل را به برد 2 بر 1 تغییر داد.
در نهایت برزیل برای پنجمین بار قهرمان جام جهانی شد , بنابراین او در این سن به بزرگترین آرزوی یک فوتبالیست حرفه ای رسید
او در حال حاضر بازيكن منچستر سيتي است.

زندگی نامه فابرگاس

زندگی نامه فابرگاس
ستارگان فوتبال اروپا
یوفا: سس فابرگاس در 4 مِی سال 1987 میلادی در آرنا دِمار ایالت کاتالونیای اسپانیا متولد شد.
فوتبال حرفه ایش را از تیم ب بارسلونا شروع کرد.وی با تیم زیر 17 سال اسپانیا قهرمان جام جهانی زیر 17 ساله های جهان شده است.
او در این جام به عنوان بهترین بازیکن و بهترین گلزن انتخاب شد.هنگامیکه او تنها 16 سال بیشتر نداشت با مبلغ قرارداد 2.25 میلیون یورو به انگلیس رفت تا فوتبال حرفه ایش را در آرسنال دنبال کند.
او در حالیکه 16 سال و 177 روز داشت به عنوان جوانترین هافبک تاریخ باشگاه آرسنال به میدان رفت.او در اولین بازی اش که در تاریخ 23 اکتبر سال 2003 بود برای آرسنال خوش یمن بود و آرسنال در آن روز بعد از تساوی 1-1 موفق شد در ضربات پنالتی در جام حذفی انگلیس به پیروزی برسد.
نبوغ بعدی وی هنگامیکه بود که پای وی در برد 5-1 آرسنال مقابل ولورهمپتون به گل باز شد.وی نگاه ها را هنگامیکه که در جام خیریه انگلیس در برابر منچستر یونایتد به میدان رفت به خود اختصاص داد.آرسنال در آن بازی 3 بر 1 پیروز شد.
هنگامی او در لیگ برتر به میدان رفت تا جای خالی پاتریک ویرا را پر کند.در آن بازی آرسنال در خارج از خانه اورتون را 4 بر 1 در هم کوبید.سس به عنوان بازیکن فیکس در بازی بعد و بعد تر به میدان رفت.اولین گل لیگ برتری وی در مقابل بلک برن بود که آرسنال با نتیجه 3 بر صفر بازی را به سود خود به پایان رساند.
متاسفانه پاتریک ویرا از بند مصدومیت رها شده به ترکیب اصلی بازگشت و جای سس جوان را گرفت و وی به نیمکت ذخیره ها روانه شد.اما چند بازی بعد وی در کنار پاتریک ویرا به میدان رفت.چند بازی بعد در حالیکه پاتریک ویرا غایب بود وی در جام باشگاه های اروپا در مقابل پاناتینایکوس به میدان رفت و آن باری با حساب 2-2 به پایان رسید و اولین بازی وی در جام باشگاه های اروپا انجام شد.
وی در آن سال اولین جام قهرمانی خود به همراه آرسنال را در جام حذفی انگلیس کسب کرد.
تابستان سال بعد پاتریک ویرا به یوونتوس پیوست و راه را برای این جوان اسپانیایی کاملاً باز گذاشت.وی با درخشش در بازی مقابل یوونتوس در جام باشگاه های اروپا که با گلزنی و گل سازی او برای آنری همراه بود، آرسنال را با نتیجه 2 بر صفر به پیروزی رساند و نگاه مردم و رسانه های جهان رو به خود جلب کرد.
آرسنال در آن سال با بازی های او نائب قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.وی به تیم ملی اسپانیا دعوت شد و اولین بازی اش را مقابل لیختنشتاین که با حساب 4 بر صفر به نفع اسپانیا به پایان رسید را انجام داد.
سِس هم اکنون علی رقم سن کم ، از رکن های اصلی آرسنال به حساب می آید و همگان بر این باورند که آینده ای درخشان تر در انتظار اوست.

منبع: یوفا

زندگی نامه فرانک لمپارد

زندگی نامه فرانک لمپارد
ستارگان فوتبال اروپا
یوفا: فرانک جمیمز لمپارد جونیور متولد 25 ژوئن 1978 در رامفورد انگلستان . او فرزند فرانک لمپارد سینیور مدافع سابق انگلیس و بازیکن پیشین تیم وستهام یونایتد . مادر او نیز از یک خانواده معروف فوتبالی است .

لمپارد در سال 1994 به عنوان کار آموز به باشگاه وستهام یونایتد پیوست . همان باشگاهی که پدرش دستیار سرپرست آن بود و در سال 1995 به طور رسمی با این باشگاه قرار داد بست . در اکتبر سال 1995 به تیم سی سیتی قرض داده شد و در همان باشگاه در نخستین بازی لیگ خود شرکت کرد و یک گل به ثمر رساند و در ژانویه سال 1996 دوباره به وستهام بازگشت . لمپارد بازیکن ثابت تیم جوانان وستهام بود و در کاپ قهرمانی جوانان 1996 کاپیتان تیم شد .

در سال 1998 لمپارد به تیم بزرگسالان وستهام پیوست و در کنار بزرگانی چون ( جوکول ) ، ( مایکل کاریک ) و ( ریوفردیناند ) به یکی از مهرهای با ارزش این تیم بدل گشت .

لمپارد در 15 می 2001 با یازده میلیون پوند به باشگاه ثروتمند چلسی نقل مکان کرد . او در فصل نخست حضور خود بازیکن فیکس تیم بود اما در فصل دوم حضورش تحت شعاع بازی خوب ( جیانفرانکوزولا ) قرار گرفت و افت کرد اما با آمدن آبراموویچ ملیاردر معروف روسی به باشگاه ، لمپارد دوباره شکوفا شد و خود را به عنوان بهترین هافبک تیم شناساند .

در سال 2004 ، 2005 لمپارد توانست در همه 38 بازی لیک بازی کند و 13 گل به ثمر برساند و با تیم چلسی قهرمان لیگ برتر شود . بازی او آنقدر زیبا بود که ( کارلوس البرتو ) و ( یوهان کرایف ) بازکنان مطرح جهان هر دو او را ستودند و لمپارد را بازیکن برتر جهان خواندند لمپارد موفق شد در آن فصل جایزه فوتبالیست سال FWA را از آن خود کند . او در سال بعد بهتر ظاهر شد به طوری که خوزه مورینیو ( مربی آن دوران چلسی ) او را بهترین بازیکن دنیا لقب داد .

لمپارد در سال 2003 با ( النارایوز ) ازدواج کرد و ثمره این ازدواج یک دختر به نام ( لوناکوکو پاتریشیا لمپارد ) است ، لونا 22 آگوست سال 2005 به دنیا آمد . چندی پیش فرانک اظهار داشت که او و والنا در انتظار دومین فرزند خود به سر می برند . فرانک لمپارد در حال فراگیری زبان اسپانیایی است که به گفته برخی به خاطر احتمال پیوستن او به لالیگا اسپانیاست . ولی لمپارد اظهار کرد که آموزش زبان اسپانیایی او صرفا دلایل خانوادگی دارد ، زیرا انارایوز اسپانیایی است و او دوست دارد دخترشان و البته کودک آینده آنها دو زبانه بزرگ شود .

لمپارد در ماه های سپتامبر و اکتبر سال 2005 در مسابقه گل برتر روزنامه THE SUN حضور داشت . در جولای سال 2006 THE SUN کتاب زندگینامه لمپارد با نام ( همه چیز از فرانک ) را به صورت دنباله دار به چاپ رساند . این کتاب اسرار زندگی خانوادگی و خصوصی فرانک لمپارد و عکس العمل هایش را نسبت به نا امیدی های جام جهانی افشا کرده است .

لمپارد تا کنون توانسته است با چلسی 2 بار قهرمان لیگ برتر شود ، در نوامبر سال 2005 به عنوان دومین فوتبالیست برتر اروپا شناخته شد و جایزه فوتبالیست سال قاره خود را به هافبک برزیلی ( رونالدینیو ) سپرد . یک ماه بعد رنالدینیو عنوان بازیکن سال دنیا را از آن خود کرد و بار دیگر فرانک لمپارد به مقام دوم بسنده کرد .

منبع:یوفا

باشگاه آرسنال

باشگاه آرسنال

انگلستان
باشگاه فوتبال آرسنال در سال 1886 در محله وول ویچ واقع در جنوب شرقی لندن شکل گرفت. پس از انتقال باشگاه به هایبری واقع در شمال لندن در سال 1914، آرسنال به عنوان نام تیم آنها برگزیده شد. باشگاه لندنی در سال 1891 حرفه ای شد و در سال 1904 به دسته یک راه یافت.

توپچی ها تا انتهای فصل 05-2004، 79 فصل متوالی در لیگ یک و لیگ برتر حضور داشته و موفق به کسب 13 قهرمانی شده اند.

آنها با جرج گراهام 6 جام مهم را در نه سال ( 87-1986 تا 95-1994 ) فتح کردند.

در سال 1996، آرسن ونگر فرانسوی هدایت توپچی ها را به عهده گرفت.

در کنار او آرسنال توانست به سه عنوان قهرمانی در سال های 1998، 2002 و 2004 دست یابد.

آرسنال فصل 06-2005 توانست با انجام بازی های درخشان به فینال جام باشگاه های اروپا راه یابد، اما مغلوب بارسلونا شد و به عنوان نایب قهرمانی این جام رضایت داد. توپچی ها در فصل گذشته لیگ برتر نتوانستند به عنوانی بهتر از چهارمی دست یابند.

نام باشگاه : آرسنال
لقب باشگاه : Gunners توپچیها
سال تاسيس : 1886
رئيس باشگاه : پیتر هیل وود
آدرس :
Avenell road highbury Arsenal Stadium GB -London N5 1BU
+44-20-77044000 : تلفن
+44-20-77044001 : فكس
سايت : www.arsenal.com
ايميل : info@arsenal.co.uk

لباس : اناری

اسپانسر : O2
اسپانسر ورزشي : Nike
ورزشگاه : Highbury

آدرس ورزشگاه :

Avenell road highbury Arsenal Stadium GB -London N5 1BU
ظرفيت ورزشگاه : 38500
ابعاد زمين : 110yd x 73yd

ورزشگاه جدید امارات درست کنار ورزشگاه قدیمی


ركورد حضور تماشاگر : 73295
منشي باشگاه : مایکل ا برین
مدير مطبوعاتي : آماندا داچرتی


افتخارات

1993

1931,1933,1934,1935,1938,
1948,1953,1971,1989,1991,
1998,2002,2004

1987,1993



ركوردها
یک فصل بدون شکست

۴۹ بازی بدون باخت


بهترین گلزن یک فصل :
تد دریک 42 گل فصل 1935-1934

Arsenal's top scorers in the Premier League                                     

Season

player

+

IN lege

1992/93

Ian Wright

30

15

1993/94

Ian Wright

35

23

1994/95

Ian Wright

30

18

1995/96

Ian Wright

23

15

1996/97

Ian Wright

30

23

1997/98

Dennis Bergkamp

22

16

1998/99

Nicolas Anelka

19

17

1999/00

Thierry Henry

26

17

2000/01

Thierry Henry

22

17

2001/02

Thierry Henry

32

24

2002/03

Thierry Henry

32

24

2003/04

Thierry Henry

39

30

2004/05

Thierry Henry

30

25

2005/06

Thierry Henry

33

27

2006/07

Robin van Persie

13

11

2007/08

Emmanuel Adebayor

30

24


بزرگترین خرید :
13 میلیون پوند سال 2000 بوردو

بزرگترین فروش :
نیکلاس آنلکا 23.5 میلیون پوند سال 1999 رئال مادرید

تیری آنری که مبلغ واقعی آن فاش نشد


بیشترین حضور تماشاگر :
73295 نفر در مقابل ساندرلند در مسابقات دسته یک، 9 مارچ 1935

۸۸۳۲۵ نفر در مقابل چلسی۲۰۰۷

برنامه کامل یورو 2008

 

 

                                          کلیک کنید    برنامه کامل یورو2008

 

نحوه خود هیپنوتیزمی

 

مقدمه:

تعلق و وابستگي به جسمانيت وعادت کردن به آن ، دليل بسياري از مشکلات روحي يا حتي از دست دادن لذتهاي بي نهايتي است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولين مرحله و گام در رسيدن به عالم آرامش و در واقع رسيدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .
مقاله زير آموزش ساده ترين نوع خود هيپنوتيزم به عنوان Relaxation ، مقدمه اي براي کنترل ذهن ، راز اصلي تمرکز قوا و حذف تنشهاي غير ضروري و زيانبار بدن است .

 

 


مراحل يازده گانه:

1>شروع خواب مصنوعي> مکاني ساکت و دنج پيدا کنيد ، آرام روي صندلي اي راحت بنشينيد و يا در جايي نرم دراز بکشيد (گذاشتن موسيقي اي آرام يا صداي طبيعت مي تواند کيفيت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشماريد به طوريکه شماره ها يک در ميان با دم و بازدم تنظيم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسي عميق بکشيد و 15 ثانيه نگهداريد سپس با شماره 9 بيرون دهيد و همينطور الي آخر. . . در ضمن تصور کنيد لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگينتر مي شود.

2>رها سازي پاها> ابتدا پاي راست خود را از انگشتانش تا کمر(يا تا زانو)در ذهن مجسم کنيد . آن را احساس کنيد و در ذهن خود تصور کنيد که تمام اجزاي آن مثل خمير شل ، گرم و سنگين شود ؛ سنگين سنگين ،اين کلمه را 5 بار تکرار کنيد ؛ وارد جزئيات شويد و سعي کنيد به ترتيب عمل کنيد يعني به خود القا کنيد که پاي راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگين و گرم شده اند بعد همينطور پاي چپ(براي اينکار مي توانيد در ذهن خود 5 بار به پاهايتان دستور بدهيد که آرام سنگين و گرم شو و بگوييد لحظه به لحظه پاهايم گرمتر و سنگينتر و شل تر مي شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگين و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنيد .)

3>رها سازي تنه> يک نفس نيمه عميق و آرام بکشيد و همه بدنتان را رها کنيد.حالا عضلات شکم ، سينه ، سرسينه ها و پهلوها را رها کنيد ؛ تصور کنيد تمام قسمتهاي بدنتان شل شده اند لذا اين قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگين و گرم شده باور کنيد ، مي توانيد 5 بار ذهني بگوييد از کمر تا کتفم شل و سنگين شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر مي شود .(به تصوير کشيدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده اي مثل خمير يا هر ماده اي که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسيار کمکتان مي کند)

4>رها سازي دستها> منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان مي باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنيد ،دقيقا مانند مراحل قبل ؛يعني تصورکنيد تمام اجزاي دست مورد نظر شل و سنگين شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنيد و 5 بار به خود بگوييد دست چپم شل و سنگين شده است ،آرام و رها .

5>رها سازي کتفها و بازوها> کتفها و بازوهايتان را شل ، سنگين و بدون هيچ انقباضي قرار دهيد (همانطور که با اعضاي قبلي رفتار کرديد) ، مي توانيد تصور کنيد همينطور که بازوهاي شما سنگين، شل و گرم مي شوند به تدريج مثل خميري نرم ، روان به سوي پاهايتان در جريان است .

6>رها سازي سر> حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پيشاني ، گوشها ، ماهيچه هاي زير چشم و موها رسيده است .تصور کنيد اختيار اين قسمتها دست شما نيست و همه شان شل ، گرم ، سنگين و مايع شده اند ؛ رهايشان کنيد و در ذهن ببينيد صورتتان آرام و آسوده شل شده است .

7>چسباندن پلکها> اکنون تصور کنيد پلکهايتان شديداً به هم چسبيده اند ، يعني تصور کنيد آنها را با قويترين چسب دنيا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنيد که نمي توانيد چشمهايتانرا باز کنيد آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهايشان کنيد .

8>پاکسازي آلودگيها> در اين مرحله در ذهن و خيال خود تصور کنيد هوايي زلال و شفاف (ترجيحا قابل رويت) به درون ريه هايتان مي فرستيد به طوريکه اين هوا علاوه بر ريه ها ، به تمام سلولها و اتمهاي اجزاي ديگربدن نيز وارد شده و همه عضلات داخلي و ماهيچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف مي کند و به همين دليل هواي وارد شده سياه رنگ مي شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سياه که در واقع بيماريها ، نقطه ضعفها ، ناراحتي ها و مشکلاتتان است بيرون مي رود . اين تنفس شامل دم پاک و بازدم سياه رنگ را مرتب تکرار کنيد و تصور کنيد که با بيرون رفتن تنشها و بيماريها به صورت دود سياه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر مي شويد و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نيز کمتر مي شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک مي شوند و در واقع تمام سلولهاي بدنتان را پاک و تميز و جوانتر شده مي بينيد .

9>افزايش کيفيت آرامش> تصور کنيد کنار دريا در ساحلي بسيار زيبا يا کنار رودخانه اي جنگلي يا در باغي سرسبز و آرام يا روي تشکي نرم و لطيف يا قايقي راحت در وسط اقيانوسي آرام زير گرماي مطلوب خورشيد ونسيم خنک پرطراوتي(و خلاصه هر مکان و فضاي آرامشبخشي که بودن در آنجا را دوست داريد )دراز کشيده ايد ؛ احساس کنيد که نسيم دريا يا صداي آب شما را آرام و آرامتر مي کند ، خورشيد به صورت حرارتي مطبوع بر شما مي تابد و بدنتان را نوازش و گرم مي کند . حالا در ذهن بگوييد لحظه به لحظه آرامتر مي شوم ، دستهايم ، پاهايم ،کمرم ،سينه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگين و سنگين تر مي شوند .دست چپم ، سنگين شده سنگين سنگين ، دست راستم شل و آرام شده سنگين سنگين ، گرم گرم ؛ هر نفسي که مي کشم مشکلات ، تنشها ،بيماريها و انقباضها از بدنم حذف ميشود و من آرام و راحتم ، پاهايم ، سينه ام و سرم سنگين و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و اميدوار .(دقت کنيد که تکرار اين کلمات و تصور کردن دوباره اجزاي بدن به صورتي آرام در افزايش کيفت آرامش شما بسيار مهم است).

10>تلقين خواسته ها> اين مرحله ، مرحله تلقين دقيقتر آمال است ؛ هر چه مي خواهيد و هر آرزوئي که داريد به صورت جمله اي کوتاه در ذهن خود بيان کنيد مثلا بگوئيد من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر مي شوم يا من در درسها يا کارم موفق هستم ،يا من ثروتمندم ،يا من سالمم . حتما اين جملات را به زبان حال (نه اينکه از اين به بعد مي خواهم باشم)و با ساختاري مثبت بيان کنيد (ا زکلمات منفي و کلمه نه خودداري کنيد) . جملات را چندين بار تکرار کنيد و تصور کنيد که به هدف خود رسيده ايد .دوستان را ببينيد که برايتان شادماني مي کنند ، صداها را بشنويد که به شما تبريک مي گويند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده مي بوسند و موفقيتتان را تبريک ميگويند ، احساس بسيار بسيار خوبي داريد .خوش به حالتان.

11>بيدار شدن از خواب مصنوعي> آرام آرام از 1 تا 10 بشماريد ، با هر شماره تنفس را تندتر کنيد کوتاه و سريع ، و به خود بگوييد وقتي به 10 رسيدم چشمهايم را باز مي کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژي . انگشتان پاي راست را تکان بدهيد ، آنگاه انگشتان پاي چپ ،ساق پاي راست و ساق پاي چپ ؛رانها را به حرکت درآوريد ؛ پاها را بالا بياوريد ؛ دستهايتان را تکان دهيد ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنيد ، تکان بخوريد ، شاد و سر حال چشمها را باز کنيد و بعد از 30 ثانيه بنشينيد با اين عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال مي کنيد .( تذکر مهم اينکه در مرحله 11 حتما با تلقين معکوس ، حالت سنگيني و کرختي بدنتان را حذف کنيد مثلا بگوييد پاي چپم سبک شده ، دمايش عاليست و راحتم ، همچنين حتما تلقين کنيد من بعد از بيداري شاد و سرحال و پر انرژي مي شوم ، تمام اعضاي بدنم در حالت عادي راحتتر و پر انرژي اند.)

 


نکاتي بيشتر:

> تقسيم کردن بدن به اجزاي بيشتربدين منظور است که عمل تن آرامي به آساني امکانپذير شود .زيرا مغز فرمانهاي جزئي را سريعتر از فرمانهاي کلي به اجرا مي گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنيد تا به مرحله مفيد و موثر تن آرامي برسيد.

> مثالها ، ترتيب و جملاتي که در اين مراحل آورده شده بود بي شک ثابت نيستند ؛ بخصوص در مراحل 8 ،9 و 10 تا آنجا که مي توانيد قوه تخيلتان را به کار بگيرد .طبيعتا پس از انجام يکي دو بار مي توانيد متناسب سيستم روحي ، جسمي و نيازهاي خود آنها را تغيير دهيد و سعي کنيد تمام مراحل را براي خود سفارشي(Customize)کنيد .

> با توجه به تکنيکهاي NAC (علم تداعي عصبي شرطي ) در ابتداي مرحله 11 که شروع به برگشت به حالت عادي مي کنيد در ذهن خود تصور کنيد مثلا دست چپتان را مشت کرده ايد . بعدها در مواقع ضروري ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشين و محيطي شلوغ يا پرتنش که شما اين کار يعني مشت کردن دست چپتان را انجام دهيد و چشمهايتان را ببنديد ، بلافاصله احساس آرامش مي کنيد و امواج آلفا ، مغز شما را شاد مي کنند.

> در ضمن ذکر اين نکته نيز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نيست که آنها را به زبان بياوريد بلکه بايد طوري بيان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فرياد کند.

> مي توانيد جملات مورد نظر را با تنظيم زمانبندي مناسب ،همراه موسيقي اي ملايم بر روي يک نوار کاست ذخيره کرده و از آن در حين انجام دادن مراحل استفاده کنيد .

> مسلما رفتن به حالت Relaxation و اعمال مشابه براي عوض کردن اجتماع يا آدمهاي اطرافتان نيست بلکه روشي است تا شما را با روحتان آشتي دهد و قدرتهاي نامتناهي اي که خداوند متعال در اختيارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوسيله آنها بتوانيد در برابر محيط ، موقعيتها ، فرصتها و افراد پيرامونتان بهترين تصميم و عکس العمل را به کا بنديد ...

 

Farewell

ديدن آرامش و شادي ديگران هميشه براي من انرژي بخش است
لذا با آرزوي رها شدن همه انسانها از بندها و زنجيرهايي که در واقع خود به جسم و روح خود کشيده اند شما را به يگانه منبع بي نهايت انرژي ، ايزد بزرگ ، مي سپارم...
تا خود نخواهيد هيچ تغييري رخ نمي دهد ...
اميدوارم در نهايت آرامش و اطمينان باشيد درحالي که سرشار از انرژي ، نشاط و اشتياق هستيد...

احضار ارواح........×××........(×_×)

بهترین کاری که می شود برای ارواح کرد طلب آمرزش برای آنها است

ارواح انسان بد بعد از مرگ انسان به مکانی بسیار سرد و تاریک در عالم روحی می روند ودر آنجا ارواح نیک به آنها آموزش میدهند که خوب شوند در صورت خوب شدن ارواح انها به محل خوبی می روند در صورت خوب نشدن در کالبد شخصی که می خواهد متولد شود حلول می کنند این موضوع را روحشناسان معتقد به تناسخ از ارواح دریافت کرده اند ( ذكر فاتحه يادتون نره)

 آموزش احضار روح
روش اول:همگی دور یک میز دایره ای شکل بنشینید که چوبی باشد و سه پایه هم داشته باشد و تعداد نشستنگاه ار 2 تا 6 نفر باشد حروف الفبا را جدا جدا تهیه کنید و بطور دایره به اطراف میز بچسبانید و ارقام را هم از یک تا ده جدا جدا زیز همان حروف الفبا بنویسید بعد هم کلمه بلی یا خیر را هم نوشته بمیز بچسبانید بلی یا خیر باید در دور میز مقابل هم چسابنده شود .
بعد بک لیوان ابخوری سبک در مرکز دایره میان بلی وخیر وارونه بگذارید. حاضرین بشکل دایره دور میز بنشینند و هر یک انگشت سبابه دست راست خود را به اطراف لیوان بچسباند بدون فشار. محل بوسیله نور خفیف و یا لامپ قرمز کوچکی روشن شود.
یکی سوره فاتحه یا دعایی را بخواند موسیقی ارام بدون مانع است قبل از جلسه حاضرین مدت ربع ساعت در خلسه و سکوت وتفکر دزباره ارواح باشند و هر گونه فکر دیگری را از خود دور کنند.
در این هنگام که لیوان شروع به حرکت میکندیا صدای ضربه میاید ارواح حاضرند.
رییس چلسه نام روح را میپرسد وفنجان شروع به حرکت بطرف نام ان روح میکند بترتیب حروف اسم
بعد هم سوالهارا بپرسید
***************************

احضـــــــــــــــار روح


    
    آيا تاكنون نام (وي‌يا) يا تخته احضار روح را شنيده‌ايد؟ تخته و يا كاغذي كه روي آن حروف الفبا نوشته شده است و بعضي از انسان‌ها از طريق آن با ارواح صحبت و آنها را احضار مي‌‌كنند. حرف و حديث‌ها درباره (تخته وي‌يا) بسيار است. بعضي‌ها اصلا قدرت اين تخته را واقعي نمي‌‌دانند و به آن اعتقادي ندارند ولي بعضي‌ها معتقدند (وي‌يا) واقعا مي‌‌تواند روح را به محل مورد‌نظر بكشاند و انسان به واقع قادر است با ارواح ارتباط برقرار و حتي از آنها اطلاعات بگيرد. (وي‌يا) از دو كلمه (وي) كه به زبان فرانسه به معناي (بله) است و (يا) كه در زبان آلماني به همين معنا مي‌‌باشد، گرفته شده است. وجه تسميه اين وسيله به اين خاطر است كه روح اغلب با اشاره به كلمه (بله) يا (خير) كه روي اين تخته نوشته شده است، به احضار كننده پاسخ مي‌‌دهد. نظريه‌ها درباره تخته (وي‌يا) متفاوت است. برخي مي‌‌گويند اين وسيله بي‌‌نهايت خطرناك است و مي‌‌تواند مدخلي براي ورود ارواح خبيث و ماندگار شدن آنها در خانه ما شود. دسته ديگر از مردم معتقدند (وي‌يا) تنها زماني خطرناك مي‌‌شود كه افراد بي‌‌تجربه و بي‌‌اطلاع با آن به احضار روح بپردازند و (مديوم)‌هاي مجرب مي‌‌توانند از اين وسيله استفاده‌هاي خوبي ببرند و بالاخره دسته سوم مي‌‌گويند (وي‌يا) هيچ خطري ندارد و ضرري نيز به كسي
نمي‌‌رساند. ولي كدام دسته درست مي‌‌گويند. واقعيت اين است كه شصت و پنج درصد كساني كه از اين وسيله استفاده كرده‌اند از كار خود پشيمان هستند. تقريبا تمام رهبران مذهبي دنيا با هر دين و مذهبي شديدا مخالف احضار روح و به ويژه استفاده (وي‌يا) هستند و بسياري از محققين مسائل ماوراءالطبيعه نيز تخته وي‌يا را وسيله‌اي خطرناك مي‌‌دانند كه مردم بايد به شدت از آن اجتناب كنند. (براد استينجر) يكي از سرشناس‌ترين نويسندگان موضوعات متافيزيكي موكدا اظهار مي‌‌دارد كه كسي نبايد از تخته (وي‌يا) استفاده كند و يا حتي آن را در خانه خود نگه دارد. او در مقاله‌اي تحت عنوان (مادران! نگذاريد فرزندانتان با وي‌يا بازي كنند.) از دختر هفده ساله‌اي سخن به ميان مي‌‌آورد كه كار با (وي‌يا) عواقب تلخي برايش به همراه داشت. او مي‌‌نويسد: (دخترك فكر مي‌‌كرد مي‌‌داند چطور با اين وسيله با ارواح ارتباط برقرار كند ولي متاسفانه اعتقاد مقدس مذهبي را براي حفاظت در برابر تاثيرات شوم آن فراموش كرده بود.)
    (ديل كاكزمارك) موسس سازمان تحقيقات مربوط به روح مي‌‌گويد: (قويا توصيه مي‌كنم كه از وي‌يا استفاده نكنيد.) و در مقاله (وي‌يا اسباب‌بازي نيست) اظهار مي‌دارد كه در اغلب مواقع ارواحي كه از طريق وي‌يا با انسان‌ها ارتباط برقرار مي‌كنند، ارواح خبيث و گناهكار هستند.
    (هانس هانرر) يكي از محترم‌ترين و معروف‌ترين محققان مسائل ماوراءالطبيعه در كتاب خود تحت عنوان (تخته وي يا؛ دريچه‌اي به سوي مكنونات) نسبت به استفاده از وي‌يا هشدار مي‌دهد و مي‌نويسد: (به آن دسته از كساني كه مي‌خواهند تخته وي‌يا را به خانه ببرند و به احضار روح بپردازند، نصيحت مي‌كنم در تصميم خود تجديدنظر كنند، زيرا هميشه اين امكان وجود دارد (هر چند اندك) كه شخص احضاركننده آماتور در حقيقت يك مديوم باشد و خود از اين موضوع اطلاع نداشته باشد. در اين صورت اين تخته، وسيله ساده‌اي بر احضار واقعي روح مي‌شود. روحي كه بعدها تمام شخصيت آن مديوم را در دست مي‌گيرد و در شرايط خاصي در جسم او حلول مي‌كند و در اين هنگام هيچ كنترلي در دست خود آن مديوم نيست و هر اتفاقي امكان‌پذير است.)
    بسيار بوده‌اند كساني كه وي‌يا را به شوخي گرفتند و به تجارب تلخ و شومي دست يافتند. يكي از اين افراد مي‌گفت: (فكر نمي‌كنم كسي به اندازه من از وحشتناك بودن وي‌يا اطلاع داشته باشد. مدت‌ها پيش وقتي من سيزده ساله بودم، تجربه تلخي از آن داشتم. خلاصه بگويم من با خود شيطان روبه‌رو شدم.) و فرد ديگري مي‌گفت: (هيچ ترديدي ندارم كه تخته وي‌يا يك دريچه باز به دنياي ارواح است. بايد بگويم روحي كه ما با وي‌يا احضار كرديم به جسم مادر دوستم رفت. واقعا وحشتناك بود.)
    
    تجربه عجيب
    يك روز دوست همكارم (لورا) از من خواست همراهش به فروشگاه و دفتر يك فالگير بروم. من هم كه تا آن زمان به چنين جايي نرفته بودم قبول كردم و با اتومبيل او به راه افتاديم. وقتي به فروشگاه رسيديم لورا داخل دفتر رفت تا در خصوص مسائل خصوصي با فالگير مشاوره كند. من هم در قسمت فروشگاه ماندم و به لوازم گوناگوني كه اغلب مربوط به كف بيني، فال و... بود نگاه كردم. وسايل جالبي آن جا پيدا مي‌شد. ناگهان چشمم به يك گوي بلورين افتاد كه بسيار زيبا بود. تصميم گرفتم آن را بخرم. دسته چكم را بيرون آوردم و يك برگه از آن را پر كردم و كندم البته براي خريد با چك بايد به فروشنده كارت شناسايي نشان مي‌دادم. من هم گواهينامه رانندگي‌ام را از كيف پولم بيرون آوردم و به او نشان دادم و درست مثل هميشه دوباره آن را با دقت سر جايش گذاشتم. ملاقات لورا با فالگير طولاني شد و من براي اين‌كه سرم را گرم كنم چند بار از اول تا آخر فروشگاه را تماشا كردم. ناگهان براي نخستين بار چشمم به يك (تخته وي‌يا)ي مدور افتاد. شكل عجيبي داشت، انگار مرا به سوي خود فرا مي‌خواند. روي آن دستي كشيدم هيچ اتفاقي نيفتاد ولي احساس مي‌كردم بايد از آن دور شوم. يادم افتاد كه بايد خداحافظي كنم. تا آن زمان تخته وي‌يا نديده بودم ولي در جايي خوانده بودم كه وقتي كارمان با آن تمام مي‌شود بايد بگوييم (خداحافظ) و اين خيلي مهم است. دوباره با صداي بلندتري گفتم (خداحافظ.) درست بالاي تخته، يك موبايل آويزان بود. متوجه شدم كه وقتي خداحافظي كردم موبايل تكان خورد. اهميتي به آن ندادم. فكر كردم حتما باد آن را تكان داده است هر چند كه هيچ نسيمي را احساس نكرده بودم. به هر حال به قسمت جلويي فروشگاه رفتم و با فروشنده كمي حرف زدم. چيز ديگري توجهم را جلب كرد و خواستم آن را هم بخرم ولي در كمال تعجب متوجه شدم گواهينامه‌ام در كيف پولم نيست. از خريد منصرف شدم و به دنبال گواهينامه گشتم ولي اثري از آن نبود. بالاخره جلسه ملاقات لورا تمام شد و از آن فروشگاه عجيب خارج شديم. بايد دوباره به محل كارمان باز‌مي‌گشتيم چون اتومبيل من در پاركينگ آن جا پارك بود. در طول راه بازگشت، با اين‌كه تمام شيشه‌ها كاملا بسته بودند و راديو هم روشن نبود ولي صداي هياهومانندي در فضاي اتومبيل مي‌پيچيد به طوري كه براي شنيدن حرف‌هاي يكديگر بايد تقريبا داد مي‌زديم. لورا كه حسابي تعجب كرده بود، گفت: (چرا اين طوري شده است؟) گفتم: (حتما باد است.) ولي او جواب داد: (نه من صدايي شبيه به صداي فلوت يا سوت مي‌شنوم.) از حرفش تعجب كردم ولي در همان زمان از سمت راست سرم صداي فلوت به گوشم خورد. برگشتم ببينم كسي آن پشت نشسته است ولي كسي نبود. ترسيدم ولي با تحكم گفتم: (همين الان بس كن.) صداي فلوت و صداهاي ديگر يك دفعه قطع شدند. لورا مي‌گفت تا به حال چنين چيزي را نديده است. من هم نمي‌دانستم آن چه بود ولي هر چه بود تن ما را حسابي لرزاند.به محل كارمان رسيديم و از يكديگر خداحافظي كرديم. من هم سوار اتومبيل خودم شدم و به سمت خانه حركت كردم. در تمام مدت احساس مي‌كردم تنها نيستم و كسي خيره به من نگاه مي‌كند. وقتي به خانه رسيديم داشبورد اتومبيل را باز كردم تا تقويم كارهاي روزانه‌ام را بردارم و در كمال تعجب ديدم گواهينامه‌ام آن جا لاي تقويم است. چطور سر از داخل داشبورد درآورده بود، هرگز نفهميدم. ولي هميشه احساس مي‌كنم اين موضوع و آن صداها به تخته وي‌ياي درون فروشگاه مربوط مي‌شود. وقتي بار ديگر لورا از من خواست همراه او پيش فالگير بروم مودبانه پيشنهادش را رد كردم.
    
    ميز متحرك
    مي‌خواهم داستاني واقعي را تعريف كنم. داستاني كه چند سال پيش براي خواهرم اتفاق افتاد. بايد بگويم تخته وي‌يا آن‌قدر قدرت دارد كه حتي مي‌تواند مبلمان خانه را حركت دهد. خواهرم تعريف مي‌كرد كه يك شب او و دو زن ديگر در خانه يكي از آنها جمع بودند و مي‌خواستند سرشان را با بازي با يك تخته وي‌يا گرم كنند. آن دو زن، مادر و دختر بودند و زن جوان‌تر خود دو فرزند كوچك داشت كه در اتاق خواب خوابيده بودند و در واقع زن مسن‌تر مادربزرگ آن بچه‌ها بود. آنها مي‌گفتند، مي‌خنديدند و از بازي با تخته احضار ارواح لذت مي‌بردند و در كل همه چيز را به شوخي گرفته بودند. ولي ناگهان خواهرم احساس كرد (چيزي) با آنها ارتباط برقرار كرده است. زن جوان‌تر به شوخي گفت: اگر واقعا يك روح در اين خانه است بايد يك جوري خودش را به ما نشان دهد آن هم به طور فيزيكي.
     ابتدا هيچ اتفاقي نيفتاد. زن‌ها به يكديگر نگاه كردند و آماده شدند دوباره همه چيز را به مسخره بگيرند كه ناگهان صداي سنگيني به گوششان رسيد. انگار كسي چيزي را روي زمين مي‌كشيد و حركت مي‌داد. صدايي آرام و مداوم كه از اتاق كناري مي‌آمد ولي در بسته بود و چيزي ديده نمي‌شد. زن‌ها به روي صندلي ميخكوب شده بودند و فقط گوش مي‌دادند. ناگاه چشم‌هاي وحشت‌زده‌شان به در اتاق خيره ماند. در خود به خود باز شد و ميز سنگين چوب بلوط كه در اتاق مجاور قرار داشت، به خودي خود روي زمين كشيده و آرام آرام وارد اتاق آنها مي‌‌شد. كم‌كم سر و صداها بلندتر شدند و حركت ميز به پرتاب بدل شد. ميز تكان‌هاي شديدي مي‌خورد و صداهاي وحشتناكي به گوش مي‌رسيد. مادربزرگ جيغ كشيد و با وحشت به سوي اتاق خواب بچه‌ها دويد چون مطمئن شده بود كه روح عصيانگر در خانه است و ممكن است به بچه‌ها آسيب برساند ولي با صداي جيغ او حركت ميز متوقف شد و همه چيز به حالت طبيعي برگشت. اما اين خاطره هيچ وقت از ذهن آن سه زن پاك نشد. آنها شنيده بودند كه ممكن است يك روح خبيث به سراغشان بيايد ولي آن را باور نكرده بودند. با اين اتفاق زن صاحبخانه تخته وي‌يا را سر به نيست كرد و آن ميز چوب بلوط را نيز دور انداخت.
    
    صداهاي غيرعادي
    سال 1991 بود و من با يكي از هم‌دانشگاهي‌هايم هم‌خانه شده بودم. بايد بگويم دوستم در يك خانه ارواح زندگي مي‌كرد و من بدون اين‌كه بدانم، با او هم‌خانه شدم. اتاق خواب آن خانه در زيرزمين قرار داشت و يك پنجره كوچك در آن تعبيه شده بود تا نور را به داخل برساند ولي همان پنجره هم با يك پشت دري چوبي كاملا پوشيده شده بود به طوري كه وقتي برق خاموش مي‌شد ديگر چشم، چشم را نمي‌ديد.يك شب وقتي داشتم آماده مي‌شدم كه بخوابم، برق رفت. در بسته بود و ذره‌اي نور به داخل نمي‌تابيد. هنوز خوابم نبرده بود و با چشم‌هاي گشاد شده به اطراف نگاه مي‌كردم و البته چيزي نمي‌ديدم. وقتي به ديوار اتاق كه كنار تختم بود نگاه كردم چيز سفيد رنگي را ديدم. به پنجره نگاه كردم گفتم شايد انعكاس نور در آينه باشد ولي هيچ نوري از پنجره نمي‌آمد. از دوستم پرسيدم او هم آن چيز سفيد را روي ديوار مي‌بيند؟ او خواب‌آلوده جواب منفي داد. همان وقت برق آمد ولي چيزي روي ديوار ديده نمي‌شد. از آن شب به بعد هميشه چراغ خواب را روشن مي‌گذاشتيم. دو ماه گذشت و اتفاق خاصي نيفتاد به طوري كه من حادثه آن شب را فراموش كرده بودم تا اين‌كه يك روز يكي از دوستانم را ديدم. او كه به تازگي خانه‌تكاني كرده بود مي‌خواست (تخته وي‌يا)ي خود را دور بيندازد چون مي‌گفت چيز نحسي است و نمي‌خواهد آن را در خانه‌اش نگه دارد. دوستم گفت من تا به حال چند بار صداهاي عجيبي را در خانه شنيده‌ام. مثلا وقتي تنها بودم شنيدم كسي مرا صدا مي‌كند و يا صداي گريه بچه مي‌آيد و ما تصميم گرفتيم تخته وي‌يا را به خانه ببريم و آن را در آنجا امتحان كنيم. آن شب روي كف زيرزمين نشستيم. در اتاق خواب سمت چپ من قرار داشت احساس مي‌كردم چيزي در اتاق خواب است كه حس بدي به من مي‌دهد. به همين خاطر بلند شدم و در را بستم. بعد نشستيم و انگشت‌هايمان را روي تخته گذاشتيم و تمركز گرفتيم و منتظر شديم اتفاقي بيفتد. ولي نشانگر وي‌يا حركت نكرد. پس از چند دقيقه صداهايي را از درون اتاق خواب شنيديم. مطمئن نبوديم چيزي كه مي‌شنيديم واقعيت بود يا خيال. دوباره تمركز گرفتيم و در تمام مدت هر دو به اتاق خيره شده بوديم. صداهاي درون اتاق بيشتر و بيشتر مي‌شد. صداهايي شبيه به زوزه حيوانات وحشي به گوش مي‌رسيد. انگار مي‌خواستند از اتاق بيرون بيايند ولي نمي‌توانستند. ترسيده بودم. آن صداهاي دلهره‌آور گويي تمام خانه را مي‌لرزاند. دوستم بلند شد و به سوي در اتاق رفت و با ترس آن را گشود ولي تنها چيزي كه از آن بيرون آمد موجي از هواي سرد بود. بعد از اين‌كه در باز شد گويي صلح برقرار شد. ديگر صدايي به گوش نرسيد و هيچ اتفاقي نيفتاد. ولي بايد بگويم كار در همان شب تمام نشد. از آن به بعد هر وقت كه برق را خاموش مي‌كرديم يك دسته از هيكل‌هاي سفيد و غبار مانند را همه جا مي‌ديديم. حتي يك بار وقتي دوستم به اتاق خوابش رفت در روشنايي روز ديد كه غبار متراكم و سفيدرنگي بر روي تختش دراز كشيده است. من ديگر طاقت نياوردم و از دوستم جدا شدم و از آن خانه رفتم و با خود عهد بستم ديگر به سمت تخته وي‌يا و احضار ارواح نروم.
    
    منبع: about.com
 
 
***************************
 
آلبرت انیشتین می گوید

مرگ به منزله جواز عبور و مسافرت به جهان های دیگر است

مرگ بسیار شبیه به بیداری ما انسان پس از یک خواب عمیق است

مرگ نوید جاودانگی انسان در مقابل تشویش و نگرانی عدم است

مرگ تولدی است دیگر و تکاملی که تکرار این تجربه را بارها و بارها به صورت انتقال و

تغییر حالت آزمایش و تجربه می نماییم

انسان زنده مانند گنجشکی است که به پایش سنگ بسته اند و نمی تواند پرواز کند و با فرا

رسیدن مرگ آن سنگ باز شده و گنجشک به راحتی پرواز می کند

مرگ یکی از بزرگترین نعمتهای خدای کریم می باشد

موجودات فرا زمینی!!! جن

یوفوها!!!.......................

Sunday, February 24, 2008, 3:48:18 AM | ajayeb2008
 امروز میخوام در مورد موجودات فرازمینی واستون مطلب بذارم راستش من خودمم اولش باورم نشد ولی وقتی خوب در مورد این موجودات که اصطلاحا بهشون یوفو میگن تحقیق کردم به این نتیجه رسیدم که مثل اینکه این موجودات واقعا وجود دارن میگی نه مطلب زیرو بخون:

یوفو چیست ؟

به هر گونه پدیده دیداری در آسمان که قابل شناسایی نباشد شیء ناشناس پرنده یا یوفو گفته می‌شود. مشاهده اشیاء ناشناس پرنده که بیشتر با نام بشقاب پرنده شناخته می‌شوند مدت‌هاست از سوی افراد بسیاری (بیش از شصت هزار مورد) گزارش می‌شود.

اشیای مشاهده شده در آسمان یا در روی زمین را که تعبیر و تفسیر رفتار، حرکت، نمای ظاهری، نورافشانی و سایر ویژگیهایشان در چارچوب دانش ما، مشکل یا غیر ممکن به نظر آید و یا ظاهرا چنان نشان دهد که فناوری آنها نتواند فناوری زمین باشد یوفو (UFO) می‌نامند. کلمه یوفو از ترکیب حرق اول نام انگلیسی این اشیاء یعنی Unidentified Flying Objects، گرفته شده و برابر فارسی آن «اشیای پرنده ناشناخته» است.

 

نگاره‌ای از یک «بشقاب پرنده» که بوسیلهٔ یک چراغ قوه و برنامه کورل درست شده‌است.

              

تصویری از یک «بشقاب پرنده» که بوسیله یک چراغ قوه و برنامه Corel درست شده‌است.

این اشیاء را بشقابهای پرنده، اشیاء مرموز آسمان، اشیاء فضایی نامتعارف و نامهای دیگر نامیده‌اند. این نامها بویژه اصلاح بشقاب پرنده و برداشت مردم از ماهیت و منشأ آن توسط مطبوعات عنوان و منتشر و متداول شده‌است. در جامعه علمی از اصلاح بشقاب پرنده برای اشیاء یاد شده استفاده نمی‌شود، زیرا همه آنها به شکل بشقاب نیستند. اطلاعات جمع آوری شده درباره بشقابهای پرنده در چند دهه گذشته، شامل عکس، مشاهده راداری، شواهد عینی و اثرهای بجای مانده روی زمین یا محیط اطراف محل فرود این شی پرنده، همه دلالت بر وجود آن می‌کنند.

تاریخچه گزارش بشقاب‌های پرنده

در اسناد تاریخی بطور وضوح، مطلبی درباره بشقاب پرنده یافت نمی‌شود، مطالبی که در اسناد تاریخی به عنوان پدیده‌های غیر متعارف نام برده شده‌اند، همان پدیده‌های آسمانی هستند. اگر چه باستان شناسان، در گوشه و کنار جهان، اشکالی را یافته‌اند که تا آنها را به عنوان تصویر سفینه‌های انسان ماورا زمین قلمداد می‌کنند، این برداشتها درست نیست. بشقاب پرنده‌های زیادی در سال ۱۲۷۶ (۱۸۹۷) در آمریکا دیده شده‌اند. مردم آنها را کشتی هوایی (Air ship) می‌نامیدند، که شبیه دیریژابل بودند (Dirigeable) بودند. بشقابهای پرنده به مفهوم امروزی آنها، ابتدا از سال ۱۳۲۲ (۱۹۴۳) تا پایان جنگ جهانی دوم مشاهده شده‌اند که همان فوفایتر (Foo Fighter) آلمانیها بودند.

در روزنامه‌های ۲۲ آذر ۱۳۲۷ (۱۳ دسامبر ۱۹۴۴)، گلوله‌های نقره‌ای شناور در هوا، که متناوبا خاموش و روشن می‌شدند و هواپیماهای شکاری و بمب افکنها را تعقیب می‌کردند، سلاحهای جنگی نازیها معرفی شدند. درست در زمانی که فناوری ساخت موشک و هواپیما به مرحله‌ای رسید که امکان سفرهای فضایی را بطور واقعی متصور کرد، فعالیت بشقابهای پرنده بطور ناگهانی افزیش یافت. روز جهانی بشقاب پرنده را باید ۲ تیر ۱۳۲۶ (۱۴ ژوئن ۱۹۴۷) در نظر گرفت، زیرا در بعد از ظهر این روز بود برای نخستین بار بعد از جنگ جهانی دوم، گزارش مشاهده بشقاب پرنده در مطبوعات ایالات متحده آمریکا چاپ شد و از این روز صحبت بشقاب پرنده میان مردم شایع شد. مشاهده بیش از بیش بشقاب پرنده در کشورهای مختلف جهان در سال ۱۳۲۶ (۱۹۵۷) سبب شد تا این سال را «سال جهانی بشقاب پرنده» نام گذاری کنند.

 

نگاره‌ای از یک شیء ناشناس برفراز میرسبورگ آلمان

                             

  نگاره‌ای از یک شیء ناشناس برفراز میرسبورگ آلمان

 

                                                                                           

مشاهده اشیاء پرنده ناشناس در طول تاریخ

1500 سال قبل از ميلاد : فرعون تاتموس سوم دواير پليد و ناآرام درخشانی را در پهنه آسمان نظاره می کند.

329 سال قبل از ميلاد : اسکندر مقدوني اعلام مي کند که هنگامي که لشگريان وي در حال عبور از رودخانه جاکارتس بودند دو شی پرنده در آسمان ظاهر شده و چندين بار به سمت لشگريانش حمله بردند به طوری که  باعث رم کردن اسب ها و فيل ها و متواري شدن سربازان گرديدند. و سربازان تا روز بعد از عبور از رودخانه منصرف گشتند. آنها اين حادثه را حادثه ای شيطانی که باعث شکستشان خواهد شد پنداشتند.

170 سال قبل از ميلاد : ناوگاني تماشايی از کشتی هاي پرنده در آسمان لانوپيوم مشاهده گرديدند.

99 سال قبل از ميلاد : هنگامی که ليويوس تروسو مشغول خواندن اعلاميه جنگ در ابتداي شروع جنگ ايتاليا بود صداي عظيمی از اسمان شنيده شد و کره اي از اتش در اسمان شمالي در قلمرو اسپولتوم ظاهر می شود که رنگ طلايي دارد. سپس به نظر مي رسد که بزرگ تر شده و از زمين به سمت آسمان مي رود. درخشندگي اش طوري است که خورشيد را تحت الشعاع خود قرار مي دهد. پس از آن به سمت مشرق رفته و ناپديد می شود.

42 سال قبل از ميلاد : از روم گزارش مي رسد که چيزي شبيه به يک نوع سلاح با صدايی عظيم از زمين بر مي خيزد و به اسمان ميرود! (ايا نوعي موشک رويت شده بود يا نوعی سفينه؟)

 70 ميلادي : در 21 ماه May اين سال يک شبح شيطانی در ابعادی باور نکردنی قبل از غروب آفتاب در آسمان ظاهر گشت. نيروهای نظامی شهرها را محاصره کردند و سلاح هايشان را به سمت ّسمان نشانه رفتند.

80 ميلادي : هنگامي که امپراتور روم اگريکولا در سفر اسکاتلند بود در شبی زمستاني شعله هاي عجيبی در آسمان بر فراز جنگل کالدون مشاهده مي کند. تمام آسمان روشن شده بود و زمانی که هوا صاف بود يک کشتی آسمانی هر شب با سرعتی زياد در آسمان پرواز می کرد!

98 ميلادي :هنگام  غروب آفتاب در آسمان رم صفحه ای درخشنده  ظاهر گشت و سپس به سمت مشرق رفت!

398  ميلادي :چيزي شبيه به کره ای سوزان که شمشيری از ان خارج شده بود بر فراز اسمان شهر بيزانس مشاهده شد. به نظر مي رسيد که اين جسم پرنده از بالاترين نقطه آسمان زمين را لمس می کرد. چيزی که تا کنون ديده نشده.

776 ميلادي : افرادی که در بيرون کليسا ايستاده بودند دو صفحه درخشان بزرگ قرمز رنگ را بر فراز کليسا مشاهده کردند که در حال مانور بودند. بسياري از مردم با ديدن آنها وحشت زده شدند و از قلعه فرار کردند!

810  ميلادي : سنت گريگوری به نقل از الکويين منشی و مورخ شارل مگنه و مولف کتاب ويتا کارولی در قسمت سی و يکم کتابش اظهار داشته که در سال 810 هنگامی که از شهر اخن المان دور می شده يک شیء گرد و بزرگ درخشان را در اسمان مشاهده کرده که از سمت شرق به غرب پرواز مي کرده است. اين شیء آنقدر بزرگ بوده که اسبهاي سلطنتی رم کرده و باعث زمين خوردن و زخمي شدن شارل مگنه می شوند!

1235 ميلادي : ژنرال يوريتسوم ژاپنی در روز 24 سپتامبر اين سال در کمپ نظامی خود بود که واقعه ای عجيب روی داد. در هنگام شب و صبح روز بعد نورهايی در آسمان مشاهده مي گردند که مانورهايی را در آسمان انجام مي دادند. ژنرال از طالع بينانی که همراه او بودند علت ان واقعه را جويا می شود و آن ستاره شناسان دانشمند با خونسردی باشخ ميدهند که اين وقايع طبيعی هستند و وزش باد هنگام سحرگاهان باعث می شود ستارگان در آسمان به رقص درآيند!!

1239 ميلادي : 24 جولاي – انگلستان  قبل از دميده شدن ستارگان يک شیء درخشان در آسمان ظاهر شد و به نظر مي رسيد که می تواند بروی هر دو سمت خود پرواز کند. اين جسم بزرگ ابتدا از جنوب به سمت بالا پرواز کرد و فورا با گردشی سريع به سمت شمال پرواز مي کند. ان جسم طوري پرواز مي کرد که به نظر مي رسيد با هر سرعتی که بخواهد می تواند پرواز کند. بدين ترتيب به اعماق آسمان پرواز نمود!

1254 ميلادي : در نميه شب هشتم ماه يک شب پر ستاره ناگهان يک کشتی عظيم در آسمان ظاهر گشت. اين کشتی مجلل با نورهاي رنگی بود. راهبان سنت البان براي مدتی طولانی اين کشتي را مشاهده کردند اما آن جسم از نظر ناپديد شد!

1290 ميلادي : در بايلند يورک شاير شمالي در انگلستان هنگامی که راهب بزرگ و ديگر راهبان مشغول خوردن غذا بودند يک شیء مسطح و دايره ای شکل نقره ای رنگ و درخشان بر فراز کليسا به پرواز درآمد و باعث وحشت راهبان گرديد!

1332 ميلادي : در ساعات اوليه شب در اگزبريچ انگلستان ستونی نورانی در آسمان مشاهده شد. اين شیء از آسمان جنوب برخاست وبا حرکتی آرام به سمت شمال رفت. در جلوی اين شیء عجيب دوکی شکل نوري قرمز رنگ به سمت جلو ساطع می شد. سپس آن جسم سرعت گرفت و در اعماق آسمان ناپديد گشت!

1492 ميلادي : ساعت 10 شب 11 اکتبر کريستوف کلمب و همسفرش پدرو گوتيرز هنگامی که بر عرشه کشتي سانتا ماريا ايستاده بودند شیء درخشانی را در دوردست مشاهده کردند. اين شیء در تمام طول شب چندين بار مشاهده شد و مرتبا بالا و پايين مي رفت. کريستف کلمب قبل از اينکه به خشکي برسد به مدت چهار ساعت شاهد پرواز آن شیء بود.  به نظر او اين نشانه  رسيدن آنها به خشکی بود!

1528 ميلادي : مردم شهر سيژ در اوتريخت هلند با ديدن يک صليب زرد رنگ و پرنده وحشت زده شدند. چرا که آنها تصور مي کردند دشمن به شهر حمله کرده است.

1554 ميلادي : در ساعات 6 تا 8 صبح 10 مارس در فرانسه در اطراف ماه يک نقطه نوراني ديده شد که از خود نورهايی پخش مي کرد و صدايی گوشخراش داشت و مانند نوک يک پيکان به نظر مي رسيد که از يک پهلوي خود به پهلوي ديگر می چرخيد!

1643 ميلادي :11 مارس اين سال وقايع نگاری به نام جان ايولين درانگلستان گزارش مي دهد که :  من نبايد فراموش کنم که چه چيز مارا در شب قبل بی نهايت و حيرت زده کرد. جسمی نوراني مانند ابر و به شکل يک شمشير که نوک آن سمت شمال بود در آسمان مشاهده شد. اين شیء مانند ماه آرام بود و بقيه آسمان نيز صاف و آرام بود. اين جسم ساعت 11 شب تا 1 بامداد در آسمان ديده شد و در نهايت به سمت جنوب انگلستان پرواز نمود!

1700 ميلادي : از تمدن سرخپوستان آمريکا گزارش مي رسد که موجودات انسان گونه درخشانی وجود داشته اند که سرخپوستان را با يک لوله مخصوص!(سلاح اشعه ای) فلج می کردند. و نيز در تاريخ اين سرخپوستان آمده است که برخی از زنان سرخپوست با گروهی از اين مردان ستاره ای ازدواج کرده اند!

1742 ميلادي : يکی از اعضای انجمن سلطنتی انگلستان می نويسد : در 16 دسامبر اين سال من از منطقه جيمز پارک عبور می کردم که ناگهان نوری از پشت درختان و خانه ها از سمت غرب و جنوب به آسمان برخاست که مانند يک موشک بزرگ به نظر می رسيد. وقتي که آن شیء تا 20 درجه از ديد من اوج گرفت به حالت افقي در آمده و به سمت شمال و شرق به پرواز کرد. آن شیء بسيار نزديک به نظر می رسيد و حرکتش آرام بود. من حدود نيم مايل آنرا با چشمانم تعقيب کردم. يک شعله در قسمت عقب آن نمايان بود. انتهای آن مانند رديفی از ميله های آهنين به نظر می رسيد. و در يک نقطه از آن شیء سيلندر مانند دنباله هاي نور ساطع می شد. به طوری که نيمی از طول آن کاملا شفاف به نظر می رسيد. سر آن شیء به اندازه 3 درجه نسبت به قطر آن و دم آن نيز به اندازه سه درجه نسبت به طول تخمين زده می شد.

1790 ميلادي : از فرانسه چنين گزارش شده که در خلال تابستان يک بازرس پليس به نام ليابوف شاهد بود که يک کره نورانی بزرگ بر فراز فارملند در حال پرواز است. اين کره نورانی سپس فرود آمد و مردی از آن خارج شد که به زبانی نا مفهوم سخن می گفت. بعد از اين حادثه آن کره ناگهان منفجر شد و آن مرد نيز ناپديد گرديد! اين واقعه توسط بسياری از مردم ان زمان رويت شده و به خوبی نيز ثبت گرديده است.

1870 ميلادي : اين واقعه از دفترچه ثبت يک کشتی و از قول کاپيتان ان اف.دبليو.بنر نقل گرديده است :

ملوانان کشتی يک شیء خيره کننده شبيه يک ابر را در آسمان می بينند. آن شیء شبيه به يک ابر مدور بوده که يک نيم دايره در درون آن به چهارقسمت تقسيم شده بود. محور مرکزي آن به بيرون زده بود و دوباره به عقب برگشته بود. اين شیء از نقطه ای با زاويه 20 درجه نسبت به افق تا زاويه 80 درجه رفت. سپس در ناحيه شمال شرقی مستقر گرديد و گاهي در نواحی جنوب و جنوب شرقی نيز مشاهده می گرديد. آن شیء در مقابل باد به حالت مورب قرار گرفت و برای مدت نيم ساعت به اين شکل مشاهده شد و در آخر ناپديد گرديد! 

          

مطالعات فوق سری آمریکا

اين تصوير فريمي است متعلق به يك قطعه فيلم معروف و جنجالي به مدت ۲ دقيقه و ۵۵ ثانيه كه توسط فردي كه خود را ((ويكتور)) معرفي كرده است و به صورت مخفيانه از پايگاه فوق سري (گروم ليك )واقع در منطقه ۵۱ مكاني كه به گفته بسياري از محققين مركز ازمايش هاي سري دولت امريكا در رابطه با بشقاب هاي پرنده است خارج شده است. در اين فيلم از يك موجود فرازميني - از نژاد خاكستري ها - تحقيقاتي به عمل مي ايد.

 

   

 

ویکتور اذعان كرد چنانچه هويت اصلي او فاش شود بلافاصله توسط دولت به قتل خواهد رسيد. (ادعاي وي درست بود چرا كه بسياري از كساني كه اقدام به افشاي اين مسايل كرده اند توسط دولت ايالات متحده به قتل رسيده اند.)او به بسياري از شبكه هاي خبري مراجعه كرد تا فيلم را براي عموم پخش كنند. ابتدا به شبكه خبري فاكس Fox TV مراجعه نمود. اما ان شبكه به علت مشكلاتي كه قبلا به خاطر پخش فيلم مستند كالبد شكافي موجود فرازميني برايش به وجود امده بود از قبول ان فيلم سر باز زد. ان مشكلات بخاطر ان بود كه پس از پخش فيلم جنجالي ميان موافقان و مخالفان ان فيلم به پا خاست و باعث شد اعتبار شبكه فاكس در نظر مخالفان صحت فيلم خدشه دار شود. و كمپاني فاكس نمي خواست بار ديگر متهم به دروغ پراكني شود. ضمن ان كه پخش چنين اخباري براي شبكه هاي معروف امريكا خشم دولت ان كشور را برايشان به ارمغان مي اورد.سر انجام شبكه اي مستقل در لوس انجلس به نام Rocket Home Pictures قبول كرد كه در حضور يك كارشناس بشقاب هاي پرنده - ديويد مورتون - ان را براي عموم پخش كند . پس از پخش فيلم مورتون فيلم را براي بينندگان اينگونه تحليل مي كند: 

    فيلم صامت در محيطي نيمه تاريك فيلم برداري شده است. نيم رخ دو مرد نمايان است كه يكي از انها يونيفرمي نظامي با يك درجه ستاره روي اپل شانه اش به تن دارد. و يك نفر ديگر كه صورت خود را پوشانده و دست وي در تصوير مشخص است و به نظر مي رسد كه يك پزشك است. انها در محلي نشسته اند كه سيمها ميكروفونها و وسايل پزشكي در ان اتاق به چشم مي خورد. نورهاي ضعيفي نيز روي يك دستگاه چشمك مي زند كه به نظر ميرسد ضربان يك قلب ضعيف را نشان مي دهند. كل صحنه از پشت يك ديوار شيشه اي فيلم برداري شده است. طرف ديگر ميز موجود كوچك قهوه اي رنگي با سر بزرگ و چشمان سياه وجود دارد كه چهره او براي هزاران نفر از ربوده شدگان اشناست. يك فرازميني! وي سپس با بيان چند نشانه در حركات ان موجود احتمال بيمار بودن ان را مطرح مي سازد. ان گونه كه از چهره ي وي پيداست دچار نوعي ناراحتي نيز مي باشد.

 وي ادامه مي دهد : پوستش صورتي مايل به قهوه ايست اما قسمت سر ان موجود بنفش رنگ است و اثراتي از كوبيدگي روی ان ديده مي شود به طوري كه احتمالا از نوعي ناراحتي در قسمت جمجمه رنج مي برد. فيلم ادامه پيدا ميكند و در ادامه شاهد نوعي تشنج شديد در ان موجود مي شويم. در لحظه اي از فيلم دهان ان موجود به خاطر اعمال پزشكان باز شده و مقداري از محتواي اب دهانش به بيرون ميريزد. در اين لحظه دستگاه نمايش ضربان قلب ان موجود ناگهان به طرز عجيبي يك نوسان شديد را نشان ميدهد. در اين لحظه مردي كه لباس نظامي به تن دارد علامتي مي دهد و دو پزشك ديگر بلافاصله به كمك مي ايند. اين قطعه فيلم ناگهان در قسمتي كه پزشكان مشغول مداواي ان موجود هستند به پايان مي رسد

دانشمندان روسي، بقاياي يك سفينه فضايي را يافته‌اند كه ساخته دست بشر نيست

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، يوري لافبن، پژوهشگر روسي و رييس موزه «شهاب‌سنگ تونگوسكا و اجسام فضايي»، از كشف دو ميله فلزي سنگين توسط تيم تحقيقاتي خود خبر داد كه مدعي است، ساخته دست بشر نيست.


روزنامه «الشرق‌الاوسط» ـ چاپ لندن ـ با اعلام اين خبر افزود: اين دو ميله در نزديكي روستاي «واناوارا» كشف شده است؛ يكي از اين ميله‌ها در عمق 5/1 متري و در ميان جسمي يافت شده كه متعلق به يك ستاره دنباله‌دار بوده و ميله دوم نيز در ميان آهن قراضه‌هاي موجود در نزديكي ريل راه‌آهن پيدا شده است.

پيش از اين نيز روس‌ها در سال 1908 ادعا كرده بودند كه در محل سقوط شهاب‌سنگ «تونگوسكا» در سيبری بقايای يك سفينه فضايي را يافته‌اند كه ساخته دست بشر نيست.

ساكنان نزديك به محل سقوط اين شهاب‌سنگ، اين منطقه را بديمن مي‌دانند، اما آنچه كه موضوع را جدي‌تر مي‌سازد، اين است كه دانشمندان نيز وجود برخي چيزهاي بديمن در اين محل را نفي نمي‌كنند، به گونه‌اي كه برخي از اين دانشمندان مي‌گويند، در يكي از مناطق نزديك به محل مذكور در سيبري، عقربه‌هاي ساعت كندتر حركت مي‌كند و اين پديده ناشناخته‌اي است كه هنوز مطالعه و بررسي نشده است. مورد عجيب ديگر در اين محل، مشاهده اشباحي است كه به صورت آشكار حركت مي‌كنند.


دانشمندان مذكور تصريح كردند، آنان با چشمان خود ديده‌اند، افرادي كه از اين محل عبور مي‌كنند، به محض رسيدن به محل مورد نظر، نامرئي مي‌شوند و نمي‌توان آنان را ديد.

یکی از دانشمندان روسي مي‌افزايد:

ساكنان محلي اين منطقه تأكيد مي‌كردند كه آنان پس از جنگ جهاني دوم، در اعماق رودخانه تونگوسكا، يك‌سري قطعات فلزي صيقلي يافته‌اند كه داراي اشکال هندسی منظمی بوده و از ماده سياه‌رنگ عجيبي ساخته شده است. سپس ما به رغم آنكه از آن زمان تاكنون، طبيعت دچار تغييرات بسياري شده است، با اين حال آغاز به جستجو كرديم و سرانجام يكي از اين قطعات را يافتيم كه شكل و رنگ آن با هر ماده خام ديگر فرق دارد.


دانشمندان زمين‌شناسي گمان مي‌كنند كه اين ماده، متعلق به يك سفينه فضايي بوده كه ويژگي‌هاي مغناطيسي ندارد و قادر به تحمل گرمايي تا 3000 درجه و نيز تحمل برخورد با شهاب‌سنگ‌ها است.


اين منطقه كه قطعه مذكور در آن يافت شده و حدود 25 كيلومترمربع مساحت دارد، داراي ويژگي‌هاي خاص و استثنايي است. انسان در اين منطقه نمي‌تواند بايستد، چون احساس مي‌كند حلقه‌اي سر او را مي‌فشارد. در اين منطقه قانون حرارتي نيز صادق نيست، چراكه در روز دماي حرارت هوا به 30 درجه بالاي صفر و در شب به 7 درجه زير صفر مي‌رسد، به گونه‌اي كه آب يخ مي‌زند. سطح پرتوافكني نيز در اين منطقه نسبت به ديگر مناطق 12 الي 15 درصد كمتر از ميزان طبيعي‌اش است. اين دانشمند روسي معتقد است، سفينه فضايي منهدم‌شده، از روي زمين بلند شده است.

وی می‌افزايد: اين سفينه در 30 ژوئن سال 1908، يعني زماني كه انسان هنوز سفينه فضايي نداشت براي منهدم كردن يك ستاره دنباله‌دار 200 ميليون تني بلند شده و آن را در فضاي سيبري منهدم كرده، به اين ترتيب حيات بشر را نجات داده است.


لافبن در پايان مي‌پرسد: آيا اين مخلوقات غيربشري خودشان را فداي انسان كرده‌اند؟؟
گفتني است، عكس‌هاي گرفته‌شده از محل اين انفجار 8 حفره بزرگ را نشان مي‌دهد و مقادير متنابهي نيز اريديوم ـ كه يك ماده فضايي است ـ در اين محل كشف شده است.

قدرت و مانور باورنکردنی یک بشقاب پرنده

در سال 1990 یک بشقاب پرنده مثلثی شکل در شرق بروکسل ظاهر شد و پس از مشاهده ی آن دو فروند جنگده ی اف 16 برای تعقیب آن اعزام شدند. اما متاسفانه این تعقیب و گریز بدون نتیجه پایان یافت.در حین این عملیات حادثه بسیار حیرت انگیزی رخ داد:

خلبانانی که بشقاب پرنده را تعقیب می کردند اظهار داشتند که آن در مدت زمان یک ثانیه از ارتفاع 7000 فوتی (2000) به ارتفاع 600 فوتی (180 متری) سقوط کرد و در آن ارتفاع به پرواز خود ادامه داد!!!

این تغییر فشار ناگهانی فشاری برابر 40 جی (40 هزار برابر جاذبه ی زمین) به بشقاب پرنده وارد می کند. {جالبه بدونیم حداکثر فشاری که فضانوردان تا به امروز تجربه کرده اند 6/3 جی بوده که تازه به تدریج بر اونها وارد می شده نه یک باره و در عرض یک ثانیه! }

دانشمندان و کارشناسان با تحقیقات آزمایشگاهی پیش بینی می کنند که اگر دانش بشری بسیار پیشرفت کند و بتواند شرایط اضطراری را مهیا کند انسان قادر خواهد بود 8 جی فشار را تحمل کند.{در این فشار بدون تهیه شرایط و تجهیزات پیشرفته تمام ارگان ها داخلی بدن انسان از هم می پاشد و متلاشی می شود.}

کارشناسان می گویند : از نظر مقاومت فلزات در برابر فشار هیچ هواپیمایی قادر نیست بیشتر از 15 جی فشار را تحمل کند که آن هم مستلزم تجهیز بدمه ی هواپیما با آلیازی است که تا کنون ساخته و آزمایش نشده است.در عین حال مشاهده شده که بشقاب پرنده ها تا 400 جی فشار را هم می توانند تحمل کنند!

از طرفی این تغیر ارتفاع ناگهانی بشقاب پرنده از یک بعد دیگر هم قابل مطالعه است.بشقاب پرنده در زمان تنها یک ثانیه از ارتفاع 7000فوتی به 600 فوتی سقوط کرد. یعنی با سرعت حیرت انگیز 6500 کیلومتر در ساعت!! در چنین سرعتی در اثر برخورد هوا با بدنه ی هواپیما 4500 درجه گرما حاصل می شود. هیچ فلزی نیست که بتواند چنین دمایی را تحمل کند. بدنه ی هواپیما از هر فلزی که باشد اگر در این سرعت پرواز کند بدنه ی آن ذوب می شود. ضمن این که هیچ هواپیمایی تا کنون ساخته نشده که بتواند به چنین سرعتی دست یابد.

 نتیجه...

از موارد فوق می توان دو نتیجه گیری کرد :

1- جنس این بشقاب پرنده از فلزی است که در کره ی زمین یافت نمی شود.

2-سیستم حرکتی آن فوق العاده پیشرفته است به طوری که از ایجاد اصطکاک بین هوا و بدنه ی هواپیما جلوگیری می کند.یکی از فرضیه های جالب در باره ی سیستم حرکتی آنها این است که این بشقاب ها مجهز به مولد پرتوی کاتدی می باشندو مولکولهای هوای اطراف سفینه را یونیزه می کنند. به این ترتیب در اطراف بشقاب پرنده خلاء ایجاد می شود .بنابر این دیگر اصطکاک معنایی ندارد و سفینه می تواند با سرعت سرسام آوری به حرکت در بیاید.در واقع با این کار بشقاب پرنده یک سپر نامرئی در مقابل هجوم ذرات هوا برای خود می سازد.  

درست در وسط سال شمسی یعنی پازدهم مرداد ماه همین امسال مردم شمال روسیه گزارش یه بشقاب پرنده را دادند. عده ی زیادی اعلام کردند که فرود یک شیء عجیب را در یکی از مزارع بیرون شهر دیده اند.پلیس گروهی را برای بررسی موضوع به مزرعه ی مذکوره فرستاد تا آنها اولین افرادی باشند که شاهد شگفت انگیز ترین منظره عمرشان باشند.دایره ای بزرگ در وسط مزرعه بوجود آمده و همه پوشش گیاهی زیرش از بین رفته.گیاهانی که در اطراف دایره بودند نیز تغییر رنگ دادند. از آنجا که امروزه پرواز هواپیماهای جاسوسی با اشکال مختلف در سراسر جهان رایج است، این واقع برای دولتمردان تعجبی به همراه نداشت. اما آنها می خواستند بدانند این جاسوس از کجا بوده و برای همین منظور تحقیقات عظیمی برای پی بردن به هویت شئی انجام دادند اما معلوم شد این شیء نه تنها از آمریکا نیست بلکه به هیچ نقطه ای از زمین تعلق ندارد. حدستون درسته. تغییر رنگ گیاهان مزرعه نمی تونسته بوسیله هیچ ماده ای بر روی کره زمین باشد .


                                 

عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش

 

 

عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش


ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقتی است که هر شب به تو می اندیشم

به تو آری به تو یعنی به همان منظر دور
به همان سبز صمیمی ، به همان باغ بلور

به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری
که سراغش ز غزلهای خودم میگیری ؛

به تبسم ، به تکلف ، به دل آرایی تو ...
به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو

به نفسهای تو در سایه سنگین سکوت
به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت

به همان زل زدن از فاصله دور به هم
یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است

در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است

یک نفر سبز ، چنان سبز ، که از سرسبزیش
میتوان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است ...

آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست ؛
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟

اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست ؛
پس چرا رنگ تو با آینه این قدر یکی است؟

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش ...
عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود ...

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است
و تماشاگه این خیل تماشا شده است؛

آن الفبای دبستانی دلخواه تویی ...
عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی

********************************

هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد
بیچاره دل ماست که تنهاست هنوز
           
  
 
 
 
 
اینم چند تا عکس ناز 
 
 
        
 
 
 
             
 
 
        

فروشگاه اینترنتی

                                             

 برای سفارش محصولات ما شما میتوانید به روش زیر عمل کنید(فقط از طریق ایمیل)

پرداخت هزینه محصول به شماره حساب سپهر:(به دلایل امنیتی شماره حساب وشماره تلفن خذف شد)

 تهیه عکس از فیش بانکی و ارسال  آن به enic_22@yahoo.com آدرس دقيق خود را نيز ذكر كنيد 

 براي پيگيري محصولات خود با اين شماره در تماس باشيد۰

محصولات:

۱ـ عكسهاي كاملي از شروع باشگاه آرسنال تا به حال شامل  ۲cd قيمت ۲۰۰۰۰ ريال

۲ـcdگلهاي آنري،بركمپ؛ ريس؛ پيرس؛  شامل ۱cd قيمت۱۰۰۰۰ ريال

۳ـگلهاي سس فابرگاس وعكسها به همراه زندگي نامه قيمت ۲۰۰۰۰ ريال

۴ـگلهاي توماس روسچكي وعكسها به همراه زندگي نامه ۲۰۰۰۰ ريال

هزينه پستي شامل مبلغ۵۰۰۰ ريال ميباشد

يك ميني سيدي به صورت هديه روي هر محصول به صورت مجاني داده ميشود كه شامل عكسهاي از ونگر و ورزشگاه هايبري  ورزشگاه امارت از زمان ساخت تابه حال مي باشد.

 ******************

دیگر محصولات:

DVD رستگاری: شامل آداب اسلامی(آداب غذا خوردن.آداب حمام رفتن.آداب ازدواج و آداب افزایش حافظه وعمر .......)  بهترین زمان ازدواج از نظر علم نجوم.و سخن رانی در مورد احکام اسلامی سخنران مرحوم کافی قیمت ۳۵۰۰۰ریال

زندگی نامه امانوئل آدبایور

زندگی نامه امانوئل آدبایور
ستارگان فوتبال اروپا
یوفا: شِی امانوئل آدبایور متولد 26 فوریه 1984 در لومه کشور توگو است.
امانوئل زندگی فوتبالی اش را از زمین تمرینی در لومه آغاز کرد.
در سن 15 سالگی مورد توجه باشگاه متز فرانسه قرار گرفت و وی بدون معطلی بسوی فوتبال حرفه ای در فرانسه حرکت کرد.وی در اولین فصل حضورش در تیم متز دو گل از 9 بازی ای که برای این تیم انجام داد را به ثمر رساند.
در فصل بعد حضورش در این تیم 17 گل از 35 بازی ای که برای این تیم فرانسوی به میدان رفت را به ثمر رساند تا نظر باشگاه های بزرگی همچون یوونتوس و آرسنال را به خود جلب کند.اما تیم موناکوی فرانسه با او به توافق رسید.وی در سال فصل 2004-2003 به موناکو پیوست و با انجام 17 بازی در لیگ 7 گل و در جام باشگاه های اروپا با انجام 10 بازی دو گل به ثمر رساند و به این تیم کمک کرد تا به فینال این بازی ها راه پیدا کند.

سرانجام باشگاه آرسنال حضور امانوئل را در لیگ برتر انگلیس محقق کرد و در 13 ژانویه 2006 با قرارداد 7 میلیون یورویی او را به خدمت گرفت و شماره 25 را که سال های پیشتر بر تن نوآنکه کانو بود را به او داد.وقتیکه با او مصاحبه کردند وی گفت که کانو الگوی من بود به همین خاطر شماره ی او گرفتم.وی همچنین مانند کانو شماره ی 4 را در تیم ملی توگو به تن می کند.این دو بازیکن همچنین شباهت شگفت انگیزی هم از نظر قیافه و هم فیزیک بدنی نسبت بهم دارند!

اولین حضور آدبایور در لیگ برتر انگلیس در ترکیب آرسنال بر می گردد به 4 فوریه 2006 در برابر بیرمنگام که بعد از 21 دقیقه حضور اولین گل خود را نیز به ثمر رساند و آرسنال توانست آن بازی را با حساب 2 بر 0 به سود خود به پایان برساند.امانوئل در اولین فصل حضورش در آرسنال با انجام 10 بازی 4 گل برای این تیم به ثمر رساند.در فصل 2007-2006

با مصدومیت تیری آنری فرصت مناسبی برای فیکس بازی کردن او در تیم آرسنال فراهم شد که گل سر سبد این فیکس شدن گلزنی در برابر منچستر یونایتد در زمین اولد ترافورد شهر منچستر بود که آرسنال با همان تک گل بازی را برد و در ذهن هواداران تیم آرسنال نام او را به یاد ماندنی کرد.

اما بیشترین درخشش امانوئل مربوط می شود به فصل جاری که با گل های او آرسنال پیش می رود و اولین گلزن آرسنال محسوب می شود و نبود تیری آنری را در این تیم کاملاً کمرنگ کرده است.وی در سال 2007 یکی از کاندیدهای بهترین بازیکن قاره ی آفریقا بود.امانوئل با سن و سال پایین آینده ای از این درخشانتر را دنبال می کند.و مطمئناً بعد ها از او بیشتر خواهید شنید.

آدبائور در تیم ملی توگو

آدبائور علاوه بر اینکه در باشگاه هایش موفق بوده ، در تیم ملی کشورش نیز اینگونه بوده است.بطوریکه در حضور تیم توگو در جام جهانی 2006 نقشه عمده ای را بر عهده داشته است و با 11 گل در مرحله ی مقدماتی برای حضور به جام جهانی ، این تیم را عازم این بازی ها کرد.اگرچه تیم توگو نتوانست جواز حضور در مرحله ی بعد از گروهی جام جهانی را کسب کند، اما حضور کشور ناشناخته ای مانند توگو در جام جهانی کار بزرگی است.

دانلود گل

 

 

        

                       گل فابرگاس به تاتنهام